کد مطلب: 6114
تاریخ درج مطلب: یکشنبه ۱۲ خرداد ۱۳۹۸
عظمت مجلسى ره
بیست هفتم رمضان سالگشت رحلت ایشان است

وجه تسميه «مجلسى»
در وجه تسميه مجلسيين به «مجلسى» مطالب گوناگونى نقل مى‏كنند كه نادرست است . «مجلسى» لقب مقصود على ـ جد مرحوم مجلسى ـ است . مقصود على شاعر و تخلّصش «مجلسى» بود . مجلسى اول وقتى امضا مى‏كرد، مى‏نوشت: «محمد تقى بن مجلسى» . بعد از وى اين لقب به فرزند و نوادگان وى منتقل شد؛ نظير لقب «كاشف الغطاء» كه از شيخ جعفر به نوادگان وى نظير شيخ محمد حسين كاشف الغطاء و شيخ احمد كاشف الغطاء منتقل شده است .


دورى از أنانيّت
يكى از جهاتى كه درباره مرحوم مجلسى مورد توجه قرار نگرفته است، اين است:
سيد على خان مدنى از نظر طبقه و سن، در رديف شاگردان مرحوم مجلسى است و با سيد نعمت الله جزائرى همسن و هم‏طبقه است و مرحوم مجلسى نيز در موقعيت رياست قرار دارد . با اين اوصاف مرحوم مجلسى در بحار الأنوار از سلافة العصر سيد على خان با احترام ياد و از آن مطلب نقل مى‏كند و در اين باره هيچ انانيّتى ندارد . اگر سيد على خان شاگرد مجلسى بود، ممكن بود نقل كردن از او به خودش بازگردد، ولى سيد على خان، نه شاگرد وى است، نه قوم و خويش وى و نه جزء حزب وى، مع ذلك چون آدم ملاّيى است و كتابش خوب و قابل استفاده، دليلى نمى‏بيند كه از وى نقل نكند . اينها نشان‏دهنده اين است كه ايشان از اين اوهام و افكار و أنانيت دور بود .


نقش شاگردان در تأليف «بحار الأنوار»
قطعى است كه شاگردان علامه مجلسى در تأليف بحارالأنوار به وى كمك مى ‏كرده ‏اند . البته بيانات و تحقيقات در مسائل از مرحوم مجلسى است، ولى ثبت احاديث و كتابت و انتقال آن از كتب و مصادر به بحار الأنوار به دستور مجلسى و به كمك شاگردان انجام مى‏گرفته است. همچنين آيات قرآنى كه در ابتداى ابواب نقل شده است نيز به انتخاب مرحوم مجلسى است . مرحوم مجلسى كتب حديثى مثلاً كافى را مقابله مى‏كرده و درس مى‏گفته است. قاعدةً بعد از انتقال احاديث به بحارالأنوار، آن را نيز بايد مقابله كرده باشد .
(شب 28 ذى الحجه 1431)

وثاقت در نقل حديث
از آقاى سيد جعفر شهيدى شنيدم: در كتاب بحار الأنوار با اين مفصّلى دروغ وجود ندارد . اين‏گونه نيست كه براى اهدافى كه دارد، دروغ نقل و چيزى را عمداً تحريف كند . مرحوم مجلسى از نظر وثاقت خيلى محكم بود .
از آشيخ محمد آخوندى شنيدم: علّت اينكه تصميم گرفتيم در بحار الأنوار نشانى مصادر را نيز ذكر كنيم، اين بود كه مرحوم مجلسى مطلبى از توحيد صدوق نقل كرده و گفته كه صدوق قطعه ‏اى از روايت را اسقاط كرده است وبر صدوق اعتراض مى‏كند و مى‏نويسد:
هذا الخبر مأخوذ من الكافي، وفيه تغييرات عجيبة تورث سوء الظنّ بالصدوق، و إنّه فعل ذلك ليوافق مذهب أهل العدل .
آقاى آخوندى مى‏گفت: «مراجعه كرديم و ديديم كه اين سقط در نسخه مجلسى رخ داده است و در ساير نسخ توحيد صدوق اين حديث به صورت كامل نقل شده است . لذا با اينكه بحار را قبلاً به اشخاص پيش‏فروش كرده و قيمت كتاب را بدون در نظر گرفتن هزينه مقابله با مصادر اعلام كرده بوديم، پنجاه هزار تومان خسارت داديم تا با مصادر مقابله شود و روشن شود كه اين مطالب در مصادر هست يا نه» .
در اين مورد اعتراض مرحوم مجلسى بر صدوق وارد نبود.

عظمت مجلسى
من از آقاى شيخ محمود خليلى شنيدم: آقاى آسيد ابوالحسن مرتضوى اصفهانى از علماى تهران و مورد وثوق و ارادت علما و به درستى معروف بود . آقاى حاج آقا تقى قمى، فرزند مرحوم آية الله حاج آقا حسين قمى، از ايشان پرسيد: شنيده‏ام شما درباره شريعت سنگلجى جريانى داريد؛ مى‏خواستم از خود شما بشنوم .
آسيد ابوالحسن گفت: من با آسيد محمود طالقانى رفيق بودم . ايشان پاى منبر شريعت سنگلجى مى‏رفت . آسيد محمود اصرار داشت كه من نيز پاى منبر شريعت بروم . آسيد ابوالحسن ولايتى بود و نمى‏خواست در جلسه شريعت شركت كند، ولى آسيد محمود خيلى اصرار كرد كه يك مرتبه شما بيا و ببين، يك مرتبه رفتن كه ضرر ندارد . پدر آسيد ابوالحسن (آسيد محمد كاظم كَرْونى اصفهانى) هم در مسائل ولايت خيلى شديد بود و اصلاً اجازه نمى‏داد كه آسيد ابوالحسن با افرادى نظير شريعت سنگلجى معاشرت داشته باشد . آسيد ابوالحسن به اصرار آسيد محمود قبول كرد و رفت . سنگلجى بالاى منبر مطلبى از مرحوم مجلسى نقل كرد و به سخره گرفت؛ مثلاً نقل كرد كه فلان آب چون ايمان آورد، شيرين شد، ولى آب ديگر چون ايمان نياورد، تلخ گرديد . چرا فلان حيوان گوشتش حلال شد و چرا فلان حيوان حرام‏گوشت شد . آسيد ابوالحسن بلند شد و اعتراض كرد كه اين‏گونه كه شما مى‏گوييد، نيست و با شريعت سنگلجى بحث كرد . بعداً آسيد ابوالحسن در دلْ به مرحوم مجلسى خطاب كرد كه اى عالم بزرگوار، چرا اين روايتها را نقل كرديد تا اين افراد استهزا كنند و ما به بحث با آنها مبتلا شويم؟ آن مجلس سپرى شد. آسيد ابوالحسن گفت: شب در خواب ديدم كه در اصفهان هستم و مردم به زيارت قبر مرحوم مجلسى مى‏روند . من هم تصميم گرفتم آنجا بروم، ولى ديدم كنار درِ ورودى، شخصى جليل القدر ايستاده است و بايد او اجازه ورود بدهد . وقتى خواستم وارد حرم بشوم، آن شخص جلو مرا گرفت و اجازه نداد . ديدم دو آقازاده جليل القدر از داخل آمدند و آن كسى كه بيرون ايستاده بود، به آن دو آقازاده اظهار تلطّف كرد . من فهميدم كه آن دو مورد توجّه و عنايت آن شخص هستند . لذا به آن دو متوسل شدم كه شما نزد آقا شفاعت كنيد تا اجازه ورود بدهد . آنها وساطت كردند و آن آقا اجازه داد، ولى فرمود: تو چه حقّى داشتى كه چنين فكرى، و به مرحوم مجلسى اعتراض كنى؟! با اينكه آن اعتراض در ذهنم خطور كرد .
من پرسيدم: آنها كه بودند؟ گفتند: آن كسى كه اجازه ورود مى‏داد، حضرت اميرالمؤمنين  عليه‏السلام و آن دو آقازاده، حسنين  عليهماالسلام بودند .
آسيد ابوالحسن مى‏گفت: بعداً پدرم فهميد كه ما به مجلس شريعت سنگلجى رفته‏ايم . ايشان گفت: چون تو به شريعت اعتراض كردى، من تو را مى‏بخشم، و گرنه مستحقّ تنبيه بودى، ولى بعد از اين ديگر حق ندارى با آنها رابطه داشته باشى .
باب الأئمّه  عليهم ‏السلام
از مرحوم شيخ عباس قمى  رحمه الله نقل شده است كه مرحوم مجلسى را در عالم رؤيا ديده‏ اند كه داراى مقام رفيع و استثنائى است و «باب الأئمّه» است و درباره وجه اين تعبير گفته ‏اند كه چون ايشان خودش را سپر بلا قرار داده است و اشخاصى كه جرأت نمى‏كنند به امام معصوم  عليه‏السلام جسارت كنند، مرحوم مجلسى را هدف قرار مى‏دهند و او در حقيقت خودش را سپر قرار داده است تا امام  عليه ‏السلام محفوظ بماند .


سفارش شيخ عبّاس قمى
مرحوم حاج شيخ عباس قمى به مطالعه بحارالأنوار مجلسى سفارش مى‏كرد . روزى آقاى حاج ميرزا على محدّث زاده در قم منبر رفت و منبرش را بدون مطالعه و معمولى بود. يك وقت پدرش مرحوم حاج شيخ عباس را در خواب ديد . شيخ عباس فرمود: يك مرتبه انسان مال كسى را تلف مى‏كند، اين قابل تدارك و جبران است، بلكه گاهى چندين برابر جبران مى‏شود . گاهى به عِرض كسى متعرض مى‏شود ـ مثلاً غيبت مى‏كند ـ اين هم قابل تدارك است و ممكن است به بهترين نحو آبروى او را تدارك كند و از او استحلال كند، ولى بعضى چيزها هرگز قابل تدارك و جبران نيست. تلف كردن وقتِ اشخاص از اين قبيل است . اشخاصى كه پاى منبر شما مى‏آيند، وقت گذاشته‏اند و بايد منبر شما مشتمل بر حديث باشد تا آنها چيزى ياد بگيرند و وقت آنها تلف نشود . بحارالأنوار علامه مجلسى هست . ايشان زحمت كشيده و احاديث را جمع‏آورى كرده است . شما از آنجا احاديث را براى مردم نقل كن تا اتلاف وقت نشود .
مرحوم حاج شيخ عباس، بحارالأنوار مجلسى را به طور خاص ذكر كرده بود . البته نمى‏دانم ايشان مسأله عِرض را هم ذكر كرده بود يا نه . من آن را مطرح كردم؛ چون عِرض هم قابل تدارك است .

اثر خواندن فاتحه براى مجلسى
اين را اشخاص مختلف تجربه كرده‏اند و من نيز تجربه كرده ‏ام: گاهى ماشين و وسيله نقليه گير نمى‏ آيد، وقتى براى مرحوم مجلسى فاتحه‏ اى مى‏خوانند، ماشين پيدا مى‏شود . اين واقعه مكرراً براى من و بستگان من رخ داده است و اشخاص ديگر نيز تجربه كرده‏اند .


كتابى درباره مرحوم مجلسى
آقاى حسن طارمى كتابى درباره مرحوم مجلسى نوشته و خيلى خوب و معقول و بدون تعصّب از مرحوم مجلسى دفاع كرده است . ايشان تصميم دارد كتاب را تجديد طبع كند . من بربعضى از مطالب كتاب حاشيه نوشته‏ ام و ايشان خواسته كه اين حواشى تكميل شود .


مولا محمد تقى مجلسى
مرحوم مولا محمد تقى خيلى قوى بود . شنيدم آقاى حجّت مى ‏فرمود: وى در فهم اخبار از پسرش «ادقّ نظراً» است، ولى مرحوم مولا محمد باقر جامع‏تر بود . در خصوص فهم روايات و فقه و اصول، مرحوم آقاى حجّت مجلسى اول را «ادقّ نظراً» مى‏ دانست .



جرعه ای از دریا جلد دوم


...
ارسال نظر
نام
ایمیل
متن
ارسال
تازه ها
پربازدید
مقالات مربرط
دورنمای درونمایۀ صحیفۀ سجادیه
رونمایی از کتاب زندگی‌نامه آیت‌الله العظمی بروجردی(ره)
🔰 انتشار کتاب احوال، افکار ، آثار علامه شیخ محمّد حسین کاشف الغطاء (م1373)
ضرورت گریزناپذیر اجازه ،شیخ آقابزرگ تهرانی |ترجمه عبدالحسین طالعی
برگى از زندگى سيد جمال الدين اسدآبادى نوشته: علامه شيخ على كاشف الغطاء (م 1306) تصحيح: رضا مختارى
زندگینامه خودنوشت آیة اللـه سیداحمد زنجانی (م ۱۳۹۳ ق)
عظمت مجلسى ره
امام سجاد علیه السلام و بینش صحیح اسلامی از منظر صحیفه سجادیه| دکتر احمد راسم النفیس ترجمه عبدالحسین طالعی
کتاب‌شناسی و نقد «الصحیح من سیره الامام علی علیه‌السلام»| حسین نعیم آبادی
اجازات شیخ نعمة غول العاملی المیسی | محمد سمامی حائری
احضار ارواح
چرا همه اسناد کافی حجت است؟| محمد فایزی
معرفی میراث فقهی رویت هلال
مؤيدات تحريف فهرست نجاشى درباره ابويعلى
بازمانده هایی از میراث کهن حدیثی امامیّه| امین حسین پوری
سیاست استعمار انگلیس در ایرانِ عصر ناصرى و راهبرد میرزای شیرازی در نهضت تحریم تنباکو | به کوشش: محمدصادق ابوالحسنی
استاد سید محمد فرزان به روایت حجة الاسلام آل طه (زید عزه) | محمد جواد شعبانی مفرد
حدیث النوروز في کلام العلّامة ابن فهد الحلّي |رضا المختاری
همایش ”مدرسه کلامی - فقهی شیعه در لکهنو“
تببین جایگاه علمی مرحوم علامه غفران مآب موسس مدرسه علمی شیعه در لکهنو
کتاب شیعه به منزل ۱۳ و ۱۴ رسید + فهرست مطالب
شیخ ابوالقاسم کبیر
مدیر مؤسسه کتابشناسی شیعه، در گفتگوی اختصاصی با شبکه اجتهاد
امام موسی صدر در ساحت علم و سیاست
یادی از آیت‌الله حاج شیخ «علی‌محمد ابن‌العلم» از علمای قرآنی خوزستان
رضا مختاری
دسترسی به متن کتابهای نرم افزار مکتبه اهل بیت علیهم السلام
عبد الحسین طالعی
جرعه ای از دریا جلد اول| مقالات آیت الله شبیری زنجانی
قربان مخدومی
ترجمه های صحیفۀ سجادیه به زبانهای غیر فارسی / سید امیر حسین اصغری
همایش بزرگداشت علامه سید هبة الدین شهرستانی در دانشگاه کوفه + تکمیلی
اجازه سید حسین موسوی خوانساری به میرزای قمی و تذکر یک اشتباه | محسن صادقی
علی اکبر زمانی نژاد
نامۀ آية‏اللّه‏ العظمى مرعشى نجفى به استاد سعيد نفيسى / عبد الحسین طالعی
یادداشتی به قلم آیت الله خویی درباره تشرف شیخ محمد شوشتری کوفی
آیت الله سید محمد نبوی عالم سرشناس دزفول دعوت حق را لبیک گفت
اسرار الصلاة شهيد ثانى رحمه‏الله | علی اکبر زمانی نژاد
فهرست نسخه های خطی کتابخانه مجلس شورای اسلامی 31 / از ابوالفضل حافظیان بابلی
احسان الله شكراللهی طالقانی
ابوالفضل حافظیان
بازدید مقام معظم رهبری از غرفه موسسه کتاب شناسی شیعه در نمایشگاه مشکات
مشروع ‏الموسوعة الكبيرة حول‏ التراث المكتوب للشيعة أوالوسيلة إلى تصانيف الشيعة
نامه هایی از و به مرحوم دکتر سید جعفر شهیدی / به مناسب سالروز درگذشت دکتر شهیدی
سندی منتشر نشده از آیت الله خویی در دفاع ازانقلاب اسلامی مربوط به 48 سال پیش
گزارشی از عملکرد 6 ماهه موسسه کتاب شناسی شیعه
تحقیق و انتشار نهج‌البلاغه از روی کُهَن‌ترین نسخه‌های موجود
به مناسبت در گذشت دکتر محمود فاضل
بزرگترین کتاب‌شناس قرن اخیر +تصاویر
سندی نو یافته به خط مبارک شهید ثانی (ره) درباره خاندان شهید اول و علمای جبل عامل
نمایش فایل های ویدئویی
ابتدای سایت | Back to top