کد مطلب: 6139
تاریخ درج مطلب: پنج شنبه ۱۷ مرداد ۱۳۹۸
شمال شرق افریقا | سید محمد شرف الدین
نگاهی به تاریخ و فرهنگ و سیاست

شمال شرق افریقا

کشورهای مصر و سودان در شمال و در شرق افریقا قرارگرفته اند ولی بگونه قابل تآملی جزء این نامگذاری در ادبیات رسمی جغرافی سیاسی جهان قرار نگرفته اند و این نام را فقط به منطقه شاخ افریقا اطلاق مینمایند. بنده کشور لیبی را هم جزء شمال شرق افریقا میشمارم بدو دلیل: یک در شمال افریقا میباشد و در وسط ان ولی متمایل به شرق.دو در همسایگی مصر و سودان قرار گرفته است و همچو این دو کشور دگرگونیهای بنیادین سیاسی در ان در حال رخدادن است که همسو و همگرا از لحاظ اهداف راهبردی با ان دو کشور میباشد.

مصر از صدر اسلام بنا بود که از خط ولایت اهل بیت علیهم السلام دور باشد. اولین گزینه امیر المومنین (ع) هنگام حكومت ان حصرت برای والی بودن بر مصر قیس بن سعد بن عباده بود که با توطئه های معاویه این منصب را ترک نمود. دومین گزینه حضرت امیر(ع) محمد ابن ابی بکر بود که او هم توسط ارتشی که معاویه بسرکردگی عمر بن عاص تهیه دیده بود در مصر بشهادت رسید. سومین گزینه مالک اشتر بود که قبل از انیکه به مصر برسد توسط معاویه ترور شد. پس از انهم خود امیر المومنین(ع) به شهادت رسیدند. و افسار کار بدست امویون افتاد. در دوران عباسیون ولاه مصر اغلب غلامان ترکی بودند که سامانیان انها را بعنوان هدیه به بغداد میفرستادند. مانند طولونیان و اخشیدیان. در دوران فاطمیون بعلت نفوذ زیاد یهودیان نه بخاطر سازشکاری و مشکوک بودن فاطمیون (انگونه که مورخین دوره مملوکی مانند ابن تغری میگویند) بلکه در پی افسارگسیختگی مدیریت د ر این دوران شیعیان نتوانستند دیدگاهای راهبردی خود را پیاده بنمایند. این ضعف مدیریت و دخالت یهودیان منجر به فتنه داخلی در ارتش فاطمی شد که در پی ان صد ها نفر جان باختند و قحطی رخ داد و وبا فراگیر شد و دولت فاطمی تبدیل به یک لاشه بیجان شد. در اثر این پیامدها سلجوقیان تشیع را از سوریه و از مصر محو نمودند. و صلیبیون تشیع را از ساحل لبنان و فلسطین از بین بردند. پس از ان ممالیک که در دوران ایوبیان و بخصوص در دوران اخرین حاکم ایوبی نجم الدین ایوب خریده شده بودند بطور قابل تاملی توانستند اخرین حمله صلیبی را شکست دهند. کاری که رئیس انها نجم الدین ایوب در زندگی خود نتوانسته بود انجام دهد. و مسئله قابل تامل بیشتر اینکه همین ممالیک توانستند بعدا حمله مغولان به بلاد الشام را در جنگ عین جالوت در شمال فلسطین دفع نمایند. علت اصلی شکست مغولان در جنگ عین جالوت خیانت والی اسیای صغیر از طرف مغولان معین الدین پروانه به انها بود. ولی خود این خیانت قابل تامل است. اورده اند چون مغولان مسلمان نبودند و ممالیک تنها کشور مسلمان در انزمان بودند این خیانت رخ داد. جواب این سخن باین گونه است که دولت مغولان از همان ابتدا توسط مسلمانان امثال نصیر الدبن طوسی شمس الدین جوینی و برادرش عطا ملک جوینی و خود معین الدین پروانه اداره میشد. لذا فر هنگ اسلامی در غربت نبود. ایا هدف از شکست مغولان در بلاد الشام منع گسترش انها بسوی اروپا بود؟ به احتمال زیاد بله. افزون بر اینکه ممالیک یک کاربرد مهم دیگری هم داشتند و انهم تثبیت تسنن در مصر. ولی یک پیامد غیر منتظره رخ داد که بعدا ممالیک را از چشم انداخت. و انهم پیشرفت فقهی و علمی شیعیان در جبل عامل در درازنای دویست سال حکومت ممالیک بر مصر و بر بلاد الشام بود. شیعیان که در دو سده چهارم و پنجم هجری در دمشق حلب طرابلس صیدا صور و قاهره حضور داشتند خود انچنانی از لحاظ فقهی نشان ندادند. ولی همینکه به شرق جبل عامل رانده شدند در درازنای دویست سال در سده های هشتم ونهم هجری رهبری جهان تشیع را در دست گرفتند و وارث مدرسه حله شدند و شخصیتهای فقهی و علمی قابل توجهی بروز دادند و کتابهای گرانسنگی نوشتند. همپیمانی اخرین سلطان مملوکی قانصو الغوری با شاه اسماعیل صفوی علیه سلطان سلیم عثمانی تیر خلاصی بود که ممالیک به خود وارد اوردند. در جنگ مرج دابق که در شمال سوریه بین ممالیک و بین دولت عثمانی رخ داد ممالیک شکست خوردند. اینبار خیانتهای رخ داده علیه ممالیک بود. والی حماه جان بردی غزاله و والی حلب که از طرف ممالیک گماشته شده بودند به ممالیک خیانت نمود ند و به عثمانیان ملحق شدند. د ر پی ان عثمانیان توانستند تمامی بلاد الشام باضافه مصر را بگیرند. ویک موج تازه ای از شیعه ستیزی در این منطقه رخ داد. شیعیان جبل عامل و شیعیان منطقه حلب همه قتل عام شدند. به همین علت سایت اینترنتی داعش دابق نام دا رد. و انهم برای یاد اوری بر از بین بردن اخرین پشتیبان شیعیان و لو بگونه غیر مستقیم یعنی ممالیک. در دوران عثمانیان و در نیمه سده ۱۸ میلادی والی عثمانی مصر علی بیک الکبیر(۱۷۲۸-۱۷۷۳ه) با والی عثمانی عکا شیخ ضاهر العمر که عملا حاکم کل فلسطین بود و با شیخ ناصیف النصار حاکم شیعی جبل عامل (که فامیل الاسعد کنونی از نسل او میباشند) یک پیمان نظامی سیاسی میبندند و در پی ان توانستند بر شهر صیدا در لبنان بمدت تقریبا یکسال تسلط یابند. دولت عثمانی این پیمان را علیه خود شمرد. در صورتیکه رسما یک چنین موضعگیری از سوی همپیمانان اعلان نشده بود. ولی بگونه قابل تاملی یکی پس از دیگری سران این پیمان از بین میروند. علی بیک الکبیر توسط محمد ابو الذهب فرمانده ارتش خود که علیه او قیام مینماید از بین میرود . شیخ ضاهر العمر توسط نیروی دریائی عثمانی از بین میرود. نکته قابل تآمل اینکه نیروی دریائی روسیه که بکمک ناوگان دریائی انگلستان توانسته بود در سال ۱۷۶۹م از تنگه د ردانیل عبور بنماید و در همین زمان قبرص را از سیطره عثمانیها در بیاورد و خودش را پشتیبان علی بیک الکیبر و شیخ ضاهر العمر بنماید هیچ کمکی به علی بیک الکبیر و یا به شیخ ضاهر العمر در برابر حمله عثمانیها به انها نمینماید. در سال ۱۷۸۱م احمد باشا الجزار والی تازه عکا یک حمله ناگهانی غافلگیرانه علیه شیخ ناصیف النصار در جبل عامل انجام میدهد که در ان شیخ ناصیف النصار بطور شتابزده برای دفع حمله الجزار میرود و در این واقعه شهید میشود. در پی ان نیروهای احمد باشا الجزار جبل عامل را درو مینمایند و کوچک و بزرگ را از پای در میاورند و باقیمانده شیعیان جبل عامل اکثرا به ایران پناه میبرند. در سال ۱۸۳۱م والی عثمانی مصر محمد علی پاشا که البانیائی الاصل میباشد فرمانده ارتش خود ابراهیم باشا را بسوی بلاد الشام گسیل میدارد و او هم بمدت تقریبا ده سال فلسطین لبنان سوریه را از سلطه عثمانی در میاورد و خود بر انجا حکومت مینماید. در سال ۱۸۴۰م انگلستان با کمک اتریش و دولت عثمانی تصمیم به اخراج مصریان از بلاد الشام میگیرند. و ناوگانی نطامی را از بندر بیروت وارد لبنان مینمایند همچنین اسلحه بین مردم پخش میشود و نهایتا موفق میشوند که ابراهیم باشا و نیروهای مصری را از بلاد الشام دور نمایند. در اثر ان یک دولت مستقل در بمصر بحاکمیت محمد علی باشا تآسیس میشود که بعدا به ان دولت خدیوی گفته میشود. و این دولت تا سال ۱۹۵۲م یعنی تا تاریخ کودتای افسران ارتش مصر بسرکردگی محمد نجیب و جمال عبد الناصر ادامه داشت. و اخرینشان ملک فاروق بود که از دو نسل قبل لقب خدیو را کنار گذاشته بودند. و همچنین بلاد الشام از تاریخ ۱۸۴۰م زیر سلطه غرب در میاید و عملا از سلطه عثمانی خارج میشود. در سال ۱۸۶۹م کانال سوئز که ابتدا توسط فرانسویها و بعد توسط انگلیسیها کنده میشود راه اندازی میشود. دولت مصر مبلغ هنگفتی را از دولت انگلیس قرض مینگیرد که سهم خود را  در شرکت کاتال سوئز حفظ بنماید. کار به جائی میرسد که تمام اقتصاد و درامدهای دولت مصر در دست شرکت کانال سوئز میافتد. در سال ۱۸۷۸م دو وزیر اروپائی در کابینه مصر عضویت داشتند. همه کارمندان درجه یک در این زمان در مصر اروپائی بودند. در سال ۱۸۸۲م انگلستان ببهانه باز پس گرفتن وامهای خود به دولت مصر این کشور را با پیاده نمودن نیروی نظامی از طریق بندر اسکندریه به اشغال در میاورد. این اشغال تا سال ۱۹۵۶م یعنی هشت سال پس از تآسیس کشور غاصب قدس در فلسطین و چهار سال پس از کودتای گروهی از افسران ارتش مصر بفرماندهی محمد نجیب و جمال عبد الناصر علیه ملک فاروق و بر چیدن دولت سلطنتی خدیوی در مصر و در همان سال ملی نمودن کانال سوئز از سوی عبد الناصر ادامه مییابد. در ۲ نوامبر سال ۱۹۱۷م وزیر خارجه وقت انگلستان ارثر جیمز بلفور وعده ای رسمی به لیونیل روچیلد بزرگ فامیل ابر ثروتمند یهودی در انگلستان میدهد که دولت انگلستان به یهودیان اجازه میدهد که یک دولت ملی یهودی برای خود در فلسطین تآسیس نمایند. در ماه اخر همین سال نیروئی از ارتش انگلستان در مصر بفرماندهی جنرال اللنبی از صحرای سینا عبور و فلسصین را به اشغال خود در میاورد. این اشغال تا سال ۱۹۴۸م یعنی سال تاسیس دولت غاصب قدس ادامه میابد. کشورهای عربی مانند مصر سوریه اردن عراق هر کدام یک نیروی نطامی به فلسطین فرستاده بودند تا با چریکان یهودی که با کمک انگلستان در فلسطین گرد امده بودند و فلسطینیان را از دهات خود بیرون مینمودند بجنگند. در همین سال ۱۹۴۸م  حکمی از سوی سازمان ملل صادر شد که فلسطین را به دو دولت یهودی وعربی تقسیم مینماید. کشورهای عربی این حکم را نپذیرفتند و علیه چریکهای مسلح یهودی جنگیدند. در پی ان حکم اتش بس از سوی سازمان ملل صادر شد که کشورهای عربی انرا بزور پذیرفتند. و این پیامد حکم تثبیت دولت غاصب قدس ر ا داشت که فلسطینیان به ان النکبه بمعنای فاجعه میگویند. پس از ان نیروهای انگلیسی در همین سال سرزمین فلسطین  را ترک مینمایند. انگلستان پس از اشغال نظامی مصر قرار را بر ان گذاشت که مصر را از لحاظ معنوی هم اشغال بنماید. ولی مانع اساسی در این راه بود و انهم محبت مصریان نسبت به اهل بیت علیهم اقضل الصلاه و السلام. این محبت را مصریان از دوران دویست ساله حکومت فاطمیون در دو سده چهارم و پنجم هجری به ارث برده بودند. فاطمیون شهر قاهره را ساختند. شهری که الان یکی از بزرگترین شهرهای اسلامی است و هم اکنون پایتخت مصر میباشد. انقدر قاهره برای مصریان مهم است که به ان مصر میگویند. فاطمیون دانشگاه الازهر را بنام نامی صدیقه طاهره حضرت فاطمه زهرا علیها السلام ساختند. و هم اکنون پس از گذشت بیش ازهزار سال همچنان بر پا میباشد. گر چه محمد علی پاشا اکثر زمینهای وقفی الازهر را که خیلی گسترده بود مصادره نمود ولی هنوز این دانشگاه اعتبار علمی قابل توجهی دارد. فاطمیون دو مسجد بنام سید الشهدا حضرت امام حسین علیه السلام ودیگری بنام حضرت زینب کبری علیها السلام در قاهره ساختند که هم اکنون قبله دلهای مصریان میباشد. باضافه چندین مقام دیگر بنام امامزادگانی که به مصر میامدند. یک مانع دیگر اینکه احادیثی که حقانیت اهل بیت علیه السلام در ولایت و امامت را پس از پیامبر اکرم را بیان مینماید همه در کتب اهل سنت اورده شده است. پس چه کاری باید انجام داد که سنیان از حالت فقهی و علمی بیرون اورده شوند بگونه ایکه  در تسنن خود باقی بمانند. بهترین راه این است که یک محدوده سیاسی برای انها درست نمود و کاری انجام داد که انها از این محدوده بیرون نیایند. بنا براین دید حزب اخوان المسلمین بوجود امد. بنیانگذار این حزب حسن البنا از شهرک المحمودیه از حومه شهر اسماعیلیه که از شهرهای منطقه کانال سوئز میباشد است. او در سال ۱۹۲۸م در صورتیکه فقط ۲۱ سال داشت با چند نفر که همگی انان از کارمندان شرکت انگلیسی کانال سوئز بودند این حزب را تاسیس نمود. اولین کمک پولی که دریافت نمودند ۵۰۰ جنیه استرلینی بود که از شرکت کانال سوئزگرفتند. دومین مبلغ که بازهم ۵۰۰ جنیه استرلینی بود از دولت وهابی تازه تاسیس شده در جزیره العرب بنام سعودی بود. اولین گسترش اخوان المسلمین در شهرهای حومه کانال سوئزمانند اسماعیلیه پور سعید و سوئز بود. پس از ان بود که بسوی تمام شهرهای مصر گسترش نمود. از لحاظ عقیدتی جزب اخوان المسلمین بر دو پایه ایستاده است: ۱- احیای خلافت اسلامی پایه ایکه بعدا تبدیل به سلفی گری و نهایتا تروریسم وهابی شد. ۲- مخالفت با تصوف. چون محور اصلی ذکرهای صوفیان در مصر ستایش اهل بیت علیهم السلام میباشد. وبیم ان میرود که این محبت به اهل بیت (ع) همانند دوران گذرای دویست ساله عهد مغولان در ایران باشد که صوفیگری بشدت ترویج یافت و نهایتا منجر به تشیع در دوران صفویه گشت. در اولین دو دهه فعالیت سیاسیشان اخوان المسلمین طرفدار دربار و انگلستان بودند. جنگ سال ۱۹۴۸م در فلسطین اخوان المسلمین را کشاتد به فاز نظامی. بدین صورت که انها در این جنگ شر کت نمودند ولی بصورت بسیار ابتدائی و ناشیانه. لذا پس از اعلان اتش بس در فلسطین به مصر بازگشتند و دست به یکسری عملیات مسلحانه که ضاهر ان علیه انگلیسیها بود ولی عملا تخریب اماکن عمومی بود زدند. دولت مصر واکنش قضائی نشان داد انها هم یک قاضی و پس از ان نخست وزیر مصر محمود فهمی نقراشی پاشا را ترور نمودند. اینجا بود که دستگاههای دولتی مصر حسن البنا را ترور مینماید. در سال ۱۹۴۲م نیروهای متحدین متشکل از المان و ایتالیا در جنگ جهانی دوم شمال افریقا را به اشغال خود در اوردند و از تونس و لیبی بسمت مصر پیشرفتند. در جنگ علمین بین نیروهای المانی بفرماندهی رومل و نیروهای انگلیسی بفرماندهی منتگمری نیروهای انگلیسی پیروز شدند و توانستند المانیها را از تمامی شمال افریقا بیرون برانند. چهار سال پس از شکست اعراب بفرماندهی مصر از یهودیان در فلسطین چندین تظاهرات علیه نیروهای انگلیسی در مصر رخ داد. ولی مسئله قابل تامل اینست که اخرین تظاهرات در سال ۱۹۵۲م همراه شد با یک اتش سوزی گسترده ای د ر قاهره . این اتش سوزی ۹۰ در صد مرکز اقتصادی شهر قاهره را سوزاند. و در پی ان هزاران نفر بیکار شدند. در همین سال گروهی از افسران ارتش مصر بفرماندهی محمد نجیب و جمال عبد الناصر ملک فاروق را ببهانه ناکار امدی در جنگ فلسطین و ناکار امدی در اداره دولت برکنار مینمایند. و دولتی را که محمد علی پاشا در سال ۱۸۴۰م برپا نموده بود از بین میبرند. و این کودتا زیر نظر نیروهای اشغالگر انگلیسی در مصر رخ میدهد.اورده اند که برکناری ملک فاروق از سلطنت برای رهائی اسرائیل از مقررات اتش بس در سال ۱۹۴۸م میباشد. مهمترین عنصر این مقررات تشکیل یک دولت فلسطینی در جوار یک دولت یهودی در فلسطین میباشد. عبدالناصر پس از بقدرت رسیدن بدون ارائه هیچ طرحی یا اقدام هر گونه عملی برای باز پس گیری زمینهای فلسطینی اشغال شده توسط یهودیان قرار سازمان ملل در تقسیم فلسطین  را نپذیرفت و این دست اسرائیل را باز گذاشت تا بعدا تمام فلسطین را اشغال نماید.  در  سال ۱۹۵۴م عبدالناصر محمد نجیب را ببهانه همکاری با ضد انقلاب بر کنار مینماید و خود رئیس مجلس فرماندهی انقلاب میشود. بنظر بنده برکناری محمد نجیب بخاطر روابط خوب او با سعودی بود. و چون بنا بود کشورهای عربی دو قطبی بشوند یک قطب طرفدار مصر و قطب دیگر طرفدار سعودی و این دو قطب بر علیه یکدیگر عمل بنمایند محمد نجیب از راس قدرت بر کنار شد و عبدالناصر امد و بخوبی مسئله دو قطبی شدن جهان عرب را پیاده نمود. در همین سال اخوان المسلمین را ببهانه تلاش در ترور نمودن او قلع و قمع مینماید. با اینکه اخوان المسلمین از کودتا علیه ملک فاروق استقبال و در رقابت بین ناصر و محمد نجیب از ناصر پشتیبانی نموده بودند. در سال ۱۹۵۶م عبد الناصر در یک همه پرسی بعنوان رئیس جمهور منصوب میشود. در ۱۸/۶/۱۹۵۶نیروهای انگلیسی بنا بر اتفاقی که در سال ۱۹۵۴ با دولت مصر شده بود از مصر خارج شدند و این حادثه بعنوان الجلاء در ادبیات سیاسی مصر معروف شد. در ۲۶/۷/۱۹۵۶ عبد الناصر کانال سوئز را ملی اعلام مینماید. این در  حالی است که قرار داد بین دولت مصر وشرکت انگلیسی فرانسوی کانال سوئز در تاریخ ۱۷/۱۱/ ۱۹۶۸ تمام میشود و این کانال بخودی خود ملی میگردد. در پی ان انگلستان و فرانسه و اسرائیل اعلان جنگ علیه مصر نمودند. و در عرض یکهفته اسرائیل صحرای سینا را اشغال نمود و انگلستان و فرانسه مجددا منطقه کانال سوئز را اشغال نمودند. این جنگ با وساطت امریکا تمام شد. و هر سه کشور اشغالگر از مصر خارج شدند. این جنگ در واقع یک تمرینی بود برای اسرائیل تا یازده سال بعد به راحتی بتواند صحرای سینا را اشغال بنماید. در سال ۱۹۶۲م گروهی از ارتشیان دولت یمن علیه حکومت امامی زیدی یمن قیام مینمایند و خواهان برپائی نظام جمهوری میشوند. حکومت امامی یمن از سعودی پشتیبانی میطلبد و جمهوری خواهان از عبد الناصر کمک میخواهند. در نتیجه مصر در حدود ۷۰۰۰۰سرباز به یمن میفرستد و تا سال ۱۹۶۸م در گیر  یک جنگ داخلی یمنی میشود. این جنگ نیروهای ارتش مصر را تحلیل برد و تا حدود زیادی در شکست سال ۱۹۶۷م ازاسرائیل موثر بود. در سال ۱۹۶۷م و در پی حمله مکرر اسزائیل به سوریه و در پی در گیریهای دائم اسرائیلیان با چریکهای فلسطینی عبد الناصر بطور قابل تاملی در خواست عقب نشینی نیروهای سازمان ملل از خط اتش بس بین مصر و اسرائیل را مینماید. اسرئیل هم در ۵/۶/۱۹۶۷ یک حمله گسترده نظامی علیه مصر سوریه و اردن را شروع مینماید. و در عرض شش روز شبه جزیره سینا سرزمینهای باختری رود اردن منجمله بیت المقدس بلندیهای جولان در سوریه را در  اشغال حود درمیاورد. سازمان ملل در تاریخ ۹/۶/۱۹۶۷ اعلان اتش بس میدهد کشورهای عربی قبول مینمایند ولی اسرائیل اتش بس را قبول نمینماید و بنحوی به عملیات نظامی پراکنده خود ادامه میدهد. در تاریخ ۱۷/۱۱/۱۹۶۷ سازمان ملل قرار شماره ۲۴۲ را صادر مینماید. این قرار اسرائیل را به عقب نشینی از سرزمینهای تازه اشغال شده امر مینماید. عبد الناصر پس از این شکست شعار از بین بردن تبعات تجاوز را عنوان نمود. باز سازی ارتش محور اصلی این شعار بود. ولی عبد الناصر بگونه ناگهانی در سال ۱۹۷۰م فوت میشود. اینگونه شایع میشود که او را مسموم نماینده اند. جانشین او محمد انور السادات که مرد شماره یک امریکا بحساب میامد در همان دو سال اول دولت خود دو رویکرد نزدیکی با امریکا را انجام داد. در سال ۱۹۷۱م با عمر التلمسانی رهبر وقت اخوان المسلمین دیدار داشت. که در پی ان روح تازه ای به اسلام سیاسی سنیگرا دمید. این رویکرد سالها بعد تبدیل شد به تروریسم وهابی وخود انور السادات را ترور نمود. رویکرد دوم بیرون نمودن رایزنهای سیاسی نظامی جماهیر شوروی از مصر بود. در ۶/۱۰/۱۹۷۳ و با همکاری با سوریه یک جنگ نظامی انور السادات علیه اسرائیل راه انداخت و توانست به انطرف کانال یعنی به طرف شرقی کانال منتقل شود. پس از این سیر نظامی حتم میداشت که گام بعدی پیشرفت بسوی یک رشته کوههائیکه در فاصله چند کیلومتری کانال در درون سینا وجود دارد انجام بشود تا این رشته کوه ها بعنوان خط دفاعی طبیعی از کانال سوئز باشد. ولی بطور تعجب اوری سادات این مسئله را قبول ننمود و پس از سیزده روز جنگ اعلان اتش بس صادر شد و انور السادات انرا پذیرفت. در سال ۱۹۷۶م سادات بعنوان اولین حاکم عربی به اسرائیل زیارت مینماید. در سال ۱۹۷۹م یک گروه تروریستی وهابی سادات را ترور مینمایند. جانشین او محمد حسنی مبارک همچنان به خط امریکائی سادات ادامه میدهد. مبارک در جنگ صدام علیه ایران تمام امکانات نظامی و اقتصادی مصر را در اختیار صدام قرار میدهد. مصریها با پول کشورهای عربی حوزه خلیج  فارس به جنگ به عراق میروند. و با همین پول پس از تمام شدن جنگ به مصر برمیگردند و طی حدود ده سال یک سلسله عملیات تروریستی وهابی در مصر بوجود میاورند که در اثر ان صدها نفر مردم بیگناه جان میبازند. گفتگوهای صلح بین مصر و اسرائیل تا سال ۱۹۸۹م ادامه میابد. و نهایتا قرار دادی نوشته میشود که بموجب ان شبه جزیره سینا به مصر باز گردانده میشود ولی با این وضعیت که سینا به سه ثلث تقسیم بشود ۱- ثلث غربی ودر ان دولت مصر میتواند ارتش داشته باشد. ۲- ثلث متوسط و در ان دولت مصر حق نگاهداری ارتش ندارد فقط میتواند از نیروی پلیس استفاده بنماید. ۳- ثلث شرقی و در ان دولت مصر حق استفاده از پلیس را هم ندارد فقط نیروی کارمندی اداری میتواند به انجا بفرستد. این صورت قرارداد وضعیت را اکنون به جائی رسانده است که ثلث شرقی شبه جزیره سینا در بر گیرنده بیش از ده هزار تروریست وهابی میباشد که بعنوان خط دفاعی از اسرائیل و خط هجومی علیه مصر عمل مینمایند. در اینجا بود که تاریخ مصرف سیاسی ناسیونالیستهای عرب تمام شد. چون با پوشش جنبش ناسیونالیستی عرب فلسطین جولان شبه جزیره سینا از بین رفت. و با شغار ناسیونالیستی عربی یک جنگ ظالمانه علیه ایران بمدت هشت سال راه انداختند. و الان این ناسیونالیستها توان و برد سیاسی خراب کننده دیگری ندارند که از ان بشود استفاده نمود. پس باید بروند و جای خود را به نیروهای سنی گرا بدهند تا بتوانند با دو گانگی تشیع و تسنن جنگ دیگری را علیه ایران و علیه مجموع شیعیان راه بیندازند. پس یک جنبش سیاسی بوجود اوردند بنام بهارعربی که رمزی بود برای کنار زدن نیروهای ناسیونالیستی و بکار امدن سنیگرایان تکفیری. این مسئله را بوضوح هیلاری کلینتون وزیر خارجه وقت امریکا بیان نمود که گزینه ما یعنی امریکا برای حکومت بر جهان اسلام اخوان المسلمین میباشند. و همینطور هم شد. حزب اردوغان که شعبه ایست از اخوان المسلمین در ترکیه بقدرت رسید. جنبش حماس که شعبه ای از اخوان المسلمین میباشد بیش از نیمی از فضای سیاسی فلسطینیان را اشغال نمود و یک جنگ داخلی بین فلسطینیان بوجود اورد. در مصر حسنی مبارک برکنار شد و جای خود را داد به محمد مرسی که عضو رسمی اخوان المسلمین میباشد. در تونس و در مراکش شعبه های اخوان المسلمین حکومت تشکیل دادند. و در سوریه تکفیریهای وهابی که زائیده اخوان المسلمین میباشند یک جنگ کسترده ای را علیه حکومت پشتیبان شیعیان در سوریه و در لبنان راه انداختند. در عراق داعش که جنایت کارترین تکفیریهای وهابی میباشد بقدرت رسید. در درازای یکسال حکومت محمد مرسی شیعه ستیزی در مصر سر بفلک کشید. در برنامه های تلفزیونی علنا به شیعیان دشنام میدادند. کار به جائی رسید که یک شیخ مستبصر مصری که شیعه شده بود توسط همشهریان خود تلف شد. تا اینکه در یکی از سخنرانیهای خود محمد مرسی از حزب الله لبنان خواست که از سوریه خارج شود. پس از چند روز محمد مرسی روابط سیاسی خود را با سوریه قطع نمود. و بگونه ای پیشرفت که قصد دخالت نظامی در سوریه بهدف سرنگونی دولت اقای بشار الاسد را داشت. در این وضعیت وزیر دفاع وقت مصر عبد الفتاح السیسی که توسط خود محمد مرسی گماشته شده بود با مشورت با شیخ الازهر و چند پیشکسوت سیاسی دیگر به این نتیجه رسیدند که دخالت نظامی مصر در سوریه تجربه دخالت نظامی اقتصادی مصر در جنگ عراق علیه ایران را بطور کپی برداری شده تکرار خواهد نمود. بدین معنی که نظامیان مصری در سوریه دخالت خواهند نمود. دلارهای کشورهای عربی حوزه خلیج فارس بر سر انها مثل باران خواهد بارید. و هنگامیکه به مصر باز میگردند یک تکفیری تمام عیار باز خواهند گشت و موج تازه ای از جنایت در مصر بوقوع خواهد پیوست. پس تصمیم گرفتند که محمد مرسی توسط ارتش مصر بر کنار بشود. و همینطور هم شد. بدین صورت امریکا بطور ضمنی از دولت عبد الفتاح السیسی راضی نیست. چون این دولت اجازه نداد که نقشه امریکا در سوریه مبنی بر از بین بردن شیعیان در کل جهان عرب به ثمر برسد. و امریکا در این راستا تلاش دارد که زیانهای سیاسی خود را به حد اقل برساند. و اینطور وانمود مینماید که از دولت عبد الفتاح السیسی راضی میباشد. لذا سعی مینماید که حد اکثر باجگیری سیاسی را از مصر بنماید و در ان واحد تکفیریهای وهابی در شبه جزیره سینا را علیه دولت السیسی تحریک مینماید و هر از چند گاهی تعدادی از نظامیان مصزی بدست وهابیون از بین میروند. وضعیت اقتصادی مصررا اینگونه بیان مینمائیم که مصر کشوری است مربع متمایل به مستطیل. رودخانه نیل از جنوب به شمال در مرز ثلث شرقی مصر با دو ثلث غربی ان قرار گرفته است. دو ثلث غربی ان اکثرا صحرا بنام الصحراء الغربیه میباشد. ۸۰% مردم مصر در حاشیه رودخانه نیل یعنی در ۴% مساحت کل مصر زندگانی مینمایند. صحرای غربی که دو ثلث مساحت مصر راتشکیل میدهد در بر گیرنده فقط در حدود ۱۰% مردم مصر میباشد. مسئله در خور اهمیت اینکه صحرای غربی سفره های ابی نهفته سرشاری را در زیر زمین دارد. ولی بطور قابل تاملی در دوران حسنی مبارک اجازه کندن چاه باسانی نمیدادند. در مورد تراکم جمعیت یک نمونه میاوریم و ان انباشتگی بیش از سه ملیون نفر د ر فضای قبرستانها در قاهره انهم بطورغیرقانونی. مصر از کمبود برنامه جامع اقتصادی که همه امکانات انرا در بر میگیرد و همه برنامه های تحمیلی جهانگرایانه را میزداید رنج میبرد.

کشور سودان تقریبا پهناورترین کشور افریقا است. در جنوب مصر واقع میباشد. رودخانه نیل از جنوب به شمال سودان را به دو نیم شرقی و غربی تقسیم نموده است. بخش پهناوری از سودان را دشتهای بزرگی تشکیل میدهد که به دشت دره بزرگ نیل معروف است. در حدود ۵۰% از مساحت سودان را چراگاههای طبیعی تشکیل میدهد. شمال سودان بنحوی ادامه طبیعت جغرافی سیاسی مصر میباشد. مثلا اهرامهای کوچک پراکنده فراوان در انجا وجود دارد. در سال ۱۸۲۱م محمد علی پاشا سودان را اشغال نمود. در سال ۱۸۹۶ انگلستان پس از اشغال مصر سودان را اشغال نمود. در سال ۱۹۵۶م سودان استقلال خود را از مصر و از انگلستان گرفت. طی پنجاه سال اخیر همیشه سودان در گیر دو نوع جنگ داخلی بود. یکی در جنوب بر مبنای اختلاف در دیانت چون جنوبیها مسیحی میباشند و دیگری در دارفور در غرب بر مبنای اختلاف در قومیت چون دارفوریها افریقائی و سودانیها عرب هستند. نهایتا جنوب در سال ۲۰۱۱م از شمال جدا شد و یک دولت مستقلی را تشکیل داد. ولی چون جنوب در برگیرنده بیشترین ذخایر نفطی میباشد بدین صورت کشور سودان یک منبع مهم اقتصادی را از دست داد. و این مسئله دولت سودان را تقریبا رهن اراده کشورهای عربی حوزه خلیج فارس گذاشت. چون سودان بشدت از کمبود منابع مالی رنج میبرد و کشورهائی مانند امارات و سعودی از سودانیان بعنوان مزدور در جنگهائی که انان در یمن و در لیبی افروخته اند کار میکشند. و هم اکنون تنش سیاسی در سودان بر مبنای دخالت امارات و سعودی در ساختار سیاسی سودان ادامه دارد و این تنش وضعیت اقتصادی سودان را بحرانی تر مینماید. تا کنون سودان نتوانسته است از بخش کشاورزی که عمده بخش اقتصادی سودان میباشد استفاده بهینه بنماید. بخشی که سودان را از زور گوئی کشورها ی عربی حوزه خلیج فارس بدور میگذارد.

کشور لیبی که چهارمین کشور افریقائی از لحاظ مساحت میباشد در شمال افریقا و در وسط متمایل به شرق در جوار مصر قرار دارد. لیبی بزرگترین ساحل دریا در افریقا را دارد که مشرف بر دریای مدیترانه است. بیش از دو سوم لیبی صحرا میباشد و نود در صد از مردم لیبی در نوار ساحلی شمالی لیبی زندگی مینمایند و بیشترین تراکم جمعیت در منطقه شهر طرابلس الغرب(که پایتخت است) بسمت تونس میباشد. فقط ۲% از سرزمین لیبی قابل کشت میباشد. ۹۵% اب شرب لیبی از سفره های ابی زیر زمینی است. منطقه مصر لیبی سودان و چاد بزرگترین سفره ابی زیر زمینی در دنیا بمساحت ۲ ملیون کیلو متر مربع را دارا میباشند. رتبه ذخایر نفطی لیبی در جهان دهم میباشد. بیشترین منطقه دارای ذخایر نفطی در لیبی منطقه سرت در وسط لیبی و منطقه مرزق در جنوب لیبی و منطقه برقه در شرق لیبی مبیاشد. تولید نفط در لیبی درامد بسیار خوبی را برای ان کشور رقم زده است. پس از غلبه عثمانیان بر ممالیک در جنگ مرج دابق و پس از ان اشغال مصر, عثمانیان در سال ۱۵۵۱م لیبی را اشغال نمودند تا سال ۱۹۱۱م در لیبی بودند. در اینسال ایطالیائیها لیبی را اشغال نمودند و این اشغال تا سال ۱۹۵۱م ادامه داشت. در اینسال لیبی استقلال خود را از ایتالیا میگیرد و ادریس السنوسی که از نسل محمد بن علی السنوسی(۱۷۸۷-۱۸۵۹م از سلاله حسن مثنی) بنیانگذار طریقه صوفی السنوسی میباشد حکومت ملوکانه ای را تشکیل میدهد که تا سال ۱۹۶۹م ادامه مییابد. در اینسال معمر القذافی یک افسر از ارتش لیبی علیه ادریس السنوسی کودتا مینماید و نظام جمهوری در لیبی تشکیل میدهد. برخی از عملکرد سیاسی قذافی را مرور خواهیم نمود. در سال ۱۹۷۳م دو کشور مصر و سوریه تصمیم میگیرند که مشترکانه علیه اسرائیل اعلان جنگ بنمایند انهم بخاطر باز پس گرفتن سینا از طرف مصر وجولان از طرف سوریه. هر دو طرف تصمیم میگیرند که در تاریخ ۶/۱۰/۱۹۷۳ در راس ساعت ۶ صبح حمله را اغاز بنمایند. انور السادات رئیس جمهور مصر نقشه حمله را به رایزن خود اشرف مروان که داماد عبد الناصر میباشد میدهد که انرا به قذافی نشان دهد چون قذافی قول داده بود که هزینه های جنگ را میپردازد. یک روز پس از تسلیم نقشه جنگ به قذافی کار شناسان سوری متوجه میشوند که ساعت شش صبح برای حمله به جولان مناسب نیست چون سیر حمله شمال به جنوب است و به این صورت افتاب روی صورت مهاجمین سوریه ای خواهد افتاد و این مسئله سیر حمله را کند مینماید. مصریها گفتند که سیر حمله ما غرب به شرق است لذا افتاب بموازات ما خواهد بود و ما هم نیاز به نور داریم که خط دفاعی دشمن در انسوی کانال سوئز را ببینیم. نهایتا مقرر گشت که ساعت حمله دو بعد از ظهر باشد. در دو روز اول حمله مصریها وسوریه ایها پیشرفت خوبی در جبهه داشتند و توانستند صدها نفر از نظامیان اسرائیلی را اسیر بنمایند. این اسرا بعدا در باز جوئیها گفتند که ما خبر از حمله داشتیم و لی ساعت حمله را بما گفته بودند که شش صبح است نه دو بعد از ظهر. در پی ان انگشت اتهام همه به سوی اشرف مروان رایزن سادات میرود بجز خود سادات. به نظر بنده این قذافی بود که نقشه حمله را به اسرائیل داده بود.چون اگر اشرف مروان بود تغییر ساعت حمله را هم گزارش میداد بخصوص اینکه بیش از دو روز وقت داشت. بعلاوه اینکه روابط سادات با قذافی پس از جنگ تیره شد و سادات علنا قذافی را متهم به همکاری با بیگانگان در راه تنگنا گذاشتن مصر مینمود. پوشش پولی جنگ داخلی لبنان توسط قذافی. جنگ داخلی لبنان از سه مرحله تشکیل میشود ۱- از سال ۱۹۷۵ تا سال ۱۹۸۲م که عنوان ان بود جنگ بین مسلمانان و مسیحیان.۲- اشغال لبنان توسط اسرائیل از سال ۱۹۸۲ تا سال ۱۹۸۵م ۳- از سال ۱۹۸۵م که اسرائیل از بیروت و از خط ساحلی جنوبی لبنان خارج میشود ودر نوار جنوبی لبنان مستقر میشود. این مرحله تا سال ۱۹۸۹م ادامه مییابد و در ان همه نوع جنگی رخ میدهد بجز جنگ مسلمان مسیحی. قذافی در مرحله اول که جنگ بین مسلمانان و مسیحیان بود هزینه جنگ را به مشلمانان میداد و سعودی هزینه جنگ را به مسیحیان میداد. عملکرد قذافی نسبت به فلسطینیان. یک افسر بلند پایه فلسطینی از جنبش الفتح بنام صبری البنا و با لقب ابو نضال اگر اشتباه ننمایم در اواسط دهه هفتاد میلادی از جنبش الفتح انشعاب و جنبشی را بنام الفتح المجلس الثوری در لیبی تشکیل مینماید. او مدعی میشود که این جنبش انقلابی است و جنبش الفتح انقلابی نیست. د ر این راه و با پولهای قذافی توانست زبده جوانان انقلابی فلسطینی را جذب بنماید. پس از جذب این جوانان و با عناوین مختلف این جوانان جان میباختند. در یک نوبت ۱۵۰۰ جوان فلسطینی که در بهار زندگیشان بودند در یک اردوگاهی در لیبی جمع اوری میشوند و از بیرون در معرض بمباران توپخانه قرار میگیرند و در نهایت ۱۵۰۰ جوان فلسطینی به خاک و خون کشیده میشوند. مسئله ایت الله سید موسی صدر. هر ساله قذافی در اول سپتامبر بیاد بود کودتای خود جشنی را برگزار مینماید و اسم انرا میگذارد جشن انقلاب اول سپتمبر. ایه الله سید موسی الصدر در سال ۱۹۷۸م و پیش از پیروزی انقلاب اسلامی ایران به این جشن در لیبی دعوت میشود و او هم میرود. روز پس از رسیدن سید موسی الصدر به لیبی اخبار ایشان قطع میگردد و تا هم اکنون هم قطع است. بنده معتقد هستم که مخفی نمودن ایشان بهدف محکم کاری در بوقوع پیوستن چنگ صدام علیه ایران بود. چون تنها شخصی که گوش شنوا نزد دو طرف داشت اقای سید موسی الصدر بود. او میتوانست با سفرهای رفت و برگشت بین دو طرف مانع از بوقوع پیوستن این جنگ بشود و یا مدت زمان انرا کوتاه بنماید. افزون بر اینکه اگر سید موسی الصدر وجود داشت جنگ داخلی شیعیان در اواخر دهه هشتاد در لبنان رخ نمیداد.جریان بشهادت رسیدن شهید فتحی الشقاقی: فتحی الشقاقی یک فلسطنی وبنیانگذار جنبش جهاد اسلامی در فلسطین میباشد. او جنبش خود را از الگوبرداری از انقلاب اسلامی ایران بنیانگذاری نموده بود. چند ماه پیش از بشهادت رسیدن شهید فتحی الشقاقی قذافی قراری صادر نمود مبنی براینکه فلسطینیان شاغل در لیبی باید از لیبی خارج بشوند تا بتوانند با کشور غاصب قدس بجنگند. وساطتهای متعددی با قذافی شد تا از این قرار صرف نظر نماید ولی هیچ فایده ای نداشت. تا اینکه شهید فتحی الشقاقی تصمیم میگیرد که خود وارد میدان شود. لذا از مبدا خود اگر اشتباه ننمایم در سوریه بسوی لیبی سفر نمود. در دیدارخود با قذافی توانست او را متقاعد نماید که این قرار را لغو نماید. در بازگشت از لیبی به سوریه از طریق اسمان دریای مدیترانه هواپیمای شهید فتحی الشقاقی در جزیره مالت توقفی داشت. شهید هم پیاده شد و به فروشگاه های مالت برای خرید رفت. در یکی ازاین فروشگاه ها توسط دو مرد مسلح بشهادت رسید. در اینجا معلوم میشود که قذافی نقش بیرون اوردن شهید فتحی الشقاقی را از پناهگاه های خود در سوریه لبنان و یا ایران را داشته است. در دو سال اخر دولت خود قذافی بگونه ای غیر منطقی کت و شلوار مد غربی متمایل به امریکائی به تن مینموده بود. و بخاطر اینکه خیلی به چشمها عجیب نباشد یک عبا روی ان میپوشد. همینکار را صدام در دو سال اخر دولت خود انجام میداد ولی بحای عبا بردوش سیگار کوبائی در بین انگشتان خود میگذاشت. در سال قبل از سقوط قذافی برنارد هنری لیوی سیاست شناس و جامعه شناس فرانسوی که یهودی میباشد و طراح اصلی جنبش بهار عربی بحساب میاید هشت بار به شهر بنغازی سفر نمود. شهر بنغازی دومین شهر از لحاظ بزرگی در لیبی پس از طرابلس الغرب میباشد.و در شرق لیبی واقع است. و بگونه قابل تاملی قذافی در دوران چهل ساله حکومت خود به این شهر اهمیت نمیداد. لذا این شهر در جریان بهارعربی مرکز جنبش بر اندازانه علیه قذافی شد. این حالت و این طرح را برنارد هنری لیوی بوجود اورد. اگر کشتیهای جنگی در دریای مدیترانه  و هواپیماهای پیمان اتلانتیک نبود قذافی سقوط نمیکرد. پس از سقوط قذافی از چهار طرف شروع به وارد نمودن اسلحه به لیبی اقدام شد. هم اکنون دو نیروی نظامی علیه یکدیگر صف ارائی نموده است یکی در شرق لیبی و دیگری در غرب لیبی. کشورهای سعودی امارات و مصر از نیروهای شرق لیبی حمایت مینمایند. و ترکیه و قطر از نیروهای غرب لیبی پشتیبانی مینمایند. و مسئله قابل تامل اینکه هر دو گروه تابع امریکا میباشند. هم اکنون دولت مرکزی در لیبی وجود ندارد. و خرابیهای زیادی در لیبی در اثر جنگ داخلی بوجود امده است. ملاحظه مینمائیم که دو دولت همسایه لیبی و سودان از تکه تکه شدن سرزمین و دولت افزون بر جنگ داخلی رنج میبرد. و بنا بود که دولت مصر هم از این سرنوشت برخور دار باشد. ولی در اثر سیاستهای مقاومتی محور مقاومت برهبری ایران مصر بخود امد و تروریسم وهابی را رها نمود. و هم اکنون از یک ثبات سیاسی و از یک دولت مرکزی بهره میبرد. ولی هر از چند گاهی حمله های تروریستی بخصوص در شبه جزیره سینا رخ میدهد. سه کشور مصر لیبی و سودان در جوار یکدیگر قرار گرفته اند. و بشدت یکدیگر را تکمیل مینمایند. مصر نیروی انسانی اموزش دیده سرشار دارد. سودان زمینهای گسترده کشاورزی دارد. افزون بر اینکه رودخانه نیل از وسط ان میگذرد. کشور لیبی منابع تفطی زیادی دارد که این کشور را به یک کشور ثروتمند تبدیل نموه است. همچنانکه مصر و لیبی بزرگترین ساحل دریائی را در افریقا دارد که از غرب نزدیک درب ورودی غربی دریای مدیترانه یعنی تنگه جبل الطارق میباشد و از شرق در بر گیرنده درب ورودی جنوبی این دریا یعنی کانال سوئز است. چهار کشور مصر لیبی چاد وسودان بزرگترین سفره های ابی زیر زمینی در جهان را دارا میباشند و رودخانه نیل از وسط سودان و مصر میگذرد. اگر نیروی انسانی مصر با توان بالای زمین کشاورزی سودان با ثروت نفطی لیبی یکی شود. این سه کشور تبدیل میشوند به یک نیروی اقتصادی سیاسی بزرگ که حرف اول را در دریای مدیترانه خواهد زد و همچنین نفوذ اول  در دریای سرخ را خواهد داشت و  جنوب کشور غاصب قدس را تهدید خواهد نمود. تمام این جریانات تجزیه طلبی و جنگ داخلی در لیبی و در سودان بخاطرتلاش درعدم تحقق مسئله وحدت و یا تکامل اقتصادی بین مصر لیبی و سودان میباشد.    

 

 ................................................................................................................

مشخصات نقشه در متن :

 

نقشه شمال شرق آفریقا شامل مصر ، حبشه تا شبه جزیره عربستان و جنوب ایران، ترسیم شده توسط Guillaume Delisle به زبان فرانسوی در پاریس به سال ۱۷۰۷م دارای کاغذ کرم رنگ و کاغذ کرم رنگ و استفاده از رنگ های لیمویی و سبز و زرد و قرمز
شماره اموال : ۱۳۹۳.۱۷.۰۰۰۶۵
پدید آورندگان : Guillaume Delisle (ترسیم کننده)
موضوع اثر : جغرافیای تاریخی
تاریخ خلق : ۱۷۰۷ میلادی (قرن ۱۸)
رنگ : کرم
ابعاد : طول (۷۶ سانتیمتر و ۵ میلیمتر) عرض (۵۴ سانتیمتر و ۷ میلیمتر)
واقف : حاج حسین آقا ملک

...
ارسال نظر
نام
ایمیل
متن
ارسال
تازه ها
پربازدید
مقالات مربرط
ماجرای اعتراض آیت الله العظمی سیستانی به بعضی از منبری ها
رویکردی نو در آموزش اخلاق |سید ابوالحسن مطلبی
شمال شرق افریقا | سید محمد شرف الدین
چهره های ماندگار افغانستان
تاريخچه‌ى اخوان‌المسلمين در مصر | سید محمد شرف الدین
خاطراتی زنده از زندگی علما/ جزهای خوانده شده قرآن، تقویم ماه آیت‌الله حسن‌زاده آملی بود
آية الله سيد محمد محقق داماد قدس‏ سره (م 1388)
تقى زاده و سلسله روحانيت
توصيه آخوند به امير افخم
مشروطه و منش كريمانه ميرزا
اشعار عربى عجمها
اسم اعظم
توحيد آخوند
ثمره‏ آگاهى از فقه اهل ‏سنت
صله امام رضا عليه‏ السلام
شیخ الشریعه | شیخ عبدالحسین حلی / ترجمه عبدالحسین طالعی
شرح حال خودنوشت سید ابوالقاسم دهکردی اصفهانی| دکتر عبدالحسین طالعی
عنايت حضرت معصومه عليه‏السلام
احفاد خاتون ‏آبادی
ماجراى حمله وهابى‏ ها به كربلا
دورنمای درونمایۀ صحیفۀ سجادیه
رونمایی از کتاب زندگی‌نامه آیت‌الله العظمی بروجردی(ره)
🔰 انتشار کتاب احوال، افکار ، آثار علامه شیخ محمّد حسین کاشف الغطاء (م1373)
ضرورت گریزناپذیر اجازه ،شیخ آقابزرگ تهرانی |ترجمه عبدالحسین طالعی
برگى از زندگى سيد جمال الدين اسدآبادى نوشته: علامه شيخ على كاشف الغطاء (م 1306) تصحيح: رضا مختارى
رضا مختاری
دسترسی به متن کتابهای نرم افزار مکتبه اهل بیت علیهم السلام
عبد الحسین طالعی
جرعه ای از دریا جلد اول| مقالات آیت الله شبیری زنجانی
قربان مخدومی
ترجمه های صحیفۀ سجادیه به زبانهای غیر فارسی / سید امیر حسین اصغری
همایش بزرگداشت علامه سید هبة الدین شهرستانی در دانشگاه کوفه + تکمیلی
اجازه سید حسین موسوی خوانساری به میرزای قمی و تذکر یک اشتباه | محسن صادقی
علی اکبر زمانی نژاد
نامۀ آية‏اللّه‏ العظمى مرعشى نجفى به استاد سعيد نفيسى / عبد الحسین طالعی
یادداشتی به قلم آیت الله خویی درباره تشرف شیخ محمد شوشتری کوفی
آیت الله سید محمد نبوی عالم سرشناس دزفول دعوت حق را لبیک گفت
اسرار الصلاة شهيد ثانى رحمه‏الله | علی اکبر زمانی نژاد
فهرست نسخه های خطی کتابخانه مجلس شورای اسلامی 31 / از ابوالفضل حافظیان بابلی
احسان الله شكراللهی طالقانی
ابوالفضل حافظیان
بازدید مقام معظم رهبری از غرفه موسسه کتاب شناسی شیعه در نمایشگاه مشکات
مشروع ‏الموسوعة الكبيرة حول‏ التراث المكتوب للشيعة أوالوسيلة إلى تصانيف الشيعة
نامه هایی از و به مرحوم دکتر سید جعفر شهیدی / به مناسب سالروز درگذشت دکتر شهیدی
سندی منتشر نشده از آیت الله خویی در دفاع ازانقلاب اسلامی مربوط به 48 سال پیش
گزارشی از عملکرد 6 ماهه موسسه کتاب شناسی شیعه
تحقیق و انتشار نهج‌البلاغه از روی کُهَن‌ترین نسخه‌های موجود
به مناسبت در گذشت دکتر محمود فاضل
بزرگترین کتاب‌شناس قرن اخیر +تصاویر
سندی نو یافته به خط مبارک شهید ثانی (ره) درباره خاندان شهید اول و علمای جبل عامل
نمایش فایل های ویدئویی
ابتدای سایت | Back to top