کد مطلب: 6129
تاریخ درج مطلب: پنج شنبه ۲۷ تیر ۱۳۹۸
اسم اعظم
شيخ آقا بزرگ تهرانى قدس‏ سره (م 1389)

اسم اعظم
آقاى آسيد صادق شيرازى نقل مى‏كرد: از مرحوم شيخ آقا بزرگ تهرانى شنيدم:
در زمانى كه ماشين نبود و با عَرَبانه يا دُرُشكه مسافرت مى‏كردند، از نجف به مقصد كاظمين سوار عربانه شدم و بُغچه‏اى كه در آن قلم و كاغذهايم قرار داشت، همراهم بود (ايشان از جوانى مشغول نگارش الذريعه بود) . در عربانه شخصى متعبّد كنار من نشسته بود كه مُبادى آداب و دائم الذكر بود و او را نمى‏شناختم . وقتى با او صحبت مى‏كردم، خيلى با خوش‏اخلاقى جواب مى‏داد، ولى وقتى صحبتش تمام مى‏شد، فوراً مشغول ذكر مى‏گرديد . آن شخص آدم خدومى بود و وقتى عربانه توقّف مى‏كرد، به ديگران كمك مى‏كرد . خدوم و دائم الذكر بود و من از او خوشم مى‏آمد . آن گونه كه آقا بزرگ او را وصف مى‏كرد، گويا او از اولياى خدا بوده است . مرحوم آقا بزرگ مى‏فرمود: حدود سال ـ يا بدون كلمه «حدود» ـ بود كه با اصرار متوسّل به اميرالمؤمنين  عليه‏السلام مى‏شدم كه اسم اعظم به من بدهيد و من به شما قول مى‏دهم كه براى امور شخصى استفاده نكنم، ولى نتيجه نمى‏گرفتم . هر بار كه به حرم حضرت مشرّف مى‏شدم، اين درخواست را عرض مى‏كردم .
آن زمان مسير نجف به كاظمين از شهر حلّه مى‏گذشت . رودخانه فرات از حلّه ردّ مى‏شود . سابقاً روى رودخانه فرات، پُل تخته‏اى قرارداشت و پل به مرور زمان فرسوده شده و بعضى از تخته‏هاى آن شكسته بود . موقعى كه عربانه از پل عبور كرد، پاى اسب در يكى از شكافهاى پل فرو رفت و عربانه كج شد و همه در آب افتادند . من بغچه نوشته هايم را محكم چسبيدم و به سختى خودم را به جُرْف رساندم و بيرون آمدم . هوا آفتابى بود . بُغچه را باز كردم و نوشته‏ها را كه مرطوب شده بود، زير آفتاب پهن كردم و براى اينكه باد نبرد، سنگى روى آنها گذاشتم . ناگهان با گوشه چشم متوجّه شدم كه شخصى از وسط آب سرش را بيرون آورد و نعره‏اى كشيد و زير آب رفت، مثل صداى كسى كه در حال غرق شدن است . يقين كردم كه همان شخص متعبّد در حال غرق شدن است . خواستم نجاتش بدهم، ديدم كه نمى‏توانم و خودم هم غرق مى‏شوم . از همان‏جا ندا كردم: آقا اميرالمؤمنين، اگر اسم اعظم را به من ياد داده بودى، حالا اين بيچاره را از آب بيرون مى‏كشيدم و شروع كردم به داد زدن كه «مؤمن جَى يغرق»؛ مؤمنى در حال غرق شدن است .
در آنجا باغات واقع شده بود، عده‏اى از مِعْدى‏هاى باغات آمدند و خودشان را به آب انداختند و او را بيرون كشيدند . ديدم همان شخص متعبد است كه دهانش پر از گِل شده بود. لحظه‏هاى آخر كه در گِلهاى كف رودخانه مانده بود، او را بيرون آوردند . پاهاى آن شخص را بالا گرفتند و از بينى و دهانش آب و لجن بيرون آمد . يكى از مِعْدى‏ها گفت كه مُرده است و ما بيخود او را بيرون آورديم . برايش آب جوش يا قندآب آوردم و قطره قطره در دهانش ريختم . خيلى متأثّر و ناراحت بودم كه اگر اسم اعظم داشتم، اين‏طور نمى‏شد . چند قطره قندآب در دهانش ريختم . چشمش را باز كرد . فهميدم نمرده است . با اشاره چشم و ابرو از من تشكر كرد . كم كم به حال آمد و صداى عربانه چى را مى‏شنيد كه فرياد مى‏زد كه بياييد والاّ من مى‏روم . آن مرد با ايما و صداى ضعيف گفت: من را رها كن و برو . من مُردنى نيستم . من كه خيلى متأثّر بودم، گفتم: مى‏خواهى پيش تو بمانم؟ (اگر در حلّه مى‏ماندم، بايد دو روز صبر مى‏كردم تا عربانه پيدا شود) . در نهايت با اصرار آن مرد رفتم . شب اول در كاظمين يا در عربانه خواب ديدم شخص ناشناسى به من گفت: «مى‏دانى خودِ او اسم اعظم داشت؟!» به اين وسيله به آقا بزرگ تفهيم كردند كه شما از درخواست اسم اعظم منصرف شويد؛ زيرا بايد تا اين حدّ و با اين وضع هم از اسم اعظم استفاده نكنيد .

 

جرعه ای از دریا جلد دوم


...
ارسال نظر
نام
ایمیل
متن
ارسال
تازه ها
پربازدید
مقالات مربرط
ماجرای اعتراض آیت الله العظمی سیستانی به بعضی از منبری ها
رویکردی نو در آموزش اخلاق |سید ابوالحسن مطلبی
شمال شرق افریقا | سید محمد شرف الدین
چهره های ماندگار افغانستان
تاريخچه‌ى اخوان‌المسلمين در مصر | سید محمد شرف الدین
خاطراتی زنده از زندگی علما/ جزهای خوانده شده قرآن، تقویم ماه آیت‌الله حسن‌زاده آملی بود
آية الله سيد محمد محقق داماد قدس‏ سره (م 1388)
تقى زاده و سلسله روحانيت
توصيه آخوند به امير افخم
مشروطه و منش كريمانه ميرزا
اشعار عربى عجمها
اسم اعظم
توحيد آخوند
ثمره‏ آگاهى از فقه اهل ‏سنت
صله امام رضا عليه‏ السلام
شیخ الشریعه | شیخ عبدالحسین حلی / ترجمه عبدالحسین طالعی
شرح حال خودنوشت سید ابوالقاسم دهکردی اصفهانی| دکتر عبدالحسین طالعی
عنايت حضرت معصومه عليه‏السلام
احفاد خاتون ‏آبادی
ماجراى حمله وهابى‏ ها به كربلا
دورنمای درونمایۀ صحیفۀ سجادیه
رونمایی از کتاب زندگی‌نامه آیت‌الله العظمی بروجردی(ره)
🔰 انتشار کتاب احوال، افکار ، آثار علامه شیخ محمّد حسین کاشف الغطاء (م1373)
ضرورت گریزناپذیر اجازه ،شیخ آقابزرگ تهرانی |ترجمه عبدالحسین طالعی
برگى از زندگى سيد جمال الدين اسدآبادى نوشته: علامه شيخ على كاشف الغطاء (م 1306) تصحيح: رضا مختارى
رضا مختاری
دسترسی به متن کتابهای نرم افزار مکتبه اهل بیت علیهم السلام
عبد الحسین طالعی
جرعه ای از دریا جلد اول| مقالات آیت الله شبیری زنجانی
قربان مخدومی
ترجمه های صحیفۀ سجادیه به زبانهای غیر فارسی / سید امیر حسین اصغری
همایش بزرگداشت علامه سید هبة الدین شهرستانی در دانشگاه کوفه + تکمیلی
اجازه سید حسین موسوی خوانساری به میرزای قمی و تذکر یک اشتباه | محسن صادقی
علی اکبر زمانی نژاد
نامۀ آية‏اللّه‏ العظمى مرعشى نجفى به استاد سعيد نفيسى / عبد الحسین طالعی
یادداشتی به قلم آیت الله خویی درباره تشرف شیخ محمد شوشتری کوفی
آیت الله سید محمد نبوی عالم سرشناس دزفول دعوت حق را لبیک گفت
اسرار الصلاة شهيد ثانى رحمه‏الله | علی اکبر زمانی نژاد
فهرست نسخه های خطی کتابخانه مجلس شورای اسلامی 31 / از ابوالفضل حافظیان بابلی
احسان الله شكراللهی طالقانی
ابوالفضل حافظیان
بازدید مقام معظم رهبری از غرفه موسسه کتاب شناسی شیعه در نمایشگاه مشکات
مشروع ‏الموسوعة الكبيرة حول‏ التراث المكتوب للشيعة أوالوسيلة إلى تصانيف الشيعة
نامه هایی از و به مرحوم دکتر سید جعفر شهیدی / به مناسب سالروز درگذشت دکتر شهیدی
سندی منتشر نشده از آیت الله خویی در دفاع ازانقلاب اسلامی مربوط به 48 سال پیش
گزارشی از عملکرد 6 ماهه موسسه کتاب شناسی شیعه
تحقیق و انتشار نهج‌البلاغه از روی کُهَن‌ترین نسخه‌های موجود
به مناسبت در گذشت دکتر محمود فاضل
بزرگترین کتاب‌شناس قرن اخیر +تصاویر
سندی نو یافته به خط مبارک شهید ثانی (ره) درباره خاندان شهید اول و علمای جبل عامل
نمایش فایل های ویدئویی
ابتدای سایت | Back to top