کد مطلب: 5077
تاریخ درج مطلب: پنج شنبه ۱۸ مرداد ۱۳۹۷
اعمال خالده و خدمات اجتماعى حضرت آیت الله چهارسوقی
برگرفته از کتاب زندگانی حضرت آیت الله چهارسوقی

جرثومة نبتت في العزّ  و اعتدلت

تبغي الجراثيم من عرف وإنكار[1]

 آقاى آیةاللـه چهار سوقى از زمان پدر به اصلاح امور شرعيه مردم اهتمام داشته‏ اند، خصوصا بعد از فوت والد معظم شان به يكباره زمام امور به دست ايشان سپرده شد و همان محضر شرعى در تحت نظر ايشان پنجاه سال مى‏گذرد كه به مردم اين سامان خدمت مى‏كند و حل و عقد امور مى‏نمايد. اين بالاترين مقامى است كه براى آن حضرت بايد دانست. شايد در نظر خودشان نيز همينطور باشد، چون بهترين و پسنديده ‏ترين اعمال را (در ترازوى حق بين)، خدمت به بندگان خدا و ارشاد و راهنمايى و نجات آنان از مهالک گرفتارى‏ها و جهالات مى‏دانند. آنچه مرضى خالق متعال باشد هم جز اين نيست.

مهمات و گره‏ها كه در كار خلق بوده و بر دست آن جناب حل و به نحو احسن و اكمل اصلاح شده (مطلعين دانند) احصاء نمى‏توان كرد.

البته و في الحقيقة معنى عالم و روحانى همين و جز اين نمى‏باشد، چه هر كس علم خود را به كار نبندد عالم نيست، و آنكه براى اندوختن زخارف دنيوى يا شهرت علم بياموزد في الواقع انسان نه. خبر شريف علوى كه در صفحه مقابل گراور شده دستور العمل گرانبهايى است. <لِمݧَنݨْ كاٰنَ لَهݩݧُۥ قَلْبݦٌ اَوْ اَلݧْقَى السَّمْعَ وَهُوَ شَهٖیدٌ> [2].

از كارهاى نيكويى كه در صفحات تاريخ زندگانى آیةاللـه چهار سوقى مى‏خوانيم، كمک به مستمندان و ضعفاء از طبقات مختلفه است. نفوذ كلمه‏اى كه خداوند متعال به ايشان عنايت فرموده بسيارى از فقراء و بيچارگان را به سامان رسانيده و كثيرى از معطلين و بيكاران را به كار گماشته است.

هر وقت مردم دچار مضيقه مالى بوده‏اند، به هر نحو توانسته از بذل مساعدت كوتاهى ننموده‏اند. فشار به ثروتمندان (آنهايى كه از اوّل دنيا تا حال موجب اضمحلال و سقوط طبقه ضعيف بوده‏اند، چنانچه قرآن كريم خبر داده)[3] و ارشاد انسان به تكليف شرعى و رحمت الهى، تشكيل انجمنها و تشريک مساعى و طرق ديگر، همه را براى دفع فقر و پريشانى به كار مى‏برده ‏اند. هنوز مردم اصفهان و بالاخص ساكنين ناحيه يک و دو (اشخاصى كه بوده و ديده‏اند) گرانى و قحطى سال 1335 را به خاطر دارند و انبوه مردگان كه از شدت گرسنگى، بر روى هم در كوچه و بازار سوار بوده فراموش نكرده ‏اند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

[4]

آیةاللـه چهار سوقى با جديت و پشتكارى تمام از دو طريق: تشكيل انجمن خيريه و چاپ و نشر حواله نان، و ملاقات و ارشاد ثروت‌مندان شهر، تا حدى توانستند از سيل عظيم گرسنگى و بيچارگى كه سبب مردن دسته دسته مردم بيچاره بود جلوگيرى نمايند. در اثناء اين فعاليتها گرفتار روماتيزم بسيار شديدى شده، با اين كه حرارت و سرگرمى به آن كارها قدرى مانع از توجه به كسالت بود، مع ذلک چند روزى نگذشت كه مرض غلبه نموده ايشان را در بستر خوابانيد، ولى با آن شدت و حدّت الم باز از فعاليت دست نكشيده، در همان بستر بيمارى مشغول نوشتن حواله‏هاى نان و فريادرسى تيره بختان بوده‏اند.

بار ديگر، بحران مالى سنوات 22، 21، 1320 شمسى تا اين اواخر است كه به انحاء مختلفه به فرياد مستمندين مى‏رسيده و اين نوبت را بيشتر، نگارنده خود شاهد و ناظر بوده است.

ديگر از كارهايى كه في الحقيقة خير محض و محض خير و خالى از هر گونه نقيصه و عيبى است، تشكيل «ساختمان منزلگاه حسينى زوار اصفهان در كربلا» است كه واقعاً مايه سربلندى اهالى اصفهان است. اصفهانيها اغلب در كارهاى خير پيش قدم بوده‏اند و در اين كار هم گوى سبقت را از مردم ساير بلاد ربوده‌اند.

در سالهاى آخر عمر مرحوم آیةاللـه عظيم الشأن، آقا سيد ابوالحسن اصفهانى (§حاشيه 17) (قدّس‌اللـه سرّه)، آن مرحوم به منظور راحتى زوار دستور دادند اهالى منزلگاهى جهت زوار اصفهانى در كربلاى معلى بنا كنند كه از هر جهت در امان و آسايش باشند. فكر اين عمل از همان ايام در مردم اصفهان و بالاخص روحانيون عظام قوت گرفت و از همه بيشتر آیةاللـه چهار سوقى و حجة الاسلام آقاى حاج آقا حسين خادمى (§حاشيه 18) براى اين كار زحمت كشيدند. گر چه عمر مرحوم آیةاللـه اصفهانى براى آن وفا نكرد، ولى بحمد‌اللـه تعالى متدينين اصفهان همت نموده اين بنا را كه يكسره متعلق به حضرت سيد الشهداء (ارواحنا له الفداء) است؛ به نحو اكمل احداث نمودند. از نگارش اين حقيقت نيز لابديم كه خريد قريب چهار هزار متر زمين اين بنا و ساختمان عالى آن بيشتر با پول طبقه سوم و چهارم (متدينين واقعى) بوده و عموماً ثروتمندان شركت نداشته‏اند (مگر دو سه نفر از رادمردان كه خدايشان در دو دنيا جزاى خير دهاد).

اميدواريم هر چه زودتر اين بناى خير پايان ‏پذيرد. اكنون يک قسمت از عمارت آن خاتمه يافته و پنجاه اطاق بسيار زيبا دارد كه سال گذشته هزاران زوار اصفهانى را مسكن گرديد.

نيز بايد دانست كه مراقبتهاى حضرت آیةاللـه ميلانى، آقاى حاج سيد محمّد هادى مجتهد حائرى (§حاشيه 19) (دامت بركاته) كه مجسمه بلكه روح علم و تقوى و فضيلت‏اند؛ جهت آن بنا از هر حيث شايان تقدير است. (أطال‌اللـه بقاءه).

آقاى آیةاللـه چهار سوقى، در سال 1320 شمسى؛ جهت اصلاح اوضاع دينى و اجتماعى عموم، احساس كردند كه لازم است ائتلافى بين علماى اصفهان، در مرحله اول، و بين آنان و علماى ساير شهرها در مرحله ثانيه ايجاد گردد؛ لذا در همان سال به كمک چند تن از بزرگان «هيئت علميه اصفهان» را تشكيل دادند[5]. اعضاء اصلى اين هيئت بيش از 50 نفر مى‏باشند كه ذيلاً اسامى شريفه بعضى آنان را زيب اين دفتر قرار مى‏دهيم:

حضرات آيات‌اللـه عظام و حجج اسلام:

1 _ آقاى حاج ميرزا سيد حسن چهار سوقى.

2 _ آقاى سيد عبداللـه ثقة الاسلام (مدرس صادقى).

3 _ آقاى حاج شيخ مهدى نجفى.

4 _ آقاى حاج ميرزا محمّد حسين (ملاذ روضاتى).

5 _ آقاى حاج ميرزا ابوالحسن تویسركانى.

6 _ آقاى حاج سيد شمس الدين خادمى.

7 _ آقاى حاج آقا حسين خادمى.

8 _ آقاى حاج سيد عبدالحسين طيب.

9 _ آقاى حاج آقا مصطفى، سيد العراقين.

10 _ آقاى حاج آقا مهدى سيد العراقين.

11 _ آقاى حاج ميرزا على اصفهانى واعظ متكلم شهير.

12 _ آقاى حاج شيخ مرتضى مدرس اردكانى.[6]

13 _ آقاى حاج شيخ محمّد رضا (صالحى).

14 _ آقاى حاج علم الهدى شيرازى.

عده ديگرى از علماء اصفهان اسامى آنان در دفتر هيئت ثبت و از اعضاء اصلى بوده كه چون وفات كرده‏اند ما در اينجا نقل نكرديم، جماعتى ديگر از علماء مبرز اصفهان هم اكنون در هيئت هستند، ولى چون در جزو مؤسسين و اعضاى اصلى نبودند از ذكر اسامى آنها نيز صرف نظر كرديم.

اين هيئت از بدو تأسيس تا حال با وجود ضديت‏هاى مخالفين آن خدمت شايانى به اهالى اصفهان نموده كه از هر حيث موجب افتخار و قدردانى است.

هيئت علميه اصفهان با ساير هيئات و حوزه‏هاى علمى شهرستانها نيز مربوط بوده و مى‏باشد.

جلسات هيئت، سيار و روزهاى پنجشنبه، هر هفته در منزل يكى از اعضاء تشكيل مى‏شود.

اين نكته نيز ناگفته نماند كه آقايان ياد شده در بالا هر يک از بزرگان عالم علم و ديانت هستند و اغلب داراى تأليفات و حوزه‏هاى درس مى‏باشند، و ما اگر مى‏خواستيم به شرح حالات آنان بپردازيم سخن به درازا مى‏كشيد. گرچه سزاوار بود به پاس خدمات بزرگى كه به دين كرده‏اند شمه‏اى از فضائل هر يک بنگاريم. إن شاء‌اللـه در جاى ديگر تدارک خواهيم كرد.

از جمله خدمات بزرگ آیةاللـه چهار سوقى اقدامات رشيدانه در خصوص امر ملى شدن صنعت نفت ايران است كه بالملازمه دست پليد خارجيهاى مستعمر را از وطن مألوف كوتاه مى‏كرد. اعلاميه زير را ايشان مرقوم فرموده و جرائد ملى چاپ و منتشر كردند:

 بيانيه شماره 1، ضميمه روزنامه شاهكار نو 3 / 11 / 1329ش:

فتاوى آيات‌اللـه عظام و حجج اسلام در خصوص ملى شدن صنعت نفت

جواب آیةاللـه حضرت آقاى ميرزا سيد حسن چهار سوقى كه با تفأل به كلام‌اللـه مجيد، عين آيه را هم در جواب به دستخط شريف مرقوم فرموده ‏اند، تيمناً مبادرت مى‏شود:

هو

قال‌اللـه الحكيم في كتابه الكريم، أعوذ باللـه السميع العليم من الشيطان الرجيم:
﴿وَجاهِدُوا فِی اللّهِ حَقَّ جِهادِهِ هُوَ اجْتَباكُمْ وَما جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِی الدِّينِ مِنْ حَرَجٍ مِلَّةَ أَبِيكُمْ إِبْراهيمَ هُوَ سَمّاكُمُ الْمُسْلِمينَ مِنْ قَبْلُ وَفی هذا لِيَكُونَ الرَّسُولُ شَهيداً عَلَيْكُمْ وَتَكُونُوا شُهَداءَ عَلَى النّاسِ فَأَقيمُوا الصَّلاةَ وَآتُوا الزَّكاةَ وَاعْتَصِمُوا بِاللّهِ هُوَ مَوْلاكُمْ فَنِعْمَ الْمَوْلى وَنِعْمَ النَّصيرُ>[7]

حرمت تسليط اجانب و كفار بر مسلمين و اموال و نفوس و اعراض و نواميس آنها، از بديهيات و مسلمات اوليه و جاى هيچ شبهه و ترديد نيست ﴿وَلݠَنݨݨْ یَحݫݫݓْعݧَلَ اللّٰهُ لِلْكاٰفِرٖینَ عَلَى الْمُؤݧݨْمِنٖینَ سَبݫݫݫٖیلݩݧًا>[8]. به حكم عقل قاطع و شرع مطاع بر هر ذى حقى واجب و لازم و متحتم است در حدود قدرت و توانايى حفظ حق مشروع خود را بنمايد و از تعرض و مزاحمت غير به تمام قوا دفاع و جلوگيرى نمايد، و اگر عدوانا احدى دست اندازى و تصرف غاصبانه نسبت به حق مشروع ديگرى نموده باشد بر صاحب حق لازم است به وسائل مقتضيه احقاق حق مغصوبه خود را نموده، از يد غاصب انتزاع كند، ضرر كشيدن مثل ضرر زدن به غير حرام است.

در اين موضوع پيروى از حكم مطاع و فرمايش متبع حضرت آیةاللـه كاشانى (دامت بركاته) لازم است. با فرط استحقاقى كه خود ملت ايران در اين موقع كه اينطور گرفتار فقر و فاقه و پريشانى هستند و دارند هيچ منصفى نمى‏گويد كه مايه حيات و زندگانى آنها را ديگرى ببرد _ چراغى كه به خانه رواست به بيگانه حرام است _ و فرقى نيست در اين جهت بين دولت و ملت همه در نفع و ضرر شركت دارند بلكه دولت بيشتر لازم است جديت در قطع يد اجانب و بيگانگان از حقوق مسلمه و مشروعه ملت خود نموده، اموال و حقوق مغصوبه مسلمين را از ايادى غاصبين انتزاع و به ذوى الحقوق تسليم نمايد. والسلام على من اتّبع الهدى، حرّره الأحقر ميرزا سيد حسن چهار سوقى.

                                               مهر: الواثق باللـه الغني محمّد حسن بن مسيح الموسوي

شكر خداى را با همين مجاهدات كه به قلم و قدم آیةاللـه و حجج اسلام و ساير وطن دوستان ظاهر گرديد، ملت ايران از زير بار ننگ استعمار بيگانگان و كفار نجات يافت و روزهاى آخر حكومت اجانب با آخرين روز تير ماه 1331 سپرى و منكوب شد.



[1]. خزانة الأدب، ج3، ص250، این شعر از سالم بن داره است.

 

[2]. ق (50): 37.

 

[3].

اين نكته نيز ناگفته نماند كه تنها رادع و مانع از اين تعديات، پليس مخفى دين و ايمان حقيقى است، و الا جهت جلوگيرى از آن هر قوه و قانونى خلاف مقررات دين به كار برده شود، ضررش صد چندان نفعش بوده و اصلاً نظم عالم را مختل و فاسد مى‏نمايد، در دنياى امروز هم شق اخير بهترين راه استعمار و اضمحلال يک ملت و مملكت است كه ملل قويه ديگر به منظور مذكور به كار مى‏برند (أعاذنا اللـه من شرّ الظالمين وكيد الخائنين).

 

[4]* قال عليّ؟ع؟1: «قوام الدين بأربعة: بعالم ناطق2 مستعمل له، وبغني لا يبخل بفضله على أهل
 دين
‌اللـه، وبفقير لا يبيع آخرته بدنياه، وبجاهل لايتكبّر عن طلب العلم، فإذا كتم العالمُ علمه وبخل الغنيُّ وباع الفقير آخرته بدنياه واستكبر الجاهل عن طلب العلم رجعت الدنيا على ورائها3 قهقرى، فلا تغرّنكم كثرة المساجد وأجساد قوم مختلفة»، قيل: يا أميرالمؤمنين! كيف العيش في

ذلك الزمان؟ فقال: «خالطوهم بالبرانيّة4، وخالفوهم في الجوانية»5 يعنى عاشروا معهم في الظاهر، واعتزلوا عنهم في الباطن6.

. مرحوم آقا ظاهراً از اثنا عشرية عيناثی نقل نفرموده‏اند فراجع، أيضاً رجوع شود به كتاب مشكلات العلوم، ص 49، ط 2، للنراقى، و ص 57، ط حروفی. رجوع شود به نسخه نهج البلاغة، طبع محيى‌الدين
عبد الحمید، ج 3، ص 242، و حواشى قلمى حقير، و ج 4، ص 88، ط مصححه.

2. ناطق بودن عالم با روايات كثيره‏اى كه در باب فضيلت صمت وارد شده است، چگونه مى‏سازد؟

3. در نسخه خطّى روضة [الواعظين] و چاپى: «تراثها» [بدل «ورائها»]، واثنا عشرية وبحار وله توضيح.

4. يعني في الظاهر. روضة.

5. در متن اللغة: «البرّاني» به فتح باء و «الجوّاني» به ضمّ جیم است و «راء» و «واو» مشدّد است. قال في معجم متن اللغة: «البرّاني» ضد «الجوّاني» (مولّد)، أخذ من الجوّ، وهو كلّ بطن غامض، ومن البرّ، وهو المتن الظاهر، وقالوا البرّاني: العلانية، إلی آخره [معجم متن اللغة، ج 1، ص 270، «برر»]. وقال في مجمع البحرين، في «صبا» ما لفظه: والإمرة الصبیانيّة: القويّة الشديدة، ومنه: خالطوهم بالبرّانية وخالفوهم بالجوّانيّة إذا كانت الإمرة صبيانيّةً، انتهى [مجمع البحرين، ج 1، ص 260، «صبا»].

6. بيان حديث شريف در ص 57، ج 1، بحار الأنوار، ط كمپانى، مذكور است. و ج 1، ص 179، ط جديد. وقد رواه عن الفتّال؟رح؟ في روضة الواعظين، باب في الكلام في ماهية العلوم، ص 9. در ماه رجب المرجّب 1416 براى چندمين بار پيرامون حديث خط مرحوم آقا جستجو كردم، اما هنوز به آن صورت در جايى نيافتم بتمامه. بايد همه مآخذى كه در حواشى اين نسخه حاضر نوشته‏ام رجوع و يک مقاله در اين باب بنويسم بعونه تعالى.

[5]. مختصر شرح حالى براى اين جماعت بايد نوشته شود.

 

[6]. شب يكشنبه 12 / 12 / 86 به آقاى دكتر محمّد شمس اردكانى تلفن زدم، ايشان از روى شناسنامه پدرشان خواندند: (مرتضى شمس اردكانى، فرزند محمّد مجتهد اردكانى، متولد 1286 در اردكان، وفات 31 / 6 / 1375 در تهران، دفن داخل قبر پدرش در اردكان.

 

[7]. الحجّ (22): 78.

 

[8]. النساء (4): 141.

 

 

برگرفته از کتاب زندگانی حضرت آیت الله چهارسوقی


...
ارسال نظر
نام
ایمیل
متن
ارسال
تازه ها
پربازدید
مقالات مربرط
علامه سید ناصر حسین هندی
گزیدۀ مهمترین مقالات دربارۀ شیخ بهایی
کتابخانه آیه الله چهارسوقی
گزارشی از کتاب گزیده دانشوران و رجال اصفهان
میرزا صادق مجتهد تبریزی از منظر تراجم نگاران
اعمال خالده و خدمات اجتماعى حضرت آیت الله چهارسوقی
ولايت فقهاى جامع الشرايط
مقدمۀ اصول دین
گزارش انتقادی از منابع شرح‌ حال شیخ بهایی
مجموعۀ جباعی
فوائدی پراکنده از شیخ بهایی در آثار سیدنعمةاللـه جزائری
شرح حال آیةاللـه آقاى حاج شيخ آقا بزرگ طهرانى| علامه روضاتی
روضاتی نامه| محمد حسین تسبیحی (رها)
مقدمه بحر المعارف
اتقان و پختگى در نگارش
اساسنامه موسسه کتابشناسی شیعه
کتابیات 1 | محسن صادقی
حدیث نصر
درنگی برکرامتی از « میرزاطاهرتنکابنی» | علی حسن بگی
معرفی کتاب :زندگانی آیة الله چهارسوقی
شناخت نامه آیت الله حاج شیخ محمد حسین احمدی گلپایگانی|علی حسن بگی
معرفی "احوال و آثار بهاء الدین عاملی معروف به شیخ بهایی"
مروری اجمالی بر تطور فقه فتوایی
سیّد جعفر کشفی دارابی بروجردی (1189-1267ق) : سید حجّت کشفی
اشتباه تنقيح المقال درباره مدفن فخرالمحققين
رضا مختاری
دسترسی به متن کتابهای نرم افزار مکتبه اهل بیت علیهم السلام
عبد الحسین طالعی
جرعه ای از دریا جلد اول| مقالات آیت الله شبیری زنجانی
قربان مخدومی
ترجمه های صحیفۀ سجادیه به زبانهای غیر فارسی / سید امیر حسین اصغری
اجازه سید حسین موسوی خوانساری به میرزای قمی و تذکر یک اشتباه | محسن صادقی
همایش بزرگداشت علامه سید هبة الدین شهرستانی در دانشگاه کوفه + تکمیلی
علی اکبر زمانی نژاد
نامۀ آية‏اللّه‏ العظمى مرعشى نجفى به استاد سعيد نفيسى / عبد الحسین طالعی
یادداشتی به قلم آیت الله خویی درباره تشرف شیخ محمد شوشتری کوفی
آیت الله سید محمد نبوی عالم سرشناس دزفول دعوت حق را لبیک گفت
اسرار الصلاة شهيد ثانى رحمه‏الله | علی اکبر زمانی نژاد
فهرست نسخه های خطی کتابخانه مجلس شورای اسلامی 31 / از ابوالفضل حافظیان بابلی
احسان الله شكراللهی طالقانی
ابوالفضل حافظیان
بازدید مقام معظم رهبری از غرفه موسسه کتاب شناسی شیعه در نمایشگاه مشکات
مشروع ‏الموسوعة الكبيرة حول‏ التراث المكتوب للشيعة أوالوسيلة إلى تصانيف الشيعة
نامه هایی از و به مرحوم دکتر سید جعفر شهیدی / به مناسب سالروز درگذشت دکتر شهیدی
سندی منتشر نشده از آیت الله خویی در دفاع ازانقلاب اسلامی مربوط به 48 سال پیش
گزارشی از عملکرد 6 ماهه موسسه کتاب شناسی شیعه
تحقیق و انتشار نهج‌البلاغه از روی کُهَن‌ترین نسخه‌های موجود
به مناسبت در گذشت دکتر محمود فاضل
سندی نو یافته به خط مبارک شهید ثانی (ره) درباره خاندان شهید اول و علمای جبل عامل
بزرگترین کتاب‌شناس قرن اخیر +تصاویر
نمایش فایل های ویدئویی
ابتدای سایت | Back to top