کد مطلب: 5080
تاریخ درج مطلب: دوشنبه ۱۲ شهریور ۱۳۹۷
کتابخانه آیه الله چهارسوقی
كتاب و كتابخانه

درباره اهميت كتاب و كتابخانه، فضلاى مسلمين و غيرهم در طول قرون متماديه آنچه كه لازم بوده گفته و نوشته و قدر و ارزش كتاب را كما ينبغى روشن ساخته ‏اند. فقط چند نكته به نظر مى‏رسد كه قابل ملاحظه است و نگارنده تذكر به آنها را وظيفه وجدانى خود و ديگر اربابان قلم (كه با حقيقت و معنويت سر و كار دارند و ارزش كتاب و زحمت تأليف كردن نيز بر آنها معلوم است) مى‏داند. لذا ذيلاً اشاره‏ اى به آن مطالب نموده، سپس وارد بحث خود مى ‏شويم:

هر شخص ذى شعورى اين موضوع را تصديق مى‏كند. «كتاب» كه عبارت است از مجموع نگارشات بين دفتينى؛ بايستى داراى يک نتيجه و فائده عقلايى باشد، و الا چيزى كه داراى فائده نيست براى چه نوشته شود؟ و اين مطلب از غايت وضوح محتاج به استدلال نيست، و لذا مى‏ بينيم قدماء و پيشينيان ما كه عقل را با شهوت مخلوط ننموده و ارزشى براى نوشته‏هاى خود قائل بوده‏اند هيچ گاه حاضر نمى‏شده ‏اند ناموس علم را دستخوش شهوات و بى‏ عقلی‌ها كرده و از نگارش هر لا طائلى اباء نداشته باشند. خود را در مقابل نوشته‏ هاشان، مَسؤُول مى‏دانسته ‏اند و بلكه هر گاه چيزى مى‏نوشته و بعداً آن را مخالف مصالح و مقتضيات عقلايى مى‏ديده ‏اند به آب مى‏شسته، مبادا موجب گمراهى خواننده‏اى شود. آنها اين مَسؤُوليت وجدانى را براى خود حتمى مى‏دانسته ‏اند، حال آيا امروز هم اوضاع قلم و قرطاس به همان حالت باقى مانده است؟!

متأسفانه از روزى كه اين كشور ستمديده با دنياى مغرب زمين آشنا شد و آقايان محصلين جديد براى تكميل تحصيلات خود به آن نواحى قدم گذاشتند و زبان خارجه ياد گرفتند وضع كتاب و نگارش عوض شد و سر و صورت ديگرى به خود گرفت. صنعت چاپ هم كه به وجود آمده و اگر در قرون سالفه مؤلفى يک جلد كتاب كوچک مى‏نوشت چقدر متحمل مخارج و زحمات مى‏گرديد تا يک نسخه دو نسخه، و دو نسخه سه بشود، امروز ديگر چنان زحمات نيست و كتابى اگر زير چاپ رفت از پانصد إلى ما شاء‌اللـه نسخه بيرون مى‏آيد. اكنون با اين وسيله سهل التناول آقايان تحصيل كرده اروپا رفته كه متحمل مشاق و مخارج هنگفت شده‏اند براى اين مردم ستمكش چه كتابى تأليف و چاپ مى‏كنند؟ آيا مردم را به وظائف فردى راهنمائى و ارشاد مى‏كنند يا به وظائف اجتماعى؟ كتب سابقين كه از اين دو قسمت یا مقدمات آنها بيرون نبوده است.

با كمال تأسف بايد بنويسيم وضع نگارش امروز ما اين است كه هر كس اندک سواد فارسى پيدا كرد تنها چيزى كه مطالعه مى‏كند روزنامه و داستان است. اگر نويسنده باشد مقالات عشقى، و خيلى ترقى كند رمان و داستان مى‏نويسد. (رجال و نسوان عصر حاضر در اين مطلب مساويند) حقيقةً نمى‏دانيم اين سبک نگارش را چه نتيجه‏اى عايد است؟! آيا جز فاسد كردن اخلاق توده و اتلاف اموال كثيره فایده ديگرى هم دارد؟!

متفكر و متعجبيم كه اين نويسندگان چرا فوج فوج مردم را به فساد اخلاق مى‏كشند؟! آيا مليون‏ها رمان و داستان و مقاله و مجله شهوى براى آنان بس نيست كه متصل يا ترجمه از روى ورق پاره‏هاى پليد و شيطانى خارجى‏ها مى‏كنند يا فكر خود را روانه دنبال چند هرزه خيالى مى‏نمايند و افعال زشت آن (قهرمانان منحوس خيالى) را به روى كاغذ مى ‏آورند!

من از طبقه فضلاى اين دسته نويسنده امروزى بيشتر تعجب دارم، چگونه اوقات شريفه خود را صرف بى‏ ارزش‏ترين نگارشها مى‏كنند!

دانشمندى مدتها وقت خود را صرف مى‏كند تا بازى «الک دولک» را به مردم معرفى نمايد! ديگرى كتاب بزرگى در تحقيق و تتبع آثار و احوال داستان نويسان معاصر كه فريفته و دلباخته آنهاست مى‏نگارد! ثالثى كه از عهده تأليف و ترجمه بهترين كتب بر مى‏آيد وقت خود را صرف داستان نويسى مى‏كند! و بالاخره با كمال تأسف بايد گفت كه امروز اگر يک جلد كتاب علمى يا دينى چاپ شود صدها جلد از قبيل داستان، تصنيف روابط جنسى، شهوى، مخرب اخلاق، مفسد عقايد و امثال اينها طبع و در بين مردم منتشر مى‏شود.[1]

بارى اين وضع كتاب و نگارش است در عصر حاضر ما، و اگر مى‏خواستيم بيشتر در اين باره بنويسيم با سبک اين كتاب تناسب نداشت و تا همين اندازه را هم از خوانندگان معذرت مى‏خواهيم.

ورثنا المجد عن آباء صدق

أسأنا في ديارهم الصنيعا

إذ الحسب الرفيع تواكلته

بنات السوء أوشك أن يضيعا[2]

چقدر مناسب حال ما فرموده مرحوم اديب الممالک فراهانى ؟ق؟:

افسوس كه اين مزرعه را آب گرفته

دهقان مصيبت زده را خواب گرفته

خون دل ما رنگ مى ناب گرفته

وز سوزش تب پيكرمان تاب گرفته

رخسار هنر گوشه مهتاب گرفته

چشمان خرد پرده ز خوناب گرفته

ثروت شده بيمايه و صحت شده بيمار!

كتابخانه ‏ها

در دنياى امروز براى مردم كاملترين كتابخانه آن است كه از حيث داستان و رمان نقصانى نداشته باشد و چنانكه در كتابخانه‏ هاى عمومى مشاهده مى‏شود اكثر مراجعين فقط داستان مى‏خواهند يا روزنامه و مجله، آن هم اگر ادبى يا علمى باشد (كه بحمداللـه نيست) ابدا طالب ندارد.

متأسفانه امروز كتابهاى خوب و علمى كه بايستى بيشتر در دسترس مردم قرار گيرد غالباً در كتابخانه‏هاى شخصى يا عمومى محبوس است و اگر اهل فضلى بخواهد از آنها استفاده كند به هيچ وجه دسترسى ندارد، خصوصا كتابخانه‏هاى شخصى.

جاى بسى تأسف و تحسر است كه چرا با كتاب به اين طريق رفتار مى‏شود؟! مگر نه پيشينيان نوشته‏اند كه ابناء قرون بعد استفاده برند، نه اين كه در گوشه كتابخانه‏ ها محبوس نمايند؟!

از بى‏حسى و غفلت اولياى امور و پول پرستى صاحبان كتاب اغلب كتب نفيس و قديمى ما اكنون در كتابخانه‏هاى شخصى و عمومى اروپا و آمريكا محفوظ است و آن ميراث‏هاى گرانبها و آثار عالى از دست ما رفته و چنانچه در اين زمان يک نسخه از آن كتاب‏ها مورد احتياج شود، با صرف مخارج گزاف باز تهيه آن از خارج بسى مشكل و غالباً محال است.

كتابخانه آیةاللـه چهار سوقى

نگارنده چندى قبل به خواهش يكى از دوستان فاضل تاريخچه جامع و نسبتاً مفصلى از كتابخانه اين طايفه جليله نگاشت و بعداً خلاصه آن (به عربى) در آخر جلد هشتم كتاب شريف الذريعة إلى تصانيف الشيعة به طبع رسيد.

تا آنجا كه اطلاع داريم اولين شخصى كه از اين خانواده تشكيل كتابخانه داد و خود نيز اهل نگارش و تأليف بود، مرحوم حاجى مير ابوالقاسم كبير (§حاشيه 1) است كه الى الآن بسيارى از كتب او در نزد احفادش موجود مى‏باشد. اولاد و احفاد آن مرحوم كه اغلب اهل علم و دانشمند و غالباً صاحب تصانيف و تأليف بوده‏اند نيز متفرقاً هر يک كتابخانه داشته كه بيشتر آنها قابل ملاحظه بوده و از آثارى كه باقى مانده اين مطلب واضح مى‏شود. حتى جد صاحب روضات الجنّات جهت به دست آوردن نسخه كتاب شريف وسائل الشيعة مسافرت كرد و با اهتمامى تمام بالأخره موفق شده مجلدات ثلاثۀ آن را كه تماماً به خط مؤلف بزرگوارش شيخ حر عاملى و نسخ اصل بود، به دست آورد، كه تا اين اواخر نيز در كتابخانه اين طايفه موجود بود و اكنون در قم و جاهاى ديگر متفرق شده است.

صاحب روضات و صاحب مبانى الأُصول و ديگر برادرانشان (قدّس‌اللـه أسرارهم) قسمت اعظم كتابهاى اجدادى را دارا و خود نيز كتب بسيارى به شراء و استنساخ ضميمه كرده‏اند كه در آن عصر حائز اهميت بسيارى بوده و شهرت فوق العاده‏اى داشته (چنانچه مرحوم اعتماد السلطنة در المآثر والآثار نيز كلامى در اهميت اين مكتبه‏ها نگاشته است). طبقه بعد هم كه اولاد آن بزرگانند كتب نفيسه ميراثى را كاملاً محافظت كرده و تقريباً هر يک داراى كتابخانه جامعى بوده‏اند. (اسامى شريفه اين دو طبقه در صفحه 27 ذکر شده است).

پس از اين دسته اخير كه كتبشان بين اولاد آنها قسمت شده، متأسفانه تعداد زيادى از آن كتب به فروش رسيد و اكنون در كتابخانه‏ هاى شخصى و عمومى ايران و خارجه موجود است.

تنها شخصى كه از اين طبقه كمال علاقه را نسبت به كتب خود داشت و حتى يک جلد آنها را نفروخت، آقاى آیةاللـه چهار سوقى است. خوشبختانه علاوه بر اين كه ايشان چيزى از كتب موروثى خود را از دست ندادند، مقدار زيادى هم متدرجاً ضميمه كردند و الى الآن بحمد‌اللـه تعالى تمام آن كتب موجود و در دسترس و اختيار نگارنده سطور مى‏باشد.

اين ناچيز هم مقدارى از كتب موروثى و مقدارى ابتياعى خود را ضميمه آن كتابها نموده و بالفعل كتابخانه تشكيل شده كه داراى قريب سه هزار جلد (عربى و فارسى و قليلى هم از السنه خارجى) كه تقريباً نصف آن تعداد مخطوط بوده و خصوصيات نسخ مخطوطه را نگارنده مفصلاً نگاشته و براى درج در كتاب شريف الذريعة إلي تصانيف الشيعة[3] متدرجاً فرستاده است.

مؤلف اين كتاب فهرست بسيار مفصلى (در حدود پانصد صفحه) مشتمل بر مقدمه در مطالب متفرقه و سه قسمت به ترتيب مرسوم امروزى از كتب كتابخانه مذكور نگاشته و هنوز تأليفش تمام نشده است (وفّقه‌اللـه لإتمامه ولإتمام سائر تصانيفه).



[1]. استاد فاضل علامه ميرزا عباس خان اقبال آشتيانى استاد دانشگاه طهران كه دانشمندى محقّق و متتبع است، او هم از اين اوضاع اسفناک بى‏نهايت متأثر و متألم بوده و آنگاه كه مجله جليله يادگار را مى‏نگاشت در هر شماره مقاله‏اى را اختصاص به گفتگو در اين باره‏ها مى‏داد، از جمله در مقاله اوّل شماره اوّل سال دوم آن مجله ذيل عنوان «لزوم احياى كتب قديمه» مى‏نگارد:

... اغلب نمايندگان اين طبقه دوم كه از بدبختى اكثريتشان تحصيل كرده ‏هاى فرنگستانند در مجالس محاوره و مباحثه هر چه بخواهيد اصطلاح و «فرمول» به شما تحويل مى‏دهند، گاهى هم جزئى‏ترين وقايع و سوانح زندگانى فلان پادشاه يا «آرتيست» اروپائى يا آمريكائى را به رخ شما مى‏كشند اما اگر از سوابق تاريخى ايران يا احوال بزرگان منتسب به سرزمين نياكان ايشان سخنى به ميان آيد، نه اين كه تنها از آن مسائل بى‏خبر و غافلند، بلكه هر فضيلت و حيثيتى را نيز براى مردم مشرق و به خصوص مسلمين منكرند و ابدا حاضر نيستند كه در مقام مقايسه بزرگترين دانشمندان ايرانى و اسلامى را با مدعى‏ترين يا مبتدى‏ترين مردم مغرب زمين در مرحله علم و معرفت برابر بشمارند.

 

[2]. البیت لمعن بن أوس المزني. راجع الأغاني، ج12، ص306؛ محاضرات الأُدباء، ج1، ص409.

 

[3]. از اين كتاب تا كنون هشت جلد به طبع رسيده و آخرين كتاب مذكور در جلد هشتم آن «ديو  و پرى نامه» است كه اتفاقاً از همين كتابخانه مى‏باشد و شرح آن را نگارنده فرستاده است.

شایان ذکر است اینکه که چاپ دوم کتاب منتشر می‌شود تمام مجلدات الذریعة شامل 29 جزء منتشر شده است

 

 


...
ارسال نظر
نام
ایمیل
متن
ارسال
تازه ها
پربازدید
مقالات مربرط
گُلِ بى خار
علامه سید ناصر حسین هندی
گزیدۀ مهمترین مقالات دربارۀ شیخ بهایی
کتابخانه آیه الله چهارسوقی
گزارشی از کتاب گزیده دانشوران و رجال اصفهان
میرزا صادق مجتهد تبریزی از منظر تراجم نگاران
اعمال خالده و خدمات اجتماعى حضرت آیت الله چهارسوقی
ولايت فقهاى جامع الشرايط
مقدمۀ اصول دین
گزارش انتقادی از منابع شرح‌ حال شیخ بهایی
مجموعۀ جباعی
فوائدی پراکنده از شیخ بهایی در آثار سیدنعمةاللـه جزائری
شرح حال آیةاللـه آقاى حاج شيخ آقا بزرگ طهرانى| علامه روضاتی
روضاتی نامه| محمد حسین تسبیحی (رها)
مقدمه بحر المعارف
اتقان و پختگى در نگارش
اساسنامه موسسه کتابشناسی شیعه
کتابیات 1 | محسن صادقی
حدیث نصر
درنگی برکرامتی از « میرزاطاهرتنکابنی» | علی حسن بگی
معرفی کتاب :زندگانی آیة الله چهارسوقی
شناخت نامه آیت الله حاج شیخ محمد حسین احمدی گلپایگانی|علی حسن بگی
معرفی "احوال و آثار بهاء الدین عاملی معروف به شیخ بهایی"
مروری اجمالی بر تطور فقه فتوایی
سیّد جعفر کشفی دارابی بروجردی (1189-1267ق) : سید حجّت کشفی
رضا مختاری
دسترسی به متن کتابهای نرم افزار مکتبه اهل بیت علیهم السلام
عبد الحسین طالعی
جرعه ای از دریا جلد اول| مقالات آیت الله شبیری زنجانی
قربان مخدومی
ترجمه های صحیفۀ سجادیه به زبانهای غیر فارسی / سید امیر حسین اصغری
اجازه سید حسین موسوی خوانساری به میرزای قمی و تذکر یک اشتباه | محسن صادقی
همایش بزرگداشت علامه سید هبة الدین شهرستانی در دانشگاه کوفه + تکمیلی
علی اکبر زمانی نژاد
نامۀ آية‏اللّه‏ العظمى مرعشى نجفى به استاد سعيد نفيسى / عبد الحسین طالعی
یادداشتی به قلم آیت الله خویی درباره تشرف شیخ محمد شوشتری کوفی
آیت الله سید محمد نبوی عالم سرشناس دزفول دعوت حق را لبیک گفت
اسرار الصلاة شهيد ثانى رحمه‏الله | علی اکبر زمانی نژاد
فهرست نسخه های خطی کتابخانه مجلس شورای اسلامی 31 / از ابوالفضل حافظیان بابلی
احسان الله شكراللهی طالقانی
ابوالفضل حافظیان
بازدید مقام معظم رهبری از غرفه موسسه کتاب شناسی شیعه در نمایشگاه مشکات
مشروع ‏الموسوعة الكبيرة حول‏ التراث المكتوب للشيعة أوالوسيلة إلى تصانيف الشيعة
نامه هایی از و به مرحوم دکتر سید جعفر شهیدی / به مناسب سالروز درگذشت دکتر شهیدی
سندی منتشر نشده از آیت الله خویی در دفاع ازانقلاب اسلامی مربوط به 48 سال پیش
گزارشی از عملکرد 6 ماهه موسسه کتاب شناسی شیعه
تحقیق و انتشار نهج‌البلاغه از روی کُهَن‌ترین نسخه‌های موجود
به مناسبت در گذشت دکتر محمود فاضل
سندی نو یافته به خط مبارک شهید ثانی (ره) درباره خاندان شهید اول و علمای جبل عامل
بزرگترین کتاب‌شناس قرن اخیر +تصاویر
نمایش فایل های ویدئویی
ابتدای سایت | Back to top