کد مطلب: 5045
تاریخ درج مطلب: پنج شنبه ۷ دی ۱۳۹۶
سرگذشت ميرزا صادق آقا به قلم واعظ خيابانى
آيه‏ الله آقا ميرزا صادق آقا مجتهد تبريزى رحمه‏الله (المتوفّى سنه 1351)

آن مرحوم از كبار علماء ايران و احد مراجع اماميّه در اين زمان بود رياست تامّه و مرجعيّت تقليد عامّه را او داشت و اعلم و افقه و ادقّ نظراً و جميل الخلق، حسن الخلق، حليم كريم حكيم وقور شديد العزم، قوىّ القلب، بصير در امور، صبور در شدايد و ملمّات، متصلّب در دين و شرعيّات، طيّب المحاورة متفقّق در محاضره، اديب منشئ، شاعر مجيد جيّد الخطّ، حسن الرّبط، بالجملة خالق البريّة (جلت عظمته) نعم خود را در اين وجود مسعود به اتمام رسانيده بود.
نسب شريفش: ميرزا صادق بن عالم فقيه مجتهد متكلّم علاّمه حجه ‏الاسلام ميرزا محمد بن عالم مجتهد مولى محمد على قراجه داغى صاحب شرح تبصره علاّمه حلى (رضوان الله عليهم) آباء كرام او قاطبه تا درجه سابعه و اخوان فخامش كلّهم علماء فقهاء و جلّهم مجتهدين عظام طراز اوّل و درجه علياء بودند.
مولد و منشأ و كيفيّت تحصيلش: در حدود سنه 1274 در تبريز متولّد و فطن متين صادق القول نشو و نما كرده تا به تحصيل و تحرير شروع و در مدّت يسير تكميل و پس از آن به مقدمات فقه و اصول مشغول و در زمان قليل به امثال و اقران فايق آمد. و چون سن شريفش به نوزده [كذا، صحيح: هفده] سال رسيد در مصاحبت برادر اكبرش عالم فقيه حجه‏الاسلام حاج ميرزا محسن آقا مجتهد قدس‏سره به نجف أشرف (زاده الله شرفاً) كه محطّ اساطين اماميّه و مهبط اساتيذ اثنى عشريّه بود سنه 1288 [كذا، صحيح: 1291] مسافرت فرمود و مدت اقامتش در آن مكان شريف بيست و چهار [كذا، صحيح: بيست] سال بود و در آنجا احد مشايخ عظام و اساتيذ كرام بوده كه فضلاء و منتخبين طلاّب به بحث او حاضر مى‏شدند بعد به واسطه عدم تمكّن قيام و مساعدت نكردن ايام چنانچه عادت اوست به ارباب فضل و كمال و اصحاب عزّ وافضال سنه 1311 عزيمت مراجعت به سوى تبريز نمود.
صيت فضل و اخلاقش: به واسطه انتشار فضل و غزارت علم و حسن اخلاق كه متجلّى به حظّ وافر از جميع محاسن بوده در انظار مردم عظيم و مقبول خاصّ و عام و محسود رؤساء و محقود منتحلين علم چنانچه سجيّه اهل زمان و شيمه نا اهلال است گرديد. امّا آن بزرگوار به واسطه علوّ مقام و جلالت و سموّ مكانت ابداً به آنها ملتفت نمى‏شد و اصلاً اعتنا نمى‏نمود و در قبال بدگوئى و حسد ايشان محبّت و احسان و ذكر حسن در حقّشان مى‏كرد كأنْ لم يكنْ شيئاً مذكوراً زيرا كه آن حبر اعظم وافر العقل، حديد النّظر، عديم النّظير، عميق الفكر بود يقرأ مكتوب الغد من عنوان اليوم و «المؤمن ينظر بنور الله» پيش بينى او به نحوى بود كه از امور فضيحه و قوانين مبتدعه قبل از وقوع به فكر ثاقب و نظر صائب خود خبر مى‏داد و همان طور مى‏بود حتّى بعضى از اشخاص را معيّن مى‏فرمود كه به فلان امر متصدّى خواهد شد و همان طور مى‏شد و چنان صاحب حزم بود كه احدى نمى‏توانست در امرى به رأيش دخالت و غلبه بنمايد و نطق نمى‏كرد مگر به چيزى كه نفع ببخشد براى مردم در دين و دنياى ايشان و كسى را ذكر نمى‏كرد مگر به خير و خوبى.
و آن مرحوم متصدى درس و افاده و وعظ و خطبه و ارشاد مردم بود و منبر مؤثّر مفيدى داشت و مفصّلاً مصائب حضرت سيّد الشهداء عليه ‏السلام را با بيان نكات و دقايق آن ذكر مى‏فرمود.
مسافرت آن فقيه اعظم به كردستان: بنا به موجبى به بلده سنندج مقرّ حكومت كردستان مسافرت فرمود و اهالى آنجا با اينكه از جماعت عامّه و اهل سنّت شافعيّه هستند، به زيارت او آمدند و تكريم و تبجيل به جاى آوردند و علماء ايشان هر روز مى ‏آمدند و به قدوم وى در بلدشان افتخار مى‏نمودند، حتّى شيخ اجلّ شيخ شكر الله امام جمعه سنندج گفت كه اگر ذبح ولد شرعى بود من يكى از اولادم را در مقدم شما ذبح مى‏كردم و جدّاً توطّن آن بلده را از وى استدعا مى‏كردند به جهت آنكه مقام علم و مكان فضل و مكارم اخلاق و مجاهده او را در دين و علوّ ساحت وى را در كمال و ادب مى‏دانستند.
مهاجرت صاحب عنوان رحمه ‏الله به بلده طيّبه قم: و بعد از اقامت بيشتر از بيست روز در سنندج از طريق همدان و عراق [اراك] به بلده قم المحميّة (على ساكنتها آلاف الثّناء والتحيّة) مهاجرت فرموده و در آن مكان شريف اقامت گزيده، عائله خود را احضار فرمود و ديگر به تبريز باز نگشت و بعد از چهار سال به زيارت حضرت رضا (عليه الصّلاة والسّلام) مشرّف و پس از سه ماه توقّف و تشرّف، به قم مراجعت فرمود در حالتى كه سينه‏ اش دردناك بود و سابقاً هم معلول بود و در شب عيد فطر به مرض ذات الرّيه مبتلا گرديده و برء حاصل نشد تا شب جمعه ششم ذى القعده 1351 دو ساعت و نيم از شب گذشته به روح و ريحان و جنّت و رضوان خداوند رحمان شتافت.
تجهيز آن مرحوم: در صبح جمعه علماء و طلاّب قاطبةً و اهالى قم و غيرهم از مجاورين و زوّار به تشييع جنازه اجتماع نمودند و عالم ورع تقىّ شيخ مهدى محدّث واعظ در منزل او [را] در آب جارى غسل داده و طبق آداب شرعيّه كاملاً تكفين و تجهيز نموده و در سرير حضرتى (سلام الله عليها) به حرم مطهّر حمل دادند و تقريباً پانزده هزار تن در تشييع حاضر و مردم مثل ايّام عاشوراء گريه و ناله مى‏كردند و كتيبه عزائيّه حسينيّه كه در بلاد اسلاميّه مرسوم است به اين بيت ترنّم مى‏نمودند:
رفت از دار فنا سوى بقا سرور ماخاك غم بر سر ما
بعد جنازه را بالا سر حرم مطهّر گذارده امام اورع ازهد و حبر فقيه اوحد آقا شيخ ابوالقاسم شيخ علماء قم و مرجع تقليد ايشان نماز گزارده جنازه را به رواق زجاجى حمل دادند و چون حفّار خشتى از زمين برداشت و اندكى از زمين حفر كرد قبر وسيع عميق ملحّد مجصّص مُعَدّى پيدا شد تمام مردم و خدّام حرم از اين امر تعجّب كردند چه كه هرگز احتمال نمى‏رفت كه در رواقين و اطراف حرم چنين قبر حاضر خالى باشد پس در همان قبر دفن كردند (نوّر الله مضجعهُ بأنوار رحمتِه وسقى تربته بشآبيب لطفه ومغفرته).

مجالس ترحيم در بلاد ايران و نجف اشرف و مشهد مقدّس
در بلده قم اوّلاً مجلس عزا و ترحيم از طرف اولاد كرام آن مرحوم در مسجد بالا سر حرم دو روز منعقد و تمام بازار و دكّان را بستند.
ثانياً: از طرف حضرت ملاذ الأنام حجه ‏الاسلام آيه‏الله حاج شيخ عبدالكريم آقا حايرى يزدى در همان مسجد.
ثالثاً: از طرف اهل بازار در مسجد امام قرب بازار.
رابعاً: از طرف جمعيّت قرّاء و حفّاظ جليله قميّين.
خامساً: از طرف شريف اعظم و عين برّ اكرم، والى اجلّ اقدم، آقاى ناظم الملك.
وهكذا تا مجلس سابع، و همه مجالس مملوّ بود از مردم.
در طهران اوّلاً: در مسجد سپهسالار از طرف دولت سنيّه با اطعام مردم.
ثانياً: در مسجد شاه از طرف علماء اعلام و حجج الإسلام.
ثالثاً: در مسجد آذربايجان از طرف اهل تبريز قاطنين طهران.
در مشهد مقدّس اوّلاً: در مسجد گوهرشاد از طرف علماء و اهالى شهر، و صاحب عزاء حضرت حجة الإسلام آيه‏الله حاج آقا حسين قمى و دامادش سيد سند و علم اوحد و حبر اعظم سيد صدرالدّين عاملى اصفهانى بودند.
و ثانياً: در مسجد پاچنار از طرف اهل آذربايجان كه مجاور مشهد شريف بودند.
در تبريز اوّلاً: در مسجد مترجَم مرحوم از طرف اخوان كرام و عشيره فخام دو روز و تمام بازار را بستند مثل عاشوراء حتّى ارامنه ساكنين تبريز.
و بعد از انعقاد مجالس عديده به واسطه كثرت ازدحام مردم و انقلاب احوال و تشتّت امور و خوف حدوث فتنه، ترحيم ممنوع شد.
و در نجف اشرف على ساكنها الآف التّحيّة والتّحف اوّلاً: از طرف رئيس الملّة وزعيمها الحجّة آيه‏الله آقا سيد ابوالحسن اصفهانى.
ثانياً: از طرف علماء و طلاّب ساكنين نجف.
وهكذا مجالس ترحيم اقامت يافت در بلده همدان در مسجد جامع و بلده زنجان و ساير بلاد آذربايجان از اردبيل و مراغه و اهر و اروميّه موسومه به رضائيّه و خوى با اطعام فقراء و مساكين مفصّلاً سه روز و غيرها از قصبات و قرى از كسانى كه آن مرحوم (قدّس الله سرّه) مرجع تقليد و ملجأ امور شرعيّه ايشان بود.
و معلوم است كه اين تأثّر خاصّ از عوام و خواصّ نيست مگر از لطف خداوند متعال و از محامد كريمه و مكارم جميله آن عالم ربّانى (رضوان الله عليه)
الناس اكيس من أن يمدحوا رجلاًحتى يروا عنده آثار احسان
لقد ثلمت في الإسلام ثلمة عظيمة لا يسدّها شيء.
تمضي الليالي و لا تفنى مآثرهيستنشقون نسيم الخلد قد هجما
يبقى على صفحة الأيام ما رسماأين الّذي بسط الإنسان منبسطا
والعاكفون على أطراف مضجعهقد عمّ فيض نداه العرب والعجما
أين الذي فسّر الأحكام محكمةأين الّذي هذّب الأحكام والحكما
و مبلغ عمر شريف آن فقيه اعظم تقريباً هفتاد و هشت سال بوده. (رحمة الله عليه).
و تاريخ وفاتش به عربى: «قد أنجاه الله (تعالى) من أيدي الظلمة» و به فارسى: «قوام ملّت و دين بوده مقتداى انام».
و چهار نفر از علماء و فضلاء در رثاى وى قصايد رائقه و ابيات فائقه به عربى و فارسى انشاء كرده‏اند ولى به واسطه رعايت اختصار، اقتصار به تاريخ حياتش شد.
و خود آن مرحوم را نيز قصائد نضيده در مقاصد عديده هست من جمله قصيده در استنهاض و نوائب عاشوراء. و قصيده در رثاء على اكبر عليه ‏السلام كه بخط شريف خود نوشته ارسال داشته بودند و حقير در مجلّد محرّم الحرام از كتاب وقايع الأيام، ص417 و ص495 نقل كرده‏ام و قصيده در كرامت باهره اردبيل كه در خاتمه كتاب مذكور منقول است و قصيده در فاجعه فتنه روس به قبّه حضرت رضا (عليه آلاف التّحيّة والثّناء) و قصيده در رثاء مرحوم امام جمعه حاج ميرزا عبدالكريم آقا كه در اين وجيزه در ترجمه او ثبت كرده‏ام نظم فرموده ‏اند.
اساتيد صاحب عنوان رحمه ‏الله: در غرىّ سرىّ به درس چند تن از مشايخ عظام و اساتيذ كرام حاضر مى‏شد من جمله شيخ فاضل اردكانى و فاضل محقّق مولى محمد فاضل ايروانى و فاضل شرابيانى و شيخ مامقانى (قدس الله أسرارهم الزّكيّة) و استاذى كه در اخذ از وى مبالغه و اعتقاد كثيرى در حقّ او داشته علامه فرد وحيد قائد فرقه محقّه آيه‏الله شيخ هادى تهرانى صاحب ذخائر النبوّة (قدّس الله سرّه) بود. پس از آن خودش در عداد محقّقين از اساتيذ منسلك گرديد كه علماء و فضلاء محصّلين از نظريّات صائبه عميقه او استفاده مى‏نمودند تا عنان قضا در سنه 1311 او را به سوى بلده تبريز كشيده به وطن مألوف خود مراجعت فرمود.
مصنّفات نفيسه آن مرحوم كه مشتمل بر تحقيقات انيقه و ابكار افكار سديده است كه شاهد علوّ فهم و وفور علم و كثرت تبحّر و احاطه تامّه اوست بر علوم. منها المقالات الغريّة و رسالة في المشتقات و رساله مختصره كه در قم نوشته و رساله موسومه بالفوائد فى المسائل المتفرّقة الفقهيّة اينها همه طبع شده و كتاب الصّلاة في الفقه من أوّلها الى آخر باب الامامة والاقتدا في أربعة أجزاء و كتاب شرح تبصرة العلامة قدس‏سره في الطّهارة من أوّلها الى آخر أحكام السَلس ورسالة في شرائط العوضين والرّبا وانتصاف المهر بالموت ورسالة في بعض مسائل الصّلاة ورسالة فارسيّة عمليّة طبعت سنة 1323 محتوية على أُصول الدين مفصّلاً ومسائل الاجتهاد والتقليد إلى آخر مصارف الخمس، ورسالة فارسيّة عمليّة موسومة بـ واجبات الأحكام طبعت سنه 1345 من أوّل باب الطهارة الى آخر باب الديات و حاشية على رسالة وسيلة النّجاة كه به خطّ شريفش در تبريز نزد يكى از احباب ديدم و حاشية على رسالة منهج الرّشاد و در پشت رساله واجبات الأحكام بر وى اشاره رفته.
و صديقنا الأعظم حضرة السيّد السّند العلامة آقا سيد محمد مهدى اصفهانى كاظمى (دامت إفاضاته) ابن الحاجّ ميرزا محمد موسوى خوانسارى در مجلّد دوم أحسن الوديعة، ص110 جمله‏اى از ترجمه او را در حال حياتش ضبط فرموده گويد:
ميرزا صادق آقا تبريزى نزيل قم اليوم از كبار علماء ايران واحد مراجع اماميّه در اين زمان است. رياست عامّه و مرجعيّت تامّه در تبريز او را بوده حكومت ايرانيّه در ثورت مشهوره كه در تبريز واقع شد او را به بعض بلاد ايران انفاذ داشت خلاصه كلام در اين مقام اين است كه آن بزرگوار اليوم در بلده طيّبه قم زاويه خمول اختيار كرده زيرا كه مى‏داند اصلح در اين عصر به حال فحول همين است و بر آن جناب از مصائب وارد شده آنچه بر هيچ كس مخفى نيست پس او مجهول القدر و صابر بر شدايد دهر است و بين او و الد ملاقات در سفر او به خراسان و مرورش به قم مشرّفه واقع شده و خلطه تامّه بينهما حاصل گرديد و والد ماجد او را بسيار توصيف مى‏فرمود در مراسلاتى با وى اتّفاق افتاده كه بعض مكاتيبش نزد ما موجود است (أدام الله بقاه ورزقنا لُقياه بحقّ البيت ومن بناه).






...
ارسال نظر
نام
ایمیل
متن
ارسال
تازه ها
پربازدید
مقالات مربرط
مروری اجمالی بر تطور فقه فتوایی
سیّد جعفر کشفی دارابی بروجردی (1189-1267ق) : سید حجّت کشفی
اشتباه تنقيح المقال درباره مدفن فخرالمحققين
ميرزا محمد تقى شيرازى قدس‏ سره (م 1338)
ذکر شریف "یا فاطمه" سلام الله علیها
آيه‏ اللّه‏ ميرزا محمد حسين نائينى قدس ‏سره (م 1355)
ناراحتى حضرت زهرا عليهاالسلام
ابعاد شخصيت شيخ انصارى
یادنامه مرحوم حضرت آیت الله محمد واعظ زاده خراسانی
انتشار شماره 11- 12 کتاب شیعه
شماره ششم کتاب شیعه منتشر شد .
حكيم جهانگيرخان قشقايى قدس ‏سره (م 1328)
سید صدرالدین صدر
شيخ محمد فاضل شربيانى قدس‏ سره (م 1322)
الصحف المطهره منتشر شد
سرگذشت ميرزا صادق آقا به قلم واعظ خيابانى
‌فضل بن شاذان در «‌الكافی»
ماجراى ملاقات با محمدرضا شاه
آیین گرامیداشت حجت الاسلام علی صدرایی خویی
انتشار کشف البراهین؛ جدیدترین اثر کلامی ابن ابی جمهور
شاگردان میر فندرسکی
ملاّى سى سال قبل، به درد امروز نمى‏ خورد
تأسیس الشیعة الکرام لفنون الإسلام
نگاهی به فعالیت های پژوهشی موسسه کتابشناسی شیعه
يكي از عجايب عصر!
رضا مختاری
دسترسی به متن کتابهای نرم افزار مکتبه اهل بیت علیهم السلام
عبد الحسین طالعی
جرعه ای از دریا جلد اول| مقالات آیت الله شبیری زنجانی
قربان مخدومی
ترجمه های صحیفۀ سجادیه به زبانهای غیر فارسی / سید امیر حسین اصغری
همایش بزرگداشت علامه سید هبة الدین شهرستانی در دانشگاه کوفه + تکمیلی
اجازه سید حسین موسوی خوانساری به میرزای قمی و تذکر یک اشتباه | محسن صادقی
نامۀ آية‏اللّه‏ العظمى مرعشى نجفى به استاد سعيد نفيسى / عبد الحسین طالعی
علی اکبر زمانی نژاد
یادداشتی به قلم آیت الله خویی درباره تشرف شیخ محمد شوشتری کوفی
آیت الله سید محمد نبوی عالم سرشناس دزفول دعوت حق را لبیک گفت
اسرار الصلاة شهيد ثانى رحمه‏الله | علی اکبر زمانی نژاد
فهرست نسخه های خطی کتابخانه مجلس شورای اسلامی 31 / از ابوالفضل حافظیان بابلی
احسان الله شكراللهی طالقانی
ابوالفضل حافظیان
بازدید مقام معظم رهبری از غرفه موسسه کتاب شناسی شیعه در نمایشگاه مشکات
مشروع ‏الموسوعة الكبيرة حول‏ التراث المكتوب للشيعة أوالوسيلة إلى تصانيف الشيعة
نامه هایی از و به مرحوم دکتر سید جعفر شهیدی / به مناسب سالروز درگذشت دکتر شهیدی
سندی منتشر نشده از آیت الله خویی در دفاع ازانقلاب اسلامی مربوط به 48 سال پیش
گزارشی از عملکرد 6 ماهه موسسه کتاب شناسی شیعه
تحقیق و انتشار نهج‌البلاغه از روی کُهَن‌ترین نسخه‌های موجود
به مناسبت در گذشت دکتر محمود فاضل
سندی نو یافته به خط مبارک شهید ثانی (ره) درباره خاندان شهید اول و علمای جبل عامل
بزرگترین کتاب‌شناس قرن اخیر +تصاویر
نمایش فایل های ویدئویی
ابتدای سایت | Back to top