کد مطلب: 6107
تاریخ درج مطلب: چهارشنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۸
مؤيدات تحريف فهرست نجاشى درباره ابويعلى
بخش هایی از کتاب"جرعه ای از دریا" ذیل عنوان: ابوالعباس نجاشى و عصر وى


مؤيدات تحريف فهرست نجاشى درباره ابويعلى
1 . نجاشى در كتاب فهرست ، شيخ طوسى را عنوان كرده و كتابهايى را از شيخ اسم برده ، ولى چندين كتاب بسيار مشهور مهم شيخ را نام نبرده ؛ مانند كتاب اختيار الرجال كه از معروف‏ترين كتابهاى رجالى است ، و مانند كتاب غيبت كه از مشهورترين و با اهميت‏ ترين كتب غيبت است ، و مانند خلاف كه در موضوع خود از مهم‏ترين و معروف‏ترين كتب اماميه است ، و مانند مصباح المتهجد كه از مشهورترين و مهم‏ترين كتب دعاست ، و همچنين مختصر مصباح كه آن نيز از كتب مشهور شيخ است ، اگر چه به شهرت خود مصباح نيست ، و چون امالى شيخ كه از اشهر و اهم كتب امالى است ، و چون شيخ مرجع اعلاى اماميه در اعصار مختلف است و كتب وى در زمان خود شيخ مرجع خواص و عوام بوده ، خصوصاً در عراق ، محل اقامت شيخ و نجاشى ، عادتاً بسيار بعيد است كه نجاشى در رمضان 463 حدود سه سال و هشت ماه بعد از وفات شيخ به كتابت اشتغال داشته ، ولى از كتاب غيبت كه در سال 447 تأليف شده و اختيارالرجال كه در صفر سال 456 شيخ آن را املا كرده است ، بى اطلاع باشد و همچنين امالى كه از ربيع الاول 455 تا اواخر 458 آن را املا كرده است.
به خلاف اينكه اگر وفاتش در سال 450 واقع شده باشد كه بى اطلاعى وى از اختيار الرجال و امالى  ـ  كه بعد از زمان نجاشى تأليف گشته  ـ  و خلاف و مصباح المتهجد و مختصرالمصباح ـ  كه ظاهراً و يا احتمالاً بعد از وفات نجاشى تأليف شده  ـ  قهرى است و بى اطلاعى او از كتاب غيبت  كه سه سال قبل از اين تاريخ تأليف شده است ، غير مستبعد است ؛ زيرا سال 447 و 448 از سنين پر حادثه عراق است و نجاشى معلوم نيست در چند سال اخير عمر ، به ملاحظه كبر سن و حوادث سياسى عراق درصدد كسب اطلاعات درباره كتب بوده و به كتابت اشتغال داشته است يا نه ، و اگر تأليف غيبت در اواخر سال 447 انجام شده باشد ، تا جمادى الاولى 450 كه سال وفات نجاشى دانسته‏اند ، حدود دو سال و پنج ماه بيش نيست و بى‏اطلاعى وى در اين مدت به ملاحظه كبر سن و دورى از شيخ به مناسبت حوادث عراق و انتقال شيخ در سال 448 به نجف اشرف ، امر مستبعدى نيست ، به خلاف بى‏اطلاعى از كتب شيخ در سال 463 كه مدتش طولانى و در وقتى فرض شده كه نجاشى به فعاليّت علمى خود ادامه مى‏داده است.
2 . شيخ كه بزرگ‏ترين شخصيت اماميه على ‏الاطلاق است و مرجع تقليد شيعيان بلاد خصوصاً عراق بوده ، و حادثه درگيريهاى او با طغرل سلجوقى و هجرت شيخ از بغداد و تأسيس حوزه علميه نجف اشرف ، از حوادث بسيار مهم تاريخ است ، عادتاً ممكن نيست تاريخ وفات وى بر نجاشى كه از اهل عراق بوده  ـ  و على‏ الفرض قريب به چهار سال بعد از شيخ ، وفات ابويعلى را ضبط كرده  ـ  مخفى باشد و يا عمداً تاريخ وفات شيخ را ضبط نكرده باشد.
3 . نجاشى درباره «ابوالمفضل شيبانى» متوفاى 387 مى‏نويسد: «رأيت هذا الشيخ و سمعت منه كثيراً ثم توقفت عن الرواية عنه الاّ بواسطة بينى و بينه».
بنابراين اگر نجاشى تاريخ وفات ابويعلى را درسال 463 ضبط كرده باشد ، در نتيجه 76 سال بعد از وفات كسى كه از وى مطالب زيادى سماع كرده ، به كتابت اشتغال داشته است و اين امر خود از امور كم ‏نظير است . اگر اين استبعادات هر يك به تنهايى اطمينان آور نباشد ، بدون ترديد اجتماعاً اطمينان بخش است.
در مقابل اين امور ، محقق معاصر در قاموس الرجال بيانى دارد كه قبلاً بدان اشاره شد ، و اخيراً نامه ‏اى به جناب آقاى خامنه‏ اى ، رياست محترم جمهورى ، ارسال داشته و در آن نامه درباره وفات نجاشى بحث و مطالبى را از نگارنده نقد كرده كه به اساس آن ضررى نمى ‏رساند و چون اين نامه مانند غالب آثار معظم له محتوى نكات جالبى است ، مقدارى از نامه را كه به بحث ما مربوط است ، در اينجا مى‏ آوريم.
قسمتى از نامه محقق شوشترى به جناب آقاى خامنه‏ اى:
مرقوم فرموده‏ ايد: وفات نجاشى صاحب كتاب معروف ، در سال 450 بوده كه اين طور آقاى مامقانى و آقاى تهرانى و ديگران گفته‏ اند ، و صاحب قاموس الرجال آن را درست ندانسته ، چون نجاشى در كتاب خود در عنوان «محمد بن الحسن بن حمزة بن ابى يعلى» گفته وفاتش در سنه 463 بوده ، پس نجاشى در اين تاريخ زنده بوده ، ولى آقاى شبير سخن وى را مردود ساخته و گفته: چون نجاشى در كتاب خود وفات شيخ را در سنه 460 ذكر نكرده و از كتابهاى معروف شيخ مانند مبسوط و تبيان نام نبرده ، مى‏توان مطمئن شد كه وفات «محمد بن حسن بن حمزة ابويعلى»  ـ  نه «محمد بن الحسن بن حمزة بن ابى يعلى» كه نوشته شده  ـ  يا اشتباه است يا از خطوط الحاقى است.
عرض مى‏كند: اين استدلال خيلى عجيب است ، اما آنكه گفته از مبسوط و تبيان شيخ اسم نبرده ، نه چنين است ؛ از هر دو اسم برده ، حتى بعد از ذكر تبيان گفته فى تفسير القرآن . رجوع به همين نسخه مطبوعى شود . و اما آنكه گفته وفات شيخ را در كتاب خود ذكر نكرده ، اين چه دليلى است؟ تولدش را هم ذكر نكرده! هر كتابى موضوعى دارد . كتاب نجاشى مثل فهرست شيخ ، فهرستى است براى كتب شيعه ، اگر گاهى تولدى يا وفاتى بگويد ، تبرعى است . و اما خلط حواشى با متن ، بلى نسخه چاپى نجاشى طبع بمبئى ، خلط حواشى دارد... ، ولى اين گفته نجاشى در «ابى يعلى» نه غلط مطبعه است ، نه الحاق حاشيه است ؛ چون من نسخه نجاشى خطى مصححى و نسخه فهرست خطى مصححى كه نوشته بود از روى نسخه خط شيخ نوشته شده بود و نسخه ترتيب كشى قهبائى كه به خط خودش بود ، هر سه را از كتابخانه شيخ العراقين كه در منزل شيخ احمد شيخ زين العابدين در كربلا بود ، از او گرفتم و من نسخه چاپى خود را روى آن تصحيح كردم... ، ولى اين عنوان «ابى يعلى» هيچ كم وزيادى ندارد و بى شك و شبهه كلام نجاشى است ، نه غلط مطبعه دارد ، نه الحاق حواشى... ، دنيا روى برهان مى‏چرخد ، خدا كه خدااست ، مى‏فرمايد: «فأتوا ببرهانكم «إن كنتم صادقين» . من كه گفته ‏ام نجاشى در سنه 463 حيات داشته ، دليلم كلام خود نجاشى است ، ديگران كه گفته ‏اند وفاتش 450 بوده ، دليلشان چيست؟
بحثهاى ديگرى در نامه درج شده كه چون ارتباطى به بحث نداشت ، از ذكرش خوددارى شد . درباره اين نقد مقدمةً عرض مى‏شود كه:
چون اين جانب در وقت تأييد نظريه مشهور درباره تاريخ وفات نجاشى ، دسترسى به كتاب نداشتم و به اتكاى حافظه يادداشتهايى نوشته بودم  ـ  كه صرفاً جنبه مقدمه‏ اى براى مراجعه داشت  ـ  و منظور نشر نبود ، مبسوط و تبيان را در جاى خلاف و مصباح ، دو كتاب معروف ديگر شيخ ، از باب سهو القلم يا خطاى حافظه ذكر كرده بودم و با تقدير و تشكر از محقق بزرگوار كه اين خطاى در مثال  را متذكر شده ‏اند ، گفته مى‏شود كه:
اين قبيل اشتباه در مثال كه با هدف اصلى تماسى ندارد ، قابل اغماض است . ناقد معظم ، خود آيه كريمه «هاتوا برهانكم» را از باب سهوالقلم يا خطاى حافظه به «فأتو ببرهانكم» تبديل كرده و «ياء» آخر «شبيرى» را از شهرت اين جانب انداخته است.
اما اشكال در استدلال به ننوشتن تاريخ وفات شيخ ، به اينكه «اين چه دليلى است؟ تولدش را هم ذكر نكرده ، هر كتاب موضوعى دارد...» ، عرض مى‏شود: اين چه قياسى است كه ولادت به وفات مقايسه شود! شخصيتها معمولاً در وقت وفات داراى شخصيت مى‏شوند ، نه در وقت ولادت و بدين جهت ولادت بسيارى از بزرگان كه تاريخ وفاتشان روشن است ، مستور است.
دور نرويم ، خود محقق معاصر ، شوشترى ، با مقام والايشان در علم رجال ، تاريخ ولادت خودشان را به طور تقريب در حدود 1320 ذكر مى‏كنند ؛ در صورتى كه معظم له علاوه بر اينكه  شخصيت علمى است ، خود از خاندان بزرگ علمى است.
تاريخ ولادت شيخ اگر چه مضبوط است ، ولى اين تاريخ در كتب شيخ كه در دست است ، وجود ندارد وما دليلى نداريم كه نجاشى از تاريخ ولادت شيخ با خبر بوده و عمداً در كتاب خود آن را نياورده است.
كتاب نجاشى اگر چه اساساً فهرست مؤلفات اصحاب ماست ، ليكن بحثهاى جرح و تعديل و ساير امور مربوط به رجال از قبيل تعيين طبقه و رواى و مروىّ عنه ولو مختصراً مورد نظر وى بوده است و تعيين عصر كه براى كشف ارسال و اسناد حديث و سقط واسطه از ضروريات است ، از اهداف عالم رجالى است ، حتى بعضى  علم رجال را علم جرح و تعديل و تعيين طبقه دانسته‏اند و بدون شبهه كتاب نجاشى ، هم فهرست است ، هم كتاب رجال ، و تاريخ وفات بسيارى از بزرگان در اين كتاب ثبت شده . آيا نجاشى با قرعه يا استخاره اين موارد را تعيين و موارد ديگر را از روى علم و عمد ترك كرده؟ و آيا درباره تاريخ ولادت كه نسبت به وفات در اقليت قرار دارد ، عمدى در بين بوده است؟
اما استدلال به صحت نسخه نجاشى درباره وفات «ابويعلى» به اينكه نسخه‏اى كه مورد استفاده ايشان قرار گرفته ، نسخه خطى مصححى بوده ، نه نسخه چاپى و بى شك و شبهه آنچه درباره «ابويعلى» در كتاب نجاشى موجود است بدون كم و زياد كلام خود نجاشى است ، با آنچه در مقدمه قاموس الرجال (ص 42) نوشته ، ظاهراً تنافى دارد ؛ زيرا در مقدمه تصريح مى‏كنند كه كتاب نجاشى به طورصحيح به دست ما نرسيده و صحيح آن  فقط به دست ابن طاوس و علامه و ابن داود رسيده است و در موارد اختلاف بين كلام علامه و ابن داود و نسخ موجود از رجال نجاشى ، به مصحح نبودن نسخه‏هاى موجود در دست ما تصريح مى‏كند و نسخه‏اى كه در نامه ، آن را مصحح معرفى فرموده ، سپس ادعاى قطع به صحت آن درباره ابى‏يعلى مى‏كنند ، مدتى قبل از چاپ كتاب قاموس الرجال به دست ايشان رسيده و مقدمه قاموس الرجال در همين ايام به منظور تجديد نظر و تكميل براى طبع جديد از نظر معظم له گذشته و در قسمتى كه مربوط به مصحح نبودن نسخه‏هاى موجود در دست ما است ، تجديد نظرى نشده است.
بهتر اين بود كه به جاى استدلال  به نسخه مزبور ، به همان دليلى كه در قاموس الرجال در اين باره ذكر شده ، اكتفا مى‏شد . در قاموس الرجال براى صحت تاريخ وفات «ابويعلى» به كلام علامه در خلاصه و ابن داود ـ كه از نجاشى اخذ شده و نسخه صحيح كتاب نجاشى پيش آنها بوده  ـ  استناد جسته . در اين كتاب در بسيارى از موارد به اين نكته تصريح كرده و به مقدمه كتاب احاله داده ، ولى در مقدمه كتاب دليلى درباره فهرست نجاشى نياورده‏اند ، و براى ما روشن نيست نسخه‏اى كه به دست علامه حلّى متوفاى 726 و معاصرش ابن داود رسيده ، طبق چه دليل ، مصحَّح و نسخه‏هايى كه بعد از آن تاريخ به دست اشخاص رسيده ، غير مصحَّح است؟ نسخه‏اى از كتاب نجاشى به خط ابن ادريس متوفاى 598 با حواشى استاد ابن داود ، سيد عبدالكريم بن طاوس متوفاى 693 (سال تأليف خلاصه علامه) در نجف اشرف در خزانه اميرالمؤمنين عليه‏السلام بوده و در اواخر قرن دهم و اوايل قرن يازدهم نسخه‏هايى از آن برداشته‏اند.
بعضى از آن نسخ اكنون در اختيار ما است و از نسخه غرويه ملاّ عنايت الله قهپائى (زنده در 1021) در حاشيه مجمع الرجال ، ج 4 ، ص 119 ، نقل كرده است . نسخه قريب به عصر مؤلف در اختيار علامه محدث نورى متوفاى 1320 بوده و همچنين در معجم الرجال از نسخه قريب به عصر مؤلف كه با يك واسطه با نسخه مؤلف مقابله شده ، نام مى‏برد و از نسخه مزبور در موارد مختلف بلاواسطه نقل مى‏كند.
از طرفى علامه در كتاب ايضاح‏الاشتباه در بسيارى از موارد از آنچه در خلاصه ، به استناد فهرست نجاشى ثبت كرده است ، عدول كرده و در قاموس الرجال ضبط ايضاح را مقدم بر ضبط خلاصه و كاشف از نسخه خود نجاشى دانسته و در موارد ضبط غلط ، منشأ خطا را سهو خود نجاشى مى‏داند . بنابراين ما نمى‏توانيم بالاتر از خود علامه نقل خلاصه را دليل قطعى بر نسخه اصلى كتاب نجاشى بدانيم و بگوييم اين عنوان «ابى يعلى» هيچ كم و زيادى ندارد و بى شك و شبهه كلام نجاشى است.
اما درباره قسمت اخير نامه: «من كه گفته‏ام نجاشى در سنه 463 حيات داشته ، دليلم كلام خود نجاشى است ؛ ديگران كه گفته‏اند وفاتش 450 بوده ، دليلشان چيست؟»
گفته مى‏شود: اثبات اينكه ابويعلى به استناد فهرست نجاشى در 463 زنده بوده ، به چهار مقدمه نيازمند است كه هر يك از آنها ذاتاً ظنى است:
1 . خود نجاشى وفات «ابويعلى» را ضبط كرده و تاريخ مزبور از خطوط الحاقى نيست.
2 . ناسخان ، كلمه «اربعين» را سهواً به «ستين» تبديل نكرده‏اند.
3 . در اثر سهو كُتّاب ، «ست وثلاثين» به «ثلاث و ستين» تبديل نشده است.
4.براى نجاشى در ضبط تاريخ ، سهوى رخ نداده ؛ مثلاً «ست و ثلاثين» را خود نجاشى از باب سهو قلم به «ثلاث و ستين» تبديل نكرده است.
كتبى كه مورد مراجعه دانشمندان قرار مى‏گيرد و نسخه‏هاى آن فراوان است به نسبت كثرت مراجع و اهتمام به آن ، طبعاً به حواشى‏اى كه در كنار خطوط نوشته مى‏شود ، مقرون مى‏گردد ؛ تا آنجا كه بسيارى از نسخه‏هاى اصلى از اقتران به حواشى ديگران مصون نمانده است ، حتى بسيار ديده شده كه بعضى از مطالعه كنندگان  ـ  ولايتاً يا به استناد قاعده احسان «ما على المحسنين من سبيل»  ـ  به خود اجازه داده‏اند كه به نسخه اصلى مؤلف درحال حيات وى بدون استجازه ، حاشيه بزنند.
خلاصه آنكه بسيارى از كتب ، ابتداءاً به حواشى غير مؤلف مقرون بوده ، سپس ناسخان حاشيه را به خيال اينكه از متن ساقط شده است ، داخل متن كرده‏اند . اشتباه متن به حاشيه به خصوص در مواردى كه خط حاشيه و متن به هم شبيه باشد ، كاملاً عادى است.
بنابراين شايد كتابى پيدا نشود كه با كثرت مراجعين ، نسخه‏هاى آن از اين خلط مصون باشد ، حتى نسخه‏هاى معتمد آن . در كتاب كافى و رجال شيخ و فهرست ابن نديم و غيره به طور فراوان از اين خطوط يافت مى‏شود . پس خلط حاشيه با متن از غرايب تحريفات نيست.
از طرفى خطوط دانشمندان در بسيارى ازموارد مشتبه و خواندن صحيح آن بسيار مشكل است ؛ به طورى كه احتمال خطا در خواندن ، معمولى خواهد بود . در خطوط پيشينيان ، وصل حروف منفصل در كتابت شيوع دارد و كلمه «اربعين» بعد از وصل «الف» و «راء» به «باء» در بسيارى از خطوط ناخواناى قديمى به «ستين» مشتبه مى‏شود ، و اين امر براى كسى كه با خطوط سابقين سر و كار دارد ، كاملاً روشن است.
اما تبديل «ست و ثلاثين» به «ثلاث و ستين» نيز از تحريفات غريبه نيست ؛ اگر چه به قدر تحريف عددى اين دو كلمه (36 ـ 63) نيست و ما نمى‏توانيم به طور جزم ادعا كنيم نسخه‏اى كه در اختيار علامه و ابن داود قرار داشته ، از اين تحريفات سه گانه مصون بوده است.
اما سهو نجاشى ؛ اگر ما مانند علامه مامقانى قدس‏سره اشتباه نجاشى را معدوم و يا منحصر به يكى  ـ  دو مورد بدانيم ، مقدمه چهارم قطعى و يا در حكم قطعى خواهد بود ، ولى طبق آنچه با مراجعه دقيق به فهرست نجاشى ظاهر مى‏شود ، اشتباهات نجاشى در اين كتاب كم نيست . محقق شوشترى به برخى از اين اشتباهات پى برده و به طور پراكنده آنها را در قاموس‏الرجال ذكر كرده و مقدارى از آنچه را كه يادآور شده ، در مقدمه جمع آورى كرده است . عين عبارت مقدمه كتاب (ص 139) چنين است:
و قول المصنف كثيراً فى كتابه لم نقف على خطا من «جش» فنبهنا فى تعليقاتنا هذه على كثرتها مع شواهد ذكرتها ، وها اذكر هنا اجمالاً مع عدم الاستقصاء.
سپس در يك صفحه و نيم قسمتى ازخطاهاى نجاشى را فهرست كرده و با توجه به اينكه آنچه در مقدمه بيان شده ، جزئى از اشتباهات تذكر داده شده ، در كتاب است و اشتباهات متذكر شده در اصل كتاب ، جزئى از اشتباهات نجاشى است ، پس خطاهاى نجاشى رقم زيادى را تشكيل مى‏دهد . بنابراين نجاشى در علم رجال در حكم معصوم و يا قريب به عصمت نيست و از سهو و خطايى كه به طور متعارف براى ديگران اتفاق مى‏افتد ، مصونيت ندارد ، خصوصاً تبديل «ست و ثلاثين» به «ثلاث و ستين» از باب سهوالقلم كه نظيرش زياد اتفاق مى‏افتد و مانند كلام علامه حلّى درباره تاريخ ولادت وفات نجاشى نيست كه براى اشتباه او آن وجه معقول و متعارفى به نظر نمى‏رسد.
به طور خلاصه ، چون مقدمات چهار گانه مبتنى است به استبعاد تحريفات مذكور ، و تحريف به هيچ يك از چهار نحوى كه بيان شد ، از تحريفات غريبه نيست ، دليل اثبات وفات «ابويعلى» و كتابت نجاشى در سال 463 در حد دليل انكار آن نيست.
علاوه ، تعدد استبعادات در جانب نفى موجب مزيد ظن به مدّعى ، و تعدد مقدمات قضيه در جانب اثبات باعث تضعيف ظن خواهد شد ؛ زيرا امورى كه براى انكار ذكر شد ، هر يك‏ادله ظنيه مطلب است ؛ يعنى طبعاً عدم كتابت نجاشى را در سال 463 مظنون مى‏سازد و مقتضيات ظن هر مقدار زياد باشد ، به نسبت كثرتش سبب افزايش ظن و گاهى باعث يقين خواهد شد ، به شرط اينكه در اقتضا به هم مرتبط نباشند ، ولى مقدمات ظنيه كه براى اثبات ترتيب داده شد ، چون هر يك مقتضى ظن به مقدمه است نه نتيجه ، ظن به مطلوب به نسبت كثرت مقدمات ضعيف خواهد شد ؛ مثلاً اگر براى استدلال به نفى ، فرض كنيم كه صحت قضيه‏اى مستلزم سه امر است كه هر يك به تنهايى ، به يك پنجم احتمال، واقع است، احتمال تحقق هرسه  ـ  در صورتى كه رابطه‏اى بين آنها نباشد  ـ  3(51) و در نتيجه قضيه به نسبت1251 ، احتمال ، درست و به نسبت125124 احتمال ، نادرست خواهد بود ، و در مقابل ، اگر مقدمات اثبات مطلوب را سه امر فرض كنيم كه هر يك به 54 احتمال ، واقع باشد ، احتمال تحقق  هر سه مقدمه و صحت نتيجه 3(54) = 12564 خواهد بود.
و در نتيجه دليل اثبات كه ذاتاً مفيد ظن قريب به شك است ، با دليل انكار كه ذاتاً مفيد ظن قريب به يقين است ، صلاحيت معارضه را ندارد.
از مجموع آنچه تا كنون ذكر شد ، نظريه محقق معاصر ، بعيد به نظر مى‏رسد . و اما درباره دو نظريه ديگر گفته مى‏شود: «ابويعلى جعفرى» كه در دوره درخشان علمى با بودن شخصيتى مانند سيد مرتضى ، منصب جانشينى علمى مفيد را پيدا كرده ، اگر چه بقاى وى تا پنجاه سال بعد از مفيد ابتداءً بعيد به نظر مى‏رسيد ، لكن با تصريح جماعتى از بزرگان اهل سنّت به تاريخ وفاتش و نقل ابن طاوس از خط وى در سال 463 ، اين امر قريب خواهد شد ، مگر اينكه احتمال دهيم در جمله فرحة الغرى: «قرأت بخطّ ابى يعلى الجعفرى صهر المفيد و الجالس موضعه فى 463» ، كلمه «والمتوفى» بعد از كلمه «موضعه» سقط شده و منشأ اصلى اين كلام و كلمات علماى عامه ، همان نسخه محرفِ نجاشى باشد.
ولى درعين حال احتمال اينكه تاريخ ، خط الحاقى باشد ، بر احتمال تخطئه تمام علماى شيعه و سنى در ضبط تاريخ و وقوع سقط در كلام ابن طاوس ترجيح دارد و تا دليل محكمى بر خلاف پيدا نشود ، تاريخ وفات ابويعلى را در سال463 صحيح مى‏دانيم و جانشينى شيخ مفيد كه درباره ابويعلى گفته شده به معنى مرجعيت تقليد نيست ، بلكه تدريس در جاى مفيد است كه به ملاحظه اينكه «ابويعلى» وقت وفات مفيد ، جوانى فاضل و داماد وى بوده ، در جاى شيخ مفيد تدريس مى‏كرده است و بدون ترديد «ابويعلى» در حد سيّد مرتضى نبوده و در مرتبه اساتيد شيخ طوسى قرار نداشته ، بلكه ظاهراً در حدى نبوده كه شيخ طوسى در فهرست و رجال به ترجمه وى بپردازد . بنابراين بقاى او تا پنجاه سال بعد از مفيد ذاتاً امر مستبعدى نيست.
خلاصه بحث اينكه تاريخ 372  ـ  450 تا دليل مقتضى بر خلاف يافت نشود ، تاريخ ولادت و وفات نجاشى است ، و تاريخ 463 درباره وفات «ابويعلى» ، اگر چه ظاهراً درست است ، ولى تاريخ را نجاشى ضبط نكرده و از خطوط الحاقى است و شايد با پيدا شدن قسمتى از ذيل ابن النجار كه حاوى شرح حال نجاشى و ابويعلى است ، مبحث كاملاً روشن شود.




جرعه ای از دریا جلد اول


...
ارسال نظر
نام
ایمیل
متن
ارسال
تازه ها
پربازدید
مقالات مربرط
دورنمای درونمایۀ صحیفۀ سجادیه
رونمایی از کتاب زندگی‌نامه آیت‌الله العظمی بروجردی(ره)
🔰 انتشار کتاب احوال، افکار ، آثار علامه شیخ محمّد حسین کاشف الغطاء (م1373)
ضرورت گریزناپذیر اجازه ،شیخ آقابزرگ تهرانی |ترجمه عبدالحسین طالعی
برگى از زندگى سيد جمال الدين اسدآبادى نوشته: علامه شيخ على كاشف الغطاء (م 1306) تصحيح: رضا مختارى
زندگینامه خودنوشت آیة اللـه سیداحمد زنجانی (م ۱۳۹۳ ق)
عظمت مجلسى ره
امام سجاد علیه السلام و بینش صحیح اسلامی از منظر صحیفه سجادیه| دکتر احمد راسم النفیس ترجمه عبدالحسین طالعی
کتاب‌شناسی و نقد «الصحیح من سیره الامام علی علیه‌السلام»| حسین نعیم آبادی
اجازات شیخ نعمة غول العاملی المیسی | محمد سمامی حائری
احضار ارواح
چرا همه اسناد کافی حجت است؟| محمد فایزی
معرفی میراث فقهی رویت هلال
مؤيدات تحريف فهرست نجاشى درباره ابويعلى
بازمانده هایی از میراث کهن حدیثی امامیّه| امین حسین پوری
سیاست استعمار انگلیس در ایرانِ عصر ناصرى و راهبرد میرزای شیرازی در نهضت تحریم تنباکو | به کوشش: محمدصادق ابوالحسنی
استاد سید محمد فرزان به روایت حجة الاسلام آل طه (زید عزه) | محمد جواد شعبانی مفرد
حدیث النوروز في کلام العلّامة ابن فهد الحلّي |رضا المختاری
همایش ”مدرسه کلامی - فقهی شیعه در لکهنو“
تببین جایگاه علمی مرحوم علامه غفران مآب موسس مدرسه علمی شیعه در لکهنو
کتاب شیعه به منزل ۱۳ و ۱۴ رسید + فهرست مطالب
شیخ ابوالقاسم کبیر
مدیر مؤسسه کتابشناسی شیعه، در گفتگوی اختصاصی با شبکه اجتهاد
امام موسی صدر در ساحت علم و سیاست
یادی از آیت‌الله حاج شیخ «علی‌محمد ابن‌العلم» از علمای قرآنی خوزستان
رضا مختاری
دسترسی به متن کتابهای نرم افزار مکتبه اهل بیت علیهم السلام
عبد الحسین طالعی
جرعه ای از دریا جلد اول| مقالات آیت الله شبیری زنجانی
قربان مخدومی
ترجمه های صحیفۀ سجادیه به زبانهای غیر فارسی / سید امیر حسین اصغری
همایش بزرگداشت علامه سید هبة الدین شهرستانی در دانشگاه کوفه + تکمیلی
اجازه سید حسین موسوی خوانساری به میرزای قمی و تذکر یک اشتباه | محسن صادقی
علی اکبر زمانی نژاد
نامۀ آية‏اللّه‏ العظمى مرعشى نجفى به استاد سعيد نفيسى / عبد الحسین طالعی
یادداشتی به قلم آیت الله خویی درباره تشرف شیخ محمد شوشتری کوفی
آیت الله سید محمد نبوی عالم سرشناس دزفول دعوت حق را لبیک گفت
اسرار الصلاة شهيد ثانى رحمه‏الله | علی اکبر زمانی نژاد
فهرست نسخه های خطی کتابخانه مجلس شورای اسلامی 31 / از ابوالفضل حافظیان بابلی
احسان الله شكراللهی طالقانی
ابوالفضل حافظیان
بازدید مقام معظم رهبری از غرفه موسسه کتاب شناسی شیعه در نمایشگاه مشکات
مشروع ‏الموسوعة الكبيرة حول‏ التراث المكتوب للشيعة أوالوسيلة إلى تصانيف الشيعة
نامه هایی از و به مرحوم دکتر سید جعفر شهیدی / به مناسب سالروز درگذشت دکتر شهیدی
سندی منتشر نشده از آیت الله خویی در دفاع ازانقلاب اسلامی مربوط به 48 سال پیش
گزارشی از عملکرد 6 ماهه موسسه کتاب شناسی شیعه
تحقیق و انتشار نهج‌البلاغه از روی کُهَن‌ترین نسخه‌های موجود
به مناسبت در گذشت دکتر محمود فاضل
بزرگترین کتاب‌شناس قرن اخیر +تصاویر
سندی نو یافته به خط مبارک شهید ثانی (ره) درباره خاندان شهید اول و علمای جبل عامل
نمایش فایل های ویدئویی
ابتدای سایت | Back to top