کد مطلب: 6088
تاریخ درج مطلب: چهارشنبه ۱۴ آذر ۱۳۹۷
تطورّات مرجعیت در سده اخیر
سالگشت درگذشت سیدمحسن حکیم ق (م 1390)

حقائق الأُصول

وقتی به نجف رفتم، مرحوم آقای حكیم برای دیدن تشریف آورد. ایشان سؤالی كرد و من نخواستم دروغ بگویم. ایشان پرسید: حقائق الأُصول ما در قم جا افتاده است یا نه؟ من عرض كردم: مستمسك قویتر از حقائق است. ایشان وقتی دید از حقائق استقبال نكردم، با اینکه  گاهی آن را به اشخاص هدیه می‌کرد، به من هدیه نكرد!

رابطۀ مرحوم والد با آقای حكیم

شاید مرحوم حاج آقای والد آقای حكیم را ندیده بود ولی به آقای حكیم علاقه‌مند بود، چون شنیده بود كه ایشان خیلی مدبّر و عاقل و ملّا و برای اداره مسلمین مدیر خوبی است. حاج آقا ابراهیم _ اخوی ما _  می‌گفت: من خدمت آقای حكیم رفتم. وقتی خواستم با ایشان خداحافظی كنم، آقای حكیم فرمود: «من برای شما دعا می‌کنم به شرطی كه سلام ما را به آقای اخوی برسانی». تا این را گفت، متوجّه شد كه حاج آقای والد را نام نبرده است، فوراً استدراك كرد و فرمود: «آقای بزرگ كه جای خودشان»!          (صفر 1432)

 

شمّ الفقاهة

در مقایسۀ آقای آسید عبدالهادی شیرازی و آقای حكیم من آسید عبدالهادی را از نظر سعۀ ذهن ترجیح می‌دادم. در مقایسۀ آقای حكیم با آقای خویی اوایل من به آقای خویی ارجاع می‌دادم ولی بعد شمّ الفقاهۀ آقای حكیم به نظرم بهتر آمد، ولو آقای خویی از نظر ذكاء و سرعت انتقال ترجیح داشت. البته ترجیح میان این دو عَلَم مشكل است. علّت اینكه من در ابتدا به آقای خویی ارجاع می‌دادم،این بود كه عده‌ای چون آسید محمدباقر صدر، آقای خویی را مقدّم می‌دانستند.   (ربیع الآخر 1432)

مطایبهای از درس آیة اللـه حكیم

آقای لواسانی نقل می‌کرد: در درس آقای حكیم بودیم. بحث دربارۀ پرستو بود كه آیا خون جهنده دارد یا ندارد. آقای حكیم فرمود: ندارد، در منزل ما پرستو بود و من سرش را بریدم و خون جهنده نداشت. سیدی _ كه الآن از دنیا رفته است _ در درس حاضر بود. به آقای حكیم گفت: آقا، آن پرستو از خارج به منزل شما آمده بود، یا در منزل شما زندگی می‌کرد؟ آقای حكیم فرمود: همانجا بود. آن سید گفت: آقا، حیوان چیزی گیرش نمی‌آمد تا خون تولید بشود! آقای حكیم گفت: لا إله إلّا اللـه!    (ربیع الآخر 1431)

تطورّات مرجعیت در سده اخیر

پس از وفات میرزای شیرازی، آسید محمد فشاركی زیر بار مرجعیت نرفت. ابتدا مرجعیت به آسید اسماعیل صدر و آمیرزا محمدتقی شیرازی رسید و چون میان مریدانشان اختلاف شدیدی پیدا شد، آن دو بزرگوار كه مُعْرِض از ریاست بودند، تصمیم گرفتند برای پایان یافتن این اختلاف از مرجعیت فاصله بگیرند، لذا آسید اسماعیل از سامرا به كربلا رفت. وقتی آن دو از مرجعیت كنار رفتند، مرجعیت به نجف منتقل شد. و چون در فارسها مرحوم آخوند خراسانی بر مرحوم آسید محمدكاظم یزدی نسبتاً تقدم داشت، و در عربها آشیخ محمد طه عرب و در تركها حاج شیخ حسن مامقانی و فاضل شربیانی مقدم بودند، آنها به مرجعیت عمده رسیدند.

 به فاصله كمی فاضل شربیانی، سپس حاج شیخ حسن مامقانی و بعد از وی شیخ محمد طه عرب از دنیا رفتند و مرجعیت عمده به مرحوم آخوند و حاج میرزا حسین خلیلی رسید. وقتی حاج میرزا حسین از دنیا رفت، مرجعیت مرحوم آخوند گسترده‌تر شد. وقتی مشروطیت شكست خورد، مرحوم آخوند به انزوا كشیده شد و مرحوم آسید محمدكاظم یزدی ترقّی كرد و مرجعیتش فراگیر شد و وقتی آخوند وفات كرد، مرحوم آسید محمد كاظم تقریباً مرجع وحید شد. البته آمیرزا محمدتقی و آسید اسماعیل بودند ولی چون از ریاست مُعْرِض و در نجف نیز نبودند، مرجعیتشان تحت الشعاع مرجعیت آسید محمد كاظم بود. وقتی آسید محمد كاظم از دنیا رفت،آمیرزا محمدتقی شیرازی به مرجعیت عمده رسید. در آن وقت وی و آسید اسماعیل مرجع بزرگ دیگر در كربلا ساكن بودند. وقتی این دو عالم وفات كردند،آقای شریعت اصفهانی مرجع شد، منتهی مرجعیتش بیش از چند ماه طول نكشید. پس از وفات او، آقای حاج شیخ عبدالكریم حائری و آقای آسید ابوالحسن اصفهانی و آقای نائینی به مرجعیت رسیدند. آسید محمد فیروزآبادی هم مرجع بود ولی تحت الشعاع آنها بود. در عربها هم آشیخ احمد كاشف‌الغطاء و شیخ علی جواهری نوه صاحب جواهر مرجع شدند. آشیخ علی زود از دنیا رفت و بیشتر عربها به آسید ابوالحسن رجوع كردند. شنیدم ابتدا عربها از آسید ابوالحسن عدول و به شیخ علی جواهری رجوع می‌کردند ولی وقتی به فاصله كمی شیخ علی از دنیا رفت، قضیه عكس شد. شیخ احمد كاشف‌الغطاء نیز به شكل خاصّی[1] از صحنه مرجعیت كنار زده شد و در عراق مرجعیت آقای آسید ابوالحسن و آقای نائینی فراگیر شد. در كربلا آقای نائینی بیشتر مقلد داشت ولی در مجموع آقای آسید ابوالحسن در عراق مقلد بیشتری داشت. در ایران آقای حاج شیخ عبد الكریم حائری مرجع عام بود[2] و آقای آسید ابوالحسن و در مرتبه بعد آقای نائینی هم مقلّد داشتند. وقتی در سال 1355 آقای نائینی و آقای حاج شیخ از دنیا رفتند، آقای آسید ابوالحسن تقریباً مرجع منحصر شد. آقای بروجردی هم در منطقه لرستان مرجع بود.

پس از وفات آسید ابوالحسن آقای حاج آقا حسین قمی و آقای بروجردی مرجع عام شدند، ولی مرجعیت حاج آقا حسین سه ماه بیشتر طول نكشید و پس از وفات وی مرجعیتِ منحصر تقریباً از آنِ آقای بروجردی شد. البته آقای حجّت در تركها مرجعیت داشت و شاید اكثر تركها از وی تقلید می‌کردند. آقای حكیم و آقای آسید عبدالهادی شیرازی نیز مقلّد داشتند ولی مقلّدین آقای حكیم بیش از مقلّدین آسید عبدالهادی بودند. البته بعداً مرجعیت آقای آسید عبدالهادی بر آقای حكیم ترجیح پیدا كرد. آقای آسید عبدالهادی در میان خواص خیلی مورد قبول بود ولی در میان عربها مرجعیت مشتهری نداشت، ولی آقای حكیم در مرتبه بعد از آقای بروجردی بیشتر مقلد داشت. وقتی آقای بروجردی از دنیا رفت،متوقّع بود كه مرجعیت عام به آقای حكیم برسد ولی برخلاف تصوّر، مرجعیت مهم در نجف به آسید عبدالهادی منتقل شد. آقای مجتهدی تبریزی از یكی از منبریهای تبریز نقل می‌کرد: من در روز عید غدیر به منزل آقای حكیم رفتم ولی چندان خبری نبود. به منزل آقای آسید عبدالهادی رفتم دیدم كمّاً و كیفاً مجلس آنجا مهمتر است و فحول علمای نجف در آنجا شركت دارند. آسید عبدالهادی در آن مدت كوتاه كه شاید یك سال و دو ماه طول كشید، تقدم چشمگیری بر آقای حكیم پیدا كرد. یكی از عواملی كه در افول آقای حكیم بی‌تأثیر نبود، تلگراف تسلیت محمدرضا شاه به آقای حكیم بود. این تلگراف به موقف آقای حكیم در میان مردم ایران ضربه زد و با اینكه آقای حكیم فقیه مدبّر عاقلی بود و آقای آسید عبدالهادی نابینا شده بود، مع‌ذلك تقدم چشمگیری بر آقای حكیم پیدا كرد.

شخصی می‌گفت: وقتی آقای بروجردی از دنیا رفت، در مدرسه آقای بروجردی در نجف مجلس فاتحه‌ای برگزار شد. همه علما در آن مجلس شركت كردند. آقای حكیم به صورت معمولی وارد مجلس شد و نشست. ولی وقتی آسید عبدالهادی وارد مدرسه آقای بروجردی شد، منقلب شد و گریۀ شدیدی كرد و چون چشمش نمی‌دید، مدّتی طول كشید تا در جای خودش بنشیند. در طول این مدّت تمام جمعیت به احترام وی سرپا ایستاده بودند،با اینكه او جمعیت را نمی‌دید. آن آقا می‌گفت: در آن جلسه اهل فنّ فهمیدند كه مرجعیت از آنِ كه خواهد بود و پیدا بود كه همه علما به آسید عبدالهادی توجه دارند. بعد از رحلت آقای آسید عبدالهادی مرجعیت از آنِ آقای حكیم شد. آقای حكیم و آقای شریعتمداری از نظر تعداد مقلدین بر دیگران تقدم داشتند. اكثریت تركها مقلد آقای شریعتمداری و كمی از تركها و نیز كمی از فارسها مقلد آقای حکیم و آقای خویی بودند. در منطقه آذربایجان آقای شریعتمداری و آقای خویی مقلد داشتند ولی در غیر آذربایجان و غیر ایران مرجع عمده آقای حكیم بود.[3] آقای شریعتمداری هم به همین نكته توجّه داشت،چون وقتی آقای حكیم به علمای ایران تلگراف كرد و از آنها خواست كه به نجف بیایند تا در موضوع شاه تصمیم بگیرند، آنها عذرخواهی كرده بودند كه شرایط ما اجازه نمی‌دهد ما از ایران حركت كنیم. آقای حكیم در آن تلگراف از آقای شریعتمداری و آقای گلپایگانی و آقای خمینی با تعبیر
«آیة اللـه» نام برده‌ بود و آقای خمینی و آقای گلپایگانی نیز در جواب با همان تعبیر پاسخ گفته بودند ولی آقای شریعتمداری با تعبیر «آیة اللـه العظمی» از آقای حكیم یاد كرده بود. بعضی از اصحاب ایشان عرض كردند كه شما چرا از این تعبیر استفاده می‌کنید در حالی كه ایشان چنین تعبیری درباره شما به كار نبرده‌اند؟ آقای شریعتمداری پاسخ داده بود: چون آقای حكیم اثباتاً بر ما مقدم است. ما در ایران در مرجعیت با او مشاركت داریم ولی در غیر ایران، مرجعیتِ منحصر از آنِ اوست و باید اینها رعایت شود. امّا ثبوتاً آقای شریعتمداری از نظر سرعت انتقال و اطلاع بر اشباه و نظائر و فهم عرفی بر اقران تقدم داشت و آقای حكیم هم در اصول و بعضی از مباحث صناعی فقه بر آقای شریعتمداری ترجیح داشت. در اصول خیلیها بر آقای شریعتمداری مقدم بودند. در مكتوب، حاشیۀ آقای حكیم بر حاشیۀ آقای شریعتمداری مقدم و آقای شریعتمداری در خیلی از موارد از مستمسك آقای حكیم بهره برده است.     (شب عاشورا 1434)

 

وارستگی سید یوسف حكیم

آسید یوسف حكیم فرزند مرحوم حكیم از نظر علمی خیلی خوب بود. شنیدم پدرش به اجتهادش تصریح كرده بود. آسید یوسف از شاگردان بارز آقای حكیم بود. بعد از وفات آقای حكیم عربها «قَلَّدْنا السید یوسف، قَلَّدْنا السید یوسف» گویان برای تقلید از آسید یوسف هجوم آوردند، چون خیلی محبوب و ملّا بود و زمینۀ كاملی برای مرجعیت داشت ولی او ایستادگی كرد و به آقای خویی ارجاع داد. حتّی برای تصرف در وجوهی كه در دستش بود، از آقای خویی استجازه كرد.       (ربیع الآخر 1432)

 



[1]. در مقالۀ «آیة اللـه سید محمدكاظم یزدی» با عنوان «اغراض سیاسی» (در کتاب شیعه، شماره4، ص14) تفصیل این قضیه نقل شد.

 

[2]. مرحوم آقای حاج شیخ تقریباً در اصفهان مقلّد نداشت. علتش اصفهانی بودن آسید ابوالحسن
نبود بلكه دلیل دیگری داشت. تفصیل این قضیه در جلد دوم جرعهای از دریا (ص 497 _ 498) گذشت. (ش)

 

[3]. آیة اللـه سید احمد خسروشاهی (برادر سید هادی خسروشاهی) پس از رحلت آیة اللـه بروجردی، آیة‌‌اللـه حكیم را برای مرجعیت شیعیان عرب‌زبان و آیة اللـه شریعتمداری را برای شیعیان غیر عرب‌‌زبان معرفی كرد.

 

 

جرعه ای از دریا ، جلد سوم


...
ارسال نظر
نام
ایمیل
متن
ارسال
تازه ها
پربازدید
مقالات مربرط
تطورّات مرجعیت در سده اخیر
دربارۀ کتاب «شرح الرسالة» از سید مرتضی| رضا مختاری
تکملۀ مأخذشناسى آيت الله‏ ميرزا جواد آقا تهرانى | هادی ربانی
آيت الله روحاني، نياز امروز و فرداي حوزه هـا | رضا مختاري
پژوهش های در دست انجام
نابغه ای در علوم عقلیه و نقلیه
گُلِ بى خار
علامه سید ناصر حسین هندی
گزیدۀ مهمترین مقالات دربارۀ شیخ بهایی
کتابخانه آیه الله چهارسوقی
گزارشی از کتاب گزیده دانشوران و رجال اصفهان
میرزا صادق مجتهد تبریزی از منظر تراجم نگاران
اعمال خالده و خدمات اجتماعى حضرت آیت الله چهارسوقی
ولايت فقهاى جامع الشرايط
مقدمۀ اصول دین
گزارش انتقادی از منابع شرح‌ حال شیخ بهایی
مجموعۀ جباعی
فوائدی پراکنده از شیخ بهایی در آثار سیدنعمةاللـه جزائری
شرح حال آیةاللـه آقاى حاج شيخ آقا بزرگ طهرانى| علامه روضاتی
روضاتی نامه| محمد حسین تسبیحی (رها)
مقدمه بحر المعارف
اتقان و پختگى در نگارش
اساسنامه موسسه کتابشناسی شیعه
کتابیات 1 | محسن صادقی
حدیث نصر
رضا مختاری
دسترسی به متن کتابهای نرم افزار مکتبه اهل بیت علیهم السلام
عبد الحسین طالعی
جرعه ای از دریا جلد اول| مقالات آیت الله شبیری زنجانی
قربان مخدومی
ترجمه های صحیفۀ سجادیه به زبانهای غیر فارسی / سید امیر حسین اصغری
اجازه سید حسین موسوی خوانساری به میرزای قمی و تذکر یک اشتباه | محسن صادقی
همایش بزرگداشت علامه سید هبة الدین شهرستانی در دانشگاه کوفه + تکمیلی
علی اکبر زمانی نژاد
نامۀ آية‏اللّه‏ العظمى مرعشى نجفى به استاد سعيد نفيسى / عبد الحسین طالعی
یادداشتی به قلم آیت الله خویی درباره تشرف شیخ محمد شوشتری کوفی
آیت الله سید محمد نبوی عالم سرشناس دزفول دعوت حق را لبیک گفت
اسرار الصلاة شهيد ثانى رحمه‏الله | علی اکبر زمانی نژاد
فهرست نسخه های خطی کتابخانه مجلس شورای اسلامی 31 / از ابوالفضل حافظیان بابلی
احسان الله شكراللهی طالقانی
ابوالفضل حافظیان
بازدید مقام معظم رهبری از غرفه موسسه کتاب شناسی شیعه در نمایشگاه مشکات
مشروع ‏الموسوعة الكبيرة حول‏ التراث المكتوب للشيعة أوالوسيلة إلى تصانيف الشيعة
نامه هایی از و به مرحوم دکتر سید جعفر شهیدی / به مناسب سالروز درگذشت دکتر شهیدی
سندی منتشر نشده از آیت الله خویی در دفاع ازانقلاب اسلامی مربوط به 48 سال پیش
گزارشی از عملکرد 6 ماهه موسسه کتاب شناسی شیعه
تحقیق و انتشار نهج‌البلاغه از روی کُهَن‌ترین نسخه‌های موجود
به مناسبت در گذشت دکتر محمود فاضل
سندی نو یافته به خط مبارک شهید ثانی (ره) درباره خاندان شهید اول و علمای جبل عامل
بزرگترین کتاب‌شناس قرن اخیر +تصاویر
نمایش فایل های ویدئویی
ابتدای سایت | Back to top