کد مطلب: 5048
تاریخ درج مطلب: یکشنبه ۱۷ دی ۱۳۹۶
سید صدرالدین صدر
عنايت حضرت معصومه عليه‏السلام


عنايت حضرت معصومه عليه‏االسلام
آقاى رمضانى ـ كه از رفقاى ماست و در مباحثات پيش از ظهرهاى ما شركت مى‏ كند و از نظر علمى مستقيم السليقه و فردى با تقواست ـ منشى آقاى صدر بود. آقاى صدر كتابى به نام لواء الحمد مى ‏نوشت و چون دستش ناراحتى داشت يا به سبب اينكه خطش خيلى خوش نبود، املا مى‏ كرد و آقاى رمضانى ـ كه خوش خط بود ـ مى‏نوشت. آقاى رمضانى مى‏گفت: براى اينكه خسته نشويم، گاهى اوقات آقاى صدر صحبتهاى ديگرى مطرح مى‏كرد و مى گفت: «حالا ديگر خسته شديد، يك خرده صحبتهاى ديگر بكنيم». از جمله چيزهايى كه آقاى صدر قدس‏ سره نقل كرد، اين قصه است.
آقاى صدر در آن موقع شخص اول حوزه و اداره حوزه به دست او بود و آقاى حجت و آقاى خوانسارى هر كدام امتيازى داشتند: اولين درسْ درسِ آقاى حجّت بود و نماز جماعت شبهاى فيضيه ـ كه خيلى از طلبه ‏ها از جمله آقاى خمينى و امثال ايشان شركت مى‏ كردند و نماز باشكوهى بود ـ از آنِ آقاى خوانسارى بود. ولى اداره حوزه به دست آقاى صدر بود. آن دو بزرگوار هم شهريه ‏اى مى‏ دادند، ولى در مقابل تقسيمى آقاى صدر ناچيز بود.
خلاصه آقاى صدر حلاّل مشكلات طلبه‏ها بود و امور حوزه را اداره مى‏كرد.
گاهى جلسات آقايان ثلاث در منزل والد ما تشكيل مى‏شد. من ديده بودم كه آقاى صدر متكلّم وحده بود و آقايان ديگر استماع مى‏كردند. آقاى صدر اين جلسه را تشكيل مى‏داد تا آقايان ديگر هم از امور باخبر باشند و تنها نباشد. آقاى صدر از دو آقاى ديگر مسن‏تر بود و بيت ايشان (پدر و جد ايشان) همگى از مراجع درجه اول بودند و خودش در ميان مردم خيلى نفوذ داشت.
آقاى آسيد ابوالحسن اصفهانى قدس‏ سره ـ مرجع كل ـ عقيده داشت كه حوزه نجف كه بيش از هزار سال قدمت دارد، بايد محفوظ بماند و حوزه قم فرع نجف باشد. اشخاص با اجازه آسيد ابوالحسن  به آقاى صدر وجوه مى‏دادند. ولى در اواخر آقاى آسيد ابوالحسن قدس‏ سره اجازه ‏اش را پس مى‏گيرد. آقاى بروجردى نيز وقتى در بروجرد بودند، آسيد ابوالحسن به ايشان ارجاع احتياط مى‏كند، ولى وقتى به قم مى‏آيد ـ با اينكه آقاى بروجردى را مى‏شناخت و از هر جهت او را بر بقيه مقدم مى‏دانست ـ دست نگه داشت. مى‏ گفت نجف شكست مى‏خورد.
خلاصه وقتى آسيد ابوالحسن رحمه ‏الله اجازه‏اش را پس مى‏گيرد، آقاى صدر نمى‏تواند حوزه را اداره كند. حوزه قم داشت سقوط مى كرد. آقاى به منظور حفظ حوزه قم، براى آوردن آقاى بروجردى به قم اقدام مى‏كند، عالماً به اينكه منزوى خواهد شد.
آقاى دوانى قدس‏ سره نوشته: معروف است كه مى‏گويند: تعارف آمد نيامد دارد. ايشان خيال مى‏كرد كه آقاى صدر تعارف كرده است؛ در حالى كه ايشان از روى علم به منزوى شدن اين كار را انجام داد؛ چون از خود آقا موسى شنيدم كه گفت: غير از آقاى حجّت ـ كه جهت ديگرى دارد ـ دو تاى ديگر از آقايان با علم به منزوى شدنشان، براى حفظ حوزه آقاى بروجردى را آوردند. اينها فداكارى كردند و با اين بزرگواريها حوزه را حفظ نمودند. علماى قم يك بار موقعى كه آقاى حاج شيخ  رحمه‏ الله آمد، همگى خضوع كردند و يك بار وقتى آقاى بروجردى رحمه ‏الله آمد.
موضوعى را آقاى صدر براى كسى نقل مى‏كرد كه تأييد مى‏ كند كه آسيد ابوالحسن اصفهانى در اواخر، اجازه‏اش را پس گرفته بود. ظاهراً آقاى صدر پيش آقاى آسيد ابوالحسن رفته و به ايشان گفته بود كه حوزه قم احتياج دارد و اگر اجازه ندهيد، حوزه قم تعطيل مى‏شود. آقاى صدر مى‏گفت: با آقاى آسيد ابوالحسن صحبت مى‏كرديم. ايشان پرسيد: حوزه قم چند طلبه به درد خور براى اسلام و مسلمين دارد؟ گفتم كه در حدود نصف. ايشان فرمود: همه طلبه‏ هاى نجف به درد اسلام و مسلمين مى‏خورند. منظورشان اين بود كه علت پس گرفتن اجازه اين بود كه چون همه طلبه‏ هاى حوزه نجف به درد اسلام مى‏خورند، بايد وجوهات صرف آنجا شود.
به هر حال، وقتى آسيد ابوالحسن اجازه را پس مى‏گيرند، آقاى صدر از اداره حوزه قم عاجز مى‏شود. لذا آقاى صدر براى اداره حوزه قم چند ماه قرض مى‏كند. آقاى رمضانى مى‏گفت: آقاى صدر دوازده هزار تومان مقروض مى‏شود. در آن زمان دوازده هزار تومان پول بسيار زيادى بود، تقريباً معادل چند صد ميليون تومانِ الآن. پس از چند ماه آقاى صدر مجبور مى‏شود بگويد كه ديگر نمى‏توانيم شهريه بدهيم. آقاى صدر گفت: همان ايام چند تا طلبه به منزل ما آمدند و گفتند: شنيده ‏ايم كه شما فرموده‏ايد اين دفعه شهريه ندهند. گفتم: بله، همين جور است. تا حالا هم اين چند ماه را قرض كردم و شهريه دادم و قرض كردن حدّى دارد و بيشتر از اين در قدرت و توان ما نيست. آن طلبه ‏ها گريه مى‏كنند و مى‏گويند كه ما با اين سختى به حوزه آمده ‏ايم و به اقلّ ضرورت اكتفا كرده ‏ايم. الآن حتى پول رفتن به وطن خود را نداريم كه برگرديم. اگر شهريه ندهيد، در اين شهر چه كنيم؟ ايشان مى‏ فرمود: آنها كه گريه‏ شان گرفت، من هم گريه كردم و گفتم: شما برويد، من شب فكرى مى‏كنم.
آنها مى‏ روند. آقاى صدر سحر بعد از اينكه نماز صبح را به جماعت مى‏خوانند، به حرم مى‏روند و به حضرت معصومه  عليهاالسلام خطاب مى‏كنند: عمّه جان، اگر عُرضه داريد، اين طلبه‏ ها را اداره كنيد؛ اگر نداريد، به پدر يا برادر ارجاع بدهيد و از آنها كمك بگيريد. اين طلبه ‏ها كه خدمت دين جدّت مى‏كنند، آيا بايد از گرسنگى بميرند؟ والاّ من ديگر براى زيارت نمى ‏آيم! و بيرون آمدم. ناگهان متوجه شدم كه چرا بايد چنين تعبيرى كنم و اين جور خلاف ادب برخورد كنم؟ خيلى ناراحت شدم، ولى كار از كار گذشته بود. خلاصه، از حال طبيعى خارج بودم و چنين حرفى زدم. با ناراحتى منزل آمدم و شروع كردم به خواندن قرآن، ولى ديدم كه چشمم قرآن را درست نمى‏بيند. در آن هنگام مشهدى محمّدِ خادم آمد و گفت كه يك شخصِ كلاهىِ كيف به دست آمده و مى‏گويد كه مى‏خواهم آقا را ببينم. چون آن وقت صبح وقت ملاقات نبود و گاهى براى دستگيرى افراد در آن وقت مى‏ آمدند، خادم به ترديد مى‏افتد و احتياط مى‏ كند و مى‏ گويد كه آقا حرم رفته بودند، بروم ببينم آيا تشريف آورده ‏اند يا نه كه اگر قرار باشد آقا مخفى بشوند، فرصت باشد. آقاى صدر فرمود: گفتم كه برو بگو بيايد، بلكه ما راحت بشويم!
خادم هم مى‏رود و به كلاهى اجازه ورود مى‏دهد. آن شخص، كلاهش را روى زمين گذاشت و دست آقا را بوسيد و گفت: «من مى‏دانم كه الآن وقتى نيست كه خدمت آقا برسيم و مزاحم شويم، ولى من از شيراز مى‏آمدم. به تپه سلام قم كه رسيدم، به ذهنم آمد كه من الآن دارم مى‏روم، اگر در اين راههاى مخوف كه پر از چاله بود و با اين ماشينهاى ناجور بميرم، حقوق شرعى خودم را نداده و مديون از اين دنيا رفته‏ام. لذا به راننده گفتم كه نيم ساعت به من وقت بدهيد. شما برويد و زيارت كنيد و در اين مدت من هم كارى دارم، انجام مى‏د هم و مى ‏آيم. راننده هم موافقت كرد. لذا وقت ديگرى نبود؛ از اين رو، الآن مزاحم شدم».
كيف را باز كرد. چمدانش پر از پول بود. تمام قرضهاى ما و شهريه يك سال حوزه را پرداخت كرد و رفت. آقاى صدر مى‏گفت: بعد از آن رفتم حرم و از حضرت معصومه عليهاالسلام عذرخواهى كردم و عرض كردم كه شما عُرضه داريد و خوب هم عرضه داريد!
(11 جمادى الأُولى 1429 = 28/2/1387 ش)

جرعه ای از دریا


ارسال نظر
نام
ایمیل
متن
ارسال
تازه ها
پربازدید
مقالات مربرط
مروری اجمالی بر تطور فقه فتوایی
سیّد جعفر کشفی دارابی بروجردی (1189-1267ق) : سید حجّت کشفی
اشتباه تنقيح المقال درباره مدفن فخرالمحققين
ميرزا محمد تقى شيرازى قدس‏ سره (م 1338)
ذکر شریف "یا فاطمه" سلام الله علیها
آيه‏ اللّه‏ ميرزا محمد حسين نائينى قدس ‏سره (م 1355)
ناراحتى حضرت زهرا عليهاالسلام
ابعاد شخصيت شيخ انصارى
یادنامه مرحوم حضرت آیت الله محمد واعظ زاده خراسانی
انتشار شماره 11- 12 کتاب شیعه
شماره ششم کتاب شیعه منتشر شد .
حكيم جهانگيرخان قشقايى قدس ‏سره (م 1328)
سید صدرالدین صدر
شيخ محمد فاضل شربيانى قدس‏ سره (م 1322)
الصحف المطهره منتشر شد
سرگذشت ميرزا صادق آقا به قلم واعظ خيابانى
‌فضل بن شاذان در «‌الكافی»
ماجراى ملاقات با محمدرضا شاه
آیین گرامیداشت حجت الاسلام علی صدرایی خویی
انتشار کشف البراهین؛ جدیدترین اثر کلامی ابن ابی جمهور
شاگردان میر فندرسکی
ملاّى سى سال قبل، به درد امروز نمى‏ خورد
تأسیس الشیعة الکرام لفنون الإسلام
نگاهی به فعالیت های پژوهشی موسسه کتابشناسی شیعه
يكي از عجايب عصر!
رضا مختاری
دسترسی به متن کتابهای نرم افزار مکتبه اهل بیت علیهم السلام
عبد الحسین طالعی
جرعه ای از دریا جلد اول| مقالات آیت الله شبیری زنجانی
قربان مخدومی
ترجمه های صحیفۀ سجادیه به زبانهای غیر فارسی / سید امیر حسین اصغری
همایش بزرگداشت علامه سید هبة الدین شهرستانی در دانشگاه کوفه + تکمیلی
اجازه سید حسین موسوی خوانساری به میرزای قمی و تذکر یک اشتباه | محسن صادقی
نامۀ آية‏اللّه‏ العظمى مرعشى نجفى به استاد سعيد نفيسى / عبد الحسین طالعی
علی اکبر زمانی نژاد
یادداشتی به قلم آیت الله خویی درباره تشرف شیخ محمد شوشتری کوفی
آیت الله سید محمد نبوی عالم سرشناس دزفول دعوت حق را لبیک گفت
اسرار الصلاة شهيد ثانى رحمه‏الله | علی اکبر زمانی نژاد
فهرست نسخه های خطی کتابخانه مجلس شورای اسلامی 31 / از ابوالفضل حافظیان بابلی
احسان الله شكراللهی طالقانی
ابوالفضل حافظیان
بازدید مقام معظم رهبری از غرفه موسسه کتاب شناسی شیعه در نمایشگاه مشکات
مشروع ‏الموسوعة الكبيرة حول‏ التراث المكتوب للشيعة أوالوسيلة إلى تصانيف الشيعة
نامه هایی از و به مرحوم دکتر سید جعفر شهیدی / به مناسب سالروز درگذشت دکتر شهیدی
سندی منتشر نشده از آیت الله خویی در دفاع ازانقلاب اسلامی مربوط به 48 سال پیش
گزارشی از عملکرد 6 ماهه موسسه کتاب شناسی شیعه
تحقیق و انتشار نهج‌البلاغه از روی کُهَن‌ترین نسخه‌های موجود
به مناسبت در گذشت دکتر محمود فاضل
سندی نو یافته به خط مبارک شهید ثانی (ره) درباره خاندان شهید اول و علمای جبل عامل
بزرگترین کتاب‌شناس قرن اخیر +تصاویر
نمایش فایل های ویدئویی
ابتدای سایت | Back to top