کد مطلب: 5078
تاریخ درج مطلب: سه شنبه ۶ شهریور ۱۳۹۷
میرزا صادق مجتهد تبریزی از منظر تراجم نگاران
برگرفته از تبیان صادق


غالب فهرست‏نگاران و رجال شناسان و نويسندگان معاصر آقا و دوره بعد از او ، به شرح احوال و آثار او پرداخته‏ اند و تا حدّى چهره واقعى ايشان را به مردم شناسانده ‏اند و ما به گزيده ‏اى از آن سخنان مى‏ پردازيم :
1 . سيد مهدى كاظمى اصفهانى مى‏نويسد :
او (آقا ميرزا صادق آقا) ـ خدا عمرش را طولانى كند و از هر ناخوشى و ناملايم نگاهش بدارد ـ از علماى بزرگ ايران و از مراجع تقليد اماميّه در زمان حاضر است . رياست عام و مرجعيّت تام و تمام در تبريز به نام او رقم خورده . دولت ايران (پهلوى) در جريان انقلاب مشهورى كه در تبريز رخ داد او را به بعضى شهرهاى ايران تبعيد كرد .
2 . حاج ملا على واعظ خيابانى تبريزى ، ساكن تبريز كه از نزديك ايشان را مى‏شناخت و با او ارتباط مستقيم داشت و نويسنده‏اى كوشا و موفّق بود ، در آثار خود از ايشان به مناسبتهايى سخن به ميان مى‏آورد ؛ از جمله مى‏نويسد :
آن مرحوم از كبار علماى ايران و يكى از مراجع اماميّه در اين زمان بود . رياست تامّه و مرجعيت تقليد عامّه را داشت و اعلم و افقه و جميل الخَلق و حَسن الخُلق ، حليم ، كريم ، حكيم ، وقور ، شديد العزم ، قوىّ القلب ، بصير در امور ، صبور در شدايد و ملمّات ، متصلّب در دين و شرعيّات، طيّب المحاوره، مترفّق در محاضره، اديبِ مُنشى، شاعر مُجيد، جيّد الخطّ ، حسن الربط و بالجمله خالق البريّه جلّت عظمته ، نِعم خود را در اين وجود مسعود به اتمام رسانيده بود و تا هفت پشت نياكان او همه عالمان و فقيهان طراز اوّل بوده‏اند.
خيابانى در ادامه مى‏نويسد :
آقا ميرزا صادق آقا 24 سال در نجف اقامت داشت و در آنجا احد مشايخ عظام و اساتيد كرام گرديد و فضلا و برگزيدگان طلاّب در بحثهاى او حاضر مى‏شدند ، ليكن همان‏طور كه عادت روزگار است كه با اهل فضل و كمال غالبا نامساعد است ، ادامه اقامت در نجف براى او ناممكن شد و به سال 1311 ه . به تبريز مراجعت كرد و در اين شهر ، آوازه فضل و دانش و پرتو خلق و خوى كريمانه‏اش همه‏جا پيچيد و در نظر مردم به عظمت شناخته شد و مقبوليت عامّه پيدا كرد و خواص نيز به او ارادت پيدا كردند و از ديگر سو ، محسود رؤسا و جاه‏ طلبان و مورد حقد و كينه كسانى قرار گرفت كه اهل جهل ‏اند و خود را به عالمان و صاحبان فضيلت منتسب مى‏دارند ، اما آن بزرگ‏مرد اصلاً به آنها التفات نمى‏ كرد و حتى در مقابل حسودان ، مهر و محبت نشان مى‏داد ، گو اينكه اصلاً آنان چنان كارهايى نكرده‏اند: «كأن لم يكن شيئا مذكورا» .
آقا ميرزا صادق  رحمه ‏الله بسيار حدّت نظر داشت و ژرف انديش بود : «يقرأ مكتوب الغد من عنوان اليوم ؛ نامه فردا را از تيتر نامه امروز مى‏خواندى» ؛ چرا كه مؤمن به نور خدايى مى‏نگرد . پيش‏بينى او به نحوى بود كه كارهاى رسوايى و قوانين بدعت‏آميز را پيش از آنكه رخ دهند ، با فكر صافى و نظر ژرف خود خبر مى‏داد و همان‏طور مى‏شد كه او گفته بود ، حتى مى‏گفت كه بعضى اشخاص فلان پست را خواهند گرفت و همان‏طور هم مى‏شد .
نگارنده در زمان نگارش مقاله «بيان صادق» وقتى با مرحوم والد خود در اين خصوص صحبت مى ‏كردم، از علت عدم ذكر شرح حال آقا در ريحانة الادب پرسيدم. ايشان فرمود : آقا نظام پهلوى را تحريم كرده و هرگونه همكارى با دولت جائر پهلوى را منع فرموده بود . وقتى آقاى مدرّس ، دفتر ازدواج و طلاق گرفت ، آقا آن جمله را در حق ايشان فرمود و پيش‏بينى او به عينيت رسيد و از اين‏رو ، مرحوم مدرس نيز از آقا رنجيده خاطر بود . من درباره اين‏گونه موضع گيريهاى سرسختانه آقا در آن زمان توضيح خواهم داد ، و گرنه ايشان بسيار روشن‏تر از آن بود كه با ثبت و ضبط كارها مخالف باشد و علت ، چيز ديگرى مى‏تواند باشد .
3 . علاّمه سيد محسن امين مى‏نويسد :
شرح حال او را فاضل مرحوم ميرزا عباسقلى تبريزى چرندابى براى من فرستاده و من نامه سيد شهاب الدين حسينى تبريزى قمى نسّابه را به آن افزودم . مرحوم چرندابى درباره او نوشته: او فقيه ، مجتهد و مرجع تقليد عموم بود ، صورتى زيبا داشت و در معاشرت ، نيك‏رفتار و داراى سعه صدر بود ، خط زيبا مى‏نوشت و واعظى زبردست بود و سيد شهاب الدين گفته است: او علامه ‏اى محقّق ، صاحب دقّت و فقيهى اصولى و متكلّم بود .
4 . شيخ آقا بزرگ تهرانى گفته است :
او شيخ ميرزا محمد صادق فرزند مولا محمد ملقّب به بالا مجتهد... فقيهى با جلالت ، دانشمندى بزرگ ، و رئيسى سترگ و شناخته بود . در هفده سالگى همراه برادرش  به سال 1291ق به نجف هجرت كرد و در محافل درس اساتيد وقت حضور يافت ؛ چنان‏كه در كربلا در درس فقه و اصول برخى اساتيد شركت جست وبه درجه‏اى بالا و مكانتى والا رسيد و از اساتيد خود گواهى اجتهاد گرفت .
نام برده پس از بازگشت به تبريز ، خوش درخشيد و مقام علمى‏اش آشكار گشت و پرچم علمى و معنوى را بر دوش كشيد و زعامت و مرجعيت دينى و فتوا را بر عهده گرفت و از دانشمندان و اعيان شيعه محسوب گرديد . او وجود خود را براى تعليم و تدريس و نشر احكام و رفع نيازهاى عمومى و مبارزه با بدعت و الحاد و نگاهبانى از مقدّسات اسلامى وقف كرده بود و در اين راه رنجها ديد و مصائبى را تحمل كرد كه كوهها را طاقت آن نبود ، ليكن او با دل و جرأتى فوق العاده ، همه را به جان خريد و در راه خدا آماده پيشامدهاى بزرگ‏ترى بود .
5 . خيرالدين زركلى نوشته است :
قره داغى صادق بن محمد تبريزى نجفى ، عالم اصولى و انقلابى كه در تبريز زاده شد و نشو و نما يافت و به سال 1291 ق به نجف رفت و سپس در آذربايجان به مرجعيّت دينى رسيد . دولت پهلوى او را به رى (تهران) تبعيد كرد ، اما او بالاى منبر زشتيهاى پهلوى را برمى‏شمرد و پليس در تبريز وى را دستگير و به همدان و آن‏گاه در رى (تهران) زندانى كرد و سرانجام در قم وفات يافت .
6 . شيخ محمد حرز الدين نيز مى‏نويسد :
شيخ ميرزا صادق قره داغى فرزند ميرزا محمد معروف به بالا مجتهد ، جوان بود كه براى تكميل و تحصيل دانش به نجف آمد . او از چهره‏ هاى درخشان در ميان اصحاب ما اماميه است ، مجتهدى است صاحب نظر ، و در آذربايجان و نواحى ، مرجعيّت فتوا داشت و با سلطه وقت به مبارزه برخاست و از پيشبرد سياست بيگانگان ممانعت مى‏كرد و يكى از دوستان تبريزى من نقل كرد ـ و به صحت و درستى سخن او اطمينان هست و كسى است كه به هنگام تبعيد ايشان ، همراه او بود ـ ترديدى نيست كه او (ميرزا صادق آقا) مرد زهد و پارسايى بود و از ابدال به شمار است كه جز به ا مر به معروف و نهى از منكر نمى‏انديشيد و اين كار او بر پهلوى و كارگزاران حكومت سنگين بود .
آقا بر بالاى منبر براى توده‏هاى مؤمن ، زشتيها و اعمال ناشايست و بد او و سوء رفتارش را با علما و تغيير احكام و تعطيل برخى از آنها را بيان مى‏داشت و از آن انتقاد مى‏كرد .
مزدوران پهلوى و حكومت رعب و وحشت همراه تعدادى پليس به خانه او هجوم بردند و آنچه از اهانت و بى‏احترامى كه شاه مى‏خواست ، دريغ نكردند ؛ چنان‏كه برخى از همسايگان او ، از ترس بر جانشان از او بيزارى جستند... ما با او در نجف كه اقامتى طولانى داشت ، آمد و شد داشتيم و او اخلاقى عالى و عزت نفس و مكارم و بزرگواريهايى داشت .
7 . ميزرا على ثقة الاسلام تبريزى در شرح آقا ميرزا صادق آورده است :
آقا ميرزا صادق... ، يكى از پژوهشگران كُشَن و كناره گزين و از عالمان يگانه در فقه و اصول ، مجتهدى است بى‏ رغبت به دنيا و انسانى است عبادت‏ پيشه ، كم حرف و مايل به انزوا و گوشه‏ گيرى . او خدا سلامتش بدارد از معاصران ما و اكنون در قيد حيات است . خدا وى را به آن چه دوست دارد و خشنود است ، تأييد فرمايد .
8 . علامه شيخ عبد الحسين امينى نجفى ، به مناسبت شهادت ميرزا عبد الكريم امام جمعه تبريز وپسرعموى آقا ميرزا صادق درباره وى چنين مى‏نويسد :
وجه من وجوه الطائفة ، وأحد أعيان أئمتها المبرّزين ، تقلّد في آذربايجان زعامة دينيّة كبرى سنين متطاولة ، فلم يُلف منه إلاّ حنكة في الأمر ، و عدلأ في القضاء ، وسدادا في الرأي ، وثقافة في الإصلاح ، ولم يزل يسير بأمّته سيرا سُجحا ، مثابرا فيه المحن والكوارث ، غير مكترث بما ينتابه من صروف الدهر وغِيَر الزمان مجابها ضوضاء الباطل وجلبة الإلحاد ، بحكمة عملية ، وعظات بالغة ، تدع روعتهما في مدحرة الهوان ؛
او چهره ‏اى از چهره ‏هاى درخشان طايفه و يكى از اعيان پيشوايان مبرّز آن است كه سالهاى طولانى زعامت دينى و مرجعيّت تقليد آذربايجان را بر عهده داشت و در آن مدت ، از او جز آزمون در سختيها ، دادگرى در قضا ، قوّت در رأى و نظر ، و چالاكى در سامان دادن امور ، چيز ديگر يافت نشد . او همواره مردم را به راه ميانه و به دور از افراط و تفريط مى‏برد و در برابر حوادث تلخ و غم ‏افزا همچون تلّى بلند و استوار ، مانع و بى‏اعتنا بود و با دگرگونيهاى روزگار و غوغا و هياهوى باطل ، با حكمت عملى و پند و اندرز رسا ، رو به رو مى‏شد و شكوه و ابّهت دروغين آنها رادر فضاى خفّت و خوارى رها مى‏كرد .
بدين ترتيب شخصيّت مورد ترجمه ما هميشه بار تبليغ ، دعوت و اصلاح را بر دوش مى‏كشيد و در پايان عمر شريفش ، تلخيها و ناكاميها را براى رضاى خدا به جان خريد و با دلى شجاع و آرام و عقلى ناب ، در راه پروردگارش با آنها درگير بود و خم به ابرو نمى‏آورد و در سينه‏هاى نسل آينده ، عمر دوم را با نيك نامى و با محبوبيت و ذكر خير مى‏گذراند .
9 . مهدى مجتهدى مى‏نويسد :
او در ذروه نفوذ و وجهه بود . او از قياقه‏هاى قابل مطالعه تاريخ آذربايجان در عصر مشروطيت است . وى در حوزه روحانيّت آذربايجان تأثير فراوان كرده است و يك نوع طرز تفكر را كه به نظر ما مستحسن نيست ، در تبريز بين روحانيون رواج داده است .
ما نظر ايشان را به‏ طور مفصّل نقد خواهيم كرد .
10 . محمد على مدرّس خيابانى تبريزى : او به‏طور مستقل به ترجمه و شرح حال و بيان آثار مرحوم آقا ميرزا صادق آقا نپرداخته ، اما در شرح حال خويش نيز وى را از اساتيد خود برشمرده و گفته :
... و اخيرا در حوزه درس استدلالى فقهى و اصولى علامه محقّق ، مدقّق فقيه اهل البيت عليهم ‏السلام آقاى حاج ميرزا ابوالحسن مجتهد معروف به انگجى و افضل المحقّقين و اكمل المدقّقين آقاى آقا ميرزا صادق مجتهد تبريزى قدس‏سره كه هر دو از مراجع تقليد احكام دينيّه بوده‏اند ، حاضر و براى تهذيب قواعد متقنه و قوانين مبرهنه احكام دينيه و تنقيح ضوابط و مدارك آنها مساعى جميله به كار بردم .
البته نگارنده ، درباره آقاى مدرس و كتاب وزين او ريحانة الادب و لغت نامه دهخدا و برخى ديگر از آثار عصر پهلوى نظر و تحليل ويژه‏اى دارم :
اوّلاً ، از مرحوم والد شنيدم كه آقا روزى در منبر راجع به پيوستن برخى به رژيم پهلوى سخن گفته بودند و از آنجا كه آقا هرگونه همراهى با پهلوى را حتّى در گرفتن دفاتر ازدواج و طلاق ، مجاز نمى‏دانست و با وجود اين آقاى مدرس اقدام به گرفتن دفتر مى‏كند و مصداق آن بيان كلى آقا معيّن مى‏شود و طبعا اطرافيان نزديك او از اين جريانات دور نبودند و خط خود را جدا كردند .
ثانيا ، مسأله به اصطلاح روشنفكرى كه با پديده مشروطيت شدت يافت ، در ميان مسلمانان شكافى عميق ايجاد كرد و برخى از كسان مرحوم مدرّس در آن اردو سينه مى‏زدند و كارشان را بر همان مبناى حذف و بايكوت انجام مى‏دادند و ما احتمال مى‏دهيم كه اين كار همانهاست وگر نه خود مدرس به مقام بلند آقا معترف بودند . ناشران كتاب اگر چنان كردند ، اما رد پا باقى گذاشتند كه در شرح حال خود مدرس متوجه جريان نشدند و آن نوايا آشكار شد .
11 . شيخ محمد رازى با استفاده از برخى منابع ياد شده ، درباره آقا ميرزا صادق  چنين مى‏نويسد :
ايشان كسى را ياد نمى‏ كرد ، مگر به خير و نيكى و آن فقيد معظّم ، هم متصدّى تدريس و بحث بود و هم متصدّى وعظ و خطابه و ارشاد مردم . او منبر تأثيرگذار داشت و مصائب سيد الشهداء عليه ‏السلام را به‏طور مفصّل با بيان نكات اسرار شهادت و دقايق قيام حسينى بيان مى‏فرمود .
رازى با استفاده از عبارت ملاعلى خيابانى نوشته :
بنابر مصلحتى به كردستان و مركز حكمرانى كردها مسافرت نمودند و مردم آنجا اعم از شيعه و سنّى شافعى ، به زيارت او آمدند و تكريم و تجليل بسيار كردند و همه روزه علماى ايشان مى‏آمدند و به قدوم او در بلدشان افتخار مى‏نمودند ، حتّى شيخ اجلّ شيخ شكرالله ، امام جمعه سنندج ، گفته: اگر ذبح فرزند ، شرعى بود ، من يكى از اولادم را در مقدم شما ذبح مى‏كردم و التماس جدّى مى‏كرد كه در همين ولايت بر ما منّت نهيد و توطّن نماييد .
12 . آقاى ميرزا محمد آقا ثقة الاسلام در فصل تشرّف به آستان مقدّس رضوى (عليه آلاف التحية والثناء) مى‏نويسد :
... بعد از دو ـ سه روز آقاى جم خبر كردند با مرحوم اسدى تشريف آوردند . پس از تعارفات رسمى و صرف چايى آقاى اسدى ـ نايب التوليه ـ از من سؤال كردند: شما به چه وسيله تشريف آورديد؟ بعد اظهار كردند: شنيدم مرحوم آقا ميرزا صادق آقا چون سجلّ (شناسنامه) نداشته‏اند ، تشريف آورده و در خارج شهر از كجاوه پياده شده و با پاى پياده وارد مشهد شده است . بنده نيز جوابا گفتم: من با اتومبيلِ مخصوصِ كرايه آمده‏ام . بعد ديدم او (اسدى) در مقام انتقاد است . گفتم: سليقه‏شان همچو اقتضا كرده است .

برگرفته از تبیان صادق


...
ارسال نظر
نام
ایمیل
متن
ارسال
تازه ها
پربازدید
مقالات مربرط
پژوهش های در دست انجام
نابغه ای در علوم عقلیه و نقلیه
گُلِ بى خار
علامه سید ناصر حسین هندی
گزیدۀ مهمترین مقالات دربارۀ شیخ بهایی
کتابخانه آیه الله چهارسوقی
گزارشی از کتاب گزیده دانشوران و رجال اصفهان
میرزا صادق مجتهد تبریزی از منظر تراجم نگاران
اعمال خالده و خدمات اجتماعى حضرت آیت الله چهارسوقی
ولايت فقهاى جامع الشرايط
مقدمۀ اصول دین
گزارش انتقادی از منابع شرح‌ حال شیخ بهایی
مجموعۀ جباعی
فوائدی پراکنده از شیخ بهایی در آثار سیدنعمةاللـه جزائری
شرح حال آیةاللـه آقاى حاج شيخ آقا بزرگ طهرانى| علامه روضاتی
روضاتی نامه| محمد حسین تسبیحی (رها)
مقدمه بحر المعارف
اتقان و پختگى در نگارش
اساسنامه موسسه کتابشناسی شیعه
کتابیات 1 | محسن صادقی
حدیث نصر
درنگی برکرامتی از « میرزاطاهرتنکابنی» | علی حسن بگی
معرفی کتاب :زندگانی آیة الله چهارسوقی
شناخت نامه آیت الله حاج شیخ محمد حسین احمدی گلپایگانی|علی حسن بگی
معرفی "احوال و آثار بهاء الدین عاملی معروف به شیخ بهایی"
رضا مختاری
دسترسی به متن کتابهای نرم افزار مکتبه اهل بیت علیهم السلام
عبد الحسین طالعی
جرعه ای از دریا جلد اول| مقالات آیت الله شبیری زنجانی
قربان مخدومی
ترجمه های صحیفۀ سجادیه به زبانهای غیر فارسی / سید امیر حسین اصغری
اجازه سید حسین موسوی خوانساری به میرزای قمی و تذکر یک اشتباه | محسن صادقی
همایش بزرگداشت علامه سید هبة الدین شهرستانی در دانشگاه کوفه + تکمیلی
علی اکبر زمانی نژاد
نامۀ آية‏اللّه‏ العظمى مرعشى نجفى به استاد سعيد نفيسى / عبد الحسین طالعی
یادداشتی به قلم آیت الله خویی درباره تشرف شیخ محمد شوشتری کوفی
آیت الله سید محمد نبوی عالم سرشناس دزفول دعوت حق را لبیک گفت
اسرار الصلاة شهيد ثانى رحمه‏الله | علی اکبر زمانی نژاد
فهرست نسخه های خطی کتابخانه مجلس شورای اسلامی 31 / از ابوالفضل حافظیان بابلی
احسان الله شكراللهی طالقانی
ابوالفضل حافظیان
بازدید مقام معظم رهبری از غرفه موسسه کتاب شناسی شیعه در نمایشگاه مشکات
مشروع ‏الموسوعة الكبيرة حول‏ التراث المكتوب للشيعة أوالوسيلة إلى تصانيف الشيعة
نامه هایی از و به مرحوم دکتر سید جعفر شهیدی / به مناسب سالروز درگذشت دکتر شهیدی
سندی منتشر نشده از آیت الله خویی در دفاع ازانقلاب اسلامی مربوط به 48 سال پیش
گزارشی از عملکرد 6 ماهه موسسه کتاب شناسی شیعه
تحقیق و انتشار نهج‌البلاغه از روی کُهَن‌ترین نسخه‌های موجود
به مناسبت در گذشت دکتر محمود فاضل
سندی نو یافته به خط مبارک شهید ثانی (ره) درباره خاندان شهید اول و علمای جبل عامل
بزرگترین کتاب‌شناس قرن اخیر +تصاویر
نمایش فایل های ویدئویی
ابتدای سایت | Back to top