کد مطلب: 4960
تاریخ درج مطلب: چهارشنبه ۲۱ تیر ۱۳۹۶
آخوند ملاّعباس تربتی قدس سره فضیلت فراموش نشدنی| احمد مهدوی ‌دامغانی
آخوند ملاّعباس تربتی قدس سره

خداوند متعال به حضرت حجت‌الاسلام والمسلمین آقای حجّتی‌کرمانی (دامت افاضاته و برکاته) طول عمر و مزید توفیق و سعادت مرحمت فرماید. جناب ایشان بر اساس دلبستگی مطلوبی که به مرحوم مغفور خُلدآشیان آقاشیخ حسینعلی راشد (أطاب‌الله ثراه) دارند، اولین کسی بودند که مدتی پس از ارتحال آن مرحوم، نام و یاد او را در روزنامه گرامی‌اطلاعات گرامی‌داشتند و شرحی در بیان فضائل و مکارم علمی‌ و اخلاقی آقای راشد نگاشتند.
در مقاله‌ای که از جناب آقای حجّتی هفته گذشته در اطلاعات منتشر شد، ایشان لطفاً از چهار نفر در صدر مقالة شیوای خود نام برده‌اند. از آنجا که از میان آن چهار نفر، تنها این بندة ناچیز به سعادت زیارت و توفیق استماع مواعظ و ارشادات مرحوم مبرور جنّت‌مکان، رضوان‌آشیان، عالم عامل و فاضل کامل، و واعظ متّعظ و مفسّر و مذکّر محقق نافذالکلام، آخوند ملاعباس تربتی (قدّس‌الله تُربته) نائل شده است، از این رو اجازه می‌خواهد که قلم را به مختصری از ذکر جمیل آن مردِ مردِ روزگار و آن پارسای پرهیزگار مزیّن سازم، گو اینکه مرحوم آقای راشد (رحمه‌الله علیه) در کتاب «فضیلت‌های فراموش‌شده» وصف کامل و بلیغی از والد محترم خود و بیان تجلّیِ مفاد آیه شریفه «انّ الّذین تَتَوفّاهم الملائکهُ طیّبینَ یَقولون سَلامٌ علیکم ادخُلوا الجنّه بَما کُنتُم تَعلَمون» (نحل، ۳۲) در آخرین لحظات حیاتِ این‌جهانی آن مرحوم مبرور مرقوم فرموده است، خواننده را از هر نوشته دیگر بی‌نیاز می‌سازد، ولی این ناچیز برای آنکه انشاءالله سعادتی ببرد و به امید تحقق حدیث شریف: «عندَ ذِکرَ الصّالحین تنزل ‌الرّحمه»، این نوشته را به خوانندگان گرامی‌تقدیم می‌کنم و نزول رحمت خداوند رحیم رحمان را مسألت می‌کنم:
نخستین دیدار
اولین باری که این ناچیز، آن بزرگوار عالی‌مقدار را زیارت کردم، در تابستان سال ۱۳۱۹ شمسی، یعنی دقیقاً هفتاد و هفت سال پیش از این بود که روزی حدود یک ساعت به ظهر مانده، به مدرسه سلیمان‌خان رفتم که در درس «شرح تصریف» مرحوم آقاسید جلال‌الدین خوشنویس (حشره‌الله مع اجداده) حاضر باشم و چون وارد مدرسه شدم، دیدم که مرحوم مغفور آیت‌الله آقای حاج میرزااحمد خراسانی کفائی و مرحوم پدرم و چند نفر از طلاّب و از جمله آقاسید جلال (رحمه‌الله علیهم) دارند پیرمرد درشت‌اندام متوسط‌القامه‌ای که گرچه لباس روحانی دارد، ولی قبا و عمامه‌اش با قبا و عمّامة معمولی روحانیان فرق دارد، بدرقه می‌کنند و در آنها نشانی از کمال احترام و ارادتمندی به آن پیرمرد مشاهده کردم و لذا مؤدّبانه بر کنار پلکان ورودی مدرسه ایستادم و به آن آقایان سلام کردم و همان پیرمرد به من‌بنده فرمود «علیک ‌السلام» و آن آقایان تا دمِ درِ مدرسه آن پیرمرد محترم را همراهی کردند.
از آقاسید جلال(ره) پرسیدم که: «این مرد کی بود؟» گفت: «ایشان آقای آخوند ملاعبّاس تربتی، پدر آقای آقاشیخ محمد امین‌اند» (پسر کوچکتر مرحوم آخوند که در مدرسه سلیمان‌خان طلبة مُبیت بود). ظهر که به خانه آمدم، از مرحوم والدم دربارة آخوند ملاعباس پرسیدم و پدرم شرحی در فضائل و کمالات و عُلوّ مقام اجتماعی ایشان و محبوبیّت‌شان در میان مردم به من فرمود و اضافه کرد که: «ایشان منبر هم می‌روند و مواعظ مفیدی را به زبان ساده و بدون تصنّعاتی که بعضاً رایج است، بیان می‌فرمایند» و گفت که: «امروز ایشان از اینکه من برای خلاصی از دست آژان‌ها و مفتّشین نظمیه، خودم عمامه‌ام را برداشته‌ام و با این قبای یقه‌دار حرکت می‌کنم، دلداری دادند.» این اولین باری بود که این حقیر مرحوم آخوند ملاعباس را زیارت کردم؛ خداش بیامرزاد.
پای منبر شیخ
نمی‌دانم که آیا آن بزرگوار در قبل از شهریور ۲۰ در مشهد به منبر تشریف می‌برده‌اند یا نه؛ ولی اولین باری که ایشان را بر منبری که بیش از سه چهار پله نداشت زیارت کردم، در تابستان ۱۳۲۱ بود که قریب یک هفته معظّم‌له هر روز از یک ‌ساعت و نیم به غروب مانده، در جامع گوهرشاد بر منبری که در فاصله شبستان مرحوم آقای سبزواری (رحمةالله علیه) و راهروی که به «مدرسه پائین‌پا» منتهی می‌شد و در کنار ایوانی که حالا نامش را فراموش کرده‌ام و در مساحتی قریب هفتاد هشتاد متر که با «زیلو»های نخی آبی‌رنگ مفروش بود،‌ به وعظ و تذکیر می‌پرداختند و آن ایام نیز ناچیز طلبة جوانی بودم که در درس «مُغنی اللّبیب» مرحوم آقای ادیب نیشابوری دوم و در درس «شرایع‌الاسلام» مرحوم آقاسید محمود رضوی قائنی (رحمةالله علیهما) حاضر می‌شدم.
در پای منبر ایشان، بسیاری از اهل علم و طلاب حوزه و طبقات مختلف از تجّار و کسبه و کارمندان دولت با کمال احترام و رعایت ادب مجلس می‌نشستند. در آن چند روز مرحوم آقا آخوند ملاعباس(رض) سورة مبارکة «انفطار» (اذا السّماءُ انفطرت) را هر روز در ابتدای فرمایشات خود تلاوت می‌کرد و سپس درباره آن بحث می‌فرمود و در مقاطعی از سخنان خود، آیه شریفة: «یا ایّها الانسان ما غرّک بربک الکریم» و آیه شریفة «منها خلقناکم و فیها نُعیدکم و منها نُخرجکُم» را تکرار می‌فرمود.
در سخن آن بزرگوار به‌راستی هیچ‌گونه تکلّف و صنعت ادبی یا استشهاد به شعر وجود نداشت و فقط عنداللّزوم به احادیث شریفه استناد می‌فرمود و گاهی خطاب به بعضی از مستمعان و یا خطاب به روحانیان حاضر در مجلس، با سخنانی محاوره‌ای و خودمانی نصایح و ارشاداتی را بیان می‌کرد و به‌راستی فرمایشاتش به دل می‌نشست و بسیار اتفاق می‌افتاد که خود آن‌مرحوم و بعضی از حضّار از سخنش منقلب می‌شدند و اشک می‌ریختند و توجّهی به مبدأ و مآل و معاد می‌یافتند و به اصطلاح این ایام، «حال می‌کردند». من‌بنده حالا و شاید از چهل پنجاه سال پیش هر وقت درباره سخنان و مواعظ «ابن مُبارک» و «ابن سمّاک» یا «ابوسعید أبی‌الخیر» یا «امام قشیری» (رضوان‌الله علیهم) چیزی می‌خوانم، بی‌اختیار به یاد همان مجالس منبر مرحوم آقای آخوند ملاعباس می‌افتم.
آن مرحوم عمامه‌ای معمولی، یعنی عمامه‌ای که لایه‌های آن به نحو مرتبی برهم چیده شده باشد، بر سر نازنینش نداشت، بلکه یک نوع عمامه‌ای داشت که مشهدی‌های عزیزم به آن «کلّّه‌پیچ» می‌گویند و از کرباس سفید بود (نه از مَلمَل یا پارچه‌های سفید نازک که به آن «مُوری»۱ می‌گفتند) و قبایش هم از همان کرباس دستبافت و عبای ایشان هم از عباهای نازک پشمی‌سفید بود، رحمه‌الله علیه.
یک دهه یا هفته دیگر هم در سال بعد (سال ۱۳۲۲ شمسی) باز در همان ساعات و در همان محل مرحوم آقای حاج‌آخوند به افاضه پرداختند و با همان طراوت و حلاوتِ سخن و در عین سادگی و شیوایی به پند و اندرز و راهنمایی مؤمنان و تحریض و تشویق آنان به دست‌یافتن به خلوص نیّت و صداقت در پندار و گفتار و رفتار بر اساس آیات مختلفی از کلام‌الله مجید ساعتی سخن می‌گفتند و فی‌الواقع دُر می‌سفتند.
این بود شرح کوتاهی از دو دوره منبر معظم‌له که حقیر درک کرد. و خداوند متعال درجات قرب آن مردِ خدا را افزون فرماید.
از نظر این حقیر کمترین، مرحوم آقای آخوند ملاعباس «نوعی منحصر در فرد» بود و من‌بنده که در این هفتاد و پنج ساله پس از آن‌ مرحوم، وعّاظ و سخنوران و بسیار خوبان دیده‌ام و گِرد جهان گردیده‌ام، به صراحت عرض می‌کنم که او «چیزی دیگر» بود. بلی، مرحوم مغفور آخوند ملاّغلامرضای یزدی و مرحوم آقای حاج مقدّس طهرانی (رضوان‌الله علیهما) نیز بسیار به مرحوم آقای آخوند ملاعباس (قدّه) شبیه بودند و کاش کسی از آنان که این دو مرد بزرگوار را زیارت کرده‌اند، ذکر جمیل آنان را مرقوم می‌فرمودند.
یک مطلبی را هم به مناسبت به عرض برسانم. اینکه بعضی می‌گویند و می‌نویسند که مرحوم آقای راشد (رحمةالله علیه) در تحریر سنگ‌نوشتة قبر مطهّر مرحوم آقای والدشان در استشهاد به آیه شریفة: «و کلبُهم باسطٌ ذراعیه بالوَصید» (کهف، ۱۸) ابتکار داشته‌اند، چنین نیست، بلکه مرحوم آقای راشد این معنی را از عقل حادی‌عشر و استادالبشر، حضرت خواجه نصیر طوسی (قدس‌الله تعالی روحه‌القدوسی) اقتباس فرموده است؛ زیرا حضرت خواجه مقرر فرموده بود که بر سنگ قبر ایشان که قبرشان در آستانه ورودی شرقی حرم مقدس کاظمین (علیهماالسلام) و مقابل قبر مرحوم شیخ مفید (رضوان‌الله تعالی و سلامه علیه) است، این آیه شریفه نقش بندد و چنین عمل شده است.
پی‌نوشت: ـــــــــــــــــــــــــــــــ
۱٫ از مرحوم مینوی شنیدم که فرمود چون آن پارچه‌ها محصول کارخانه (Murray) مورّای انگلیس بود، آن را «موری» می‌گفتند.

اطلاعات


ارسال نظر
نام
ایمیل
متن
ارسال
تازه ها
پربازدید
مقالات مربرط
سالگشت رحلت استاد کبیر آیت الله سید محمد فشارکی (م 1316)
مرثیه‌ای در سوگ علامه مجلسی که زمان رحلتش نوشته شده|رسول جعفریان
آيت الله آخوند شخصيت محبوب همدان است/ علم و تقوا دلیل کاهش رغبت آقای آخوند به دنیا
وقف‌نامه‌ای از انیس‌الدوله همسر ناصرالدین شاه قاجار
در برف پيري| مجموعه‌اي از مقالات دكتر احمد مهدوي دامغاني
غنا و موسیقی |به كوشش رضا مختارى و محسن صادقى
اخلاق؛ مهمترین درس شهید ثانی که در حوزه رو به فراموشی است|علی اکبر زمانی نژاد
خاطرات فصوص
خاطراتي از علامه طباطبايي
آخوند ملاّعباس تربتی قدس سره فضیلت فراموش نشدنی| احمد مهدوی ‌دامغانی
شخصیت شناسی علامه سید محمد قلی (والد صاحب عبقات)| ناصرالدین انصاری قمی
شمایل فعلی قبور ائمه بقیع را چه کسی ساخت؟/ مزار عالمی که زیارتش حاجت‌ می‌دهد+تصاویر
ترجمه فارسی اندرزهای آقای سیستانی (مدّ ظلّه) در پاسخ به نامه جمعی از جوانان متدین
در سوگ بزرگ استاد بزرگوار؛ غلامحسین دبیران|علی اکبر صفری
انتشار شماره 5-6 نشریه «بساتین»
نرم‌افزار مجموعه آثار آیت‌الله العظمی بروجردی تولید شد
نمایشگاه مجازی رحلت آیت الله العظمی بروجردی در آیینه مطبوعات
پرداخت ادبی به امامت؛ ابتکار علامه امینی
سالروز رحلت سيد جمال الدين اسد آبادى قدس ‏سره (م 1314)
درباره آثار شیخ صدوق|حسن انصاری
نامدگان و رفتگان |علی اشرف فتحی
عید فطر و زکات فطره در سیره علما
خاستگاه فقهی اختلاف نظر مراجع در اثبات رؤیت هلال رمضان و شوال
بیست و هفتم رمضان سالگشت شهادت سید حسن مدرس
تصحیح روز و سال درگذشت آقا جمال خوانساری
رضا مختاری
دسترسی به متن کتابهای نرم افزار مکتبه اهل بیت علیهم السلام
عبد الحسین طالعی
جرعه ای از دریا جلد اول| مقالات آیت الله شبیری زنجانی
قربان مخدومی
ترجمه های صحیفۀ سجادیه به زبانهای غیر فارسی / سید امیر حسین اصغری
همایش بزرگداشت علامه سید هبة الدین شهرستانی در دانشگاه کوفه + تکمیلی
اجازه سید حسین موسوی خوانساری به میرزای قمی و تذکر یک اشتباه | محسن صادقی
نامۀ آية‏اللّه‏ العظمى مرعشى نجفى به استاد سعيد نفيسى / عبد الحسین طالعی
علی اکبر زمانی نژاد
یادداشتی به قلم آیت الله خویی درباره تشرف شیخ محمد شوشتری کوفی
آیت الله سید محمد نبوی عالم سرشناس دزفول دعوت حق را لبیک گفت
اسرار الصلاة شهيد ثانى رحمه‏الله | علی اکبر زمانی نژاد
فهرست نسخه های خطی کتابخانه مجلس شورای اسلامی 31 / از ابوالفضل حافظیان بابلی
احسان الله شكراللهی طالقانی
بازدید مقام معظم رهبری از غرفه موسسه کتاب شناسی شیعه در نمایشگاه مشکات
مشروع ‏الموسوعة الكبيرة حول‏ التراث المكتوب للشيعة أوالوسيلة إلى تصانيف الشيعة
ابوالفضل حافظیان
نامه هایی از و به مرحوم دکتر سید جعفر شهیدی / به مناسب سالروز درگذشت دکتر شهیدی
سندی منتشر نشده از آیت الله خویی در دفاع ازانقلاب اسلامی مربوط به 48 سال پیش
گزارشی از عملکرد 6 ماهه موسسه کتاب شناسی شیعه
تحقیق و انتشار نهج‌البلاغه از روی کُهَن‌ترین نسخه‌های موجود
به مناسبت در گذشت دکتر محمود فاضل
سندی نو یافته به خط مبارک شهید ثانی (ره) درباره خاندان شهید اول و علمای جبل عامل
رونمايي از جلد اول کتاب «اطلس تاریخ اسلام»
نمایش فایل های ویدئویی
ابتدای سایت | Back to top