کد مطلب: 5081
تاریخ درج مطلب: دوشنبه ۱۲ شهریور ۱۳۹۷
گزیدۀ مهمترین مقالات دربارۀ شیخ بهایی
برگرفته از کتاب احوال و آثار بهاء الدین عاملی معروف به شیخ بهایی

گزیدۀ مهمترین مقالات دربارۀ شیخ بهایی

در بخش حاضر ضمن ذکر مقالات، دربارۀ مطالب آمده در آنها نیز سخن خواهد رفت. از آنجا که برخی اشتباهات آمده در این مقالات در نوشته‌های بعدی تکرار شده، بیشتر سعی شده ضمن اشاره به مطالب مهم و گاه جدید آثار زیر، موارد نادرستی که در آنها ذکر شده، بیان شود. بخش عمده‌ای از مقالات معرفی شده در این بخش در شناخت نامۀ شیخ بهاء‌الدین عاملی به کوشش فاضل گرامی آقای علی اکبر زمانی نژاد (قم: پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، 1387ش) آمده که با توجه به دشواری دسترسی به برخی از آنها مراجعه به اثر اخیر مفید و کارگشا خواهد بود.

1. ابراهیم بن حسین همدانی، «سواد کتاب حضرت میرزا ابراهیم همدانی به حضرت شیخ بهاء‌الدین محمد»، ارمغان، دوره هفتم، شماره 1 (فروردین 1305ش).

2. ابراهیم برهان آزاد، «دو نکته مربوط به شرح‌حال شیخ بهایی»، مجله یغما، سال سیزدهم، شماره 3، خرداد 1339ش، ص 143-145. مقالۀ برهان آزاد نوشته‌ای کوتاه دربارۀ شیخ بهایی است که به جز یك مورد مشتمل بر مطالب مفیدی است. نکتۀ اول مورد بحث ایشان، مفهوم واژۀ جبعی است و آنچه که باعث شده تا نظری جدید در خصوص آن ابراز کنند، یکی بی اطلاعی از جبع به عنوان یکی از روستاهای جبل عامل بوده و دیگری تصحیح تذکرۀ نصر‌آبادی که در نسخۀ اساس شهرت شیخ بهایی را جبلی آورده است. آزاد با چنین زمینه‌ای در اشاره به جبع و معنی آن نوشته است:

کلمۀ جبعی یا جباعی مکرر در حواشی برخی از کتب به توسط خود شیخ بهایی یا جدش شمس‌الدین محمد بن علی جباعی رقم شده و موجود است. ولی مؤلفین معاصر او یا قریب العهد به عصر وی، کم‌تر از این نسبت ذکری دارند. اما تدریجاً در کتب بعدی، این کلمه به چشم می‌خورد و کم کم یکی پس از دیگری به اقتباس از هم به غلط و اشتباه جبع یا جباع را قریه‌ای از قراء جبل عامل دانسته‌اند، در صورتی که این طور نیست.

پس از این مطلب، آزاد مواردی از گفته‌های نویسندگان بعد از شیخ بهایی در اشاره به جبع و ذکر آن به عنوان یکی از روستاهای جبل عامل را نقل کرده است و در نتیجه گیری در خصوص واژۀ مذکور نوشته است:

راجع به کلمه جبع یا جباع، چنان که گفته شد برای این نویسندگان اشتباهی رخ داده و این کلمه غیر از آن است که ایشان پنداشته‌اند و به عقیدۀ نگارنده مقصود از این کلمه به قرار زیر ذیل است: جبعی با جباعی، منسوب به جبع یا جباع، نسبتی است به کلمۀ مرکب جبل عامل، که در نسبت، چند حرف از حروف آن، به عنوان اختصار حذف شده است. این حذف برخی از حروف و اختصار در نسبت، در زبان عربی مرسوم و معمول می‌باشد... .

 و پس از آن مواردی از این دست کوتاه شدن نسبت افراد در انتساب به شهرتی را ذکر کرده‌اند. مطلب دوم مورد بحث آزاد، ماده تاریخ‌های راجع به درگذشت شیخ بهایی است که به درستی او با اشاره به تاریخ 1030 در خصوص آنها بحث کرده است.[1]

3. عبدالعزیز جواهر الکلام، «بهاء‌الدین عاملی یا شیخ بهایی»، دائرة المعارف الشیعة الاسلامیة، ج 4، ص 337-345.

4. مجتبی مینوی، یادداشت‌های مینوی، جلد اول: رجال _ روش تحقیق، به کوشش مهدی قریب و محمد علی بهبودی (تهران: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، 1375ش)، ص 130-132.

مینوی نخست چند بیت از اشعار شیخ بهایی را از روی نسخه‌ای که زمانی در تملك شاگرد شیخ بهایی یعنی کمال‌الدین حاجی بابا قزوینی بوده، نقل کرده و مطالب متفرقه دیگری چون ماده تاریخ درگذشت شیخ بهایی، انتساب نادرست مثنوی شیخ ابوالپشم که از خالصا است به شیخ بهایی، تأثیر پذیری شیخ بهایی از مثنوی در سرودن مثنوی نان و حلوا و چند مطلب دیگر دربارۀ اوزان آثار شیخ بهایی نقل کرده است. دربارۀ مثنوی شیخ ابوالپشم در برخی منابع به عنوان سرودۀ ابوالبرکات منیر بن عبدالمجید لاهوری ملتانی
(م 1054) نیز ذکر شده است. دربارۀ آن بنگرید به:  الذریعة، ج 19، ص 230،  کتاب‌شناسی شیخ بهایی، ص 644.

5. کاظم مدیر شانه‌چی، «شیخ بهایی»، نامه آستان قدس، جلد دوم، شماره 3 (پیاپی 15)، شهریور 1342ش.

مرحوم مدیرشانه چی، اشارات جالب توجه و مفیدی دربارۀ شیخ بهایی و پدرش آورده اما از آنجا که در زمان نگارش مقاله بسیاری از منابع شرح حال شیخ بهایی در دسترس نبوده، برخی خطاها به مقالۀ ایشان راه یافته است. در اشاره به زمان مهاجرت شیخ حسین بن عبدالصمد، ایشان نیز زمان مهاجرت را پس از شهادت شهید ثانی ذکر کرده و در جایی دیگر از مقاله خود بر اساس تولد شیخ بهایی در 953 و شهادت شهید ثانی در 966، سن وی در هنگام مهاجرت پدرش به ایران را سیزده سال ذکر کرده‌اند. مرحوم مدیر شانه چی به گفتۀ اسکندر بیگ منشی اشاره کرده که گفته شیخ بهایی «در صغر سن با والده ماجده‌اش به ولایت عجم آمده...» و اشاره شیخ یوسف بحرانی که سن شیخ بهایی در هنگام مهاجرت به ایران را هفت سال دانسته، نتیجه گرفته‌اند که:

بنابراین باید بگوییم که مادر شیخ بهایی به تنهایی در سال 960 که هفت سال پس از ولادت شیخ است وی را با خود به ایران آورده و پدر شیخ که در این هنگام در معیت شهید بوده، پس از فوت استاد و مصاحب خود، به زن و فرزند ملحق شده.

می‌دانیم که این مطالب نادرست است و تفصیل آن در نوشتار حاضر آمده است.

در ادامۀ مطلب بر اساس استنباط نادرست اخیر، مرحوم مدیر شانه چی از وجود رابطۀ خویشاوندی میان مادر شیخ بهایی با شیخ علی منشار سخن گفته که البته مطلبی بدون دلیل است. مرحوم مدیر شانه چی دربارۀ تاریخ درگذشت شیخ علی منشار اظهار بی اطلاعی کرده‌اند و آن را پس از 984 دانسته و گفتۀ نفیسی را نقل کرده که تاریخ درگذشت منشار را پس از 1006 دانسته که اصفهان به پایتختی انتخاب شده که البته اکنون تاریخ دقیق درگذشت شیخ علی منشار را می‌دانیم. یا در اشاره به سفر حج حسین بن عبدالصمد در 983 گفته‌اند که شیخ بهایی به جای پدر در هرات عهده دار امور شیخ الاسلامی شده است. در عصر صفویه شیخ الاسلام‌ها در هنگام مسافرت افرادی را به عنوان نماینده معرفی می‌کرده‌اند اما در تاریخ مذکور شیخ بهایی در قزوین بوده است. با این حال مقالۀ مرحوم مدیر شانه چی حاوی برخی نکات جالب توجه و تأمل است، خاصه مباحث پایانی مقاله دربارۀ سفرهای متعدد شاه عباس به مشهد و سالشمار آنها.

6. محمد علی خسروی، «چهره شیخ بهایی و میرفندرسکی»، برگزیده مقالات معارف اسلامی (1345-1357ش).

7. محسن جهانگیری، «شرح احوال و ذکر آثار و نقل افکار شیخ بهایی»، فلسفه: نشریه اختصاصی گروه آموزشی فلسفه، شماره 1، ضمیمه مجله دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران، بهار 1355ش.

مقالۀ مفیدی دربارۀ شیخ بهایی است جز آنکه بحث مفصل آمده در مقاله ایشان در خصوص وحدت وجود بر اساس کتاب الرسالة الوحدة الوجودیة که اکنون به صراحت می‌دانیم انتسابش به شیخ بهایی منتفی است، نباید به عنوان عقاید شیخ بهایی در خصوص مسألۀ وحدت وجود مورد استناد قرار گیرد. هر چند شیخ بهایی با آثار ابن عربی آشنایی کاملی داشته و در آثار مانند کشکول و الاربعین خود مطالب مختلفی را به نقل از ابن عربی نقل کرده است.

8. ابوالقاسم رفیعی مهر آبادی، «شیخ بهایی در کتاب شاه عباس نصر اللـه فلسفی»، مجله آینده، سال نهم، 1362ش.

ایشان در نوشتۀ کوتاه خود به خطای راه یافته در کتاب شاه عباس نصر اللـه فلسفی که نام پدر شیخ بهایی را عبدالصمد ذکر کرده، اشاره نموده و گفته که اصل اشکال به متن متداول تاریخ عالم آرای عباسی بر می‌گردد که در آن نام پدر شیخ بهایی به خطا عبدالصمد ذکر شده است که ظاهراً به واسطۀ افتادگی در نسخۀ اساس چاپ تاریخ عالم آرای عباسی یا اشکالی مشابه بوده است.

9. ذبیح اللـه صفا، تاریخ ادبیات در ایران از آغاز سدۀ دهم تا میانۀ سدۀ دوازدهم هجری (تهران: انتشارات فردوسی، 1364ش)، ج 5، بخش دوم، ص 1039-1047.

 منابع اصلی که مرحوم صفا در نگارش شرح حال شیخ بهایی از آنها بهره برده، امل الآمل و روضات الجنات خوانساری است و گزیده‌ای از اشعار شیخ بهایی را نیز نقل کرده است.

10. ابوالقاسم قربانی، «شیخ بهایی»، زندگی نامه ریاضیدانان دوره اسلامی (تهران، 1365ش)، ص 170-172. اشاره‌ای کوتاه دربارۀ دو کتاب خلاصة الحساب و تشریح الافلاك است.

11. کیوان سمیعی، «شیخ بهایی و میرداماد»، اوراق پراکنده یا فرائد و فوائد گوناگون (تهران، 1366ش).

12. شمس‌الدین صولتی دهکردی، «شیخ بهایی عارف و عالم»، مجله دنیای سخن، شماره 12 (شهریور 1366ش)، ص 52-53.

13. ابوالفضل نبئی، «مقام شیخ بهاء‌الدین العاملي در دانش سمائی»، مشکوة، شماره 16 (پاییز 1366ش)، ص. مقالۀ اخیر بحثی دربارۀ کتاب تحفۀ حاتمیه و اهیمت آن است.

14. مهدی اخوان ثالث، «شیخ بهاء‌الدین محمد عاملی»، مجله سوره، دوره دوم، شماره دهم، دی ماه 1369ش.

15. محمد علی علومی، «از سینه به سینه»، مجله سوره، دوره سوم، شماره یازدهم (بهمن 1370ش).

16. دوین جی. استوارت، «شیخ بهایی و کشکول»، ترجمه حسین معصومی همدانی، نشر دانش، سال 11، شماره 3 (فروردین- اردیبهشت 1370ش).

مقالۀ اخیر مروری بر گزیده‌ای است از کتاب کشکول که کلیفورد باسورث از کتاب کشکول شیخ بهایی انتخاب کرده است. همانگونه که استوارت نشان داده شیخ بهایی تا اواخر عمر خود به تکمیل کشکول پرداخته و تاریخ‌های آمده در کشکول نشانگر این مطلب است. استوارت در آخرین بخش مقاله خود، مطالبی دربارۀ چند اثر منسوب به شیخ بهایی یعنی اسرار البلاغة، الرسالة في الوحدة الوجودیة و المخلاة آورده و نشان داده که سه اثر اخیر، بی هیچ دلیلی به شیخ بهایی نسبت داده شده است به‌ویژه الرسالة في الوحدة الوجودیة که مبنایی برای بحث وحدت وجود از منظر شیخ بهایی بوده در حالی که اثر مذکور از شیخ بهایی نیست و کما اینکه در نسخه‌های کهن از کتاب نویسنده محمد محیی‌الدین بهاء الدین‌زاده (م 951) ذکر شده است.[2]

17. محمد باقری، «مسأله‌ای ریاضی از کشکول شیخ بهایی»، مجله دانشمند، سال سی و سوم، شماره پیاپی 366، فروردین 1373ش.

18. محمد هانی ملا زاده، «بهاء‌الدین عاملی»، دانشنامه جهان اسلام (تهران، 1377ش)، ج 4، ص 661-673. دربارۀ مدخل اخیر و نکات قوت و ضعف آن در همین کتاب سخن رفته است.

19. سید علی آل داود، «طوطی نامه منسوب به شیخ بهایی»، معارف، دوره شانزدهم، شماره 3، آذر _ اسفند 1378ش.

آقای آل داود در مقالۀ خود نشان داده‌اند که مثنوی مشهور طوطی نامه که مرحوم سعید نفیسی در کتاب احوال و اشعار فارسی شیخ بهایی (تهران، 1316ش)، ص 105، 120 به بعد، از اشعار شیخ بهایی دانسته و به نقل از همو در الذریعة، ج 15، ص 181 و فهرست نسخه‌های خطی فارسی تألیف احمد منزوی (ج 4، ص 2996) نیز یکی از آثار شیخ بهایی معرفی شده، از آن شیخ بهایی نیست. آل داود از نسخۀ اساس تصحیح مرحوم سعید نفیسی که نسخه‌ای منحصر به فرد و در تملك شادروان یحیی ریحان (م 1362ش) بوده سخن گفته و آورده نفیسی نسخه اخیر را از ریحان امانت گرفته و از روی آن برای خود نسخه‌ای فراهم کرده و در آن نسخه، مثنوی به شیخ بهایی نسبت داده شده است.

آل داود در ادامه گفته که مثنوی طوطی نامه، در حقیقت بخش کوتاهی از مثنوی بلند طاقدیس اثر ملا احمد نراقی، مرجع نامدار عصر قاجار و متوفی در ربیع الآخر 1245 است که با تغییرات اندکی به شیخ بهایی نسبت داده شده است.

تذکر این مطلب از آن رو اهمیت دارد که در منابع دیگری از مثنوی طوطی نامه به عنوان یکی از آثار منظوم شیخ بهایی یاد شده است. در الذریعة، ج 9، ص 143،
ج 15، ص 181، ج 19، ص 241 مثنوی اخیر به عنوان اثری منسوب به شیخ بهایی آمده است. همچنین برای طوطی نامه بنگرید به:  کتاب‌شناسی شیخ بهایی،
ص 638-639 .[3]

20. محمود مهدوی دامغانی، «شکوائیه سبز: نگاهی به قصیده شیخ بهایی در عرض حال به پیشگاه امام زمان؟عج؟»، گلستان قرآن، شماره 86 (آبان 1380ش)، ص 25-27.

21. محمدرضا زادهوش، «مؤلّفات و مصنفات شیخ بهایی»، مجله حوزه اصفهان، شماره 10 (1381ش). مقالۀ اخیر ترجمه و اقتباسی از بخشی از کتاب خانم دلال عباس، بهاء‌الدین العاملي است که در آن گزارشی از فهرست آثار شیخ بهایی آمده است.

خوشبختانه اکنون به علاوۀ کتابشناشی آثار شیخ بهایی، دو اثر جامع فهرستوارۀ دستنوشتهای ایران (دنا) و «فنخا» اطلاعات جامعی از آثار شیخ بهایی و نسخه‌شناسی آثار وی آورده‌اند. تنها اشکال دو اثر اخیر آن است که تنها مشتمل بر اطلاعات موجود در کتابخانه‌های ایران است، در حالی که آثار فراوان و گاه با اهمیتی از شیخ بهایی در کتابخانه‌های برخی کشور‌های عربی و کتابخانه‌های اروپایی موجود است که در کتاب‌شناسی  مذکور اطلاعات از این دست نیامده است و آنچه که بروکلمان در کتاب خود در ذیل شرح حال شیخ بهایی آورده، تنها گزیده‌ای از برخی آثار شیخ بهایی در کتابخانه‌های اروپایی است.

22. علی معصومی، «شیخ بهایی»، فرهنگ نامه چهرهای برتر علمی و فنی تاریخ ایران (مشهد، 1385ش)، ص 412-422.

23. دون جی استوارت، «شرح‌حال شیخ بهاء‌الدین عاملی»، آینه پژوهش، شماره 97 (فروردین، 1385ش).

مقالۀ اخیر در حقیقت بررسی انتقادی از شرح حال شیخ بهایی در تاریخ عالم آرای عباسی است و از چهار مطلب آمده در متن اخیر به تفصیل بحث کرده است که عبارتند از زمان مهاجرت حسین بن عبدالصمد پدر شیخ بهایی به ایران که اسکندر بیگ آن را پس از شهادت شهید ثانی دانسته؛ انتساب شیخ بهایی به شیخ الاسلامی اصفهان توسط شاه عباس که البته این مطلب استنباط مورخان و محققان بعدی از مطالب اسکندر بیگ است؛ سوم کناره گیری شیخ بهایی از منصب مذکور در ایام سلطنت شاه عباس و سرانجام آنکه آیا شیخ بهایی در هنگام سفر حج پدرش در 983 وی را همراهی کرده یا خیر.

اسکندر بیگ در سال 1001 به مقام منشی گری دربار رسیده و دقیقاً دانسته نیست که اطلاعات خود دربارۀ شیخ بهایی را از چه منبعی اخذ کرده است، بخش مربوط به شرح حال شیخ بهایی و پدرش در 1025 که اسکندر بیگ خود تصریح کرده، تألیف شده است.

 استوارت نشان داده که مطلب نخست اسکندر بیگ که زمان سفر شیخ حسین بن عبدالصمد به ایران را پس از شهادت شهید ثانی دانسته، نادرست است. استوارت پیش از بررسی مطلب اخیر، از موضوع تاریخ شهادت شهید ثانی که عموماً 966 ذکر می‌شود، بحث کرده و نشان داده که منابع کهنتر زمان شهادت شهید ثانی را 965 ذکر کرده‌اند.

در بحث از اینکه شیخ بهایی هنگامی که پدرش در 983 ایران را به قصد حج ترك کرده، در قزوین بوده و نه هرات. زمان انتساب شیخ بهایی به شیخ الاسلامی اصفهان نیز به سال‌ها قبل و در سال 984 باز می‌گردد که شیخ بهایی پس از درگذشت شیخ علی منشار کرکی، پدر همسرش به شیخ الاسلامی اصفهان منسوب شده است. در آخر از کناره گیری شیخ بهایی از منصب شیخ الاسلامی سخن رفته و نادرستی استنباط بیان شده که کناره گیری از سمت مذکور را به ناخشنودی شیخ بهایی از صفویان ربط داده، توضیح داده است.

24. علی صدرایی خویی، «نویافته‌هایی درباره شیخ بهایی»، حدیث اندیشه، شماره 4، سال دوم، پاییز _ زمستان 1386ش، ص 5-15. مشتمل بر مطالب جدید دربارۀ شیخ بهایی است. مطالب مقاله به تفاریق در ضمن کتاب شیخ بهایی: مخرن اسرار سیر و سلوك ایشان بار دیگر آمده است.

25. فرهاد عباسی، «مبانی فقه الحدیثی شیخ بهایی (با تکیه بر الحدیقة الهلالیة)»، حدیث اندیشه، شماره 4، سال دوم، پاییز _ زمستان 1386ش، ص 16-36.

26. مجتبی نظری منفرد، «گزیده نگاری (با بررسی گزیده مفتاح الفلاح)»، حدیث اندیشه، شماره 4، سال دوم، پاییز _ زمستان 1386ش، ص 37-59.

27. مهدی سلیمانی آشتیانی، «رساله شیخ بهایی درباره محمد بن اسماعیل»، حدیث اندیشه، شماره 4، سال دوم، پاییز _ زمستان 1386ش، ص 60-76.

28. محمود ملکی، «کلید رستگاری (کتاب شناخت مفتاح الفلاح)»، حدیث اندیشه، شماره 4، سال دوم، پاییز _ زمستان 1386ش، ص 77-95.

مقالۀ اخیر کتاب‌شناسی مهمی دربارۀ کتاب مفتاح الفلاح و شروح مختلف نوشته شده بر آن است.

29. محمد علی حسن زاده، «شاگردان شیخ بهایی»، حدیث اندیشه، شماره 4، سال دوم، پاییز _ زمستان 1386ش، ص 96-112.

30. سید حجت هاشم زاده، «اربعین شیخ بهایی»، حدیث اندیشه، شماره 4، سال دوم، پاییز _ زمستان 1386ش، ص 113-127. [4]

31. جعفر المهاجر، الهجرة العاملية إلی إیران في العصر الصفوي: أسبابها التاریخیة و نتائجها الثقافیة و السیاسیة (بیروت: دار الروضة، 1410/1989)، ص 153-180.

دکتر مهاجر به تفصیل از شیخ بهایی در اثر اخیر خود سخن گفته است. وی در صفحات قبل‌تر کتاب (ص 145-151) از حسین بن عبدالصمد سخن گفته است. مهاجر برخی از نتایجی که در اثر حاضر ارایه کرده، در آثار بعدی خود اصلاح کرده است. به عنوان مثال مهاجر در اشاره به زمان مهاجرت حسین بن عبدالصمد بر اساس همان مطالب متداول و گفته‌های اسکندر بیگ منشی، از مهاجرت حسین بن عبدالصمد به ایران پس از شهادت شهید ثانی در 965 سخن گفته و زمان ورود حسین بن عبدالصمد به قزوین و دربار شاه طهماسب را اندکی پیش از اواخر ذی القعدۀ 968 ذکر کرده است.

نکتۀ مهمی که مهاجر در بحث از حسین بن عبدالصمد مطرح کرده و آن انتصاب حسین بن عبدالصمد به شیخ الاسلامی هرات بعد از سال‌ها اقامت در قزوین و پایتخت که حسین بن عبدالصمد در آنجا شیخ الاسلام بوده، که به گمان مهاجر بیشتر به نوعی تبعید سیاسی شباهت دارد و نشان از تغییر و تحولاتی در دربار است. بر اساس آنکه مهاجر زمان مهاجرت شیخ حسین بن عبدالصمد به ایران را پس از 965 می‌دانسته، از دو نظر که سن شیخ بهایی در هنگام مهاجرت به ایران را هفت یا سیزده سال می‌داند، جانب سیزده سال را گرفته است. مهاجر (ص 154).

نخستین انتصاب شیخ بهایی را به شیخ الاسلامی هرات و به جای پدرش دانسته، در حالی که می‌دانیم زمانی که حسین بن عبدالصمد در 983 قصد حج را داشته و از هرات به قزوین سفر کرده، شیخ بهایی در قزوین بوده و شاه طهماسب با درخواست حسین بن عبدالصمد که شیخ بهایی را نیز همراه خود ببرد، مخالفت کرده است. این مطلب که شاه عباس، شیخ بهایی را به شیخ الاسلامی اصفهان منصوب کرده، نیز نادرست است و شیخ بهایی بعد از درگذشت علی بن هلال کرکی (م 984) به جای او به مقام شیخ الاسلامی اصفهان منصوب شده است. در ادامه مهاجر مباحث خوبی دربارۀ اهمیت شیخ بهایی و برخی از آثار منسوب به او آورده است.

32. همو، ستّة فقهاء أبطال (بیروت، المجلس الإسلامی الشیعی الأعلی، 1415/1994)، ص 187-295.

بحث مفصل مهاجر در اثر اخیرش، در حدی است که می‌توان آن را تك نگاری دربارۀ شیخ بهایی دانست. مهاجر دربارۀ پیشینۀ خاندان شیخ بهایی در جبل عامل و اقامت آنها در جبع توضیحات مفیدی آورده است. وی در بخش مربوط به شهید ثانی، از حسین بن عبدالصمد که یار و دوست نزدیك شهید ثانی بوده، نیز سخن گفته است. دربارۀ مکان دقیق تولد شیخ بهایی، مهاجر اشاره کرده آنچه که در حال حاضر در بعلبك شهرت دارد، خانه‌ای است در روستای ایعات در نزدیکی بعلبك که مردم محلی آن را زادگاه و محل اقامت خانوادۀ شیخ بهایی در هنگامی که پدرش در بعلبك اقامت داشته، می‌دانند
 (ص 193)، مطلبی که هر چند شاهد صریحی در تأیید صحت آن در دست نیست اما با توجه به آنکه شهر بعلبك در قرن دهم، از مراکز مهم حنبلیان بوده، احتمال صحت ادعای اخیر دور از واقع نیست.[5]

در اثر اخیر، مهاجر (ص 195) باز زمان مهاجرت حسین بن عبدالصمد به ایران را پس از شهادت استادش در 965 می‌داند، البته در بحث اخیر مهاجر به برخی شواهد دیگر نیز توجه کرده است. به عنوان مثال مهاجر به آغاز مقدمۀ حسین بن عبدالصمد بر وصول الاخیار استشهاد کرده است که وی در آنجا تألیف کتاب خود را پس از فرار از قلمرو کسانی که وی آنها را «أهل الطغیان» یاد کرده، سخن گفته است. مهاجر همچنین اشاره کرده که بر اساس دست خط خود حسین بن عبدالصمد که افندی دیده و نقل کرده، تاریخ تولد  ابوتراب عبدالصمد، فرزندش در قزوین، سوم صفر 966 بوده است. بر این اساس وی زمان مهاجرت دقیق حسین بن عبدالصمد به ایران را زمانی میان رجب 965 و صفر 966 می‌داند (مهاجر، ص 195-196).[6]

 



[1].  آقای جهانبخش نیز ضمن نقل کامل گفته‌های آزاد، با ذکر مطالبی دیگر، نادرستی گفتۀ او را نشان داده است. بنگرید به: اعتقادات شیخ بهایی، ص 27-28 پاورقی 6.

[2]. کتاب اسرار البلاغة بر اساس تصریح در خود متن در سال 853 تألیف شده و انتساب آن به شیخ بهایی نیز تنها به دلیل بی توجهی ناشر آن است. بنگرید به: علی اکبر زمانی نژاد، «بررسی المخلاة شیخ بهاء‌الدین عاملی»، ص 351-352.

 

[3]. ظاهراً تنها نسخۀ شناخته شده از طوطی نامه، نسخۀ شمارۀ 2534 مجلس باشد که در آن به همراه طوطی نامه، مثنوی نان و حلوا نیز آمده و کتابت نسخه نیز متاخر است که البته با توجه به اینکه طوطی نامه انتحالی از مثنوی طاقدیس  است، متاخر بودن نسخه نیز طبیعی است. برای توصیفی از نسخه بنگرید به: فهرست کتابخانۀ مجلس شورای اسلامی، ج 8، ص 228-229.

 

[4]. بررسی کامل منابعی که سخن و یا مطلبی دربارۀ شیخ بهایی آورده‌اند، باعث تطویل بحث خواهد شد. تنها در این جا یك مورد ذکر می‌شود. در کتاب تاریخ تحولات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی ایران در دوران صفویه، ص 372 نیم صفحه‌ای دربارۀ شیخ بهایی آمده و در اشاره به وی گفته شده است: «شیخ بهاء‌الدین محمد فرزند شیخ عبدالصمد از علمای بزرگ جبل عامل بود. عبدالصمد در سفر حج در بحرین درگذشت و بهاء‌الدین محمد زیر نظر والده‌اش به تحصیل علوم و کسب کمالات مشغول شد. حکمت و کلام و بعضی علوم معقول را نزد مولانا عبداللـه مدرس یزدی، ریاضی را نزد ملا علی مذهب و علم طب را نزد عماد‌الدین محمود فرا گرفت و بزودی در تمام علوم معقول و منقول سرآمد شد. او کتاب عروة الوثقی را در تفسیر قرآن مجید، و کتاب حبل المتین را دربارۀ حدیث تألیف کرد. در هیأت، رسالۀ تشریح الافلاك، در ریاضی، خلاصة الحساب و در اسطرلاب، رسالۀ صحیفه ا ز اوست. از حوزۀ درس فلسفه او اطلاعی در دست نیست. معروف است که ملا صدرا ابتدا به درس او می‌رفت. شیخ بهایی وقتی استعداد ملا صدرا را دید او را نزد میرداماد فرستاد. از آثار فلسفی شیخ بهایی نیز چیزی در دست نیست. ظاهراً جزوه‌ای اخیرا در مصر دربارۀ وحدت وجود از او پیدا شده است».

نام پدر شیخ بهایی، حسین بن عبدالصمد است که به دلیل بهره‌گیری از تاریخ عالم آرای عباسی که نام پدر شیخ بهایی در متن منتشر شده به خطا عبدالصمد آمده، در اینجا نیز اشتباه اخیر تکرار شده است. در سال 984 حسین بن عبدالصمد در بحرین درگذشت، سال‌ها قبل همسرش نیز در هرات درگذشته بود و شیخ حسین بن عبدالصمد جنازۀ همسرش را برای دفن به مشهد برده بود. هر چند از تألیفات شیخ بهایی در حوزۀ فلسفه متن مستقلی تا کنون به دست نیامده اما بیشك وی یکی از چهره‌های مهم مکتب فلسفی اصفهان در تلفیق اندیشه‌های اشراقی، فلسفی و عرفانی است و در آثار وی نقل قولهای فراوانی از ابن سینا، شیخ اشراق و ابن عربی آمده است. ملا صدرا به تصریح خودش تنها در نزد شیخ بهایی علوم منقول یعنی احادیث را فراگرفته و داستان نقل شده دربارۀ اینکه شیخ بهایی ملا صدرا را نزد میرداماد فرستاده اساسی ندارد. رسالة في وحدة الوجود نیز قطعا از شیخ بهایی نیست.

 

[5]. همچنین بنگرید به: خضر محمد نبها، «منزل الشیخ بهاء‌الدین العاملي في قریة إیعات»، مجلة رسالة النجف، العدد الرابع، محرم 1427/2006، ص 16-17.

 

[6]. دربارۀ زمان مهاجرت دقیق حسین بن عبدالصمد تا چندی پیش عمده اطلاعات ما مشوش بوده است. این کمینه در مدخل حارثی، حسین بن عبدالصمد در دانشنامۀ جهان اسلام، ج 12، ص‌356 نیز زمان مهاجرت حسین بن عبدالصمد به ایران را زمانی میان 958 -961 ذکر کرده بودم. در آنجا تنها دربارۀ تاریخ مشهور سفر حسین بن عبدالصمد به ایران پس از شهادت شهید ثانی در 965 تردید کرده بودم.

 


...
ارسال نظر
نام
ایمیل
متن
ارسال
تازه ها
پربازدید
مقالات مربرط
گُلِ بى خار
علامه سید ناصر حسین هندی
گزیدۀ مهمترین مقالات دربارۀ شیخ بهایی
کتابخانه آیه الله چهارسوقی
گزارشی از کتاب گزیده دانشوران و رجال اصفهان
میرزا صادق مجتهد تبریزی از منظر تراجم نگاران
اعمال خالده و خدمات اجتماعى حضرت آیت الله چهارسوقی
ولايت فقهاى جامع الشرايط
مقدمۀ اصول دین
گزارش انتقادی از منابع شرح‌ حال شیخ بهایی
مجموعۀ جباعی
فوائدی پراکنده از شیخ بهایی در آثار سیدنعمةاللـه جزائری
شرح حال آیةاللـه آقاى حاج شيخ آقا بزرگ طهرانى| علامه روضاتی
روضاتی نامه| محمد حسین تسبیحی (رها)
مقدمه بحر المعارف
اتقان و پختگى در نگارش
اساسنامه موسسه کتابشناسی شیعه
کتابیات 1 | محسن صادقی
حدیث نصر
درنگی برکرامتی از « میرزاطاهرتنکابنی» | علی حسن بگی
معرفی کتاب :زندگانی آیة الله چهارسوقی
شناخت نامه آیت الله حاج شیخ محمد حسین احمدی گلپایگانی|علی حسن بگی
معرفی "احوال و آثار بهاء الدین عاملی معروف به شیخ بهایی"
مروری اجمالی بر تطور فقه فتوایی
سیّد جعفر کشفی دارابی بروجردی (1189-1267ق) : سید حجّت کشفی
رضا مختاری
دسترسی به متن کتابهای نرم افزار مکتبه اهل بیت علیهم السلام
عبد الحسین طالعی
جرعه ای از دریا جلد اول| مقالات آیت الله شبیری زنجانی
قربان مخدومی
ترجمه های صحیفۀ سجادیه به زبانهای غیر فارسی / سید امیر حسین اصغری
اجازه سید حسین موسوی خوانساری به میرزای قمی و تذکر یک اشتباه | محسن صادقی
همایش بزرگداشت علامه سید هبة الدین شهرستانی در دانشگاه کوفه + تکمیلی
علی اکبر زمانی نژاد
نامۀ آية‏اللّه‏ العظمى مرعشى نجفى به استاد سعيد نفيسى / عبد الحسین طالعی
یادداشتی به قلم آیت الله خویی درباره تشرف شیخ محمد شوشتری کوفی
آیت الله سید محمد نبوی عالم سرشناس دزفول دعوت حق را لبیک گفت
اسرار الصلاة شهيد ثانى رحمه‏الله | علی اکبر زمانی نژاد
فهرست نسخه های خطی کتابخانه مجلس شورای اسلامی 31 / از ابوالفضل حافظیان بابلی
احسان الله شكراللهی طالقانی
ابوالفضل حافظیان
بازدید مقام معظم رهبری از غرفه موسسه کتاب شناسی شیعه در نمایشگاه مشکات
مشروع ‏الموسوعة الكبيرة حول‏ التراث المكتوب للشيعة أوالوسيلة إلى تصانيف الشيعة
نامه هایی از و به مرحوم دکتر سید جعفر شهیدی / به مناسب سالروز درگذشت دکتر شهیدی
سندی منتشر نشده از آیت الله خویی در دفاع ازانقلاب اسلامی مربوط به 48 سال پیش
گزارشی از عملکرد 6 ماهه موسسه کتاب شناسی شیعه
تحقیق و انتشار نهج‌البلاغه از روی کُهَن‌ترین نسخه‌های موجود
به مناسبت در گذشت دکتر محمود فاضل
سندی نو یافته به خط مبارک شهید ثانی (ره) درباره خاندان شهید اول و علمای جبل عامل
بزرگترین کتاب‌شناس قرن اخیر +تصاویر
نمایش فایل های ویدئویی
ابتدای سایت | Back to top