کد مطلب: 4729
تاریخ درج مطلب: دوشنبه ۱۷ آبان ۱۳۹۵
هشتم ماه صفر مصادف با رحلت آیت الله خوئی رحمة الله علیه
جرعه ای از دریا ...

اظهار علاقه به مرحوم والد

آقای آشیخ محمد غروی می‌گفت: آقای خویی به حاج آقای شما اظهار علاقه­ شدید کرده‌­است. به آقای خویی عرض کردم: فلانی (عالمی که نمی‌‌خواهم اسم ببرم) چطوراست؟ گفت: نه، آقای زنجانی یک چیز دیگر است.

آقای خویی در سفرشان به قم با مرحوم والد در حدّ دید و بازدید آشنا شده بود و قهراً اظهار علاقه‌شان به سبب تعریف دیگران بود.  احتمال می‌دهم وقتی آقای خویی در قم به منزل حاج میرزا محمود روحانی وارد شده بود، حاج میرزا محمود از حاج آقای والد تمجید کرده بود. چون حاج میرزا محمود حاج آقای والد را کاملاً می‌شناخت.

از مرحوم والد شنیدم: وقتی با آقای خمینی مباحثه می‌کردم، حاج میرزا محمود هم مدّتی در بحث ما شرکت کرد. آقای حاج میرزا محمود یک سال از مرحوم والد بزرگ تر و متولد سال 1307 بود.       (شام خاکسپاری شیخ محمد غروی _ ربیع الآخر 1432)

بعد از رحلت والد آقای خویی پیام تسلیتی به من نوشت و در آن این عبارت بود: «شاطرناکم المصیبة» یعنی من با شما در این مصیبت شریکم.

 

میزبانان دو سفر قم

از حاج آقای والد شنیدم: در سفر اوّل آقای خویی به قم، ایشان به منزل آقای خمینی وارد شد. در سفر دوم، آقای خویی به منزل حاج میرزا محمود روحانی وارد شد. حاج میرزا محمود پدر آسید محمد و آسید صادق روحانی بود و آن دو از شاگردان آقای خویی بودند. حاج آقای والد نیز با آقای خویی دید و بازدیدی داشت.

       (صفر 1432)

حلّ مشکلات علمی

آقای آسید علی لواسانی که با آقای آسید علی بهشتی نسبت خویشاوندی داشت، می‌گفت: از آقای بهشتی پرسیدم: شما که در تشکیلات آقای خویی رفت و آمد دارید، آیا از ایشان استفاده علمی هم می­‌کنید. گفت: از ذکائش استفاده می‌کنم. هرگاه مسأله مشکلی مطرح می‌شود، آقای خویی با مختصری تأمّل آن را حل‌ می‌کند. (ربیعالآخر 1432)

رابطه­ امام خمینی و آیةاللـه خویی

درباره رابطۀ آقای خویی و آقای خمینی چند مطلب نقل می‌کنم:

1. این را از حاج آقای والد شنیدم و از دیگری نشنیدم: وقتی آقای خویی قم آمد و بر آقای خمینی وارد شد، ما به عنوان اینکه مقرّر درس آقای نائینی آمده ­است، رفتیم و از ایشان دیدن کردیم. این قضیه قبل از دوره ما واقع شد. در دورۀ ما هم یک بار آقای خویی به قم تشریف آورد و ما ایشان را زیارت کردیم.

2. شنیدم وقتی آقای خمینی به عراق تبعید شد، وقتی به کاظمین وارد شد، به آقای خویی تلگراف یا تلفن کرد که من آمده‌­ام.

3. مطلب دیگری که شنیدم و قطعی و مسلّم است، اینکه در نجف وقتی آقای خویی از آقای خمینی دیدن می‌کند، چند روز بعد ایشان دوباره تصمیم می‌گیرد به دیدن ایشان برود. برخی نجفی­ها به آقای خویی اعتراض می‌کنند که شما با این کار نجف را تضعیف می­‌کنید. دفعۀ قبل دیدن کردید و دیدار مجدّد لزومی ندارد. آقای خویی ترتیب اثر نمی‌دهد و دفعات متعدّد به دیدن آقای خمینی می‌رود.

4. وقتی مرحوم آقا مصطفی از دنیا رفت، نماز ایشان را آقای خویی خواند.

5. یک وقت آقای خویی به مرحوم آقای آسید احمد فهری عبایی می‌دهد که به آقای خمینی هدیه بدهد. وقتی آقای فهری عبا را به آقای خمینی تقدیم می‌‌کند، آقای خمینی می‌فرماید: خیلی خوشوقتم که شما رابطه­‌ات را با ایشان حفظ کرده‌اید. و از این جهت
آقای خمینی قدردانی می‌‌کند. همچنین می‌فرماید: اگر فرستنده آقای خویی نبود، من همین عبا را به شما هدیه می‌کردم ولی چون ایشان هدیه داده­ است، من این را برای خودم نگه می‌­دارم. سپس داخل می‌رود یا دستور می‌دهد که از داخل عبایی بیاورند و آن عبا را به آقای فهری اهدا می‌کند.

6. به نظرم از حسین آقا_ فرزند مرحوم آقا مصطفی _ شنیدم: اوائلی که آقای خمینی در نجف بود، منزل ایشان خیلی گرم بود و گرما ایشان را خیلی اذیت می‌کرد. آقای خویی تا وارد منزل آقای خمینی شد، نگاهی به اطراف منزل کرد و یک دستور معماری داد که مثلاً فلان جای منزل را خراب و در سرداب فلان تغییر را ایجاد کنید تا مشکل گرمای هوای منزل حل شود. آنها هم طبق دستور آقای خویی عمل کردند و مشکل گرما حل شد. آقای خویی در معماری مسلّط بود.

7. از افراد متعدّدی این قضیه را شنیدم:

کسی (که نامش را ذکر نمی‌‌کنم) نزد آقای خمینی آمد و از آقای حائری شیرازی امام جمعه سابق شیراز شکایت و تعبیر کرد که :«او مروّج خویی است»! آقای خمینی از این حرف خیلی بدش آمد و به آن شخص تند شد که چرا از ایشان بی­‌ادبانه تعبیر کردید؟ سپس فرمود: «ایشان، آیةاللـه خویی و از اعاظم است».          (شب دهم رجب 1432)

اصول آقای خویی

من در نجف در درس فقه آقای خویی شرکت نکردم مگر قسمتی از باب رضاع را که ایشان در ماه رمضان تدریس می‌کرد. امّا اصول آقای خویی خیلی مرتّب بود (البته اصول سایر آقایان نجف را ندیدم).

ذکاء فوقالعاده

آقای خویی در مسأله‌ای در فهم کلام مرحوم آخوند اشتباهی کرده بود و اشکالی مطرح کرد که نتیجۀ آن اشکال این بود که مرحوم آخوند اولیات اصول یا فقه را بلد نباشد، در حالی که آقای خویی به مطلب آقای آخوند توجّه نکرده بود و من بعد از درس در راه به ایشان عرض کردم که مراد مرحوم آخوند این است. ایشان اوقاتش تلخ شد و قبول نکرد. در تقریرات ایشان هم که بعداً چاپ شد، همان اشکال وجود داشت و ایشان تغییر نداده بود.[1] با اینکه اگر ایشان با دقّت کلمات مرحوم آخوند را ملاحظه می‌کرد، حق را به مرحوم
 آخوند می‌داد. [2]

اشکال اذکیاء (کسانی که ذکاء فوق‌العاده دارند) این است که به کلمات دیگران چندان اعتنا ندارند و به سرعت انتقال خودشان اکتفا می‌کنند. آقای خویی در ذکاء فوق‌العاده بود و سرعت انتقال داشت. در آسید محمد باقر صدر هم همین اشکال بود و به همین علّت در کلمات قوم، غور نمی‌‌کرد.

تعبیر رؤیا به وفات

تهرانی­‌ها مقلّد آقای حاج شیخ عبدالکریم حائری بودند و چون عمده وجوه از تهران بود و به تعبیر آشیخ محمد حسین کاشف‌الغطاء «تهران معیار مرجعیت بود»، وقتی آقای حاج شیخ از دنیا رفت، مرجعیت از ایران به نجف منتقل شد.

کسی خواب دید: آقای آسید ابوالحسن اصفهانی شلوارش را بالا زده است و از چاه آب می­‌کشد و در حوض می­‌ریزد. او خوابش را برای یکی از آقایان نقل کرد. از ویژگیهای آن آقا این بود که نوعاً خوابها را به مرگ تعبیر می‌کرد. وی گفت: حاج شیخ عبدالکریم از دنیا می‌رود و آسید ابوالحسن وجوه ایران را به نجف می­‌کشاند.

آقای آسید علی خلخالی که از اصحاب آسید ابوالحسن بود نقل می‌کرد: آقای آسید مرتضی لنگرودی که جزء اصحاب و شاگردان آسید ابوالحسن بود، با اینکه این تعبیر به نفع استادش بود، از این تعبیر به وفات خیلی بدش آمد و گفت: خدا دهانت را گچ بگیرد با این تعبیرت! 

شخص دیگری خواب دیده بود که تمام سوره­‌های قرآن از بین رفت و تنها سوره بقره باقی ماند. آن آقا تعبیر کرده بود: آقایان ثلاث قم از دنیا می‌­روند و آقای بروجردی می­‌ماند.

از آسید محمد روحانی شنیدم می‌گفت: شخصی خوابی دیده بود و آن آقا تعبیر کرده بود که یک سال نشده آشیخ محمدعلی کاظمی صاحب تقریرات از دنیا می‌رود. این تعبیر به گوش آشیخ محمد علی رسیده و اوقاتش تلخ شده بود. یک وقت آن آقا با آشیخ محمد علی ملاقات کرد و به وی گفت: آقا، چرا از من مکّدر هستی؟ خوابی بود ما تعبیر کردیم. اگر واقع نشد، که نشد ولی اگر واقع شود، اینکه شما قبل از آن متوجّه عالم آخرت شوید که خوب است.

آن آقا در تعبیر خوابی راجع به آقای خویی شکست خورد. شخصی خوابی دید و آن آقا آن را به وفات آقای خویی تعبیر کرد. چون تعابیر آن آقا در موارد قبلی درست از کار آمده بود، آقای خویی به وحشت افتاد. حتّی وقتی آقای خویی می‌خواست در  یکی از ایام زیارتی به کربلا مشرف شود، وقتی در گاراژ  به یاد آن تعبیر می­‌افتد، از زیارت منصرف می‌شود.

مخالفین آقای خویی هم این تعبیر را در میان مردم پخش کرده بودند که آقای خویی به زودی از دنیا می‌رود. ولی آن سال گذشت و آقای خویی از دنیا نرفت و آن آقا در این مورد شکست خورد.   (شب دهم محرم 1434)



[1]. مصباح الأُصول (ضمن موسوعة الإمام الخوئي، ج 48) ص 72، 74.

 

[2]. آقای آسید عبدالعزیز طباطبایی از آسید محمد روحانی نقل کرد: روزی پیش آقای خویی رفتم و عبارتی از کفایه را  ایشان از من پرسید که مراد مرحوم آخوند از این عبارت چیست؟ من هر چه فکر کردم، نفهمیدم. آسید محمد روحانی در فهم کفایه تخصص داشت و دیگران نیز این را تأیید می‌کردند. آقای خویی نوشته‌ای را به من نشان داد. آن را نگاه کردم، دیدم ایشان عبارت را حلّ کرده ‌­است. سپس فرمود: ما مریض داشتیم و قرار بود به نوبت شب کشیک بدهیم. نوبت کشیک من بود. من دیدم شب باید بیدار باشم. کفایهرا نگاه کردم و این عبارت را حل کردم و نوشتم.

غرض اینکه: اگر آقای خویی مختصری دقّت می‌کرد، می­‌توانست مسأله را حل کند. (ش)

 

جرعه ای از دریا جلد سوم


...
ارسال نظر
نام
ایمیل
متن
ارسال
تازه ها
پربازدید
مقالات مربرط
گُلِ بى خار
علامه سید ناصر حسین هندی
گزیدۀ مهمترین مقالات دربارۀ شیخ بهایی
کتابخانه آیه الله چهارسوقی
گزارشی از کتاب گزیده دانشوران و رجال اصفهان
میرزا صادق مجتهد تبریزی از منظر تراجم نگاران
اعمال خالده و خدمات اجتماعى حضرت آیت الله چهارسوقی
ولايت فقهاى جامع الشرايط
مقدمۀ اصول دین
گزارش انتقادی از منابع شرح‌ حال شیخ بهایی
مجموعۀ جباعی
فوائدی پراکنده از شیخ بهایی در آثار سیدنعمةاللـه جزائری
شرح حال آیةاللـه آقاى حاج شيخ آقا بزرگ طهرانى| علامه روضاتی
روضاتی نامه| محمد حسین تسبیحی (رها)
مقدمه بحر المعارف
اتقان و پختگى در نگارش
اساسنامه موسسه کتابشناسی شیعه
کتابیات 1 | محسن صادقی
حدیث نصر
درنگی برکرامتی از « میرزاطاهرتنکابنی» | علی حسن بگی
معرفی کتاب :زندگانی آیة الله چهارسوقی
شناخت نامه آیت الله حاج شیخ محمد حسین احمدی گلپایگانی|علی حسن بگی
معرفی "احوال و آثار بهاء الدین عاملی معروف به شیخ بهایی"
مروری اجمالی بر تطور فقه فتوایی
سیّد جعفر کشفی دارابی بروجردی (1189-1267ق) : سید حجّت کشفی
رضا مختاری
دسترسی به متن کتابهای نرم افزار مکتبه اهل بیت علیهم السلام
عبد الحسین طالعی
جرعه ای از دریا جلد اول| مقالات آیت الله شبیری زنجانی
قربان مخدومی
ترجمه های صحیفۀ سجادیه به زبانهای غیر فارسی / سید امیر حسین اصغری
اجازه سید حسین موسوی خوانساری به میرزای قمی و تذکر یک اشتباه | محسن صادقی
همایش بزرگداشت علامه سید هبة الدین شهرستانی در دانشگاه کوفه + تکمیلی
علی اکبر زمانی نژاد
نامۀ آية‏اللّه‏ العظمى مرعشى نجفى به استاد سعيد نفيسى / عبد الحسین طالعی
یادداشتی به قلم آیت الله خویی درباره تشرف شیخ محمد شوشتری کوفی
آیت الله سید محمد نبوی عالم سرشناس دزفول دعوت حق را لبیک گفت
اسرار الصلاة شهيد ثانى رحمه‏الله | علی اکبر زمانی نژاد
فهرست نسخه های خطی کتابخانه مجلس شورای اسلامی 31 / از ابوالفضل حافظیان بابلی
احسان الله شكراللهی طالقانی
ابوالفضل حافظیان
بازدید مقام معظم رهبری از غرفه موسسه کتاب شناسی شیعه در نمایشگاه مشکات
مشروع ‏الموسوعة الكبيرة حول‏ التراث المكتوب للشيعة أوالوسيلة إلى تصانيف الشيعة
نامه هایی از و به مرحوم دکتر سید جعفر شهیدی / به مناسب سالروز درگذشت دکتر شهیدی
سندی منتشر نشده از آیت الله خویی در دفاع ازانقلاب اسلامی مربوط به 48 سال پیش
گزارشی از عملکرد 6 ماهه موسسه کتاب شناسی شیعه
تحقیق و انتشار نهج‌البلاغه از روی کُهَن‌ترین نسخه‌های موجود
به مناسبت در گذشت دکتر محمود فاضل
سندی نو یافته به خط مبارک شهید ثانی (ره) درباره خاندان شهید اول و علمای جبل عامل
بزرگترین کتاب‌شناس قرن اخیر +تصاویر
نمایش فایل های ویدئویی
ابتدای سایت | Back to top