کد مطلب: 5062
تاریخ درج مطلب: شنبه ۱۲ خرداد ۱۳۹۷
شناخت نامه آیت الله حاج شیخ محمد حسین احمدی گلپایگانی|علی حسن بگی
زندگی نامه خود نوشت و خاطرات

 

شهر اراک گرچه پیشینه دیرینه ای ندارد و تأسیس آن به عصر پادشاهی فتحعلی شاه قاجار باز می گردد؛ ولی در همین مدت اندک توانست شخصیت های علمی حوزوی و  اثر گذاری را  به جامعه تحویل دهد که از میان آنان می توان به آیات و حجج اسلام « جاج آقا محسن، آقا نور، میرزا محمد علی خان مجتهد عراقی، سید مصطفی محسنی، حاج آقا حسن فرید، آ قاکاظم گلپایگانی، شیخ محمد سلطان، آقا مجتبی عراقی، شیخ حبیب الله عراقی، شیخ عباس ادریس آبادی، صدر گواری، صدرا، شیخ محمد امامی ، سید محسن هفته ای ،سید علی میر یحیی، میرزا فضل الله نصیر الاسلام، شیخ علی فائض سید مجتبی میرجعفری ، میرزا علی سنجانی و...»،اشاره کرد که هریک با تدریس دروس حوزوی، اقامه نماز جماعت، وعظ و خطابه و برگزاری جلسه تفسیر قرآن، به خدمات دینی در این شهر اشتغال داشتند. «آیت الله حاج شیخ محمد حسین احمدی گلپایگانی»  یکی از عالمان و روحانیان شهر اراک بود. او از زمانی که در اراک مقیم گردید به تدریس سطوح عالیه حوزه، خارج فقه و گفتن تفسیر  در مسجد حاج تقی خان[2] واقع در خیابان محسنی اشتغال داشت. بیان رسا در تدریس، متانت ،خوش رویی با مراجعه کنندگان ،تواضع و زهد و احتیاط در مصرف وجوه شرعیه  از ویژگی های ایشان بود.سال ها نماینده مرحوم آیت الله العظمی حاج سید محمد رضا گلپایگانی رضوان الله  تعالی علیه بود.اخیرا نیز سمت نمایندگی حضرات آیات صافی گلپایگانی، فاضل لنکرانی، بهجت، سیستانی و مکارم شیرازی را داشت. - گفتنی است در دهه هفتاد این جانب طرح تدوین نگارش تاریخ حوزه علمیه اراک  بر پایه  مصاحبه   و زندگی نامه خود نوشت عالمان و روحانیان شهر اراك را داشتم  بر این اساس طرح را با برخی از بزرگان علمی شهر در میان گذاشتم كه با استقبال رو به رو شد. ولی طرح به دلیل موانع و مشكلات  گوناگون به سر انجام نرسید- در میان  عالمانی كه با آن ها صحبت شد و قول نوشتن زندگی نامه خود نوشت را دادند مرحوم آیت الله حاج شیخ محمد حسین احمدی گلپایگانی طاب ثراه بود. لازم به یاد آوری است در ابتدا زندگی نامه خود نوشت  ایشان تقدیم می گرد.سپس در پاورقی برخی از شخصیت های علمی و مکان هایی که برای نسل امروز نا شناخته است  معرفی می شوند. گفتنی است :1. مرحوم آیت الله . احمدی مصاحبه ای  با یکی از مجلات در باره مرحوم آیت الله العظمی حاج سید محمد رضا گلپایگانی رضوان الله  تعالی علیه دارند که عینا پس از زندگی نامه خود نوشت آورده می شود.2. نگارنده برای معرفی ابعاد شخصیت آیت الله احمدی چند مصاحبه با اشخاص مطلع انجام داده که پس از مصاحبه آیت الله احمدی با یکی از مجلات ، در اختیار خوانندگان قرار خواهد گرفت.  3. در آخر چند خاطره ای که نگارنده ازمرحوم آیت الله احمدی داشته  تقدیم خوانندگان محترم می گردد.

زندگی نامه خود نوشت آیت الله حاج شیخ محمد حسین احمدی گلپایگانی طاب ثراه[3]

« بعضی از دوستان درخواست كردند كه یادنامه ای از گذشته خود بنویسم. در پاسخ به در خواست آن مُحبّ سامی، این سطور را با كمال اختصار به رشته تحریر در آورده.این جانب محمد حسین ، فرزند محمود  ملقّب به احمدی درسال 1306 ش در گوگد كه در یك فرسخی شمال گلپایگان قرار دارد دیده به جهان گشوده وپس از پشت سر گذاشتن دوران صباوت و كودكی در مكتب خانه های معمول آن زمان و آن محیط پا نهاده و آن دوران را نیز طی نموده و چون در ستون آبایی و اعمامیم  و هم چنین از طرف مادر كسانی در سلك روحانیت بوده وجود داشته - هر چند مرحوم پدرم مردی كشاورز بود - نخواستم كه از مصادیق« فَخَلَفَ مِنْ بَعْدِهِمْ خَلْفٌ أَضاعُوا الصَّلاةَ وَ اتَّبَعُوا الشَّهَوات[4]» باشم، روحانی بودن را بر سایر رشته ها ترجیح داده و پا در مدرسه ای كه در زادگاهم برای طلاب علوم دینیه تأسیس شده بود نهادم و خود را در زمره آنان قرار داده (و مدیر و سرپرست آن مدرسه مرحوم آیت الله حاج میرزا هدایت الله وحید[5]  بودند كه از اهل گوگد و از خاندان علم و  فضیلت و از شاگردان مرحوم آیت الله العظمی حاج شیخ عبد الكریم یزدی و از مهاجرین از اراك به قم بودند و در تأسیس حوزه علمیه قم نقشی بسزا داشتند) و مقدمات و مقداری از سطح را نزد اساتید مُبرّز آن مدرسه تلمّذ نموده  واز افاداتشان مستفید ، رحمة الله و بركاته علیهم وسپس در سال یكهزار و سیصد وبیست و یك به طرف قم حركت و در مدرسه دار الشفاء حجره ای را اشغال نموده و به اتمام سطوح در نزد آیات عظام طاب الله رمسهم مرحوم حاج سید احمد خوانساری و مرحوم حاج سید محمد رضا گلپایگانی و مرحوم حاج شیخ حسن فرید گلپایگانی[6] و  بعض اساتید دیگر پرداخته و در فلسفه  منظومه سبزواری و قسمتی از اسفار را از مرحوم علامه طباطبایی استفاده نموده و در حوزه های درس خارج آیات عظام مرحوم آیت الله العظمی بروجردی و حاج سید محمد تقی خوانساری  و حاج سید محمد رضا گلپایگانی فقها و اصولا شركت نموده و سنواتی را بدین منوال طی نموده تا زمانی فرا رسید كه به حكم غریزه و طبیعت می بایستی ازحجره و سكونت درمدرسه  و از عالم تجرّ د فاصله گرفت و تشكیل خانه و خانواده  داد و وارد زندگی شد وازمیان مواردی كه برای ازدواج و اختیار همسر پیشنهاد می شد به خیال خودم موردی را انتخاب كردم كه به ظاهر یك وظیفه اخلاقی اسلامی در آن پیاده می شد(یعنی صله رحم) و دیگر این كه مُمِدّ بودنم در حوزه علمیه  تا از میوه های  باد ریز حوزه نباشم و با دوستان و آشنایان هم كه موضوع را در میان می گذاشتم  م‍ؤید نظرم بودند. لذادر سال 1371اقدام به ازدواج[7] ومفتخر به دامادی دایی زاد ه ام.....آقای آسید محمد كاظم گلپایگانی[8] كه در اراك ساكن بودند شدم  و به حسب ظاهر منتخب ما هم همان گمشده ما بود ولی متأسفانه قضا و قدر راهی را در جلوی ما گذاشت که بر خلاف انتظار بود و قدیما قیل : «العبد یدبّر و الربّ یقدّر» و تمام آن چه راپیش بینی می كردم نقش بر آب شد و از مصادیق جمله مشهور شدم كه از یكی پرسیدند كجایی هستی؟ گفت: هنوز زن نگرفته ام و قدیما «قیل بِاَنّ وطن المرء وطن اهله» و به ناچار استان مركزی را در سال 1375 ق وطن مستجد خود قرار داده هرچند اقامت در این شهر برای بنده بمانند اقامت «اباذردرربذه» است. در هرحال فعلا در این شهر سكونت گرفته و به حكم« ما لا یدرك كلّه لا یترك كلّه»بحمدالله  اشتغال به كارهایی كه وظیفه یك روحانی است  از درس و بحث وتفسیر و اقامه جماعت را دارم. هرچند بازدهی را كه می بایست بدنبال داشته با شد و در خور زحمات و جدیت  وپشتكار این جانب باشد ندارد و همیشه اسف می خورم بر این كه عمری بی ثمر از كف داده شد و استعداد و سرمایه گرانبهایی بر باد رفت ولی چه باید كرد عواملی در كار بوده كه اگر بخواهم آن موانع و عوامل عقب ماندگی روحانیت در این شهر را روی صفحه كاغذ بیاورم سخن به درازا می كشد و مثنوی هفتاد من كاغذ شود لذا بهمین اندازه بسنده می كنم تا درخواست آن متقاضی محترم را بی جواب نگذاشته باشم.والله الموفق و خیر معین.

چون این بنده در عرض سی سال متصدی تدریس بودم به جرأت می توانم قسم یاد كنم كه برای پنج دفعه مِن غیر عُذر، درس را تعطیل نكرده و همیشه خودم پیش از شاگردان در  جلسه درس حاضر می شدم و هرگز درسی را بدون مطالعه نگفتم و اگر اشتباها مطلبی را می گفتم فردا ی آن روزبه اشتباه خود اعتراف میكردم ولی متأسفانه در خلال این مدت ندیدم شاگردی ازشاگردان را كه از این خُلق و روش قدر دانی وتشكر نماید. و تذییلا توضیح دربعض گفته های قبل خالی از استفاده تاریخی نیست. گفتم در سال1321 به سوی شهر قم محروسه حركت تا از بركات آن حوزه مقدسه بهره مند گردم. حوزه علمیه در آن زمان به مدیریت و زعامت آقایان ثلاث اداره می شد.یعنی آیات عظام مرحوم سید محمد حجت كوه كمری و مرحوم حاج سید محمد تقی خوانساری ومرحوم حوم حاج سید صدرالدین صدر،  ولی  متأسفانه از طرفی حوزه ی  مرتب و منظمی نبودو دوران ضعف را طی می كرد. و جا داشت هم چنین باشد؛ زیرا از طرفی حوزه زیر چكمه ظالمانه مأمور و ژاندارم انگلستان یعنی رضا خان پهلوی در زمان مؤسس آن و بعد از ارتحال او قرار گرفته و هر روز دسته دسته فضلاء ----،مرحوم مؤسس به طرف شهربانی جلب تا از آنان التزام گرفته كه متحد الشكل شوند و ساكنین مدرسه فیضیه قبل از طلوع فجر می بایستی پناه به باغ های اطراف ببرند  تا پاسی از شب كه گذشت خود برگردند.  و روحانی راسوار اتومبیل نمی كردند و اگر هم سوار می كردند با اهانت روبه رو می شدند معلوم است  كه با چنین وضعی، شوق و ذوقی باقی نمی باشد و قهرا عده ای قم را رها كرده و پناه به محل اقامت خود ده یا شهر برده و عده كثیری هم از لباس خارج شده و در خدمت دولت در آمده و عده قلیلی باقی مانده كه با كمال سختی زندگی روزمره خود را می گذراندند و جواب گوی  همان حوزه شكست خورده هم نبودند.خوب به خاطر دارم كه برای اتمام بعضی از سطوح از نظر مدرس سخت در فشار بودیم عده انگشت شماری بودند  كه از عهده  گفتن درس سطح بر می آمدند ولی تدریس سطح را دون شأن خود دانسته و اقدام نمی كردند و عده دیگری بودند كه از عهده ایشان خارج بود.و از طرف دیگر زعامت و مرجعیت شیعه منحصر در آیه الله العظمی  مرحوم آ سید ابوالحسن اصفهانی شده بود و وجوه به سوی نجف سرازیر می شد و آقایان ثلاث، دستشان تهی بود.و لذا شهریه آنان نا مرتب و از دو تومان و پنج تومان  و یا مهرنان تجاوز نمی كرد وگاه این مبلغ هم نمی رسید.آری فقط مرحوم آیت الله حجت مُهر نان را توانستند تاپایان عمر ادامه دهند و گر نه آن دوبزرگوار  آن مبلغ نا چیز را هم نتوانستند ادامه دهند. در هر صورت با عواملی كه مختصرا به آن اشاره شد حوزه جوششی نداشت و بازدهی قابل توجه هم در كار نبود در این میانه عده ای از علماء آینده نگر به فكر افتادند كه باید حوزه نیمه جان را نجات داد و ناخدایی برای این كشتی افتاده در دریای متلاطم پیدا كرد و ملاقات هایی با علماء در حوزه های كوچك و بزرگ و با علماء منزوی در شهرستان به عمل آوردند تا ببینند قهرمان این میدان كیست و چه كسی می تواند باشد.و نتیجه حاصله این شد كه آیت الله بروجردی منزوی در بروجرد  مشهور به آقا حسین امام، واجد شرائط این نا خدایی است و چون سابقه علمی ایشان در نزد اكابر قوم، محرز و از شاگردان مرحوم آخوند خراسانی و مردی رَحیبُ الصّدر و نظر بلند و عالمی ژرف نگر و از اوضاع با خبر، قضا را در این میانه شبی «فَتق» ایشان سخت موجب ناراحتی می شود تا سرحدی كه اطباء بروجرد می گویند هر چه زودتر او را به تهران برسانید و حضرتشان را در حال اغماء به طرف تهران حركت می دهند .به قم كه می رسند مقابل گنبد بارگاه حضرت معصومه سلام الله علیها كه می رسند مختصری توجه پیدا می كنند به حالت طبیعی بر می گردند و با خود عهد می كنند كه اگر با موفقیت از بیمارستان خارج شدند چندی را در قم در كنار حضرت معصومه به عنوان زائر بمانند.نامبرده را در حضرت عبد العظیم در بیمارستان فیروز آبادی برای عمل جراحی فتق بستری نمودند و نتیجه حاصل و دوران نقاهت جلو آمد.در این فرصت آقایان ثلاث و سایر علماء حوزه كتبا و تلگرافا و حضورا از  ایشان تقاضا كردند كه به قم مشرف و رحل اقامت را در این شهر بگسترانند و زعامت حوزه و سرپرستی را به عهده گیرند. وبازاریان تهران و قم نیز با علما همنوا شده و حتی شاه زمان نیز به عیادت نامبرده رفته و از حضرتشان درخواست نمودند كه محل اقامت خود را قم قرار دهند و سرپرست حوزه باشند. نامبرده پس از گذراندن  دوران نقاهت به طرف قم حركت  و با استقبال شایانی  كه خود بنده نیز جزء مستقبلین بودم حضرت آیت الله وارد قم شدند در منزل یكی از تجار محترم واردشدند(حاج آقا محمد آقا زاده) .علماء و طلاب و بازاریان و كسبه و تجار محترم و مردم معمولی دسته دسته به زیارتشان شتافته و دستشان را می بوسیدند. ولی مرحوم حضرت آیت الله صدر محل اقامه جماعت خود را در صحن مطه به ایشان واگذار نمودند ودر شبی كه بنا بود اقامه جماعت نمایند تمام ائمه  جماعات نماز جماعت را تعطیل و اكثرا به جماعت حضرت آیت الله شركت نموده و با ایشان  نماز گذاردند و برای مدت كوتاهی درس فقه را كه كتاب «اجاره» بود در منزل قرار دادند و تمام فضلایی كه خود را بی نیاز ازحضور در حلقات درس می دانستند به درس ایشان حاضر  می شدندو در اثر كثرت استقبال، منزل گنجایش شركت كنندگان را نداشت محل درس فقه به مسجد بالا ی سر انتقال یافت. و درس اصول نیز عصرها در مدرسه فیضیه، شور و هیجانی در طلاب پدیدار شد و آن حالت افسردگی و یأس تبدیل به علاقه و عشق شد و با آن سبك و روشی كه ایشان در فقه داشتند كه در میان علماء  متأخر منحصر به خودشان بود از قبیل تحقیق و بررسی كامل از رجال و شناخت طبقات رجال سند  و دست داشتن فتاوی علماء عامه در مسأله و جدا كردن فتوی از حدیث در بعض  كتب حدیث(من لایحضره الفقیه) و احادیث تقطیع شده را پهلوی هم گذاردن و نتیجه گیری كردن و دخالت اطلاع برفتاوی قدماء در استنباط  و...، طلاب را مجذوب خود ساخته در این میانه ارتحال  اسف بار حضرت آیت الله العظمی  اصفهانی جلو آمد و پرچم مرجعیت در كف با كفایت ایشان قرار گرفت و فضلایی از نجف و سایر شهرستان ها  و وجوه از اقطار مختلف به طرف قم سرازیر شد و با گذشت زمانی كوتاه حوزه مقدسه علمیه قم پربار گردید .اساتیدی بزرگ در فنون متعدده فقه، اصول، كلام، تفسیر، رجال ، فلسفه، عرفان"، شعر و غیره تربیت و صاحبان قلم و نویسندگانی توانا و دانشمند تحویل داد كه توانستند صدای اسلام و قرآن را در نقاط مختلف گیتی به گوش عالمیان برسانند و مبلغینی شایسته تحویل جامعه و پرچم الله اكبر را در كشورهای بزرگ متمدن به اهتزاز در آورند و مسجد و معبد و مجمع و دبستان و دبیرستان اسلامی در كشورهای اروپا و آمریكا بنا كنند و حتی فقه جعفری را در دانشگاه الازهر مصر رسمیت دهند.كوتاه كلام آن كه آن چه را فعلا حوزه مقدسه دارد از آثار وجودی  آن مرد بزرگ و عظمت مراجعی است كه راه او را دنبال كردند.رحمه الله تعالی علیه و علی من كان قبله و بعده من العلماء رحمة واسعة».

در گذشت آیت الله حاج شیخ محمد حسین احمدی گلپایگانی طاب ثراه

آیت الله حاج شیخ محمد حسین احمدی گلپایگانی پس از 80 سال، در 30/3/1385ش در شهر اراک چشم از جهان بست و پس از خواندن  نماز میت توسط حجت الاسلام و المسلمین آقای سید جواد گلپایگانی در آرمستان شهر اراک قطعه علما به خاک سپرده شد.

 

وصیت نامه آیت الله احمدی گلپایگانی

                                             بسمه تعالی

25/1/83

علی کتاب الله و سنّة نبیه صلّی الله علیه و آله وسَلّم، این چند مطلب را بعنوان وصیت و سفارش بعد از موت یاد آور می شوم و از وصیّ خودم فرزند عزیزم محمد رضا عمل به آن ها را در اسرع وقت خواهانم.

1.مدت پانزده ماه روزه به نیابت این جانب استیجار نمایدو مال الاجاره آن را از پول زمینی که در گلپایگان فروخته ام و فعلا بصورت سکّه موجود است و از فروش دو عدد قالیچه که پول خانه گلپایگان می باشدپرداخت نمایند و اگر کسری داشت قسمتی از فرش های  موجودی را فروخته ومُتمّم کسری قرار دهند.

2.خانه فعلی را به سه قسمت تقسیم نمایند 2دانگ ملک همسرم و 2دانگ سهم دختر عزیزم و 2دانگ سهم خود وصی محمد رضا باشد و سه دانگ مشترک ،با محمدرضا مال خودش باشد و کسی را به آن حقی نیست.

3. 1ملیون از اخوی زاده حاج احمد طلب دارم آن را گرفته و تحویل مرجع داده به عنوان سهم مبارک امام علیه السلام.

4.کتب را جز کتب فارسی که به کار خودتان می آیدبین خودتان «کما فرض الله» تقسیم و بقیه را به کتابخانه مرحوم آیت الله العظمی گلپایگانی تحویل دهید. « فَمَنْ بَدَّلَهُ بَعْدَ ما سَمِعَهُ فَإِنَّما إِثْمُهُ عَلَى الَّذِینَ یبَدِّلُونَه»[9]  .                    

                     الاحقر محمد حسین احمدی گلپایگانی.

گفتنی است مرحوم آیت الله احمدی گلپایگانی در حاشیه وصیت نامه مذکور مرقوم داشته اند: وتوضیحا تمام مبلغی که در کیف موجود است به صورت چک های تضمینی پس از وضع مخارج تکفین و تدفین بنحو متعارف باید تحویل مرجع وقت شود چون جمعا سهم مبارک امام(ع) می باشد و همین طور مبلغی که در شعبه بانک سپه و بانک ملی شعبه مدنی موجود است و حتی مبلغی که در شعبه بانک بحساب سیبا موجود است.امید است که به تمام مطالب مزبور در اسرع وقت عمل نماییدان شاء الله خدا به شما بازماندگان توفیق عبودیت و بندگی عنایت فرماید.

                                                الاحقر محمد حسین احمدی گلپایگانی

مصاحبه مجله پیام قرآن با آیت الله احمدی گلپایگانی پیرامون شخصیت آیت الله العظمی گلپایگانی

مجله پیام قرآن پس از یک سال از درگذشت مرجع عالی قدر شیعه مرحوم آیت الله العظمی گلپایگانی با برخی از شاگردان آن مرحوم مصاحبه کرد در ذیل توجه خوانندگان به مصاحبه آن مجله با مرحوم آیت الله حاج شیخ محمد حسین احمدی گلپایگانی جلب می شود:

لطفا آغازو چگونگی آشنایی خودتان با حضرت آیت الله العظمی گلپایگانی را برای خوانندگان مجله شرح دهید.

آشنایی این جانب با حضرت آیت الله العظمی گلپایگانی به دوران کودکی و نوجوانی من بر می گردد؛ چون ما با ایشان نسبت داشتیم و والده این جانب با حضرت آیت الله عموزاده هستند.اما آشنایی علمی و اجتماعی من با معظّم له به سال های 1321بر می گردد که وارد حوزه علمیه قم شدم و پس از مدتی در مجلس درس آن بزرگوار – که آن زمان در مدرسه دار الشفاء کفایه را تدریس می کردند- حضور یافتم و این افتخار شاگردی ادامه یافت تا این که بخش عمده ای از خارج فقه و اصول را هم از محضرشان استفاده کردم.بعد از ورود به اراک نیز نمایندگی ایشان را به عهده داشتم و همواره از نظر علمی و فعالیت های مذهبی و حوزوی و امور دیگر با ایشان رابطه همیشگی داشتم  واز راهنمایی ها یشان بهره مند بودم.

شما به عنوان یکی از شاگردان ایشان اگر ممکن است روش تدریس و ویژگی های فقهی آن بزرگوار را بطور فشرده ترسیم کنید.

سبک تدریس ایشان سبک خاصی بود، چه از جهت ورود به بحث و چه از جهت دسته بندی مطالب و چه از جهت خروج از بحث، که توضیح هر کدام فرصت زیادی می خواهد، اما آن چه این جا می توانم بگویم این است که ایشان تدریس را عبادت می دانستند و به همین جهت با طهارت و اخلاص و انجام نماز مستحبّی  قبل از تدریس وارد بحث می شدند که این ها بسیار آموزنده است و نشانگر این واقعیت که «العلم نور یقذفه الله فی قلب من یشاء» .در حقیقت ایشان  دو تدریس می کردند: یکی تأمّل و تحقیق گسترده در مطلب مورد بحث، و دیگر تدریس عملی و اخلاقی که عجیب اثر می گذاشت. این جانب با این که سال ها افتخار شاگردی ایشان را داشتم، برای نمونه هرگز تندی و اهانت و عصبانیت در بحث و پاسخگویی به اشکال شاگردان و فضلای بحث، از ایشان ندیدم، بلکه به عکس با کمال بردباری به اشکالات گوش می دادند و به آن ها پاسخ می گفتند.یکی دیگر از ویژگی های آن مرد بزرگ این بود که همواره مشوّق واقعی طلّاب بودند. مدت ها در بیت خودشان روزهای پنجشنبه و جمعه می نشستند و علاقه مندان از فضلا و طلّاب به حضورشان شرفیاب می شدند و با سؤال و جواب های فقهی و اصولی ، هر کدام را به نوعی امتحان می کردند و رهنمودهای لازم را می دادند.ایشان همواره سعی می کردند شاگردان حوزه علمیه ، حرّ و آزاده باشند و به خود اعتماد داشته باشند. راضی نمی شدند که طلبه ای رهین منّت دیگران باشد.من خوب به خاطر دارم که یکی از بازاری های قم- آن روزها که تشرّف به زیارت امام هشتم علی بن موسی الرضا(ع) از نظر هزینه برای طلبه ها مشکل بود- به من پیشنهاد کرد که هزینه سفر به مشهد را به صورت قرض الحسنه دراز مدت در اختیار من قرار دهد تا مشرّف شوم، من با حضرت آیت الله العظمی گلپایگانی مشورت کردم، فرمودند : صلاح نمی بینم. طلبه ای ممکن است درر اثر تلاش و علم و عمل در آینده شخصیتی شود و برای اسلام و جامعه مفید باشد خود را رهین این جزئیات کند تا وقتی به جایی رسید  و منشأ اثر گردید آن فرد سبز شود  وبه او بگوید : به یاد داری که من خرج سفر زیارت شما را به عنوان قرض الحسنه یا هدیه دادمو آن را به رخ او بکشد، و بعد خودشان داستانی مثل همین داستانی را که میان ایشان و مرحو آیت الله العظمی حائری مؤسّس حوزه علمیه قم اتفاق افتاده بود نقل کردند و فرمودند : مرحوم حاج شیخ همین جواب را به من دادند که من به شما دادم.

به نظر شما مهمترین بُعد شخصیت آن مرجع بزرگ چه بود؟

به نظر من مهم ترین بُعد شخصیت ایشان در این محورها بیشتر تجلّی داشت:

  1. جنبه فقاهتی و استقامت فكر ایشان در تفریع فروع بر اصول و قواعد، وحضور ذهن ایشان.
  2. اهمیت دادن به رسالت جهانی اسلام و تلاش برای معرفی اسلام به سراسر جهان تا سر حدّ قدرت و امكاناتی كه در اختیار داشتند. گواه روشن آن ، موسّسه ها ی علمی و تحقیقی و قرآنی  و دینی است كه از ایران گرفته تا اروپا  به امر ایشان تأسیس گردید .همچنین ایجاد تحوّل در حوزه ها و اداره مساجد و مراكز دینی  در بسیاری از شهرها و ساختن پایگاه برای مبلّغ و عالم شهر كه بتواند وظایف خود را به خوبی انجام دهد.
  3. تعبّد و تقید ایشان كه زبانزد خاص و عام است، از انجام فرایض گرفته تا نوافل و زیارت ها و دعا ها، و اهمیت دادن به مقام  والای خاندان عصمت و طهارت و گرامی داشت روزهای ولادت و شهادت آن ها.
  4. هوشیاری و مرزبانی ازاسلام در برابر اشتباهات و انحرافات یا بدعت ها كه به هرصورت ممكن امر به معروف و نهی از منكر می كردند و نمونه های آن را می توانیم در اعلامیه های ایشان در طول انقلاب مطالعه كنیم.

آیت الله العظمی گلپایگانی در زندگانی از موفقیت فراوانی برخوردار بودند، به نظر شما رمز این موفقیت چه بوده است؟

رمز موفقیت یشان در زندگی را در چند چیز می توان خلاصه كرد:

  1. همیشه كارها را برای خدا انجام می دادند و به دیگران هم سفارش می كردند كه هر كاری را برای خدا انجام دهند و همواره خشنودی خدا را درنظر داشته باشند .معتقدبودندكه اگر حوزه ها ی علمیه و مردم با ایمان به مسولیت های خودشان در برابر دین خدا خالصانه عمل كنند ،خدا هم بهترین مصلحت را برای آنان نازل می كند.
  2. آن بزرگوار مرد عمل بود و این به نظرمن- با توجّه به آیات  و روایات- خلق و خوی بزرگی است، چون قرآن نجات امّت ها را در گرو عمل شایسته ای می داند كه بر خاسته از ایمان و عقیده درست باشد.
  3. در كارها استقامت و پایداری داشتند و در راه خدا همه مشكلات رابه جان می خریدند. یكی از دوستان اهل علم نقل میكردند كه وقتی در زمان رضاخان مسأله اتّحاد شكل در لباس مطرح شد و بعضی از معمّمین زیر فشار استبداد تغییر لباس دادند و در خدمت دولت قرار گرفتند، من از آیت الله العظمی گلپایگانی پرسیدم شما در برابراین مشكل چه می كنید؟ ایشان جواب دادند : همین قدر بدان من تا آن جا که بتوانم زندگیم را حتّی با روزی یكی دوساعت كار آبرومندانه اداره كنم زیر بار زور و نا حق نمی روم.
  4. از توكّل و اعتماد به خدابر خوردار بودند.
  5. نظم را در كارها مراعات می كردند. یكی از جلوه های این نظم، مدارسی بود كه ایشان برای اولین بار درحوزه علمیه با برنامه های خاصّی همراه با امتحانات درسی برقرار نمودند.
  6. 6. در حلّ اختلافات و رفع مشكلات ، درایت و متانت و برخوردی منصفانه داشتند.من به یاد دارم كه در زمان مرحوم آیت الله العظمی بروجردی به امر ایشان موظّف شدند مشكلات و گاه اختلافات در حوزه را حلّ كنند و در این كار موفّق هم بودند[10].

مصاحبه

یکی از راه های شناخت ابعاد  شخصیت عالمان و مجتهدان ، مصاحبه با نزدیکان ، دوستان و شاگردان آنان است. بر این پایه نگارنده با فرزند ایشان ، یکی از دوستان و سه تن از شاگردان مرحوم آیت الله احمدی گلپایگانی  مصاحبه و پرسش و پاسخ انجام داده که در ذیل تقدیم می شود:

مصاحبه با آقا محمد رضا احمدی فرزند آیت الله احمدی گلپایگانی

در 26/12/96، ساعت حدود 5/11 صبح  و جمعه 7/2/97 ساعت حدود 5/18 بعد الظهر با وقت قبلی خدمت آقا «محمد رضا احمدی » فرزند مرحوم آیت الله احمدی گلپایگانی در منزلشان رسیدم  و پرسش هایی پیرامون احوال والد مکرمشان مطرح کردم که با بزرگواری ستودنی  در حالی که از ناراحتی قلبی رنج می برند و در اثنای گفت و گو گاه نفس کم می آوردند به پرسش ها پاسخ دادند. آن چه در ذیل می آید حاصل دو جلسه گفت وگویی است که با ایشان برگزار گردید . گفتنی است  ایشان یکی از دبیران بازنشسته اراک هستند .فروتنی ، متانت و خوش رویی را از پدر بزرگوارخود به ارث برده اند .آخرین وصیت نامه مرحوم آیت الله احمدی و همچنین اجازات حسبیه ای که آیت الله احمدی گلپایگانی از سوی مراجع عظام تقلید داشتند زینت بخش این مکتوب خواهدبود در این جا بر خود لازم می دانم از جناب آقا محمد رضا احمدی بابت در اختیار قرار دادن اجازات حسبیه و وصیت نامه مرحوم آیت الله احمدی گلپایگانی، قدر دانی و تشکر کنم و از خدواند متعال شفای عاجل ایشان را خواستارم.

مرحوم آیت الله احمدی فرزند چندم خانه پدری بودند؟

ایشان فرزند سوم خانواده بودند. حاج آقا چهار برادر و یک خواهر داشتند. هم اکنون از این خانواده یکی از برادرزادهای ایشان به نام حاج شیخ مهدی احمدی گلپایگانی در قم اشتغال به دروس حوزوی دارد.

از دوستان ایشان در قم کسی را می شناسید؟

از میان دوستان ایشان می توان به آیت الله حاج شیخ ابراهیم امینی، آیت الله دکتر مفتح، آیت الله آذری قمی، حجة الاسلام والمسلمین شهید دکترغلامرضا دانش آشتیانی و آیت الله حاج سید هاشم بطحایی گلپایگانی اشاره کرد.حاج آقا می فرمود : در قم با دکتر مفتح و دکتر دانش روزهای جمعه می رفتیم زیر پل خاکفرج زبان انگلیسی می خواندیم و کتابمان« اسنشل»[11] بود.حتی روزی داشتیم انگلیسی می خواندیم که مقسم شهریه آیت الله بروجردی سر رسید  که من از ترس کتاب را انداختم داخل آب رودخانه؛ ولی آقایان مفتح و دانش، کتاب هایشان را مخفی کردند . بعد آقای مفتح به من اعتراض کرد که چرا این کار را کردید ما باید بخوانیم تا پیش رفت کنیم. با مرحوم آیت الله مفتح در امتحان دانشکده معقول و منقول شرکت می کند وتا کارشناسی ارشد با هم بودند.

مرحوم آیت الله احمدی قرآن کریم را چند دوره تفسیر کرد؟

حاج آقا دو یا سه بار ، قرآن کریم را از ابتدا تا انتها در مسجد حاج تقی خان ،تفسیر کردند.

آیا مرحوم آیت الله احمدی با علماء اراک جلسه بحث و گفتگو داشتند؟

ایشان علاوه بر تدریس ، امامت جماعت، قبل از انقلاب روز های پنجشنبه با مرحوم آیت الله حاج شیخ محمد امامی[12] جلسه بحث و مباحثه  نیز داشتند.

مرحوم آیت الله احمدی پس از سکونت در اراک همچنان به مباحث علمی علاقه مند بودند؟

بله مرحوم حاج آقا به گفتگوهای علمی بسیار علاقه مند بودند گفتنی است مرحوم حجة الاسلام و المسلمین سید علی صالحی معروف به  آقا علی صالحی از فضلا و خطّاطان شهر اراک از قول مرحوم آیت الله حاج آقا حسن فرید – که  ایشان خود بسیار بَحّاث و اهل گفتگوی علمی بود - در باره حاج آقا نقل می کرد : من از آقای احمدی خوشم می آید ؛ زیرا ایشان هروقت پیش ما می آید بحث علمی می کند.

رابطه مرحوم آیت الله احمدی گلپایگانی با امام جمعه اراک مرحوم آیت الله حاج شیخ ابوالفضل خوانساری[13] رحمة الله علیه چگونه بود؟

رابطه اش بسیار خوب بود در نماز جمعه از حاج آقا تعریف کرده بود.گفتنی است برسر  موضوعی حاج آقا با مرحوم آیت الله خوانساری اختلافی پیدا کرده بودند. آن هم برمی گشت به موضوع اداره حوزه علمیه اراک.  توضیح آن که مرحوم آیت الله العظمی فاضل لنکرانی و آیت الله جنّتی به اراک آمدند و جلسه ای با مرحوم آیت الله خوانساری حاج آقا تشکیل دادند در آن جلسه آیت الله خوانساری به عنوان رئیس حوزه علمیه اراک و جاج آقا – علی رغم میل باطنی- دبیر حوزه معین می شوند. سپس در یک مورد، اعضاء تصمیمی می گیرند که حاج آقا مخالفت می کنند و بعد هم در هیچ یک از جلسات شرکت نکردند.از طرفی فرزند آیت الله خوانساری کاندیدای نمایندگی شدند و حاج آقا حمایت نکرد.حاج آقا می گفت بعد از رفتن آیت الله خوانساری به قم من  به دیدنش رفتم و آن کدورت سابق را از دلش درآوردم.

مرحوم آیت الله احمدی ابتدا در مدرسه امام خمینی( مدرسه سپهداری) تدریس می کردند؟

بله ایشان روزها دریکی از حجرات آن مدرسه برای تعدادی از طلاب تدریس داشتند تا این که مدرسه سپهداری در اختیار اداره اوقاف قرار گرفت و مرحوم شیخ ولی الله معین الاسلام که معلم بود از سوی آن اداره به عنوان رئیس مدرسه انتخاب شد واین رویداد با فتوای مرحوم آیت الله العظمی گلپایگانی مبنی بر حرمت گرفتن شهریه همکاری طلاب با اوقاف، همزمان گشت که حاج آقا محل تدریس را به مسجد حاج تقی خان منتقل کرد.

 

مرحوم آیت الله احمدی گلپایگانی تألیفی داشتند یا صرفا به تدریس روی آورده بودند؟

پاسخ: حاج آقا سه کتاب به رشته تألیف در آوردند که همگی خطی هستند:1-  تفسیر سوره نساء به زبان عربی 2- معاویه سر دسته تبه کاران، به زبان فارسی.3- حاشیه بر عروة الوثقی در دو مجلد، به خط مرحوم حجة الاسلام و المسلمین  آقا علی صالحی. لازم به یاد آوری است جز حاشیه بر عرو ه، که در اختیار این جانب هست از دو اثر مذکور اطلاعی در دست نیست که  گویا پس از رحلت ایشان مفقود شده است.

مرحوم آیت الله احمدی  از اساتید خود اجازه اجتهاد داشتند؟

ایشان اجازه مفصّلی از مرحوم آیت الله العظمی جاج سید محمد رضا گلپایگانی داشتند که در اختیار آقا جواد گلپایگانی( آیت الله سید جواد گلپایگانی آقا زاده مرحوم آیت الله سید محمد رضا گلپایگانی) است.[14]

به نظر می رسد مرحوم حاج آقا نسبت به علامه طباطبایی ، آیت الله حاج سید احمد خوانساری و آیت الله بروجردی  که از اساتید شان بودند علاقه خاصی داشتند ؛ زیرا در صفحه اول حاشیه خود بر عروة الوثقی پس از اشاره ای کوتاه به تحصیل خود در حوزه علمیه قم صرفا به سه بزرگوار مذکور اشاره ای دارند در این باره اگر خاطره دارید بفرمایید.

در رابطه با علاقه حاج آقا به مرحوم آیت الله حاج سید اخمد خوانساری به دو نکته ذیل اشاره می کنم.

الف.   مرحوم حاج آقا به دلیل ویژگی های اخلاقی آیت الله سید احمد خوانساری به ایشان علاقه مند بود از سوی دیگر استاد ایشان نیز بوده است  که اگر اشتباه نکنم می گفت : «کتاب القضاء» را خدمت مرحوم آیت الله حاج سید احمد خوانساری خواندم. مرحوم آیت الله سید احمد خوانساری نیز به حاج آقا علاقهمند بود. بر این اساس در سال های قبل از انقلاب عده ای از طلاب  مطلب مهمی را می خواستند به مرحوم آیت الله سید احمد خوانساری بگویند  که جنبه اعتراض نیز داشت به حاج آقا گفتند شما به دلیل رابطه نزدیک با آیت الله سید احمد خوانساری ، مطلب را به ایشان بگویید که حاج قبول کرد و مطلب را در یکی از حجره های مدرسه شهید مطهری(سپه سالار) به ایشان گفت.

ب. حاج آقا از قول مرحوم آیت الله حاج شیخ محمد علی اراک نقل می کرد که آقای اراکی در باره آیت الله حاج سید احمد خوانساری می فرمود: اگر نبود ترس از خداوند متعال ،می گفتم آسید احمد جزء معصومین است.

در باره علاقه حاج آقا به علامه طباطبایی به دو نکته اشاره می کنم:

الف. یادم می آید  حاج آقا مهدی فرزند مرحوم آیت الله العظمی حاج سید مخمد رضا گلپایگانی در راه کمک به زلزله زدگان طبس تصادف کرد و به رحمت خدا رفت به همین مناسبت علماء و بزرگان و مدرسان حوزه به منزل آیت الله گلپایگانی می آمدند و با ذکر فاتحه و طلب مغفرت و تسلیت خدمت ایشان می رسیدند. من نیز با پدرم به قم رفتیم پدرم در حیاط منزل آقای گلپایگانی با عده ای از علماء مشغول صحبت بودند و من نیز در اتاقی که علماء و بزرگان می آمدند نشسته بودم. مرحوم آیت الله علامه طباطبایی رحمة الله علیه تششریف آوردند و در پایین اتاق نشستند و مشغول خواندن فاتحه بودند.پدرم آمد و به من گفت ایشان علامه طباطبایی هستند و با شوق فراوان به خدمت ایشان رفتند و در مقابلشان نشستند و عرض سلام و احترام کردند بعد که از خانه آقای گلپایگانی بیرون آمدیم از پدرم پرسیدم ایشان مرجع هم هستند پدرم گفت: ایشان خارج از توصیفاتی است که بتوان برایشان گفت ایشان  به تمام معنی  علامه است. مرد خداست.هیچ گاه یادم نمی رود صورت نورانی و چشمان نافذ آن مرحوم و ادب و تواضع آن مرد بزرگ را و به راستی فهمیدم معنای روایت نگاه به صورت علماء عبادت است[15] یعنی چه.

ب. حاج آقا می فرمود:  یاد علامه طباطبایی که می افتم از گناه کردن منصرف می شوم.

ظاهرا والد محترمتان در مصرف وجوه شرعیه اهل احتیاط بودند در نتیجه زندگی معمولیی داشتند؟

بله ایشان در مصرف وجوهات اهل احتیاط و سختگیری بودند لذا زندگی بسیار ساده ای داشتند بسیاری از کارهای منزل را خود عهده دار بودند.در ذیل به چند نمونه که در خاطرم مانده اشاره می کنم:

الف. یادم هست که مرحوم آقای «اعتمادی»( آیت الله حاج شیخ مصطفی اعتمادی یکی از مدرسان مشهور سطوح عالیه حوزه قم ) به اراک منزل ما آمد. ناهار را که در منزل صرف کرد و زندگی پدر را دید موقع رفتن گفت: شیخ حسین دلم به حالت سوخت.

ب. آقایی می گفت به جاج آقای احمدی گفتم سهم امام(ع) را شما چگونه مصرف می کنید؟ گفت:به خدا من جرأت ندارم از خودم همین طوری به فقیر پول دهم؛ زیرا پول هایی پیش من است  که نمی توانم آن را با قطع و یقین مصرف نمایم و جزئی از آن را متعلق به خود بدانم لذا با ترس و لرز به فقرایی که در کوچه و بازار می رسیدند می دادم و. یا اصلا نمی دادم و آن را به مرجع واگذار می کردم.

ج. حاج آقا می گفت: جاج علی آهنگر- که در دروازه شهرجرد اراک مغازه آهنگری داشت- آمد ه بود که وجوهات خود را بپردازد روکرد به من وگفت آقای احمدی دست های من راببین ،سپس چاقوییش را در آورد و کف دستش را تراشید- او با چاقویش پینه های دستش را می تراشید- من این پول ها را که می دهم این طور برایش زحمت کشیده ام و توقع دارم در موارد خاص خود مصرف شود..

د. حاج آقا تعریف می کرد که یکی از مأموران شهرداری که به نظافت شهر اشتغال داشت و ضمنا شیشه های عینکش ضخیم بود بابت خمس به من دو عدد تاید داد. لذا به من می گفت بعد از مرگ من این وجوهات تباه نشود. من هم بعد از فوت ایشان وجوهات را به جاج آقا جواد گلپایگانی تحویل دادم.

ه. آقای مطیعی که در خیابان محسنی خیاطی داشت می گفت: جاج آقا احمدی پیراهن خودش را می آورد پیش من و می گفت: می دانم این پیراهن کار خودش را کرده ولی از آن یک لباس زیر برایم درست کن من می گفتم جاج آقا این پوسیده است ایشان می گفت جنس خوبی دارد آخر تریکو است.بعد من برایش درست می کردم.

ح. حاج آقا بستنی دوست داشت به من می گفت برایم بخر من از سهم امام نمی توانم بستنی بخرم.

مرحوم آیت الله احمدی خوش رو اهل مزاح بودند همچنین اگر مطلبی را نمی دانستند از اظهار آن ابایی نداشتند اگر خاطره ای از ایشان دارید بیان فرمایید.

حاج آقا در تدریس با شاگردان صریح بود و اگر مطلبی را نمی دانست  می گفت نمی دانم. برای نمونه می گفت : روزی در درس «کفایه الاصول» عبارتی راخواندم  که برای خودم خیلی روشن نبود توضیحی دادم بعد گفتم فهمیدید  یکی از شاگردان که سن و سالی داشت با لهجه خاص خود گفت آره.من گفتم شکر خوردی من نفهمیدم آن وقت تو فهمیدی؟. چند وقتی گذشت رفتم قم خدمت مرحوم آیت الله العظمی گلپایگانی دیدم ایشان تا مرا دید خندید گفتم چرا می خندید؟ گفت آقای آ شیخ حسین  به فلانی سر درس چی گفتی؟ آمده  پیش من از شما شکایت کرده و می گوید شما به ایشان چنین گفتی دلش را بدست آور من به اراک كه  برگشتم دلش را بدست آوردم.

                                             گزارشی از حاشیه عروة الوثقی

از آن جا که تنها اثر به جای مانده از مرحوم آیت احمدی گلپایگانی حاشیه بر عروة الوثقی است نگارنده ضروری می داند گزارشی از این اثر داشته باشد که گویای بر خی آراء فقهی – حدیثی و رجالی آن مرحوم و همچنین با توجه به شرایط زندگی دانش دوستی اوست. این گزارش در چند نکته ذیل یاد می شود:

1.این حاشیه که به خط خوشنویس اراکی مرحوم حجة الاسلام والمسلمین آقای علی صالحی تحریر شده و تا کنون خطی است در دو مجلد در مهر ماه 1367، توسط مرحوم حاج کاظم مجد زرین قلم، صحافی شده است.لازم به یاد آوری است پس از نگارش حاشیه و تجلید آن ، به مرور یادداشت هایی در برگه های جداگانه به آن افزوده شده است[16].

2.مرحوم آیت الله احمدی در مقدمه حاشیه عروه، پس از اشاره کوتاهی به تحصیل در وطن و حوزه علمیه قم از سه تن از اساتید خود: آیت الله العظمی بروجردی، آیت الله العظمی خوانساری و علامه طباطبایی، به نام  یاد می کند و متذکر می شود که این حاشیه نتیجه بحث های ایشان در شهر اراک است.

3. مرحوم آیت الله احمدی هیچ اشاره به تاریخ نگارش این حاشیه نکرده است.گفتنی است صرفا در پایان حاشیه بر مبحث  نماز مسافر ، سال 1361شمسی را زمان فراغت از این بخش یاد کرده است که می توان حدس زد که نگارش حاشیه در سال های 1361تا 1367، طول کشیده است. اکنون از آن جا که مرحوم آیت الله احمدی در سال 1306ش متولد شدند، نگارش این حاشیه در سن 55سالگی آن مرحوم رخ داده است.

4. این حاشیه به صورت استدلالی بر تمام «عروة الوثقی» نگارش یافته است. لازم به یاد آوری است مرحوم آیت الله  سید محمد کاظم طباطبایی نویسنده العروة الوثقی،بخشی از مباحث حج از قبیل لباس احرام،محرّمات حج، وقوف در عرفات، وقوف در مشعر، مناسک منی، طواف و کیفیت آن، احکام طواف، سعی،نفر، کفارات حج را ناتمام گذاشته است که مرحوم آیت الله احمدی با ذکر ادله احکام و مسائل  به جبران این نقیصه در 144صفحه مبادرت کرده است .

5. مرحوم آیت الله احمدی، اعراض مشهور از حدیث را  سبب ضعف آن و عمل مشهور را جبران کننده ضعف حدیث می داند[17].

6. مرحوم آیت الله  سید محمد کاظم طباطبایی نویسنده العروة الوثقی، گرفتن وضوء هنگام ورود به مشاهد مشرفه را مستحب می داند[18]. مرحوم آیت الله احمدی در ذیل سخن صاحب عروه می نویسد:دلیلی بر استحباب وضوء مذکور یافت نشد[19].

7. مرحوم آیت الله احمدی معتقد است که غسل های واجب از گرفتن وضوء کفایت می کند ؛ولی شهرت بر خلاف این دیدگاه است[20].

8. مرحوم آیت الله  سید محمد کاظم طباطبایی نویسنده العروة الوثقی، می نویسد در صورتی که زن باردار از دنیا رفت و بچه در درون شکم زنده  بود پهلوی راست آن شکافته می شود تا بیرون آید[21]. مرحوم آیت الله احمدی می نویسد: شکافتن پهلوی راست یا چپ خصوصیت ندارد بلکه  تشخیص پزشک تعیین کندده پهلوی چپ و راست است[22].

 

9. نویسنده عروة الوثقی می نویسد: در تیمّم بدل از غسل جنابت، احتیاط در گرفتن وضوء است[23]. مرحوم آیت الله احمدی می نویسد: در فرض مذکور نیازی به وضوء نیست ولی شهرت فتوایی بر خلاف این دیدگاه است[24].

10. یکی از واجبات نماز قیام است. صاحب عروه می نویسد: در هنگام قیام و شرایط عادی نمازگزار نباید به جایی تکیه دهد[25]. مرحوم آیت الله احمدی می نویسد: روایاتی که دلالت بر جواز تکیه دادن هنگام قیام می کند بیشتر از پنج روایتی است که دلالت بر منع تکیه دادن در هنگام قیام می کند در نتیجه اگر ترس از مخالفت مشهور نبود، ترجیح با روایات دلالت کنده بر جواز تکیه دادن هنگام قیام است[26].

11. صاحب عروة یکی از مُبطِلات نماز را «تکفیر»(دست ها را روی هم گذاشتن) می داند[27]. آیت الله احمدی دلیلی بر بطلان تکفیر جز شهرت فتوایی نداریم[28].

12. مرحوم آیت الله احمدی در ذیل سند حدیث « مُحَمَّدُ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ یحْیى عَنْ أَبِی إِسْحَاقَ إِبْرَاهِیمَ بْنِ هَاشِمٍ عَنْ إِسْمَاعِیلَ بْنِ مَرَّارٍ عَنْ یونُسَ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ عَنْ‏ بَعْضِ‏ رِجَالِهِ‏ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ عَلَیهِ السَّلَامُ قَال‏...،[29]، که به ظاهر به دلیل« بعض رجاله» مرسله و ضعیف است از قول استادش مرحوم آیت الله العظمی بروجردی می نویسد: قال سیدنا الاستاذ العلامة البروجردی: یحتمل قویا ان یکون هو عبد الله بن سنان اذ اکثر ما رواه یونس کان مستندا الیه[30]، سید استاد مرحوم علامه بروجردی می گفت به احتمال قوی مقصود از «بعض رجاله» در سند حدیث مذکور« عبدالله بن سنان» است؛ زیرا «یونس بن عبد الرحمن» بیشتر از عبدالله بن سنان روایت نقل می کند .

 

 

مصاحبه با آیت الله حاج سید هاشم بطحایی گلپایگانی

آیت الله سید هاشم گلپایگانی یکی از دوستان قدیمی آیت الله احمدی گلپایگانی است. نگارنده طبق قرار قبلی در پنچشنبه30/1/97، ساعت حدود10،  خدمت ایشان در قم رسیدم.ایشان با خوش رویی و فروتنی به پرسش های این جانب پیرامون شخصیت آیت الله احمدی گلپایگانی پاسخ دادند.

چگونه با آیت الله احمدی گلپایگانی آشنا شدید؟

این جانب در سال 1335ش برای تحصیل وارد حوزه علمیه اراک شدم. در آن موقع آیت الله صدرا[31] و آیت الله آقا کاظم گلپایگانی از علمای سرشناس اراک بودند. آیت الله آقا کاظم گلپایگانی رفیق و هم سن با امام خمینی( رحمة الله علیه) بودند. یکی از عالمان شاهرود و استاد برخی از فضلاء قم که در درس آیت الله بروجردی شرکت می کرد در پاسخ  به این پرسش که بهترین شخصیت برای مرجعیت پس از آیت الله بروجردی چه کسی است؟ می گفت: آقا کاظم گلپایگانی.آیت الله احمدی گلپایگانی داماد آقا کاظم گلپایگانی بودند از طرفی بنده با این دو هم شهری بودم. بعد از مهاجرت آیت الله آقا کاظم گلپایگانی به تهران ،آیت الله احمدی به درخواست مردم در مسجد حاج تقی خان به اقامه جماعت پرداخت و یکی از مدرسین حوزه در مدرسه امام خمینی( مدرسه سپهداری) بود و بسیار موفق بودند.ارتباط این جانب چه در وقتی که قم بودند و چه آن زمانی که به اراک آمدند بر قرار بود.

علت مهاجرت آیت الله احمدی گلپایگانی به اراک چه بود؟

پاسخ: حوزه اراک، حوزه پیش گامی بود لذا مرحوم حاج شیخ  عبد الکریم حائری وقتی از عراق آمدند وارد اراک شدند در نتیجه طلاب شهرهای همجوار برای تحصیل به اراک می آمدند. آقای احمدی بعد از این که داماد آیت الله آقا کاظم گلپایگانی شدند به اراک رفتند و در حوزه اراک به تدریس پرداختند.

مهم ترین بعد شخصیتی آیت الله احمدی  چیست؟

اخلاص در کار، متعهد، سالم، خردمند  و همچنین  انسان معتدلی بودند لذا در مسایل سیاسی اجتماعی معتدل بودند . مردم دار و با مردم رابطه خوبی داشتند. جاذبه اش بیش از دافعه اش بود. کسی از دست ایشان گلایه نمی کرد. منشأ این خصوصیات دین، خرد و دانش ایشان بود. به نظرم مهم ترین بعد شخصیت آقای احمدی، بعد علمی و اجتماعی ایشان بود لذا بعد از آقا کاظم و آقای صدرا شاخص ترین روحانی در اراک بودند.

وضعیت علمی ایشان چگونه بود؟

پاسخ: ایشان عالم و مجتهد، ملا و با سواد بودند.در تحصیل و تدریس بسیار جدی بودند. خوش ذوق و از ادبیات خوبی برخوردار بودند و به همین جهت توفیقاتی داشتند. ایشان روشن فکر بودند آن هم در آن سالیانی که فضا بسته بود.این فضای باز بعد از انقلاب پدید آمد.آقای احمد قبل از انقلاب به ماوراء محیط خویش فکر می کرد .

مصاحبه با استاد حجة الاسلام و المسلمین حاج شیخ علی محمد فرجی

جناب استاد آقای حاج شیخ علی محمد فرجی یکی از مدرسان  حوزه علمیه اراک و امام جماعت مسجد علی بن ابی طالب(ع) معروف به مسجد جاج کرباسی ، از شاگردان مرحوم آیت الله احمدی است ؛لذا  در جمعه شب 31/1/97  که مصادف با شب میلاد قمر بنی هاشم حضرت ابی الفضل العباس بود پس از نماز مغرب و عشاء خدمت ایشان رسیدم  و عرض کردم جنابعالی مدت ها در درس آیت الله احمدی گلپایگانی شرکت کرده اید ممنون می شوم اگر اطلاعاتی در باره شخصیت آیت الله احمدی دارید بیان کنید .ایشان با خوش رویی و تواضع پذیرفتند .بنده عرض کردم پاسخ به پرسش ها را بصورت شفاهی بیان می فرمایید؟ ایشان فرمودند من مطالبی را در این باره برای شما می نویسم که پاسخی است به پرسش ها. بنده نیز پرسش ها را در اختیار ایشان قرار دادم یک هفته بعد ایشان با وجود اشتغال به تدریس چندین درس در حوزه علمیه اراک و اداره مسجد ،با کمال بزرگواری نوشته خویش را تحویل این جانب دادند که  در این جا بنده از ایشان صمیمانه تشکر می کنم و از خداوند متعال برایشان طول عمر همراه با سلامتی را مسألت دارم.

جنابعالی متولد چه سالی هستید ودر چه سالی وارد حوزه علمیه اراک شدید؟

بنده علی محمد فرجی فرزند محمد باقر در سال1325ش  متولد شدم .در سال 1347ش وارد حوزه علمیه اراک ، مدرسه آقاضیاء الدین به تحصیل مقدمات مشغول شدم.بعد از دوسال جهت خدمت نظام وظیفه ، مدتی ترک تحصیل کردم و با نذر و نیاز و توسل به حضرت عباس(ع) از خدمت سربازی معاف گشته ودوباره به حوزه علمیه در مدرسه امام رحمة الله علیه (مدرسه سپهداری) مشغول به تحصیل شدم.

دروس حوزه را نزد چه اساتیدی خواندید؟

دروس مقدماتی را نزد اساتید مربوطه مانند مرحوم حاج شیخ قنبر رفیعی و دیگران فراگرفتم. «مُطوّل»  و علم کلام (مباحث اعتقادی) را نزد آیت الله سید کاظم میریحیی خواندم. دروس فقه را نزد آیت الله شیخ محمد امامی نجفی، آیت الله یحیی ابوطالبی و آیت الله سید علی میر یحیی تلمّذ نموده و قبل انقلاب با حضرت آیت الله احمدی گلپایگانی آشنا شدم و در درس رسائل ایشان شرکت کردم. بعد از پایان کتاب رسائل مرحوم شیخ انصاری در درس کفایه معظم له نیز شرکت داشتم و از بیان گرم وی استفاده نمودم.قابل یاد آوری است که ایشان امام جماعت مسجد حاج تقی خان و نماینده حضرت آیت الله سید محمد رضا گلپایگانی بود.حدود هفت سال در درس خارج فقه و اصول حضرت آیت الله خوانساری اولین نماینده حضرت امام رحمة الله علیه شرکت کردم. گفتنی است آیت الله احمدی در درس آقایان امامی و خوانساری شرکت نمی کردند بلکه خود درس جداگانه ای در مسجد حاج تقی خان داشتند ولی رفت و آمد گرمی با هردونفر داشته بلکه جلسه هفتگی باهم داشتند.در اوائل انقلاب به امر آیت الله خوانساری امام جمعه و نماینده امام رحمة الله علیه بنده و جناب مستطاب حاج شیخ مهدی عظیمی هردو در دانشگاه علوم اراک  حدودا پنج سال به تدریس معارف اشتغال ورزیدیم .اکنون نیز به لطف خداوند بزرگ و عنایت حضرت ولیّ عصر(عجّ الله تعالی فرجه) بیش از سی سال است که در مدارس علمیه خواهران و برادران اشتغال به تدریس دارم.

مرحوم آیت الله احمدی دارای چه خصوصیات اخلاقی بودند؟

ایشان ضمن این که شخص ورزیده ای در علوم حوزوی بودند و اطلاعات کافی از اقوال دیگران داشتند،بسیار متواضع و خوش برخورد بودند و هیچ گاه از زیّ طلبگی خارج نشدند و باهرکس آن چنان که شایسته اش بود برخورد می کرد..او طلبه مُجدّ و درس خوان را بسیار تشویق می کرد و در صدد حل مشکلات آن ها شخصا اقدام می نمود و اگر مریض و بستری در منزل یا بیمارستانی می شدند حضورا از آن ها احوال پرسی می کرد.و نیز همیشه به شاگردانش توصیه می فرمود که مردم معمولی و عادی دین را بوسیله شما می شناسند نکند کاری کنید که خدای نخواسته رفتار و کردار شما باعث سستی دین مردم شود و این عبارت را زیاد گوشزد می کرد: «اذا فسد العالم فسد العالم».

چه کسانی در درس ایشان شرکت می کردند؟

حجج اسلام آقا علی صالحی، سید علی اکبر منیری، سید فخر الدین میر یحیی، سید حجت الله حسینی، خرّمی، میرباقری که فعلا همگی دار دنیا را وداع کرده اند.اما کسانی در قید حیات هستند عبارتند از حجج اسلام سید جعفر یعقوبی،شیخ محمد جواد رجایی،شاپری،عرفانیان، مظاهری، براتی و..، که این افراد بیشتر در درس رسائل و کفایه ایشان شرکت داشتند.

مصاحبه با حجة الاسلام و المسلمین حاج شیخ قاسم واعظی

خطیب ارزشمند شهر اراک  جناب حجت الاسلام و المسلمین حاج شیخ قاسم واعظی یکی از شاگردان و نزدیکان به آیت الله احمدی است. در جمعه 31/1/97 مصادف با میلاد مسعود امام حسین (ع) با قرار قبلی ساعت ده به منزل ایشان رفته و پیرامون شخصیت آیت الله احمدی گلپایگانی پرسش هایی مطرح کردم و ایشان نیز با بزرگواری به پرسش ها این جانب  پاسخ دادند که از ایشان سپاسگزاری می کنم.

جنابعالی متولد چه سالی هستید و در چه سالی وارد حوزه علمیه شدید؟

این جانب متولد سال 1330ش هستم و در سال1348ش وارد حوزه علمیه حاج محمد ابراهیم شدم.

اساتید شما در حوزه چه کسانی بودند؟

پاسخ: اساتید این جانب عبارتند از: حاج شیخ محسن واعظی(اخوی)؛ حاج شیخ مهدی عظیمی و آیت الله احمدی گلپایگانی.

چه کتاب هایی نزد آیت الله احمدی گلپایگانی خواندید؟

مقداری مکاسب، رسائل، کفایه و خارج عروه را از محضر ایشان استفاده کردم.

چند سال در درس آیت الله احمدی گلپایگانی شرکت کردید؟

بنده 17سال از محضر علمی ایشان استفاده کردم.

آیت الله احمدی گلپایگانی در چه سالی تدریس خارج فقه را شروع کردند؟

یادم نیست.

بیان ایشان در تدریس چگونه بود؟

بیانشان در تدریس فقه و اصول بسیار سلیس و روان بود چنان که در تفسیر نیز بیانشان سلیس بود.

خصوصیات اخلاقی و شخصیتی  ایشان  چگونه بود؟

ایشان در مصرف وجوهات به شدت احتیاط می کرد.یادم هست روزی کشاورزی مقداری وجوهات و زکات آورده بود وقتی به آیت الله احمدی دست  داد ایشان دست او را نگه داشت و اشک در چشمانش حلقه زد.بعد که قبض او را نوشت و رفت به ایشان گفتم چه شد؟ دیدم  اشک از چشمانش سرازیر شد و گفت: این ها با زحمات و مشکلات وجوهات می آورند و به ما می دهند خدای نکرده ما بخواهیم مخالفت با امام زمان(عج) کنیم. احیانا اگر برخی از طلاب مقید به درس و تقوی نبودند از دادن وجوهات به آنان خود داری می کرد.یادم هست یکی از طلاب شهریه نمی گرفت مرا پیش ایشان واسطه کرد تا ایشان کمکی کند .گفت: او برای اسلام چه کرده است؟ من عرض کردم دو تا مسأله شرعی هم نمی گوید؟ این را که گفتم کمی نرم شد.گاهی لباسش وصله داشت ووقتی به او گوش زد می شد می فرمود: از وجوهات بیش از این نمی توانم استفاده کنم. در خرید میوه برای خانه نیز به شدت مواظب بود که زیاد نخرد بلکه به اندازه مصرف خریداری کند. بسیار صبور و بردبار بود.بدی های دیگران را تحمل می کرد. با افراد جاهل که روبه رو می شد خویشتن داری به خرج می داد. در موضع گیری نسبت به مسائل سیاسی و اجتماعی معتدل بود و افراطی نبود.امروز را نمی دید بلکه به نتایج اقدامات و رویدادها توجه داشت. می گفت نماز و روزه بر گردنم نیست با این همه وصیت کرده بود از فروش زمین موروثی در گلپایگان برایش نماز و روزه بخرند.

تسلط ایشان بر مباحث فقهی چگونه بود؟

در مسائل فقهی مسلط بود. آیت الله افتخاری و آیت الله نیّری جواب های ایشان در پاسخ به برخی پرسش های فقهی را تحسین می کردند.

به نام چند تن از شاگردان ایشان اشاره کنید

آقایان: سید محمد حجت، علی محمد فرجی، شیخ علی اصغر مظاهری، شاپری، منیری، حسینی وفا.

رابطه ایشان با علماء اراک از قبیل آیت الله امامی؛ آیت الله حاج آقا حسن فرید؛ آیت الله  سید علی میریحی و آیت الله صدرا،چگونه بود؟

رابطه ایشان با علماء اراک گرم بود و با کسی رقابت نداشت.

با آیت الله امامی پنجشنبه جلسه بحث  داشت ؟ موضوع جلسه چه بود؟

با مرحوم آیت الله امامی جلسه بحث داشتند ولی از موضوع جلسه اطلاعی ندارم.

چند دوره قرآن کریم  را تفسیر کردند؟

من گاهی در جلسه تفسیر شرکت می کردم  اطلاع از چند دوره تفسیر ایشان ندارم.

آیا ایشان وصیت کرده بود که در قم دفن شوند؟

خیر در این باره وصیت خاصی نکرده بودند.

در پایان اگر مطلب خاصی هست بفرمایید.

خیر مطلب خاصی نیست.ایشان خیلی مظلوم بود.مظلومانه زیست و مظلومانه از دنیا رفت.  

مصاحبه مکتوب با دکتر نجف قلی حبیبی[32]

گفتنی است در ضمن صحبت با آقای محمد رضا احمدی آقا زاده مرحوم آیت الله احمدی گلپایگانی ، از شاگردان آیت الله احمدی گلپایگانی یاد شد.ایشان گفتند یکی از شاگردان حاج آقا، دکتر نجف قلی  حبیبی است که تا این اواخر تلفنی جویای احوال حاج آقا می شدند. نگارنده موضوع را با دکتر حبیبی در میان گذاشتم ایشان فرمودند:  آیت الله احمد ی استاد بنده بوده است. قرار شد پرسش ها خدمت ایشان ارسال شود .یک هفته پس از ارسال پرسش ها، دکتر حبیبی با وجود اشتغال زیادی که دارند پاسخ پرسش ها را ارسال کردند که در این جا از ایشان صمیمانه تشکر می شود در ذیل به پرسش ها و پاسخ ها اشاره می گردد:

   جنابعالی متولد چه سالی هستید ودر چه سالی وارد حوزه علمیه اراک شدید؟

من متولد 1320 هستم و 1334 وارد حوزه اراک شدم.

دروس حوزه را نزد چه اساتیدی خواندید؟

در اراک از محضر استادان متعدد استفاده کردم. بخش هایی از «سیوطی» را پیش استادی به نام «رفیعی»[33] که پیری وارسته و فاضل بود. معانی بیان از کتاب مطول را از بزرگواری به نام «هزاوه ای»[34] که قبل از اذان صبح می آمد درس می داد و اذان صبح می رفت برای نماز. اکنون چنین کسانی را اصلا می توان پیدا کرد؟ یا حالت افسانه دارد؟ . در هر صورت «شرح منظومه منطق و حکمت» و «معالم الأصول» و «رسائل شیخ انصاری» را پیش حضرت آقای احمدی گلپایگانی خواندم . مکاسب را در محضر «حاج آقا کاظم»[35] روحانی بزرگ آن موقع اراک خواندم. لازم به یاد آوری است که ایشان پدر همسر استاد، احمدی گلپایگانی بود.  

چگونه با آیت الله احمدی گلپایگانی آشنا شدید؟

ایشان اهل گوگد گلپایگان بودند و دوستان خوب من از جمله آقای عنایتی که الآن در تهران هستند و چند نفر دیگر از طلاب اهل گوگد بودند و من هم اهل خوانسار. حاج آقا احمدی معمولاً به مدرسه آقاضیاء می آمدند برای سرکشی و گفتگو با طلبه ها بخصوص همشهری ها و در این آشنایی ها ما درخواست درس کردیم که ایشان با اشتیاق فراوان پذیرفت.

چه کتاب هایی نزد آیت الله احمدی گلپایگانی خواندید؟

شرح منظومه سبزواری در منطق و فلسفه؛ و کتاب معالم در علم اصول و بعداً رسائل شیخ انصاری نیز در علم اصول.

چند سال در درس آیت الله احمدی گلپایگانی شرکت کردید؟

فکر می کنم حدود پنج سال.

بیان ایشان در تدریس چگونه بود؟

درسهای حوزوی سخت و خشک است و ایشان اولاً به موضوع کاملا مسلط بود و ثانیاً بسیار خوش بیان و شیرین سخن بود و با تنوع بیانی مشکلات درس را آسان می کرد همراه با مزاح و به این ترتیب خشکی و سختی درس از بین می رفت و قدرت یادگیری با طراوت روح به شدت افزایش می یافت.

علت مهاجرت آیت الله احمدی گلپایگانی به اراک چه بود؟

دقیق نمی دانم شاید به این علت بود که اراک حوزه علمیه داشت و دروس حوزوی در آنجا با قوت تدریس می شد و گلپایگان چنین امکانی نداشت. اراک در آن زمان سه مدرسه علمیه داشت که طلاب علوم دینی در آنها تحصیل می کردند که عبارت بودند از مدرسه آقاضیاء که موضوع بحث ما است و دیگری مدرسه سپهدار و سوم مدرسه حاج محمد ابراهیم. علاوه بر وجود مدرسه های حوزوی، علمای بزرگی نیز در آن ایام در اراک حضور داشتند که همگی مجتهد بودند مثل آیت الله فرید و آیت الله حاج آقا کاظم که پدر همسر ایت الله احمدی بودند و آیت الله صدرا که اتفاقا همگی اهل گلپایگان بودند  شاید این هم یک دلیل بود که سبب هجرت آیت الله احمدی به اراک شده است.

مهم ترین بعد شخصیتی آیت الله احمدی  چیست؟

عالم، وزین، موقر، مهربان ومتواضع بود.

خصوصیات اخلاقی و شخصیتی ایشان  چگونه بود؟

چنان که گفتم متشخص و متواضع بود. اصلاً آدم خشکی نبود  تا آنجا که به یاد دارم ایشان در عین حالی که داماد روحانی برجسته شهر بود، و در حالی که استاد بود اصلا خودش را نمی گرفت و بسیار مهربان و فروتن بود و با طلاب می جوشید و به حجره آنها می رفت و با آنان راحت و خودمانی گفتگو می کرد در حالی که اغلب با ایشان فاصله سنی زیادی داشتند گفتگو و شوخی و مطایبه  می کرد و با مهربانی فوق العاده برخورد می کرد .

 تسلط ایشان بر مباحث فقهی چگونه بود؟ 

روحانی فاضلی بود. خوب درس خوانده بود. بیان خوبی داشت و با این ملاحظات استاد خوبی بود. کاملاً به مباحث علمی مسلط بود. البته چنان که گفتم ما دو سه نفر بودیم که پیش ایشان شرح منظومه منطق و فلسفه و نیز معالم و رسائل می خواندیم. من نزد ایشان فقه نخواندم.

رابطه ایشان با علماء اراک از قبیل آیت الله امامی؛ آیت الله حاج آقا حسن فرید؛ آیت الله  سید علی میریحی و آیت الله صدرا،چگونه بود؟.

معمولی بود و من البته در این مورد اطلاع روشنی ندارم.

 با آیت الله امامی پنجشنبه جلسه بحث  داشت ؟ موضوع جلسه چه بود؟

اطلاع دقیق ندارم.

چند دوره قرآن کریم  را تفسیر کردند؟

اطلاع دقیق ندارم. آن قدر می دانم که شبها در مسجد «حاج تقی خان» تفسیر می فرمود و در جلسه تفسیر ایشان علاوه بر عامه مردم علاقه مند، طلاب نیز حضور چشمگیری داشتند و جلسات پر رونقی بود. 

مرحوم آیت الله احمدی گلپایگانی تألیفی داشتند یا صرفا به تدریس روی آورده بودند؟

وقتی صحبت می شد معلوم بود که دارند اما ظاهراً چاپ نکرده بودند.

چه کسانی در درس ایشان شرکت می کردند؟

در مدرسه آقاضیاء در مدتی که من بودم، ما دو سه نفر بودیم اما گویا در جای دیگر حوزه درس داشتند و من چندان اطلاع ندارم.

در پایان اگر مطلب خاصی هست بفرمایید.

ما احساس می کردیم با توجه به فضلی که ایشان داشتند چنان که شایسته بود، از وجودشان استفاده نمی شد؛ نه از ناحیه عامه مردم و نه از جانب روحانیت شهر. شاید یکی از دلایلش این بود که ایشان روحیه آزادی داشت و خصوصیات عامه پسند نداشت -  آن هم در آن سالها که روحیه ی مورد پسند عامه برای حضور فعال در جامعه برای یک روحانی از لوازم ضروری تلقی می شد- . برای این که موضوع روشن شود نکته ای را که استاد ادبیات ما مرحوم استاد «رفیعی» در همان ایام از روزگار طلبگی و جوانی خودش نقل می کرد یادآوری می کنم: ایشان نقل می کرد که وقتی طلبه کم سن و سالی بودم تازه «گوجه فرنگی» به بازار آمده بود، روزی استاد ما که یک روحانی مُعَنوَن و متشخصی بود به من گفت من خیلی دلم می خواهد گوجه فرنگی بخرم اما با این کسوت آخوندی جرأت نمی کنم. مردم شماتت خواهند کرد که آخوند گوجه «فرنگی» می خرد. اما تو بچه ای برو برای من مقداری گوجه فرنگی بخر و بیار. این فضا کم و بیش، نه تنها در زمان حضور استاد احمدی در اراک که تا حدودی هنوز هم ممکن است تلقی عامه را نسبت به یک روحانی دیگر گون کند. استاد احمدی تا جایی که آن موقع فهم ما اجازه می داد چنین وضعیتی داشت می خواست آزاد از قید و بند عامه پسند باشد و چنین بود که با همه فضلی که داشت موقعیت اجتماعی لازم را نداشت. آزاد زیست و آزاد به حق پیوست .

                                      

خاطرات نگارنده

در این جا نگارنده به بخشی از خاطرات خود با مرحوم آیت الله احمدی گلپایگانی طاب ثراه اشاره می كند. امید است كه مفید باشد.

  1. روزی می فرمودند یكی از عالمان در ذیل سخن ابن ابی الحدید:«الحمدلله الّذی قَدَّم المفضول علی الفاضل»[36] نوشته بود: اَخ اَخ اَخ  تُف تُف تُف.
  2. روزی در باره مرحوم آیت الله شیخ محمد سلطان اراكی  صحبت شد: فرمودند: مرحوم آقای سلطان به درب اتاق خویش پرده ای آویخته بود پرده را كه می زدی كنار بی درنگ  و بدون این كه فرصت سخن گفتن بدهد می گفت: استخاره و دست می برد به سمت قرآن و با آن استخاره می كرد و  می گفت  بد است یا خوب. بعد ایشان نقل می كرد روزی كه نم نم باران می آمد رفتم منزل آقای سلطان حال خوبی نداشت  دخترش طلاق گرفته بود كمی صحبت كردم   ایشان دو عدد اسكناس ده تومانی به من داد گفتم خواهش می كنم این را بردارید چون من به این نیت نیآمدم ایشان گفت: خواهش می كنم شما قبول کنید.
  3. می فرمودند: اوائل مرجعیت مرحوم آیت الله العظمی گلپایگانی بود كه من از اراك رفتم قم ودر جلسه درس ایشان در مسجد اعظم شركت كردم پس از درس خدمت ایشان رفتم و به اتفاق سوار ماشین شدیم ایشان به راننده گفت به سمت خاكفرج برویم تا مسیر طولانی شود.در راه به من گفتند خواهشی از شما دارم  و آن این كه اگر وجوهاتی آوردند شما تحویل بگیرید عرض كردم من كسی نیستم كه از این مغازه به آن مغازه بروم برای جمع آوری خمس .اگر آوردندتحویل می گیرم ایشان فرمودند انتظار ما از شما در در همین حدّ است.
  4. می فرمودند مرحوم حاج آقا حسن فرید[37] از مرحوم آقا كاظم گلپایگانی گلایه مند بود من به ایشان عرض كردم اگراین ظرف را بشكنیم جایگزین داریم؟گفتند: خیر.
  5. در صبح 3/4/82  حدود ساعت 5/11به اتفاق آیت الله احمدی گلپایگانی به منزلشان واقع در خیابان محسنی رفتم برای گرفتن یكی از مجلدات « ریاض العلماء»، به ایشان عرض كردم آقای عبد الحسین حائری نوه دختری مرحوم حاج شیخ عبد الكریم حائری در مصاحبه خود با مجله «آینه پژوهش» می گوید : مرحوم آیت الله بروجردی  مشروعیت نماز جمعه را مشروط به حضور امام(ع) می داند و معتقد به عدم مشروعیت آن در زمان غیبت امام(ع) است[38].از طرفی به دلیل اقامه نماز جمعه  در آن زمان توسط مرحوم آیت الله سید محمد تقی خوانساری در مسجد امام حسن عسكری، نظر ایشان مشكلی را ایجاد كرد كه با رایزنی آقا مرتضی حائری و آقای خمینی با مرحوم آیت الله بروجردی در نهایت فتوای آیت الله بروجردی  این شد كه كسی نماز جمعه می خواند احتیاط واجب این است كه نماز ظهر را بخواند[39]. ایشان فرمودندمن در درس حاضر بودم ازكسانی كه خیلی مُصرّ بر عدم مشروعیت نمازجمعه در زمان غیبت بود  مرحوم آقا علی صافی گلپایگانی بود[40]. یکی دیگر از حاضرین در درس مُصرّ بر وجوب نماز جمعه در زمان غیبت امام(ع) بود که مرحوم آیت الله بروجردی به این شخص گفت: کسی که نماز جمعه بخواند و نماز ظهر را نخواند تکلیف از او ساقط نشده است در هر صورت آیت الله بروجردی نظرش بر عدم مشروعیت نماز جمعه در زمان غیبت بود منتها مرحوم آیت الله  سید محمد تقی خوانساری نماز جمعه رااقامه می كرد. لذا ایشان كه متوجه این نكته بود فردا سر درس گفتند : این بحث نیاز به بررسی مجدد دارد و من فعلا وقت آن را ندارم در تعطیلی باید به این بحث رسیدگی شود كه آقا علی صافی بلند شد وگفت: بالاخره تكلیف مقلدین شما چی می شود؟ فرمودند: كسانی كه نماز جمعه را می خوانند  نماز ظهر را نیز بخوانند[41].
  6. روزی در باره آیت الله بروجردی صحبت شد فرمودند: نظر فقهی ایشان طهارت اهل کتاب بود ولی فتوی به طهارت ندادند و می گفتند: فتوای من آن ها را پاک نمی کند ولی مرا نجس می کند.
  7. بعد الظهر24/10/81 مطابق با عید قربان1423ق، به دیدن آیت الله احمدی گلپایگانی رفتم.ضمن صحبت از مرحوم آقا جمال گلپایگانی سخن به میان آمد.فرمودند :دو بار ایشان را دیدم یک بار در تهران که ایشان برای عمل جراحی پروستات آمده بود و بار دوم ایشان را در نجف[42] دیدم.بعد از قول آقای گلزاری- که در دفتر مرحوم آیت الله العظمی حاج سید محمد رضا گلپایگانی به خدمت مشغولند- نقل کردند که آیت حاج آقا علی صافی گفته بود به مرحوم آقا جمال گلپایگانی گفتم آن چه خود دیده ای برایم بگو نه آن چه می گویند.مرحوم آقا جمال گفته بود: وقتی رفتم به زیارت اهل قبور دستها را دیدم که از قبر بیرون آمده بود به هیئت و شکل قنوت، چنین فهمیدم که این ها نیاز مند و محتاجند.رفتم سر قبر هرکدام و فاتحه ای خواندم که دیگر دیدم دست ها نیست.سپس صحبت از فرزند مرحوم آقا جمال گلپایگانی، به نام سید محمد جمال هاشمی[43] به میان آمد که فرمودند ایشان در زمینه شعر و ادبیات شهرت جهانی داشتند که در مصر وقتی سخنرانی کردند چند بار مصریان از او خواستند که«اَعِد».ایشان در جنگ جهانی دوم شعری در مدح «هیتلر» با عنوان « حَرّر العالَم هیتلر حَیّ هیتلر» سروده بود که مورد تعقیب قرار گرفته  و به گلپایگان خانه پدر آقای محمدی  گلپایگانی- ریئیس دفتر مقام معظّم رهبری- پناه برده بود. ایشان را یک  بار در سفر مکه در مدینه به همراه مرحوم آیت الله العظمی سید محسن حکیم دیدم که خیلی فربه شده بود که راه رفتن برایش مشکل بود[44].
  8. می فرمودند آیت الله بروجردی در درس می فرمودند برای سیر و سلوک دو کار لازم است: الف. خواندن نماز شب. ب. خواندن نماز های واجب در اوّل وقت در نتیجه  نیازی به مُرشد نیست.
  9. یک وقت فرمودند:  نزدیک بر خاستن برای نماز شب بود که  نمی دانم در بیداری یا در خواب  شنیدم کسی این آیه را می خواند: «أَ حَسِبَ النَّاسُ أَنْ یتْرَكُوا أَنْ یقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لا یفْتَنُون »[45].

10. روزی صحبت در باره آخوند ملاعبد الصمد همدانی و کتاب او « بحر المعارف» شد که ایشان اظهار تمایل کردند که کتاب را ببینند. بنده چند روز بعد پس از شرکت در نماز جماعت ظهر و عصر ایشان کتاب را خدمتشان تقدیم کردم و با حالت مزاح به ایشان عرض کردم که کتاب را با دیده فقاهت مطالعه نکنند.بعد از مدتی که خدمتشان رسیدم کتاب را بر گرداندند و فرمودند چیزی ندارد .به نظر می رسید کتاب را نپسندیده بودند.

11. روزی در باره حاشیه مرحوم سلطان (آیت الله شیخ محمد سلطان العلماء اراکی) بر کفایة الاصول  صحبت شد فرمودند: اگر تلخیص و طبع مجدد شود قابل استفاده است.

12. در باره کفایه که صحبت شد می فرمود:آن وقتی که آمیرزا محمد ثابتی همدانی [46] در زمان حاج شیخ عبد الکریم حائری  کفایه می گفت هنر بود ؛زیرا نه شرحی و نه حاشیه ای بر آن کتاب نوشته نشده بود تنها حاشیه مرحوم مشکینی در اختیار بود.اکنون گفتن کفایه مثل آن وقت ها مشکل نیست.

13. روزی نظر ایشان را در باره تفسیر « القرآن و العقل» مرحوم آقا نور الدین اراکی پرسیدم فرمودند: خیلی مطلبی ندارد و مرحوم آقا نور حق داشته ؛زیرا در هنگام نوشتن این تفسیر کتابی در اختیار نداشته است.

14. فرمودند در زمانی که برخی از عالمان حوزه علمیه قم از جمله آقای خمینی در صدد بودند که کسی را برای اداره حوزه پیدا کنند  به مرحوم آقای سلطان هم سری زدند ولی ایشان را برای این مسؤلیت نپسندیدند.

15. روزی برای دیدن یکی از شاگردان ایشان به محل درس که در مسجد حاج تقی خان اراک برگزار می شد رفتم. کفایه را تدریس می کردند بحث در باره «استعمال لفظ در بیش از یک معنا» بود که ایشان با دقت و بیانی ستودنی مطلب را تو ضیح دادند که این جانب چنین بیانی را در میان مدرسین کفایه در حوزه قم ندیده بودم. هنگام خروج از محل درس من دو اشکال مطرح کردم که با کمال صبر و بردباری به اشکال ها  که مربوط به همان بحث بود پرداخت. بعدها به ایشان عرض کردم اگر جنابعالی در قم بودید یکی از بهترین مدرسین کفایه بودید.

16. یادم هست در اوائل دهه هفتاد روزی  در قم بودم  - آن سال ها زائرین اراکی پس از زیارت  حضرت معصومه (س) برای بازگشت  به اراک  مقابل پل «آهنچی» می آمدند تا مینی بوس ها  آن ها را به اراک آورند- خواستم سوار یکی از مینی بوس ها شوم در همان وقت با مرحوم آیت الله احمدی مواجه شدم که  او نیز می خواست به اراک باز گردد به اتفاق سوار یکی از مینی بوس ها ،  شدیم  با این که در آن زمان برای ایشان کرایه کردن ماشین شخصی بسیار آسان بود ولی به دلیل همان روحیه احتیاط در مصارف وجوه شرعیه از این کار امتناع کرد.

17. خداوند رحمت کند مرحوم آیت الله احمدی گلپایگانی را که متواضع و فروتن بود.یادم نمی رود روزی در محضر ایشان بودم عبارتی از تفسیر المیزان یا شرح محمد عبده بر نهج البلاغه را جلویم گذاشت و فرمود: شما از این عبارت چه برداشت می کنید؟ بدون این که قصد امتحان بنده را داشته باشد.

18. می فرمودند آن زمان که قم بودیم یکی از مدرسان درس خارج آقای محقق داماد ( آیت الله سید محمد محقق یزدی معروف به محقق داماد طاب ثراه) بودند. برخی از شاگردان آقای داماد در باره ایشان اغراق کرده و او را در حدّ امام صادق(ع) می پنداشتند.

19. روزی در خیابان مخابرات اراک با آیت الله احمدی گلپایگانی روبه رو شدم پس از سلام و احوال پرسی عرض کردم امروزه بیماری هایی از قبیل ایدز پدید آمده است  آیا می توان چنین بیماری هایی را موجب «فسخ عقد نکاح» دانست؟ فرمودند : خیر از آن چه که در روایات آمده نمی توان تعدّی کرد و می بایست بر همان عیوبی که در روایات آمده اقتصار کرد.

20 . مرحوم آیت الله احمدی گلپایگانی  می فرمودند: عده ای از همدانی ها می روند نجف که وجوهات خود را به آیت العظمی سید ابوالحسن اصفهانی رحمة الله علیه  تحویل دهند .مرحوم آسید ابوالحسن می پرسد از کجا آمده اید؟ می گویند:از همدان. می پرسد در همدان چه کسی از آقایان اهل علم هست؟می گویند آقای آخوند ملّا علی (آیت الله ملّا علی معصومی)[47].ایشان وانمود می کند که آخوند ملّا علی را نمی شناسد.می گوید: آخوند ملّا علی کیست؟ همدانی ها ناراحت می شوند و بلند می شوند و می روند و  می گویند آخوند ملّا علی، ما را به این جا فرستاده حالا او کیست؟.

 

                             منابع

 

 

      قرآن کریم.

احمدی گلپایگانی، محمد حسین، زندگی نامه خود نوشت، خطی.

...، ...، الحاشیة علی العروة الوثقی، مخطوط، به خط آقا علی صالحی.

استادی، رضا، شرح احوال حضرت آیت الله العظمی اراکی، اراک، انجمن علمی فرهنگی و هنری استان مرکزی، 1375.

...،...، شرح حال دانشمندان گلپایگان، بی جا، کنگره بزرگداشت علمای گلپایگان، 1381.

امین، حسن، مستدرکات اعیان الشیعه، بیروت، دار التعارف للمطبوعات، 1409ق.

بروجردی، حسین، توضیح المسائل محشّی، تهران، سازمان انتشارات جاویدان و مؤسسه انتشارات فراهانی، بی تا.

خلیلی، جعفر، هکذا عرفتهم،قم، الشریف الرضی، 1376.

ریحان یزدی ، علیرضا ، آینه دانشوران، قم ، کتابخانه آیت الله العظمی مرعشی نجفی، 1372.

شریف رازی، محمد، آثار الحجة،  قم، مؤسسه مطبوعاتی دار الکتاب، بی تا.

...،...، گنجینه دانشمندان، تهران، کتابفروشی اسلامیه، 1352.

صافی، علی، توضیح المسائل، قم، انتشارات ابتکار دانش، 1388.

...، ...، تبیان الصلوة، تقریرات بحث آیة الله العظمی البروجردی، قم، گنج عرفان للطباعة و النشر،1384.

...، لطف الله، توضیح المسائل، قم ، مرکز تنظیم و نشرآثار حضرت آیت الله العظمی صافی گلپایگانی،1386.

صفری، علی اکبر، حائری نامه، قم، انتشارات مؤسسه کتاب شناسی شیعه، 1394.

صدوق، محمد بن علی، من لایحضره الفقیه، قم، مؤسسة النشر الاسلامی، 1413ق.

طباطبایی، محمد کاظم، العروة الوثقی، تهران، المکتبة العلمیة الاسلامیة، بی تا.

طوسی، محمد بن حسن، تهذیب الاحکام، تهران، دار الکتب الاسلامیه، 1407ق.

نعیمی، داوود، افتخار آفرینان استان مرکزی، قم، کومه، 1385.

ولاشجردی فراهانی، غلامعلی، نام های ماندگار، اراک، پیام دیگر، 1382.

مجلات

آینه پژوهش، سال اوّل، شماره دوم، 1369،قم، مرکز تحقیقات و پژوهش های علوم اسلامی.

پیام قرآن، سال دوم، شماره چهارم، پاییز 1373  ، قم، دار القرآن الکریم.

حوزه، شماره 36، سال ششم،بهمن و اسفند1368.قم، مرکز انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی.

کیهان فرهنگی، شماره27،خرداد1365، تهران،انتشارات کیهان.

 

 

 



[1] . استادیار گروه الهیات دانشگاه اراک: a-hasanbagi@araku.ac.ir

[2] . بانی این مسجد قدیمی یکی از بزرگان شهر اراک به نام حاج تقی خان از خاندان امینی ها است.روانشاد حاج تقی خان، با هزینه شخصی ، این مسجد را در حدود سال 1250ق ساخت .اولین امام این مسجد،آخوند ملا زین العابدین که پدران او کاشانی بودند.پس از آخوند ملا زین العابدین، امام جماعت با حضرت آیت الله العظمی آقای آقا نورالدین عراقی از مجتهدان به نام ایران بوده است.امام جماعت  مسجد حاج تقی خان پس از مرحوم آقا نور، آیت الله سید محسن غروی هفته ای بوده است.پس از مرحوم آیت الله سید محسن غروی هفته ای، سید احمد وفسی بوده است که پس از ایشان امامت این مسجد به آیت الله آقا کاظم گلپایگانی(کوشا) می رسد.پس از مرحوم آقا کاظم گلپایگانی، امامت جماعت به داماد ایشان،حضرت آیت الله احمدی  مُحوّل شد(افتخار آفرینان استان مرکزی، ج1،ص246-3-244).

[3] . گفتنی است  سال ها پس از ارائه زندگی خود نوشت از سوی مرحوم آیت الله احمدی گلپایگانی طاب ثراه به این جانب ، زند گی خو نوشت دیگری از ایشان در جلد دوم دانشمندان گلپایگان،ص68-70، چاپ شده است که تا اندازه ای با یکدیگر شبیه است ولی با مقایسه روشن می شود که توضیحات آن مرحوم از وضعیت حوزه علمیه قم در دوران رضاخان پهلوی  و اداره حوزه توسط اعلام ثلاثه و بالاخره ورود آیت الله العظمی بروجردی  و روش تدریس او همگی در زندگی نامه خود نوشت متأخر نیآمده است.

[4] . مریم: 59.

[5] . آقا میرزا هدایت الله فرزندآخوند ملا  محمد جواد نخعی گلپایگانی از خانواده علم و دانش است. او در 13 رجب سال 1308ق  در قریه گوگد از قراء گلپایگان متولد شد.مقدمات و سطوح اولیه را در محل خود خدمت والد خود خواند و و در سال 1336ق  به اراک  مهاجرت کرد و ابتد از محضر مرحوم آیت الله آقای آقا نور و حاج میرزا محمد علی خان( مجتهد عراقی) استفاده کرد. در سال 1340ق که مرحوم آیت الله حاج شیخ عبد الکریم حائری  به قم مهاجرت کرد ایشان نیز به فاصله اندکی به قم مهاجرت کرد او در قم از درس مرحوم حاج شیخ عبد الکریم حائری استفاده کرد و در سال 1350ق به گوگد بازگشت و به  تأسیس مدرسه علمیه اقدام کرد او در سال 1367ق به تهران هجرت کرد و در مدرسه سپه سالار به تدریس اشتغال داشت تا این که در سال 1395ق در تهران از دنیا رفت( آینه دانشوران،ص425؛ آثار الحجه ، ج2،ص275-276؛ شرح احوال حضرت آیت الله العظمی اراکی،ص59).

[6] . شخ حسن فرید گلپایگانی در 1319ق در گلپایگان متولد شد مقدمات را در گلپایگان خوانده  و سال 1336ق به اراک رفته و سطوح را در آن جا به پایان رسانید.در سال 1340ق که مرحوم حاج شیخ عبدالکریم حائری به قم هجرت کرد او نیز جزء مهاجرین به قم بود.او تا سال 1345ق فقه و اصول را از درس مرحوم حاج شیخ عبدالکریم حائری و فلسفه را از درس مرحوم میرزا علی اکبر  حکیم یزدی استفاده کرد.در سال 1346ق به نجف اشرف رفت  و ار محضر آیات نائینی، آقا ضیاء عراقی و سید ابوالحسن اصفهانی بهره برد. سپس به قم بازگشت و تا سال 1365ق در قم مشغول کارهای علمی بود.در این سال به تهران مهاجرت کرد و در آن جا اقامت گزید ( آینه دانشوران، ص495-496؛ شرح احوال حضرت آیت الله العظمی اراکی،ص62).

[7] . حاصل این ازدواج، یک پسر و یک دختر بود. گفتنی است همسر آیت الله احمدی گلپایگانی در سال 1396 در اراک از دنیا رفت.رحمة الله علیها رحمة واسعة.

[8] . سید کاظم گلپایگانی(کوشا) فرزند آقا سید آقا، در سال 1324ق در قریه گوگد به دنیا آمد.در سال 1337ق برای تحصیل به اراک آمد و نزد آخوند حاج عبد الحمید انجدانی و حاج شیخ عباس ادریس آبادی معروف به مدرس، ادبیات و مقدمات را خواند.  در سال 1340ق به دنبال هجرت حاج شیخ عبد الکریم حائری به قم او نیز به آن شهر مهاجرت کرد اما همان سال مرحوم والدش او را برای ادامه تحصیل به اصفهان  می فرستد.سطوح را نزد آیت الله حاج سید محمد صادق اصفهانی و آیت الله آقا سید محمد نجف آبادی و آیت الله آقا سید علی نجف آبادی خواند. در سال 1343ق به قم آمد و از محضر درس مرحوم حاج شیخ عبد الکریم حائری و آیت الله رفیعی قزوینی و آیت الله سید علی یثربی استفاده کرد .از هم مباحثه های او مرحوم محقق داماد بود. او در قم از مدرسان سطح به شمار می رفت تا این که در سال 1351ق به اراک هجرت کرد.او در اراک به تدریس سطوح عالیه، منظومه سبزواری و تفسیر و اقامه جماعت در مسجد حاج تقی خان همت گماشت.تا این که در سال 1381ق به تهران آمد ودر آن جا مشغول به تدریس و بحث و انجام وظایف شد.آن مرحوم به داشتن بیان رسا در گفتن تفسیر و تدریس سطوح عالیه مشهور بود. مرحوم آیت الله حاج آقا مجتبی عراقی می گوید: ایشان تقریر و بیان خیلی خوبی داشتند(مجله حوزه،شماره 36،ص32) .مرحوم استاد علی اکبر غفاری درباره جلسه تفسیر ایشان می گوید:  در درس تفسیر مرحوم آیت الله آقا سید کاظم گلپایگانی – رحمت الله علیه – که در تهران تشکیل شده بود تماما شرکت داشتم  و الحمد لله یک دوره کامل تفسیر قرآن مجید را از محضر علمی و پر فیض و برکت ایشان استفاده کردم. آن فقید سعید ، مُشوّق بنده در تحقیق و طبع کتب دینیه  از جمله کتاب شریف من لایحضره الفقیه بودند.( آینه دانشوران، ص223؛ آثار الحجه، ج2،ص211؛ شرح احوال حضرت آیت الله العظمی اراکی،ص62-63؛ مجله حوزه،ش36،ص32 ؛ کیهان فرهنگی ، شماره 27،ص4).آقا محمد رضا احمدی آقا زاده آیت الله احمدی گلپایگانی  می گفت: حاج آقا می فرمود: مرحوم آقا کاظم گلپایگانی  در مدرسه صدر اصفهان با مرحوم استاد «جلال الدین همایی» هم حجره بوده است.

[9] . بقره: 181.

[10] . پيام قرآن،سال دوم،  شماره چهارم، ص53- 55.

[11] . Essential words

[12] . آیت الله حاج شیخ محمد امامی خوانساری در سال 1312ق در نجف اشرف متولد شد. او پس از تحصیلات و اخذ اجتهاد از سوی میرزای نائینی در سال 1343ق به ایران آمد و در اراک رحل اقامت افکند. در اراک به تدریس دروس  حوزوی روی آورد.نماز جماعت ا و در مسجد«آ اکبر» یکی از از با صفاترین جماعت های شهر اراک بود .ایشان بعد از نماز  به تفسیر قرآن می پرداخت. آیت الله امامی در بهار 1358ش در سن 87 سالگی از دنیارفت و در آرمستان اراک دفن شد ( نام های ماندگار،ص23).

[13] . آیت الله حاج شیخ ابوالفضل نجفی خوانساری در سال 1296ش در اصفهان  متولد شد. در اصفهان محضر میرزا علی آقا شیرازی و عالمان دیگر را درک کرد. در 18 سالگی به نجف اشرف مهاجرت کرد.در نجف ا محضر علمی و اخلاقی  آیات : خویی، میرزا باقر زنجانی، حکیم، صدرا بادکوبه ای، سید علی قاضی، آقاضیاء عراقی، نائینی، سید ابوالحسن اصفهانی و...، را درک کرد. از آیت الله سید ابوالحسن اصفهانی و آقاضیاء عراقی  اجازه اجتهاد گرفت. پس از شانزده سال اقامت در نجف، به ایران بازگشت و در شهر قم مسکن گزید. در ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی به عنوان نماینده امام خمینی در استان مرکزی و امام جمعه شهر اراک منصوب گردید. در سال1371 به قم بازگشت .او در مهرماه 1380در 86سالگی از دنیا رفت. مرحوم آیت الله بهجت بر جنازه اش نماز خواند و در مسجد بالا سر حضرت معصومه سلام الله علیها به خاک سپرده شد (افتخار آفرینان استان مرکزی، ج3، ص507-510، 517).

[14] . گفتنی است بنده از آقا جواد گلپایگانی در این باره پرسیدم ایشان گفت چیزی در دست من نیست و مرحوم آقا به کسی گرچه مجتهد هم بود، اجازه اجتهاد نمی داد.

[15] . النظر إلى وجه العالم‏ عبادة (من لایحضره الفقیه،ج2،ص205).

 

[16] . برای مثال برگه هایی در صفحات 38، 42، 46، 196،208،214، 232، 268،305،431،440و..، قرار داده شده است.حتی در برخی موارد در حاشیه صفحات مطالبی اضافه کرده است که می توان به صفحات 214،216،223و230اشاره کرد.

[17] . حاشیه عروة الوثقی، ج1،ص15،30،55، 63 ، 71،75،153،155؛ ج2،522.

[18] . العروة الوثقی،ج1،ص194.

[19] . حاشیه عروة الوثقی،ج1،ص27.

[20] . همان،ص59.

[21] . العروة الوثقی،ج1،ص430.

[22] . حاشیه عروة الوثقی، ج1،ص76.

[23] . العروة الوثقی، ج1،ص508.

[24] . حاشیه عروة الوثقی، ج1،ص87.

[25] . العروة الوثقی، ج1،ص634.

[26] . حاشیه عروة الوثقی، ج1،ص119.

[27] . العروة الوثقی، ج1،ص706.

[28] . حاشیه عروة الوثقی،ج1،ص151.

[29] . تهذیب الاحکام، ج4،ص219.

[30] . حاشیه عروة الوثقی،ج 1،ص253.

[31] . آیت الله حاج شیخ محمد تقی صدرا در سال 1278ش متولد شد. او یکی از شاگردان مرحوم حاج شیخ عبد الکریم حائری بود.پس از تحصیلات حوزوی به اراک بازگشت  و به وعظ و خطابه روی آورد که پس از مدتی  یکی از نام ورترین خطیبان شهر اراک گردید.او در مسجد«آخوند» اقامه جماعت  می کرد و عهده دار اداره مدرسه  علمیه آقا ضیاء نیز شد. قبل از انقلاب اسلامی به دعوت اراکی های مقیم تهران به آن شهر مهاجرت کرد. تا این که  در سوم اسفند  1362ش از دنیا رفت(نام های ماندگار،ص41). خداوند رحمت کند  مرحوم «خوش گفتار» دبیر ادبیات را که در کلاس درس در توصف منبر  مرحوم صدرا می گفت: در ابتداء منبر آیات شریفه«رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي ، وَ يَسِّرْ لِي أَمْرِي ،وَ احْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسانِي ، يَفْقَهُوا قَوْلِي»  را تلاوت می کرد  ودر همان لحظه با دوختن نگاه خود به  مستمعین ،مخاطب شناسی می کرد و بر اساس آن  منبرش را اداره می کرد.

[32] . عضو هيئت علمی دانشگاه تهران ، گروه فلسفه.

[33] . مرحوم شیخ قنبر رفیعی از مدرسان ادبیات در حوزه علمیه اراک بودند.

[34] . احتمالا  مقصود مرحوم حاج شیخ مهدوی هزاوه ای، است.

[35] . مقصود مرحوم آقا کاظم گلپایگانی است  که قبلا به شرح حال ایشان اشاره گردید.

[36] . شرح نهج البلاغه ابن ابي الحديد، ج1، ص3، گفتنی است  در منبع مذکور چنین آمده است « الحمد لله الذی قَدّم المفضول علی الافضل» ولی در پاورقی بحارالانوار ج30،ص468، بدون ارجاع به منبعی چنین آمده است:« الحمد لله الذی قَدّم المفضول علی الفاضل».

[37] . آیت الله حاج آقا حسن فرید فرزند مرحوم آیت الله جاج آقا مصطفی نوه مرحوم حاج آقا محسن عراقی  است.او در سال 1315ق در نجف اشرف متولد شد.اساتید او در اراک آخوند ملا محمد صابونی، آمیرزا ابوالحسن کمره ای،آخوند ملا محمد تقی گلپایگانی و آیت الله حاج شیخ عبد الکریم حائری یزدی است.پس از مهاجرت مرحوم آیت الله حائری یزدی به قم، تا سال 1351ق مدت 11سال از ابحاث آن مرحوم استفاده کرد.سپس به اراک مراجعت و تا سال 1375ق به تدریس خارج فقه و اصول پرداخت. در سال 1375ق به قم بازگشت و به تدریس پرداخت.او در سال 1390ق در اثر ابتلا به سرطان در گذشت  و جنازه اش به نجف حمل و در آن جا به خاک سپرده شد(گنجینه دانشمندان،ج2،ص216 ،آثار الحجه، ج2،ص207-208).

[38] . آینه پژوهش ، سال اول،شماره دوم،ص67-68؛حائری نامه، ص354؛ تبیان الصلوة،ج1،ص103.

[39] . حائري نامه، ص354.

[40] . نا گفته نماند  ایشان هنگام تقریر بحث  آیت الله بروجردی پیرامون « صلوة الجمعه» با نظر استاد خویش موافق بوده است (تبیان الصلوة،ج1،ص،103)،ولی بعدها دچار تغییر رأی می شود و فتوا به  مشروعیت نماز جمعه  در زمان غیبت امام معصوم (ع) می دهد در رساله توضیح المسائل ایشان چنین آمده است: در زمان حضور امام (ع) واجب است انسان در روز جمعه به جای نماز ظهر دو رکعت نماز جمعه بخواند؛ ولی در این زمان یعنی زمان غیبت امام زمان(ع) بعید نیست جزء مناصب مجتهد جامع الشرائط و امر اقامه آن با او باشد(رساله توضیح المسائل،ص149).

[41] . لازم به ياد آوري است كه در رساله آيت الله بروجردي چنين آمده است:  در زمان حضور امام(ع) واجب است انسان در روز جمعه به جاي نماز ظهر دو ركعت نماز جمعه بخواند؛ ولي دراين زمان اگر كسي نماز جمعه بخواند احتياط واجب آن است كه نماز ظهر را هم بخواند(رساله توضيح المسائل محشّي،ص168 ).گفتنی است فتوای مرحوم آیت الله صافی گلپایگانی نیز مطابق با فتوای استاد خویش(آیت الله بروجردی) است (توضیح المسائل،ص152).

[42] .آقا رضا احمدی آقا زاده آیت الله احمدی گلپایگانی می گوید: به احتما ل زیاد این سفر که مادرشان را به زیارت عتبات برده بودند پیش از 1346ش، بود.

[43] . سید محمد جمال هاشمی فرزند بزرگ آیت الله آقا جمال گلپایگانی در سال 1332ق در نجف اشف متولد شد.فقه و اصول را از محضر پدر ،آقا ضیاء عراقی و سید ابوالحسن اصفهانی فرا گرفت. مدتی به تفسیر قرآن پرداخت و حلقه تفسیر قرآن را برای عده ای  از طلاب  تشکیل داد.او یکی از شاعران برجسته و دوست شاعر بزرگ عراقی «وائلی» بود.او در انشاد شعر در محافل ادبی  ممتاز و از علاقه مندان به فلسفه قدیم و جدید بود .بسیار شوخ طبع بود. چندین بار به ایران سفر کرد.آثاری از او به جای مانده  که عبارتند از: الادب الجدید، الزهراء، المرأة و حقوق الانسان، اصول الدین الاسلامی، مشکلة الامام الغائب،الاسلام فی صلاته و زکاته، هکذا عرفت نفسی، دیوان شعر.او یکی از اعضاء جمعیت « منتدی النشر» در حوزه علمیه نجف بود.در سال1397ق در سن شصت سالگی در اثر سکته قلبی  از دنیا رفت(مستدرکات اعیان الشیعه، ج1،ص185؛ ج2،ص 287 ؛ هکذا عرفتهم، ج7، ص 76-78، 81، 83، 84، 93).

[44] . آقا محمد رضا احمدی آقا زاده آیت الله احمدی می گوید: به احتمال زیاد این ملاقات در سال 1346،رخ داده است.

[45] . عنکبوت، 29.

[46] . آیت الله میرزا محمد ثابتی درجزینی همدانی در سال 1315ق در قریه وهنده همدان متولد شد.در همدان از محضر آیات: شیخ علی گنبدی و شیخ علی دامغانی استفاده کرد سپس به تهران رفت  واز محضر شیخ عبد النبی نوری و حاج ملا محمد هیدجی( نویسنده حاشیه بر منظومه سبزواری) استفاده کرد.در 1341ق به قم آمد واز درس مرحوم حاج شیخ عبدالکریم حائری استفاده کرد.او یکی از بزرگترین شاگردان مرحوم حاج شیخ عبدالکریم حائری شد و خود  رسائل،مکاسب و کفایه را در مَدرس «مدرسه خان»  تدریس می کرد.بسیاری از فضلاءآن زمان از شاگردان ایشان بوده اند.در سال 1356ق به دعوت اهالی همدان به همدان مهاجرت می کند.در جمعه 22محرم 1365 دعوت حق را لبیک گفته و در قم در قبرستان حاج شیخ به خاک سپرده شد( آینه دانشوران،ص81-82، 170 -171؛ آثار الحجه،ج1،ص223-224).

[47] . آیت الله آخوند ملا علی معصومی همدانی در سال 1313ق در درجزین همدان به دنیا آمد.در همدان از از محضر آیت الله شیخ علی گنبدی استفاده کرد.سپس به تهران رفت وا زمحضر آقا میرزا محمود و آخوند ملا محمد هیدجی و سایرین بهرهمند شد.در سال 1340ق به قم آمد و از درس میرزا جواد آقا ملکی تبریزی و حاج شیخ عبدالکریم حائری استفاده کرد.او یکی از شاگردان موفق حاج شیخ عبدالکریم حائری بود تا این که به درجه اجتهاد رسید و به تدریس پرداخت.در سال1350ق به دستور مرحوم حاج شیخ عبدالکریم حائری به همدان مهاجرت کرد.از اقدامات او می توان به  تشکیل کتابخانه غرب و تجدید بنای مدرسه معروف به آخوند اشاره کرد.او در روزجمعه هفدهم شعبان 1398ق در همدان از دنیا رفت و در همان شهر به خاک سپرده شد(آینه دانشوران،ص85-86).

 

علی حسن بگی


...
ارسال نظر
نام
ایمیل
متن
ارسال
تازه ها
پربازدید
مقالات مربرط
اتقان و پختگى در نگارش
اساسنامه موسسه کتابشناسی شیعه
کتابیات 1 | محسن صادقی
حدیث نصر
درنگی برکرامتی از « میرزاطاهرتنکابنی» | علی حسن بگی
معرفی کتاب :زندگانی آیة الله چهارسوقی
شناخت نامه آیت الله حاج شیخ محمد حسین احمدی گلپایگانی|علی حسن بگی
معرفی "احوال و آثار بهاء الدین عاملی معروف به شیخ بهایی"
مروری اجمالی بر تطور فقه فتوایی
سیّد جعفر کشفی دارابی بروجردی (1189-1267ق) : سید حجّت کشفی
اشتباه تنقيح المقال درباره مدفن فخرالمحققين
ميرزا محمد تقى شيرازى قدس‏ سره (م 1338)
ذکر شریف "یا فاطمه" سلام الله علیها
آيه‏ اللّه‏ ميرزا محمد حسين نائينى قدس ‏سره (م 1355)
ناراحتى حضرت زهرا عليهاالسلام
ابعاد شخصيت شيخ انصارى
یادنامه مرحوم حضرت آیت الله محمد واعظ زاده خراسانی
انتشار شماره 11- 12 کتاب شیعه
شماره ششم کتاب شیعه منتشر شد .
حكيم جهانگيرخان قشقايى قدس ‏سره (م 1328)
سید صدرالدین صدر
شيخ محمد فاضل شربيانى قدس‏ سره (م 1322)
الصحف المطهره منتشر شد
سرگذشت ميرزا صادق آقا به قلم واعظ خيابانى
‌فضل بن شاذان در «‌الكافی»
رضا مختاری
دسترسی به متن کتابهای نرم افزار مکتبه اهل بیت علیهم السلام
عبد الحسین طالعی
جرعه ای از دریا جلد اول| مقالات آیت الله شبیری زنجانی
قربان مخدومی
ترجمه های صحیفۀ سجادیه به زبانهای غیر فارسی / سید امیر حسین اصغری
اجازه سید حسین موسوی خوانساری به میرزای قمی و تذکر یک اشتباه | محسن صادقی
همایش بزرگداشت علامه سید هبة الدین شهرستانی در دانشگاه کوفه + تکمیلی
نامۀ آية‏اللّه‏ العظمى مرعشى نجفى به استاد سعيد نفيسى / عبد الحسین طالعی
علی اکبر زمانی نژاد
یادداشتی به قلم آیت الله خویی درباره تشرف شیخ محمد شوشتری کوفی
آیت الله سید محمد نبوی عالم سرشناس دزفول دعوت حق را لبیک گفت
اسرار الصلاة شهيد ثانى رحمه‏الله | علی اکبر زمانی نژاد
فهرست نسخه های خطی کتابخانه مجلس شورای اسلامی 31 / از ابوالفضل حافظیان بابلی
احسان الله شكراللهی طالقانی
ابوالفضل حافظیان
بازدید مقام معظم رهبری از غرفه موسسه کتاب شناسی شیعه در نمایشگاه مشکات
مشروع ‏الموسوعة الكبيرة حول‏ التراث المكتوب للشيعة أوالوسيلة إلى تصانيف الشيعة
نامه هایی از و به مرحوم دکتر سید جعفر شهیدی / به مناسب سالروز درگذشت دکتر شهیدی
سندی منتشر نشده از آیت الله خویی در دفاع ازانقلاب اسلامی مربوط به 48 سال پیش
گزارشی از عملکرد 6 ماهه موسسه کتاب شناسی شیعه
تحقیق و انتشار نهج‌البلاغه از روی کُهَن‌ترین نسخه‌های موجود
به مناسبت در گذشت دکتر محمود فاضل
سندی نو یافته به خط مبارک شهید ثانی (ره) درباره خاندان شهید اول و علمای جبل عامل
بزرگترین کتاب‌شناس قرن اخیر +تصاویر
نمایش فایل های ویدئویی
ابتدای سایت | Back to top