کد مطلب: 5032
تاریخ درج مطلب: سه شنبه ۷ آذر ۱۳۹۶
پیوندهای شریف مرتضی با علمای اهل سنت| اکبر ثبوت
پیوندهای شریف مرتضی با علمای اهل سنت

سیّدِ مرتضی علم‌الهدی (۳۵۵ـ۴۳۶ق) شخصیتی است که به لحاظ عظمت مقام علمی و قربِ نَسَبی به امامان معصوم، هیچ‌کس را در مرتبة او نمی‌توان یافت.۱ این بزرگوار در عصری می‌زیست که اختلاف و کشمکش در میان سنیان و شیعیان ـ از جمله در وطن او بغداد ـ بسیار شدید بود. محلّة شیعیان در کرخِ بغداد از سه سوی با محلة سنیان همسایه بود و از دو طرف آن با محلة پیروان فرقه‌ای مجاور بود۲ که بیشتر از همة فرقه‌ها با شیعیان و خاصه با شیعیان عقل‌گرا مانند سید مرتضی تضاد فکری و عقیدتی داشتند. سید کودک بود که یک‌بار (در سال ۳۶۱) مخالفان متعصب به محلة شیعیان هجوم بردند و آن را به آتش کشیدند و بار دیگر (در سال ۳۶۳)، زنی را بر شتر سوار کردند و یکی از مردان خود را طلحه و دیگری را زبیر نام نهادند و با جمعی کثیر بر سر شیعیان کرخ رفتند و گفتند ما اصحاب جملیم و با اصحاب علی‌بن‌ابیطالب جنگ داریم؛ آنگاه کشتاری درگرفت که خلق بسیاری را به کام مرگ افکند.۳ این‌گونه ماجراها در دوران بزرگسالی مرتضی (از جمله در سالهای ۳۷۱، ۳۸۹، ۴۲۲، ۴۲۵، ۴۳۲) نیز ادامه داشت و در یکی از آنها، یکی از دو کشتی‌ای را که متعلق به او بود سوزاندند. در نزاعی دیگر خلقی از شیعیان به قتل رسیدند و محلة کرخ و خانة شریف مرتضی و خانه‌های یهودیان (به اتهام واهیِ همکاری آنان با شیعیان) و بسیاری خانه‌های دیگر جملگی به غارت رفت و خانة سید به آتش کشیده شد و دشمنان شیعه آن را ویران کردند.۴ هفت هشت سال پس از درگذشت او نیز در دورة نقابت برادرزاده‌اش سید‌عدنان، به تحریک کسانی که خود را پیشوای یکی از فرقه‌های مخالف شیعه می‌شمردند، جنگی برپا شد که روزها طول کشید و در ضمن آن، خلقی بسیار به قتل رسیدند و دشمنان شیعه و اهل بیت به حرم مطهر کاظمین هجوم بردند و اشیای گرانبهایی را که در آنجا بود، غارت کردند و ضریح مبارکِ هر دو امام معصوم را ـ با هرچه از بنای حرم و مقابرِ پیوسته به آن مانده بود ـ به آتش کشیدند و سوزاندند و حتی می‌خواستند قبر امامین را نبش کنند و…۵ با همة این احوال، رفتاری که سید مرتضی با بزرگان اهل سنت داشت، لبریز از بزرگواری و انسانیت بود و این‌هم چند نمونه:

الف) ابن‌بواب، کاتب و خطاط نامی
وی از اصحاب و شاگردان ابن‌سمعون ـ واعظ و محدث حنبلی ـ بود که مانند استاد خود در جامع منصور موعظه می‌کرد۶ و مانند او در جوار احمدبن حنبل به خاک رفت.۷ شریف مرتضی قصیدة مفصلی در سی‌و پنج بیت در رثای او سرود که در ضمن آن، از مراتب فضل و کمال وی و دلبستگی شدید خود به او، و شدت تأثر و اندوه خود از درگذشت وی یاد کرد. این هم ابیاتی از آن:‌
ما ضرّ فقدک و الایام شاهدهر بأن فضلک فیها الانجم الزهر
(تو را از مرگ چه زیان که روزگار گواهی می‌دهد که فضیلت تو در آن همچون اختران فروزان است.)
اغنیت فی ‌الارض و الاقوام کلهمر من المحاسن ما لم یغنه المطر
(تو با نیکی‌هایت چنان زمین و همة اقوام جهان را توانگر ساختی که از باران چنان توانگر نشدند.)
فانت شمس الضّحی للساربین و للسارینر فی جنح لیل ضوء‌ک القمر
(تو برای کسانی که در تاریکی شب راه می‌پیمایند، خورشید نیمروزی؛ و ماه پرتو توست.)
ان تمس موتا بلا سمع و لابصرر فطالما کنت انت السمع و البصر
(اگر مرگ چشم و گوش را از تو ربود، پیشتر چه‌بسا که تو چشم و گوش قوم بودی.)
و کیف اسلو و ما فی غیره عوضر من ‌الرجال و لا لی عنه مصطبر
(چگونه خود را دلداری دهم؟ با اینکه هیچ کس جای او را در دلم نمی‌گیرد و از دوری‌اش مرا توان شکیبایی نیست.)
و کیف لی بعده میل الی وطرر و لیس لی ابدا فی غیره وطر
(پس از او چگونه من خواهشی داشته باشم؟ با اینکه هرگز مرا جز او خواسته‌ای نیست.)
فللقلوب التی ابهجتها حرقر و للعیون التی اقررتها سهر
(اینک دلهایی که آن را شادمان می‌ساختی، آتش گرفته؛ و چشمهایی که با کارهای تو روشن می‌شد، خواب ندارد.)
و ما لعیش و قد ودعته ارجر و ما للیل و قد فارقته سحر۸
(آن زندگی که تو بدرودش کنی، خوشی را در آن راه نیست و شبی که با جدایی تو فرا رسید، سحر ندارد.)

ب) ابوالفتح نیشابوری نحوی
وی از دانشوران اهل سنت بود که مرتضی او را به معلمیِ فرزند خود اختیار کرد و پس از مرگش قصیده‌ای مشتمل بر بیش از پنجاه بیت در رثای وی سرود و در آن، مراتب تأثر عمیق خود از درگذشت او و حرمتی را که به فضل و دانش او می‌نهاد، آشکار ساخت. از جمله این بیتها:
فالنار فی جنبی یوقدها الاسیر و الماء من عینی حزنا یقطر
(غم در دلم آتش می‌افکند و اندوه از دو چشمم اشک را روان می‌نماید.)
قد کان لی منه انیس مبهجر فالان لی منه و عوظ مذکر
(او مونسی بود که دلم را شاد می‌داشت و اکنون با مرگِ خود، مرا اندرزگر و یادآور نیستی است.)
ان لم یکن من عنصری و ارومتیر فلحرمه الاداب فینا عنصر
(اگر از تبار و نژاد من نبود ولی حرمت ادب، ما را همچون نژاد مشترک به یکدیگر پیوند می‌داد.)
او لم تکن للعرب فیک ولادهر فالمعرّبون کلامهم بک بصروا
(اگر تو عرب‌زاده نبودی، اما عربهایی که با زیبایی و شیوایی و درستی سخن می‌گویند، به یاری تو بصیرت یافتند.)
و لکم لنا عرب ‌الاصول تراهمر عمیا عن الاعراب لم یستبصروا
(چه بسا عرب‌تباران که می‌بینی هیچ مهارتی در شیواگویی ندارند.)
و ذخرت منک علی الزمان نفیسهر لوکان یبقی للفتی ما یذخر
(اگر آنچه آدمی ذخیره کند بر جای می‌مانْد، من تو را به عنوان سرمایه‌ای گرانبها در برابر حوادث روزگار ذخیره کرده بودم.) 
فمتی حزنت عذرت فیک علی‌الاسیر و اذا سلوت فاننی لا اعذر
(چون اندوهگین باشم، خود را برای افسوس خوردن بر تو معذور می‌دارم. و چون فارغ از غم بنشینم، خویشتن را معذور نمی‌شناسم.)
فافخر بها میتاً فکم لمعاشرر من بعد ان قبروا بقبر مفخر
(چه درگذشته‌ای که باید به او نازید؛ و چه بسا یاری که پس از فرو شدن در خاک، همچنان مایة افتخار است.)
و کانه فی لیل اقوال مضتر قمر بدا وسط الدجنه انور
(گویا ماهی درخشان بود که در دل تاریکی‌های شب آشکار شد.)
فالیه منا کل طرف ناظرر و علیه منا کل جید اصور
(همة نگاه‌های ما به سوی او بود و گردنِ همگی به سوی او کشیده می‌شد)
و سقاک ربک ماء کل سحابهر تهمی اذا ونت الغیوم و تمطر۹
(هر ابر رحمتی که فرو می‌بارد، خدا تو را از آن سیراب گرداند.)

ج) حسین‌بن شجاع صوفی
از محدثان سنی است که با سیدمرتضی معاصر و از خاصان وی بود و سید دو قصیده مشتمل بر بیش از پنجاه بیت در رثای او سرود، از جمله این بیتها:
ذکرتک فی ‌الخلوات التیر شننت بهن علی السرورا
و کنت لدیجور‌هن الصباحر و فی سهکات لهن العبیرا
(در آن خلوت‌ها که شادمانی را بر من می‌پاشیدی و تاریکی‌ها را همچون صبح می‌زدودی و بوهای ناخوش را با عطر وجود خود از میان می‌بردی، تو را یاد کردم.)
و اظلم بینی و بین الانامر و ما کنت من قبل الا البصیرا
(پیشتر من بینا بودم و اینک با مرگ تو ظلمتی کور میانة من و مردم را پر کرد.)
و طال علی الزمان القصیرر و کان الطویل علی القصیرا
( در کنار تو، زمان طولانی بر من کوتاه می‌نمود و اکنون زمانی کوتاه بر من طولانی می‌نماید.)
فقد تک فقد الزمان الحبیبر الیّ و فقدی الشباب النضیرا
(با رفتن تو، روزگاری را که دوست داشتم، از دست دادم و چنان شد که شادابیِ جوانی را گم کرده باشم.)
اخی حسین و من لی ‌بانر تجیب النداء و تبدی الضمیرا
(برادرکم‌ حسین! کیست که آواز مرا پاسخ دهد و آنچه را در دل است، آشکار نماید؟)
عهدتک تطرد عنی الهمومر و تذکرنی بالامور الامورا
(تو را چنان یافتم که اندوه را از دلم دور می‌کنی و امور را به یاد من می‌آوری.)
اخان فاخذ منک الوفاءر و اظما فاکرع منک النمیرا
(از دیگران نادرستی می‌دیدم و از تو وفاداری می‌آموختم؛ تشنه می‌شدم و از دست تو آبی زلال می‌نوشیدم.)
و کم لیله کنت لی ثانیا ر بظلمائها مؤنسا او سمیرا
(چه بسا شبهای تیره که تو در کنار من و مونس و هم‌سخنم بودی.)
سقی‌الله قبرک بین‌القبورر سحابا و کیف ‌النواحی مطیرا
(خدا قبر تو را از ابری باران‌زا سیراب کند که همه جا را فرا گیرد.)
و لازال قبرک من نورهر بجنح‌الظلام یضی‌ء القبورا
(همواره قبر تو چنان باد که از نور آن همة قبرها در دل تاریکی پر از نور شوند.)
و لازلت ممتلیء الراحتینر نعیما و لاقیت ربّا غفورا۱۰
(همواره هر دو دستت پر از نعمت الهی باد و به لقای پروردگاری آمرزنده سرافراز گردی.)

د) ابوبکر محمد بن عمر عنبری
از ادیبان و شاعران سنی است که با شعر او تغنی می‌‌کردند و راوی او ابومنصور عکبری، و نیز خود او از مصاحبان سیدمرتضی بودند و سید مرثیه‌ای برای او سرود و این هم ابیاتی از آن:
بکی قلبی علیک مکان دمعی…
(به جای دیدگان، دلم بر تو گریست)
فان تبعد فقد نأت الثریّار و ان تذهب فقد ذهب ‌الربیع
(با دوری‌ تو از ما، ستارة پروین از ما دور شد و با رفتن تو بهار برفت.)
و ان تفقدک حائره عیونر فلم تفقدک حانیه ضلوع
(اگر چشمانِ سرگردان، تو را گم کردند، ولی مهربانی‌ها تو را همچنان دارند.)
و ان یحرج مکانک من ترابر فانک ذلک الرحب الوسیع
(اگر خانة خاکی تو ـ قبر ـ تنگ است، ولی تو خود عرصه‌ای پهناور هستی.)
و ما یبقی الزمان لنا اصولا ر فنطمع ان تدوم به‌ الفروع۱۱
(روزگار برای ما ریشه‌ها را به‌جا نگذاشت تا چشم داشته باشیم که شاخه‌ها بر جا بماند.)

هـ) علی‌بن عبیدالله سمسی
از دانشوران سنی مذهب و از ملازمان مجلس سیدمرتضی بود و با فنون عربیت آشنایی نیکویی داشت و سید قصیده‌ای مشتمل بر پنجاه بیت در رثای او سرود و این هم چند بیت آن:
ابکی و لیس یردّ میتا ماضیار جزعی علیه و لا طویل تحرّقی
(می‌گریم، هرچند که بی‌تابی و دلسوختگیِ طولانی‌ام هیچ درگذشته‌ای را باز نمی‌گرداند.)
و سلیت منه کلّ خلق معجبر و فقدت منه کل شئ مونق
(با مرگ او هر خوی نیکو را از من سلب کردند و هر چیز زیبا را از دست دادم.)
و لقد محا آدابه و علومهر منا الردی بالرغم محو المهرق
(آن‌گونه که نوشته‌های یک صحیفه را محو کنند، مرگْ دانش و ادبِ او را از دسترس ما به دور کرد.)
و لو الردی مما یدافعه الفتیر لدفعت عنه بکل غال اروق
(اگر شدنی بود که آدمی مرگ را از کسی دور کند، من با تقدیم هر کالای گرانبها که داشتم، مرگ را از او دور می‌کردم.)
و صحبتنی و انا امرء متدرعر درع ‌الشباب و برده لم تخلق
(وقتی مصاحبت مرا اختیار کردی که من پیراهن جوانی در بر داشتم و جامة زندگی‌ام کهنه نشده بود.)
و سقاک ربک لیس ما یسقی بهر بمصرّد کلّا و لابمرتّق
(پروردگارت با چنان آبی سیراب گرداند که نه اندک باشد و نه تیره.)
و رثیت منک اخا فضائل لم تزلر کالشمس او کالکوکب المتألّق
(برای تو، یعنی برای صاحب‌فضیلتی مرثیه گفتم که همواره مانند خورشید یا ستارة درخشان است.)
عجزت یدی عن ان تبرّک میتار فخذ المبرّه کلها من منطقی۱۲
(دستان من ناتوانند که پس از مرگ تو، به تو نیکی نمایند. اینک همه نیکی‌هایی را که با زبانم توانم کرد ـ و مرثیه‌هایم برای توست ـ از من بپذیر.)

و) یکی از ادبای نامی اهل سنت معروف به ابوالحسن علی‌بن احمد فالی نسخة بسیار نفیسی از کتاب الجمهره تألیف ابن‌درید داشت که خیلی به آن دلبسته بود. به دلیل فقر مالی شدید، ناگزیر آن را در معرض فروش گذاشت و سیدمرتضی آن را به شصت دینار طلا خرید. بعد که سید نسخه را تورق کرد، اشعاری به خط فالی در آن دید که حاکی از علاقة زیادش به نسخة مزبور و دلتنگیِ او از نیاز شدیدی بود که وی را مجبور به فروش کتاب کرده بود. سید با ملاحظة اشعار مزبور، نسخه را به وی بازگردانید و شصت دینار طلا را هم به او بخشید.۱۳ این از رفتار شریف مرتضی (بزرگترین متکلم و اصولی و فقیه و مفسر شیعه) در هزار سال پیش با بزرگان اهل سنت.
پی‌نوشت‌ها:
۱ـ‌ نسب پدر او با همان تعداد واسطه به حضرت موسی‌بن‌جعفر(ع) می‌رسد که نسب اما‌م مهدی(عج) می‌رسد. در این‌باره و در باب جایگاه علمی وی در عالم تشیع، بنگرید به علی دوانی، مفاخر اسلام، ج۳، صص۹۵ ـ ۲۶۳
۲ـ یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۴، ص۵۰۹
۳ـ ابن‌کثیر، البدایه و النهایه، ج۱۱، صص۲۸۹، ۲۹۳
۴ـ ابن‌کثیر ج۱۱، صص۳۲۹، ۳۴۷؛ همان، ج۱۲، صص ۳۳، ۳۹، ۵۲؛ مقدمة مصطفی جواد و رشید صفار بر دیوان مرتضی، صص۲ ـ ۳۱، ۹ـ ۹۸٫
۵ـ همان، ج۱۲، ص۶۷٫
۶ـ در بغداد، حنبلیان بیشتر به جامع منصور می‌رفتند و از مطرح شدن سخنان مخالف مذهب خویش جلوگیری می‌کردند و گاه اعتراض‌های ایشان به بلوا می‌انجامید (دانشنامة جهان اسلام، ج۹، ص۳۰۵).
۷ـ دائره‌المعارف بزرگ اسلامی، ج۳، صص ۱۴۰، ۱۴۲، ۱۱ ـ ۷۱۰؛ البدایه و النهایه، ج۱۲، ص۱۶؛ ابن خلکان، وفیات الاعیان، ج۳٫ ص۳۴۳٫
۸ـ دیوان الشریف المرتضی، ج۲، صص ۹ـ ۱۶٫
۹ـ همان، صص۱۹ تا ۲۲٫
۱۰ـ همان، صص۶ـ۴۴٫
۱۱ـ همان، ص۳ـ۱۹۲٫
۱۲ـ همان، صص۸ـ۳۴۵٫
۱۳ ـ‌ محسن امین، اعیان‌الشیعه، ج۸، صص ۵ـ۲۱۴؛ مقدمة رشید الصفار بر دیوان مرتضی، ج۱، ص۵۲٫

اطلاعات


ارسال نظر
نام
ایمیل
متن
ارسال
تازه ها
پربازدید
مقالات مربرط
اتقان و پختگى در نگارش
اساسنامه موسسه کتابشناسی شیعه
کتابیات 1 | محسن صادقی
حدیث نصر
درنگی برکرامتی از « میرزاطاهرتنکابنی» | علی حسن بگی
معرفی کتاب :زندگانی آیة الله چهارسوقی
شناخت نامه آیت الله حاج شیخ محمد حسین احمدی گلپایگانی|علی حسن بگی
معرفی "احوال و آثار بهاء الدین عاملی معروف به شیخ بهایی"
مروری اجمالی بر تطور فقه فتوایی
سیّد جعفر کشفی دارابی بروجردی (1189-1267ق) : سید حجّت کشفی
اشتباه تنقيح المقال درباره مدفن فخرالمحققين
ميرزا محمد تقى شيرازى قدس‏ سره (م 1338)
ذکر شریف "یا فاطمه" سلام الله علیها
آيه‏ اللّه‏ ميرزا محمد حسين نائينى قدس ‏سره (م 1355)
ناراحتى حضرت زهرا عليهاالسلام
ابعاد شخصيت شيخ انصارى
یادنامه مرحوم حضرت آیت الله محمد واعظ زاده خراسانی
انتشار شماره 11- 12 کتاب شیعه
شماره ششم کتاب شیعه منتشر شد .
حكيم جهانگيرخان قشقايى قدس ‏سره (م 1328)
سید صدرالدین صدر
شيخ محمد فاضل شربيانى قدس‏ سره (م 1322)
الصحف المطهره منتشر شد
سرگذشت ميرزا صادق آقا به قلم واعظ خيابانى
‌فضل بن شاذان در «‌الكافی»
رضا مختاری
دسترسی به متن کتابهای نرم افزار مکتبه اهل بیت علیهم السلام
عبد الحسین طالعی
جرعه ای از دریا جلد اول| مقالات آیت الله شبیری زنجانی
قربان مخدومی
ترجمه های صحیفۀ سجادیه به زبانهای غیر فارسی / سید امیر حسین اصغری
اجازه سید حسین موسوی خوانساری به میرزای قمی و تذکر یک اشتباه | محسن صادقی
همایش بزرگداشت علامه سید هبة الدین شهرستانی در دانشگاه کوفه + تکمیلی
نامۀ آية‏اللّه‏ العظمى مرعشى نجفى به استاد سعيد نفيسى / عبد الحسین طالعی
علی اکبر زمانی نژاد
یادداشتی به قلم آیت الله خویی درباره تشرف شیخ محمد شوشتری کوفی
آیت الله سید محمد نبوی عالم سرشناس دزفول دعوت حق را لبیک گفت
اسرار الصلاة شهيد ثانى رحمه‏الله | علی اکبر زمانی نژاد
فهرست نسخه های خطی کتابخانه مجلس شورای اسلامی 31 / از ابوالفضل حافظیان بابلی
احسان الله شكراللهی طالقانی
ابوالفضل حافظیان
بازدید مقام معظم رهبری از غرفه موسسه کتاب شناسی شیعه در نمایشگاه مشکات
مشروع ‏الموسوعة الكبيرة حول‏ التراث المكتوب للشيعة أوالوسيلة إلى تصانيف الشيعة
نامه هایی از و به مرحوم دکتر سید جعفر شهیدی / به مناسب سالروز درگذشت دکتر شهیدی
سندی منتشر نشده از آیت الله خویی در دفاع ازانقلاب اسلامی مربوط به 48 سال پیش
گزارشی از عملکرد 6 ماهه موسسه کتاب شناسی شیعه
تحقیق و انتشار نهج‌البلاغه از روی کُهَن‌ترین نسخه‌های موجود
به مناسبت در گذشت دکتر محمود فاضل
سندی نو یافته به خط مبارک شهید ثانی (ره) درباره خاندان شهید اول و علمای جبل عامل
بزرگترین کتاب‌شناس قرن اخیر +تصاویر
نمایش فایل های ویدئویی
ابتدای سایت | Back to top