کد مطلب: 6113
تاریخ درج مطلب: یکشنبه ۵ خرداد ۱۳۹۸
امام سجاد علیه السلام و بینش صحیح اسلامی از منظر صحیفه سجادیه| دکتر احمد راسم النفیس ترجمه عبدالحسین طالعی
احمد راسم النفیس در سال ۱۹۵۲م در مصر دیده به جهان گشود. تحصیلات خود را در رشته پزشکی تا حد دکترا ادامه داد و به استادی دانشگاه رسید. احمد راسم ابتدا سنی مذهب بود ولی با خواندن کتاب‌هایی چون ابناء الرسول فی کربلا و نیز کتاب لماذا اخترت مذهب الشیعه از علامه امین انطاکی و پس از تحقیق و بررسی مذهب شیعه را پذیرفت. وی دارای ۳۰ تألیف مختلف است و بیشتر آثارش در زمینه شیعه و اسلام است. از جمله الطریق الی مذهب اهل البیت. وی همچنین استاد دانشگاه منصوره است و از اندیشمندان مصری به شمار می‌رود.

 

بسم الله الرحمن الرحیم

شرح حال نویسنده

 احمد راسم النفیس در سال ۱۹۵۲م در مصر دیده به جهان گشود. تحصیلات خود را در رشته پزشکی تا حد دکترا ادامه داد و به استادی دانشگاه رسید. احمد راسم ابتدا سنی مذهب بود ولی با خواندن کتاب‌هایی چون ابناء الرسول فی کربلا و نیز کتاب لماذا اخترت مذهب الشیعه از علامه امین انطاکی و پس از تحقیق و بررسی مذهب شیعه را پذیرفت. وی دارای ۳۰ تألیف مختلف است و بیشتر آثارش در زمینه شیعه و اسلام است. از جمله الطریق الی مذهب اهل البیت.    وی همچنین استاد دانشگاه منصوره است و از اندیشمندان مصری به شمار می‌رود. 

وی عالم سنی اهل کشور مصر بوده که به مذهب تشیع گرویده است.ایشان نویسنده اى پر کار و پر تلاش در موضوعات فرهنگى و مباحث دینى است و مجله اى بنام «النداء» را منتشر مى کند.  


عناوین برخى رسالات و کتب ایشان به قرار زیر است:
۱.الطریق الى مذهب اهل البیت علیهم السلام
۲. على خطى الحسین علیه السلام
۳. التحکیم، دراسة فى الفقه التاریخى للامة الاسلامیة
۴. الجماعات الدینیة - محاولة استمساخ الامة الاسلامیة
۵. من اسس ثقافة العنف؟
۶. شرح دعاء السحر للامام السجاد علیه السلام
۷. الامام على و العدالة الاجتماعیة
۸. فقه التغییر بین السید محمدباقر الصدر و السید قطب، دراسة مقارنة
۹. الشهید الصدر و دینامیة الصراع الاجتماعى

10. الامام المهدى المنتظر و خصوم مرحلة الظهور.

آقاى دکتر احمد راسم النفیس از نویسندگان نقاد و منتقد نشریات مصر است و با مقالات متنوع خود به پاسخ گویى شبهات و سؤالات مختلف درباره مذهب شیعه مى پردازد.  
یکى از آثار برجسته ایشان کتاب «نفحات من السیرة » است که در آن خلاصه اى از سیره رسول اکرم صلى الله علیه و آله و ائمه اهل البیت علیهم السلام به نگارش درآمده است.

مقالۀ «الامام السجاد و التصور الاسلامی» را در صفحۀ شخصی خود در اینترنت منتشر کرده است.

1.مقدمه

برخی افراد می پندارند که صحیفه سجادیه، تنها یک کتاب دعا است که امام ما علی بن الحسین زین العابدین و سید الساجدین علیه السلام در خلوت خود برای مناجات با خداوند می خواند و بدان وسیله تعبّد می ورزید. و این در دورۀ پس از فاجعۀ شهادت امام حسین بن علی علیه السلام بود که امام سجاد عزلت از دنیا را برای خود برگزیده بود.

اما اگر این کتاب ارزشمند را با دقت و تأمل بخوانیم، به نتیجه ای دیگر می رسیم، و آن اینکه صحیفۀ سجادیه منشور بینش پیشرفتۀ اسلامی است که به هر فرد مسلمان کمک می کند تا فهم قرآن و هدایت جویی از آن را به جای زندگی حیوانیِ بدون بصیرت برگزیند، و حیات مبتنی بر فهم و بصیرت را بر زندگیِ بدون علم و هدایت و کتاب روشنگر ترجیح دهد.

2.بینش اسلامی

انسان مسلمان به بینشی دینی نیاز دارد که عناصر متعدّد اییمان در آن به تکامل رسیده باشد، که از عقیده به توحید و نبوت و نگرش دقیق به عالم خلقت و اجتماع و عبادت و عمل صالح آغاز شود، بعلاوه سپهر اخلاق به شکل واقعی آن، به جای مباحث اخلاق نظری محض که مسلمانان در عمل اجرا نکرده باشند و به نظر برسد که قصد اجرای عملی آن را نداشته باشند.

بینش صحیح اسلامی در جنبۀ عملی آن همان «نیکی» است، به اعتبار اینکه کار خیر و گریز از گناه، راه و روش نمونه و اخلاق کامل انسانی – اسلامی است که هر مسلمان باید آن را اجرا کند.

خداوند متعال در قرآن می فرماید:

لَيْسَ الْبِرَّ أَنْ تُوَلُّوا وُجُوهَكُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ وَ لكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ وَ الْمَلائِكَةِ وَ الْكِتابِ وَ النَّبِيِّينَ وَ آتَى الْمالَ عَلى‏ حُبِّهِ ذَوِي الْقُرْبى‏ وَ الْيَتامى‏ وَ الْمَساكينَ وَ ابْنَ السَّبيلِ وَ السَّائِلينَ وَ فِي الرِّقابِ وَ أَقامَ الصَّلاةَ وَ آتَى الزَّكاةَ وَ الْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذا عاهَدُوا وَ الصَّابِرينَ فِي الْبَأْساءِ وَ الضَّرَّاءِ وَ حينَ الْبَأْسِ أُولئِكَ الَّذينَ صَدَقُوا وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ  (بقره، 177)

نیز می فرماید:

يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْأَهِلَّةِ قُلْ هِيَ مَواقيتُ لِلنَّاسِ وَ الْحَجِّ وَ لَيْسَ الْبِرُّ بِأَنْ تَأْتُوا الْبُيُوتَ مِنْ ظُهُورِها وَ لكِنَّ الْبِرَّ مَنِ اتَّقى‏ وَ أْتُوا الْبُيُوتَ مِنْ أَبْوابِها وَ اتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ (بقره، 189).

بینش صحیح اسلامی، نگرش مسلمان به دنیا و جامعه را در بر دارد. این بینش ما را به رابطه بین افراد و تطوّر گروهی مؤمن و معیارهای صحیح و شناخت درست از غلط می رساند؛ در مسیر عدالت الهی که راهبر انسان شود و مسیر او را در انتخاب کار خیر و ترک شرّ روشن سازد. این بینش انسان را در جهت تقرّب به خدای عزّوجلّ پیش می برد، با تمام آنچه رضای خداوند و گریز از عوامل دشمنی با او را – که انسان را سزاوار کیفر خداوند کند – در پی دارد.

3.مبنای نیکی

راغب اصفهانی در کتاب مفردات، نیکی را «گسترش دادن به کار خیر» معنا می کند، و آن را دو گونه می بیند: نیکی در اعتقاد و نیکی در عمل. آنگاه به آیۀ 177 سورۀ بقره – که متن آن نقل شد – استناد می کند.

به نظر ما، این آیه هر دو گونه نیکی را شامل می شود که از نیکی در عقیده آغاز می کند و به نیکی در عمل می رسد. نیکی در عقیده، طبق آیۀ 11 سورۀ شوری، ایمان به خدای بزرگ و تسلیم به وحدانیت اوست؛ پس از آن ایمان به قیامت و ملائک و کتابهای آسمانی و پیامبران.

ایمان به قیامت یعنی ایمان به حکمت الهی که در خلقت انسان و ارسال پیامبران به سوی آنها به کار برده است؛ همان گونه که در قرآن فرمود:

لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَيِّناتِ وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْكِتابَ وَ الْميزانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ وَ أَنْزَلْنَا الْحَديدَ فيهِ بَأْسٌ شَديدٌ وَ مَنافِعُ لِلنَّاسِ وَ لِيَعْلَمَ اللَّهُ مَنْ يَنْصُرُهُ وَ رُسُلَهُ بِالْغَيْبِ إِنَّ اللَّهَ قَوِيٌّ عَزيز  (حدید، 25)

 ایمان به قیامت یعنی ایمان به عدل الهی که سرنوشت انسانی به آن منتهی می شود، گرچه سرکشان و ستمگران هر چه بتوانند، ستم و جنایت کنند.

آیه شریفه که یاد شد (بقره، 177) پس از این به معانی نیکی می پردازد، مانند: انفاق در راه خدا، عبادت به وجه صحیح، حفظ پیمانها و وعده هایی که مؤمنان خود را بدان ملزم کرده اند یا اینکه خداوند از آنها پیمان گرفته و وفای به آنها را صفتی از صفات ایمان دانسته است؛ بعلاوه التزام به صبر و ثبات، چه بر آزمونهای مختلف و چه بر برابر ستمگران و سرکشان.

لذا خداوند فرمود:

وَ الَّذينَ يَنْقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِنْ بَعْدِ ميثاقِهِ وَ يَقْطَعُونَ ما أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ يُوصَلَ وَ يُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ أُولئِكَ لَهُمُ اللَّعْنَةُ وَ لَهُمْ سُوءُ الدَّار (رعد، 25).

اما دوین آیه که نقل شد (بقره، 189) آداب سلوک را برای مسلمانان ترسیم می کند و آنها را تشویق می کند که خانه ها را از در وارد شوند. خانه در اینجا به معنای علم و حکمت است، چنانکه امیر المؤمنین علی بن ابی طالب علیه السلام فرمود:

نَحْنُ‏ الشِّعَارُ وَ الْأَصْحَابُ وَ الْخَزَنَةُ وَ الْأَبْوَابُ وَ لَا تُؤْتَى الْبُيُوتُ إِلَّا مِنْ أَبْوَابِهَا فَمَنْ أَتَاهَا مِنْ غَيْرِ أَبْوَابِهَا سُمِّيَ سَارِقا (نهج البلاغه، خطبه 154).

4.حکمت

نیکی عنوانی جامع است برای هر گونه عمل صالح در اسلام. اما حکمت راهنمایی است که مسلمانان به کمک آن راه می یابند و خیر را از شرّ تمایز می بخشند.

حکمت یعنی دست یابی به حق، بر اساس علم و عقل، قرین وحی الهی است که هر فردی پیرو رسالت می تواند از آن آگاه شود. این موهبتی است از خداوند متعال، که به بندگان برگزیده اش می بخشد.

در قرآن فرمود:

يُؤْتِي الْحِكْمَةَ مَنْ يَشاءُ وَ مَنْ يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْراً كَثيراً وَ ما يَذَّكَّرُ إِلاَّ أُولُوا الْأَلْباب‏ (بقره، 269)

خداوند این موهبت را به لقمان حکیم بخشید، چنانکه فرمود:

و لقد آتینا لقمان الحکمة (لقمان، 12)

و کلیات آن را در همان سوره توصیف کرد.

5.جایگاه صحیفه سجادیه در تبیین حکمت

کتاب گرانقدر صحیفه سجادیه بسیاری از گنجینه های حکمت را که امامان اهل بیت نسل به نسل، از پیشینیان معصوم خود به ارث بردند، یعنی کلیدهای نیکی و چراغ های هدایت را در بر دارد.

برای توضیح مطلب باید از آیات و احادیث کمک بگیریم.

خداوند متعال بعثت پیامبرش حضرت محمد صلی الله علیه و آله را  مهمترین نعمت خود برای بشر توصیف کرد:

لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنينَ إِذْ بَعَثَ فيهِمْ رَسُولاً مِنْ أَنْفُسِهِمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِهِ وَ يُزَكِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ إِنْ كانُوا مِنْ قَبْلُ لَفي‏ ضَلالٍ مُبينٍ (آل عمران، 164)

چنین بود که پیامبر خود را از بهترین دودمان برگزید؛ امام امیرالمؤمنین علیه السلام می فرماید:

مِنْ شَجَرَةِ الأنْبِيَاءِ، وَمِشْكَاةِ الضِّيَاءِ، وَذُؤَابَةِ الْعَلْيَاءِ، وَسُرَّةِ الْبَطْحَاءِ، وَمَصَابِيحِ الظُّلْمَةِ، وَيَنَابِيعِ الْحِكْمَةِ  (نهج البلاغه، خطبه 108)

حکمت مجموعه ای سازگار از آموزه های استوار است که عقل و علم، تار و پود آن هستند و هیچ یک بدون دیگری کامل نمی شود. این سازگاری برای پی ریزی بنایی محکم را در سورۀ توبه می توان دید:

أَفَمَنْ أَسَّسَ بُنْيَانَهُ عَلَى تَقْوَى مِنَ اللَّهِ وَرِضْوَانٍ خَيْرٌ أَم مَّنْ أَسَّسَ بُنْيَانَهُ عَلَى شَفَا جُرُفٍ هَارٍ فَانْهَارَ بِهِ فِي نَارِ جَهَنَّمَ وَاللَّهُ لاَ يَهْدِي القَوْمَ الظَّالِمِينَ* لاَ يَزَالُ بُنْيَانُهُمُ الَّذِي بَنَوْا رِيبَةً فِي قُلُوبِهِمْ إِلاَّ أَن تَقَطَّعَ قُلُوبُهُمْ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌأَفَمَنْ أَسَّسَ بُنْيَانَهُ عَلَى تَقْوَى مِنَ اللَّهِ وَرِضْوَانٍ خَيْرٌ أَم مَّنْ أَسَّسَ بُنْيَانَهُ عَلَى شَفَا جُرُفٍ هَارٍ فَانْهَارَ بِهِ فِي نَارِ جَهَنَّمَ وَاللَّهُ لاَ يَهْدِي القَوْمَ الظَّالِمِينَ* لاَ يَزَالُ بُنْيَانُهُمُ الَّذِي بَنَوْا رِيبَةً فِي قُلُوبِهِمْ إِلاَّ أَن تَقَطَّعَ قُلُوبُهُمْ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ (توبه، 109 – 110)

خالق و مؤسس این اساس، یگانه است که شریک و ضدّ و همکار ندارد، چنانکه خود فرمود:

 لَوْ كَانَ فِيهِمَا آلِهَةٌ إِلاَّ اللَّهُ لَفَسَدَتَا فَسُبْحَانَ اللَّهِ رَبِّ العَرْشِ عَمَّا يَصِفُونَ (انبیاء، 22)

إِذاً لَّذَهَبَ كُلُّ إِلَهٍ بِمَا خَلَقَ وَلَعَلا بَعْضُهُمْ عَلَى بَعْضٍ سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا يَصِفُونَ (مؤمنون، 91).

یعنی اگر این وحدانیت نمی بود، خلقت تباه می شد و حکمت معنایی نمی یافت.

پیامبر نیز آفریده ای بی همتا است که حجت آفریدگار بر آفریدگان  است. حجت خدا بر خلایق، به حکم عقل، باید یکتای بی همتا در میان مخلوقات خدا باشد. خدای متعال، پیامبران را برگزیده و بر دیگران برتری داده و حکمت به آنها بخشیده است. در قرآن فرمود:

أَمْ يَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلَى مَا آتَاهُمُ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ فَقَدْ آتَيْنَا آلَ إِبْرَاهِيمَ الكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَآتَيْنَاهُم مُّلْكاً عَظِيماً (نساء، 54)

وظیفۀ اصلی پیامبران ابلاغ پیام الهی است. در قرآن می خوانیم:

وما على الرسول إلا البلاغ المبين (عنکبوت، 18)

 وظیفۀ بعدی پیامبران، تحقق بخشیدن به این اندیشه ها و ساختن جامعه اسلامی است؛ جامعه ای که بر اساس فهم استوار و کاربرد اخلاقی متین شکل گیرد.

به نصّ قرآن، پس از پیامبر، امامی از جنس او می آید که شاهد بر امّتش باشد، از همان ریشه و شاخه و از خاندانش. در قران می خوانیم:

وَيَتْلُوهُ شَاهِدٌ مِّنْهُ .... امَاماً وَرَحْمَةً أُوْلَئِكَ يُؤْمِنُونَ بِهِ وَمَن يَكْفُرْ بِهِ مِنَ الأَحْزَابِ فَالنَّارُ مَوْعِدُهُ فَلاَ تَكُ فِي مِرْيَةٍ مِّنْهُ إِنَّهُ الحَقُّ مِن رَّبِّكَ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لاَ يُؤْمِنُونَ (هود، 17)

بحران بزرگ مسلمانان از زمانی آغاز شد که بین حکمت و حکومت جدایی افکندند و افراد رذل را به جای نیکان نشاندند. لذا بعضی از عملکردهای ظاهراً شرعی آنها بیشترین فاصله را با حکمت الهی قرآنی و حکمت عملی نبوی پیدا کرد.

بحران مسلمانان در اعراض از پیروی امام منصوب از جانب خدای عزوجل بود که وظیفه اش تکمیل بنای اخلاق الهی است؛ بنایی که پیامبران به ویژه خاتم پیامبران حضرت محمد صلی الله علیه و آله بنا نهادند. آنان وظیفه داشتند میان مفاهیم اصلی و دروغین وارداتی تمایز قائل شوند.

مهم تر آن که این آموزه های راستین را از تصورات نظری سرگردان در هوا به کاربرد عملی راسخ در زمین واقعیت تبدیل کنند، از طریق اعتماد به حکمت الهی که خداوند،  اولیای خود از آل ابراهیم و آل محمد صلی الله علیه و آله را به آن اختصاص داده است، چنانکه فرمود:

فقد آتينا آل إبراهيم الكتاب والحكمة (نساء، 54)

6.اهل بیت، معدن حکمت

شماری معدود از افراد غیر شیعه بر بی نیازی خود از اهل بیت اصرار و لجاجت زیادی نشان می دهند. آنان در این لجاجت، بر گروهی از دانشمندان پوشالی اعتماد کرده اند که بهره و قرعه به نامشان افتاده و دستگاه های تبلیغاتی بدون علم و هدایت و دلیل محکم، جامۀ قداست ربانی بر آنها پوشانده اند.

اینان می پندارند که به بهانۀ سنّت می توانند نصّ قرآنی را به دیوار بکوبند. لذا فقط در مواردی که خود می خواهند، به قرآن استناد می کنند؛ بلکه در واقع نسبت به نصّ قرآنی تجاهل می ورزند، آنجا که افراد را از خودستایی باز می دارد؛ خداوند می فرماید:

أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ يُزَكُّونَ أَنفُسَهُمْ بَلِ اللَّهُ يُزَكِّي مَن يَشَاءُ وَلاَ يُظْلَمُونَ فَتِيلاً (نساء، 49)

فَلاَ تُزَكُّوا أَنْفُسَكُمْ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنِ اتَّقَى (نجم، 32)

اینان از خودستایی دست باز نمی دارند و دانشوران پوشالی خود را به حدّی بالا می برند که هرگز شایستگی آن را ندارند. بلکه بر نفی ستایش الهی از اهل بیت پای می فشارند، با این که خداوند متعال در قرآن خود اهل بیت را در جاهای متعدّد ستوده، از جمله آنجا که آلودگی را از آنان زدوده و به بهترین نحو، پاک و مطهّر ساخته است

انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهّرکم تطهیرا (احزاب، 33)

7.آموزه های امام سجاد علیه السلام برای جامعۀ سالم

امام سجاد علیه السلام این آیۀ شریفه را می خواند:

يا أيها الذين آمنوا اتقوا الله وكونوا مع الصادقين (توبه، 119)

آنگاه با ندبه و گریه بر وضع اسف بار مسلمانان چنین دعا می کرد:

اللهم ارفعني في أعلى درجات هذه الندبة وأعني بعزم الإرادة، وهبني حسن المستعقب من نفسي، وخذني منها حتى تتجرد خواطر الدنيا عن قلبي من برد خشيتي منك وارزقني قلبا ولسانا يتجاريان في ذم الدنيا، وحسن التجافي منها حتى لا أقول إلا صدقت وأرني مصاديق إجابتك بحسن توفيقك حتى أكون في كل حال حيث أردت...... (کشف الغمة ج 2 ص 94)

وقد أغرق في ذم الدنيا الأدلاء على طرق النجاة من كل عالم، فبكت العيون شجن القلوب فيها دما، ثم درست تلك المعالم، فتنكرت الآثار، وجعلت في برهة من محن الدنيا، وتفرق ورثة الحكمة، و بقيت فردا كقرن الأعضب وحيدا، أقول فلا أجد سميعا، وأتوجع فلا أجد مشتكى.

وكيف تجلدي وفي القلب مني لوعة لا أطيقها وحتى متى أتذكر حلاوة مذاق الدنيا، وعذوبة مشارب أيامها، وأقتفى آثار المريدين، وأتنسم أرواح الماضين مع سبقهم إلى الغل والفساد، وتخلفي عنهم في فضالة طرق الدنيا منقطعا من الأخلاء؟!

فزادني جليل الخطب لفقدهم جوى وخانني الصبر حتى كأني أول ممتحن أتذكر معارف الدنيا وفراق الأحبة. فلو رجعت تلك الليالي كعهدها رأت أهلها في صورة لا تروقها فمن أخص بمعاتبتي؟ ومن أرشد بندبتي؟ ومن أبكي، ومن أدع؟ أشجو بهلكة الأموات، أم بسوء خلف الأحياء؟! وكل يبعث حزني ويستأثر بعبراتي، ومن يسعدني فأبكي وقد سلبت القلوب لبها، ورقا الدمع؟! وحق للداء أن يذوب على طول مجانبة الأطباء وكيف بهم وقد خالفوا الأمرين وسبقهم زمان الهادين ووكلوا إلى أنفسهم يتنسكون في الضلالات في دياجير الظلمات؟! حيارى وليل القوم داج, نجومه طوامس لا تجري, بطئ خفوقها (کشف الغمّة، ج 2 ص 97 – 98)

وقد انتحلت طوائف من هذه الأمة بعد مفارقتها أئمة الدين، والشجرة النبوية إخلاص الديانة، وأخذوا أنفسهم في مخائل الرهبانية، وتغالوا في العلوم ووصفوا الإسلام بأحسن صفاتهم وتحلوا بأحسن السنة، حتى إذا طال عليهم الأمد، وبعدت عليهم الشقة وامتحنوا بمحن الصادقين، رجعوا على أعقابهم ناكصين عن سبيل الهدى وعلم النجاة، يتفسحون تحت أعباء الديانة تفسح حاشية الإبل تحت أوراق البزل.

ولا يحرز السبق الرزاح وإن جرت             ولا يبلغ الغايات إلا سبوقها

وذهب آخرون إلى التقصير في أمرنا، واحتجوا بمتشابه القرآن.

فتأولوه بآرائهم، واتهموا مأثور الخبر مما استحسنوا، يقتحمون في أغمار الشبهات، ودياجير الظلمات، بغير قبس نور من الكتاب، ولا أثرة علم من مظان العلم بتخدير مثبطين زعموا أنهم على الرشد من غيهم. وإلى من يفزع خلف هذه الأمة، وقد درست أعلام الملة، ودانت الأمة بالفرقة والاختلاف؟! يكفر بعضهم بعضا والله تعالى يقول "ولا تكونوا كالذين تفرقوا واختلفوا من بعد ما جاءهم البينات". .......

فمن الموثوق به على إبلاغ الحجة وتأويل الحكمة إلا أهل الكتاب، وأبناء أئمة الهدى، ومصابيح الدجى الذين احتج الله بهم على عباده، ولم يدع الخلق سدى من غير حجة؟! هل تعرفونهم أو تجدونهم إلا من فروع الشجرة المباركة، وبقايا الصفوة الذين أذهب الله عنهم الرجس وطهرهم تطهيرا، وبرأهم من الآفات، وافترض مودتهم في الكتاب!

هم العروة الوثقى وهم معدن التقى          وخير حبال العالمين وثيقها (کشف الغمّة، ج 2 ص 99)

 فصل على محمد وآل محمد، وحقق رجائي لك، وكذب خوفي منك وكن لي عند أحسن ظني بك يا أكرم الأكرمين، وأيدني بالعصمة، وأنطق لساني بالحكمة، واجعلني ممن يندم على ما ضيعه في أمسه. اللهم إن الغني من استغنى عن خلقك بك، فصل على محمد وآل محمد وأغنني يا رب عن خلقك، واجعلني ممن لا يبسط كفه إلا إليك. (البلد الامین، ص 46)

این جملاتکه از دعاهای حضرتش اقتباس شده، بینش ائمه اهل بیت را برای طبیعت و تطور جامعۀ اسلامی در مرحلۀ پس از نبوت نشان می دهد. این بینش الهی با قداست بخشیدن به چنان شخصیت های رسمی مورد نظر حکومت های سه قرن آغازین تناقض دارد.

8.جایگاه صحابه و تابعین

کلام امام علی بن الحسین علیه السلام از معدن حکمت و مشکات نبوت صادر شده، و میزان اعتدال است که حقّ هیچ کسی را تباه نمی کند و آنها را از حقشان محروم نمی دارد. برای این که دوستان یا دشمنان نپندارند که امامان اهل البیت و شیعیان آنها حتی با وجود ستمی که به آنها شده، از دایرۀ انصاف بیرون رفته اند. می بینیم که امام سجاد علیه السلام برای  اصحاب و تابعین دعا می کند و درود می فرستد. به گونه ای که دعای چهارم صحیفه به همین موضوع اختصاص می یابد.

جامعۀ اسلامی مانند ساختمانی است که مادۀ آن بشری است و سنگهای آن مؤمنان صادق اند، ملات آن ایمان و محبت و رحمت و هم پیمانی میان بندگان صالح خدا است؛ کسانی که وصف آنها را از کلام امیرالمؤمنین علیه السلام باید جویا شویم:

يَتَوَاصَلُونَ بِالْوِلاَيَةِ وَيَتَلاَقَوْنَ بالْـمَحَبَّةِ وَيَتَسَاقَوْنَ بِكَأْس رَوِيَّة وَيَصْدُرُونَ بِرِيَّة لاَ تَشُوبُهُمُ الرِّيبَةُ وَلاَ تُسْرِعُ فِيهِمْ الْغِيبَةُ عَلَى ذلِكَ عَقَدَ خَلْقَهُمْ وَأَخْلاَقَهُمْ فَعَلَيْهِ يَتَحَابُّونَ وَبِهِ يَتَوَاصَلُونَ (نهج البلاغه، خطبه 214)

کسانی که سنگها را برای ساختمان خود به کار می گیرند، باید میان سنگهای سالم از ناسالم تمایز قائل شوند. نیز باید مراقبت کنند که ملات میان آنها محکم باشد نه سست و ضعیف. به این صورت اهمیت تمییز و کشف وجوه خلل و انحراف روشن می شود، چه خلل در موادّ این ساختمان یا تباهی در رویکردها. باید آنها را کنار نهاد، در هر وضعی که باشند.

لذا مسلمانان باید به انتقاد از خود و تصحیح خطاها روی آورند و روشهای غلط را که به استواری اخلاقی و اجتماعی ساختمان جامعه اسلامی زیان می رساند کنار زنند. بدگویی حیوانی به هم، بذر کینه و دشمنی با هم را در جامعه می پراکند که زیان آن کمتر از تبانی و سکوت بر جرمها و خطاها نیست. بلکه سبب می شود که انسان افراد مفسد و مصلح را در یک جایگاه بنشاند، در حالی که قرآن به ما تذکر می دهد چنین نکنیم.

أَمْ نَجْعَلُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ كَالْمُفْسِدِينَ فِي الأَرْضِ أَمْ نَجْعَلُ المُتَّقِينَ كَالْفُجَّارِ(ص،  28)

9.ضدیت با فقر و ظلم

یکی دیگر از ارکان پیوند جامعه مسلمانان، مهربانی متقابل و هم پیمانی و رعایت حقوق نیازمندان است که توان تأمین زندگی روزانۀ خود را ندارند. قرآن بر این رکن بسیار تأکید می کند و آن را یکی از ارکان خیر و نیکی بر می شمارد:

وَآتَى المَالَ عَلَى حُبِّهِ ذَوِي القُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ وَالسَّائِلِينَ وَفِي الرِّقَابِ (بقره، 177)

بدین روی، امام سجاد علیه السلام بر نکوهش فقر و ضرورت خودکفایی مسلمانان برای تأمین روز خود تأکید می کند. می فرماید:

اللهم لا طاقة لي بالجهد، ولا صبر لي على البلاء ولا قوة لي على الفقر فلا تحظر علي رزقي ولا تكلني إلى خلقك بل تفرد بحاجتي وتول كفايتي، وانظر إلي، وانظر لي في جميع أموري، فإنك إن وكلتني إلى نفسي عجزت عنها ولم أقم ما فيه مصلحتها، وإن وكلتني إلى خلقك تجهموني وإن ألجأتني إلى قرابتي حرموني وإن أعطوا, أعطوا قليلا نكدا ومنوا علي طويلا وذموا كثيرا فبفضلك اللهم فأغنني وبعظمتك فأنعشني وبسعتك فابسط يدي و بما عندك فاكفني (صحیفه سجادیه، دعای 22)

همچنین بر این مطلب در جای دیگر تأکید می کند:

اللهم إنه لا علم لي بموضع رزقي وإنما أطلبه بخطرات تخطر على قلبي فأجول في طلبه في البلدان وأنا مما أحاول وأطالب كالحيران لا أدري في سهل أو في جبل أو في أرض أو في سماء أو في بحر أو في بر وعلى يدي من هو ومن قبل من وقد علمت أن علم ذلك كله عندك وأن أسبابه بيدك وأنت الذي تقسمه بلطفك وتسببه برحمتك فاجعل رزقك لي واسعا ومطلبه سهلا ومأخذه قريبا ولا تعنني بطلب ما لم تقدر لي فيه رزقا، فإنك غني عن عذابي وأنا إلى رحمتك فقير، فجد علي بفضلك يا مولاي إنك ذو فضل عظيم (مصباح المتهجّد، ج 1 ص 109)

10.سخن پایانی

آنچه بیان شد، تنها برخی از خطوط بینش اسلامی در مکتب صحیفه سجادیه است، که انسان مسلمان کتاب و حکمت را از آن می آموزد و عقل رابه شیوۀ صحیح به کار می گیرد، به گونه ای که درسهای اخلاق و نگاه جامع به طبیعت و جامعه را از آن فرا گیرد.

دکتر احمد راسم النفیس

مصر 18 / 5/ 2007

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


...
ارسال نظر
نام
ایمیل
متن
ارسال
تازه ها
پربازدید
مقالات مربرط
دورنمای درونمایۀ صحیفۀ سجادیه
رونمایی از کتاب زندگی‌نامه آیت‌الله العظمی بروجردی(ره)
🔰 انتشار کتاب احوال، افکار ، آثار علامه شیخ محمّد حسین کاشف الغطاء (م1373)
ضرورت گریزناپذیر اجازه ،شیخ آقابزرگ تهرانی |ترجمه عبدالحسین طالعی
برگى از زندگى سيد جمال الدين اسدآبادى نوشته: علامه شيخ على كاشف الغطاء (م 1306) تصحيح: رضا مختارى
زندگینامه خودنوشت آیة اللـه سیداحمد زنجانی (م ۱۳۹۳ ق)
عظمت مجلسى ره
امام سجاد علیه السلام و بینش صحیح اسلامی از منظر صحیفه سجادیه| دکتر احمد راسم النفیس ترجمه عبدالحسین طالعی
کتاب‌شناسی و نقد «الصحیح من سیره الامام علی علیه‌السلام»| حسین نعیم آبادی
اجازات شیخ نعمة غول العاملی المیسی | محمد سمامی حائری
احضار ارواح
چرا همه اسناد کافی حجت است؟| محمد فایزی
معرفی میراث فقهی رویت هلال
مؤيدات تحريف فهرست نجاشى درباره ابويعلى
بازمانده هایی از میراث کهن حدیثی امامیّه| امین حسین پوری
سیاست استعمار انگلیس در ایرانِ عصر ناصرى و راهبرد میرزای شیرازی در نهضت تحریم تنباکو | به کوشش: محمدصادق ابوالحسنی
استاد سید محمد فرزان به روایت حجة الاسلام آل طه (زید عزه) | محمد جواد شعبانی مفرد
حدیث النوروز في کلام العلّامة ابن فهد الحلّي |رضا المختاری
همایش ”مدرسه کلامی - فقهی شیعه در لکهنو“
تببین جایگاه علمی مرحوم علامه غفران مآب موسس مدرسه علمی شیعه در لکهنو
کتاب شیعه به منزل ۱۳ و ۱۴ رسید + فهرست مطالب
شیخ ابوالقاسم کبیر
مدیر مؤسسه کتابشناسی شیعه، در گفتگوی اختصاصی با شبکه اجتهاد
امام موسی صدر در ساحت علم و سیاست
یادی از آیت‌الله حاج شیخ «علی‌محمد ابن‌العلم» از علمای قرآنی خوزستان
رضا مختاری
دسترسی به متن کتابهای نرم افزار مکتبه اهل بیت علیهم السلام
عبد الحسین طالعی
جرعه ای از دریا جلد اول| مقالات آیت الله شبیری زنجانی
قربان مخدومی
ترجمه های صحیفۀ سجادیه به زبانهای غیر فارسی / سید امیر حسین اصغری
همایش بزرگداشت علامه سید هبة الدین شهرستانی در دانشگاه کوفه + تکمیلی
اجازه سید حسین موسوی خوانساری به میرزای قمی و تذکر یک اشتباه | محسن صادقی
علی اکبر زمانی نژاد
نامۀ آية‏اللّه‏ العظمى مرعشى نجفى به استاد سعيد نفيسى / عبد الحسین طالعی
یادداشتی به قلم آیت الله خویی درباره تشرف شیخ محمد شوشتری کوفی
آیت الله سید محمد نبوی عالم سرشناس دزفول دعوت حق را لبیک گفت
اسرار الصلاة شهيد ثانى رحمه‏الله | علی اکبر زمانی نژاد
فهرست نسخه های خطی کتابخانه مجلس شورای اسلامی 31 / از ابوالفضل حافظیان بابلی
احسان الله شكراللهی طالقانی
ابوالفضل حافظیان
بازدید مقام معظم رهبری از غرفه موسسه کتاب شناسی شیعه در نمایشگاه مشکات
مشروع ‏الموسوعة الكبيرة حول‏ التراث المكتوب للشيعة أوالوسيلة إلى تصانيف الشيعة
نامه هایی از و به مرحوم دکتر سید جعفر شهیدی / به مناسب سالروز درگذشت دکتر شهیدی
سندی منتشر نشده از آیت الله خویی در دفاع ازانقلاب اسلامی مربوط به 48 سال پیش
گزارشی از عملکرد 6 ماهه موسسه کتاب شناسی شیعه
تحقیق و انتشار نهج‌البلاغه از روی کُهَن‌ترین نسخه‌های موجود
به مناسبت در گذشت دکتر محمود فاضل
بزرگترین کتاب‌شناس قرن اخیر +تصاویر
سندی نو یافته به خط مبارک شهید ثانی (ره) درباره خاندان شهید اول و علمای جبل عامل
نمایش فایل های ویدئویی
ابتدای سایت | Back to top