کد مطلب: 4576
تاریخ درج مطلب: پنج شنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۹۵
آئینه حق نما منتشر شد
همزمان با دویست و دومین سالروز رحلت سید دلدار علی ( 1235 ق ) کتاب آئینه حق نما در شرح احوال و زندگانی او توسط موسسه کتابشناسی شیعه منتشر شد .

الحمدللّه ربّ العالمين،

والصلاة والسلام على سيِّدنا ونبيّنا أفضل الخلائق أجمعين

وعلى وصيّه عليّ أميرالمؤمنين و على الأئمة المعصومين من آله

الطيِّبينَ الطاهرين ولاسيّما الإمام المهديّ الذي يملأ الأرض قسطاً وعدلاً.

 

     هدف مؤسسه كتاب‏شناسى شيعه، معرفى همه ‏جانبه و دقيق عالمان و مؤلفان شيعه و آثار مكتوب آنان و نيز تبيين صحيح و عالمانه پيشينيه علمى و فرهنگى تشيع و ترويج فرهنگ ناب آن است. از آنجا كه نقش برجسته و بسيار با اهميت هندوستان و عالمان بزرگ آن سامان در ترويج و پيشبرد تشيّع، مغفول مانده و بسيارى از خواص هم از سابقه تشيع و كارنامه پربرگ و بار آن در هندوستان اطلاعى ندارند، مؤسسه كتاب‏شناسى به ميراث مكتوب شيعيان هند توجّه ويژه دارد. خوشبختانه از همان آغاز فعاليت مؤسسه، فاضل ارجمند و صاحب پيشينه بلند در كار تصحيح احياى متون شيعى، جناب آقاى شيخ على فاضلى (دامت توفيقاته) به پيشنهاد مؤسسه، پژوهش در گوشه ‏هايى از ميراث مكتوب شيعى آن خطّه را عهده ‏دار شد و تاكنون از رهگذر كوشش صادقانه مشارٌ إليهاوراق الذهب و ملحقات آن (در سه جلد) و ورثة الأنبياء و بخشى از تذكرة العلماء (در يك جلد) منتشر شده و كتاب حاضر آئينه حق ‏نما (در دو جلد) از همان سلسله، اينك پيش‏روى شماست.

     اين كتاب مشحون از فوائد گوناگون و مشتمل بر بيان ابعاد مختلف زندگى غفران‏مآب از جمله يادكردِ تأليفات و استادان و شاگردان و نحوه برخورد وى با حكومتگران شيعى اَوَدْ و نيز شيوه برخورد او با معارضان است.

     تصحيح اين كتاب از اوائل سال 1387 ش شروع شد و چون هم من و هم مصحح محترم كتاب مقيد بوده‏ ايم تا در كار پژوهش يك متن هيچ يك از دستنوشت هاى آن را از ديده دور نداريم، دير زمانى در پى تحصيل نسخه ‏هاى آن بوديم و به مرور به نسخه‏ هايى تازه دست مى‏ يافتيم. بدين ترتيب بناچار ساماندهى نهايى كار به تأخير مى ‏افتاد. بحمدالله سبحانه سرانجام از ده دستنوشت فهرست شده و فهرست ناشده آئينه حق ‏نما آگاهى يافتيم و جز دو دستنوشت ـ كه به رغم تلاش بسيار و صرف وقت و بذل مال فراچنگ نيامد ـ تصوير ساير نسخ تحصيل گرديد و جملگى در كار تحقيق متن به كار گرفته شد. ناگفته پيداست كه تصحيح چنين كتابها بر پايه دستنوشتهاى متعدد چه دشواريها دارد و البته چه اندازه نيز بر اتقان عمل تواند افزود.

     مصحِّح سخت‏كوش، علاوه بر تصحيح آئينه حق ‏نما نُه پيوست سودمند و مرتبط با كتاب، به آن افزوده است كه ارزش كتاب را دوچندان مى‏كند.

     در اينجا وظيفه خود مى‏دانم از همه كسانى كه براى به بار نشستن اين شجره طيبه با مؤسسه كتاب‏شناسى شيعه همكارى و همراهى كرده‏اند سپاسگزارى كنم بويژه از مصحّح حوصله ‏مند جناب فاضلى كه پيشنهاد مؤسسه را براى تحقيق آن مشتاقانه پذيرفتند و سالهاى متمادى اين كار شغل شاغل ايشان بود و نيز از فاضلانى كه نام شريفشان در پايان مقدمه مصحح (ص 35 - 36) ذكر شده و همچنين از آقايان رمضان‏على قربانى و نادر برقى كه صفحه ‏آرائى و غلط‏ گيرى آن را بر عهده داشتند.

     روا نيست اين يادداشت را بى يادكرد از پى‏جوئيهاى شوق‏ انگيز و تشويق‏هاى دلآويز مرجع عاليقدر حضرت آيه ‏الله حاج سيد موسى شبيرى زنجانى (أدام الله له سوابغَ نِعَمه و قرائن قِسمه) به فرجام برم. جناب ايشان با عنايتى كه در باب اين كتاب و چنين كتابها مبذول مى‏دارند، بذر شوق و اهتمام را در دلِ طالبان علوم و خادمان ميراث ارجمند گذشتگان مى‏افشانند. از خداوند كارساز بنده‏نواز از براى چنين عالمان فضيلت ‏پرور و دانشوران فضل‏ گستر عمرى دراز و براى طالبان علوم دينى و خادمان مواريث سلف صالح توفيق و تسديد مى‏ خواهيم.

«دعويهم فيها سبحانك اللهم وتحيّتهم فيها سلام وآخر دعويهم أن الحمدللّه ربِّ العالمين».

(سوره يونس (10): 10)

قم مقدس

16 / ج 2 / 1437

مدير مؤسسه كتاب‏شناسى شيعه

رضا مختارى

 

مقدّمه مصحِّح

گرت هوس كه ز من بشنوى حكايت خويش

درون آينـــه حــق‏نمـــاى مـــن بنگـــــر

 

درباره مؤلِّف و مؤلَّف

مؤلِّف را بشخصه نمى‏شناسيم، آنچه از او مى‏ دانيم آنست كه وى از تلامذه علاّمه سيّد دلدارعلى نقوى نصيرآبادى سرسلسله خاندان اجتهاد و مروّج تشيّع فقاهتى در هند است، چنانكه از جاى جاى كتاب نيز به دست مى‏آيد.

سيّدالعلماء سيّد حسين فرزند سيّد دلدارعلى در اجازه مورّخ 1263 به فرزند برادرش عمده‏ العلماء سيّد محمّدهادى در ذيل شمار آثار پدرش از دو اثر كه به امر پدر و تحت اشراف وى نگاشته شده است ياد مى‏كند، يكى مطارق است و ديگرى همين كتاب آئينه حق ‏نما، او مى‏نويسد:

الثالث والعشرون ممّا هو من هذا القبيل [أي ما أُلّف بأمره وتشرّف بنظره] الكتاب المسمّى بآئينه حق‏ نما، وقد انطوى على تاريخ هديه ومناظرات اتّفقت له مع الواردين والصادرين من أفاضل العراق وسائر الآفاق، محتوياً على فوائد شريفة ونِكات لطيفة.[1]

سيّد محمّد فيض‏ آبادى كه در همين كتاب آئينه حق ‏نما گزارش احوالش آمده در كتاب الرمح المصقول كه گزارشى از آن در همين دفتر منتشر شده[2] در مقدّمه آن مى‏نويسد:

آئينه حق ‏نما كه از مؤلّفات بعضى از تلامذه عالى‏ حضرت معالى منزلت قدوه علماى اعلام و سيّد فضلاى والامقام، فخرالحاضر والبادى، الذى بعد الأئمة عليه اعتمادى، المولى الأولى النصيرآبادى (متّع الله المؤمنين بطول بقائه، و منّ الله علينا بخذلان أعدائه) كه در تاريخ احوال خجسته‏ مآل آن عالى‏ حضرت، و پاره‏اى از حال فضلا كه نسبت تلمذ به آن آستانِ فيض‏نشان دارند، و پاره‏اى از حالِ فضلا و غيرهم كه از مشاهد مشرّفه تشريف به بلده لكهنو آورده‏اند تأليف نموده.

وى در همان كتاب پيشگفته در نقد كلام عبدالعظيم لنجانى مى نگارد:

آن رساله آينه‏اي ست جهان ‏نما، و مرآة مصقلى است براى تماشاى حالِ كسانى كه جوفروش‏اند و گندم ‏نما، واطّلاع بر حالِ علما و صلحا و ساير اهل تقى، پاره‏اى از آن مشتمل است بر تاريخ آن عالى‏حضرت [سيّد دلدار على] و اولادِ امجاد و ساير متلمذين آن عالى‏حضرت كه به زيور علم و صلاح و سداد و فلاح آراسته‏اند، و پاره‏اى بر احوال واردين عبرةً للمقيمين، و پاره‏اى محتوى بر مسائل نفيسه و تحقيقات مطالب انيقه.

همو در همان كتاب ياد شده در جاى ديگر نويسد: «خوب معلوم است اين كتاب [آئينه حق‏نما] از تأليفات جناب سيّد [دلدار على] (دام ظلّه) نيست، بلكه دو سه متلمذين جمع شده اين رساله را تأليف و ترصيف كرده‏اند».

سيّد مهدى رضوى عظيم‏آبادى در تذكرة العلماء (تأليف به سال 1263) كه در شرح حال سيّد دلدارعلى از اين كتاب بسيار بهره برده است آن را تأليف بعض تلامذه سيّد دلدارعلى دانسته است.[3]

ميرزا مهدى كشميرى در تكمله نجوم السماء در شرح حال سيّد محمّد سلطان العلماء فرزند سيّد دلدار على درباره اين كتاب نوشته است: «آن كتاب تأليف بعض افاضل اطياب تلامذه جناب غفران مآب[4] است كه در سوانح حالات جناب غفران مآب تحرير گرديده و متلقّى بالقبول گرديده بود».[5]

ميراز محمّد على كشميرى در نجوم السماء در چند مورد كه به اين كتاب استناد كرده نامى از مؤلّف آن نبرده است، وى در شرح حال سيّد دلدار على نوشته: «چون كتاب آئينه حق‏نما مشتمل بر تفاصيل احوال آن سلاله است، بنابران راقم حروف به بسط مقال متوجّه نگرديد».[6]

شيخ آقا بزرگ تهرانى اين اثر را ملاحظه نكرده و از اين رو موضوع آن را بدرستى نشناسانيده است، وى مى‏نويسد: «آئينه حق ‏نما لبعض تلاميذ العلاّمة السيّد دلدارعلي النقوي غفران مآب المتوفّى سنة 1235، ألّفه سنة 1231، فيه تراجم كثير من العلماء، ينقل عنه الفاضل المعاصر في نجوم السماء، وينقل أيضاً في ورثة الأنبياء تراجم بعض علماء الهند».[7]

همچنين پژوهشگران معاصردارانوسروانجى مارشال[8] و دكتر سيّد على‏رضا نقوى[9] و مهبيز اسماعيل‏پور[10] و برخى فهرستنگاران بروشنى موضوع كتاب را معرّفى نكرده‏اند.

مؤلِّف در اين كتاب ابعاد مختلف شخصيت سيّد دلدارعلى را مورد بررسى قرار داده: يكى ذكر اساتيد وى، ديگر سيّد دلدارعلى در نگاه مشايخ و اساتيد همچون سيّد بحرالعلوم و سيّد على طباطبائى صاحب رياض المسائل و سيّد مهدى شهرستانى و سيّد مهدى اصفهانى شهيد، بُعد ديگر تأليفات و تصنيفات، چهارم بُعد تربيت شاگردان، پنجم از حيث مسائل اجتماعى و تأثيرات وى بر توده‏هاى مردم، ششم بُعد سياسى و شيوه برخورد وى با حكومتگران شيعى أوَدْ،[11] هفتم ارشاد و روشنگرى توده‏هاى مردمان از رهگذر تأليف و تصنيف و وعظ و خطابه در باب پاره‏اى از دعاوى دغدغه‏انگيز اخباريان و صوفيان و سنّيان كه مايه برهم خوردن صفوف جامعه شيعى مى‏توانست بود و به تدبير او تا حدود زيادى از چنين تفرّق و توزّعِ فتنه‏خيزى جلوگيرى شد. شيوه برخورد وى با اشخاصى كه به معارضه با او برخاسته بودند، كه در اين ميان به گزارش و نقد احوال دو تن بيشتر پرداخته، يكى آقا احمد بهبهانى مؤلّف مرآة الأحوال، و ديگرى ميرزا محمّد اخبارى.

در باب آقا احمد بهبهانى كه در حدود 400 صفحه از اين كتاب به وى اختصاص يافته است، مى‏توان حتّى ادّعا كرد كه مرآة الأحوال و رساله تنبيه الغافلين او در حقيقت مايه عمده انگيزش مؤلّف به تأليف آئينه حق ‏نما بوده است، چنانكه از مقدّمه[12] و برخى ديگر از مواضع كتاب به دست مى‏آيد.

در اين كتاب نِكات بكر و خواندنى فراوان است، فهرستى كه مؤلّف در ابتداى كتاب تنظيم كرده تا حدودى راهگشاست.

از لابه‏ لاى آن مى‏توان به وضع اجتماعى و فرهنگى و فكرى آن سرزمين و روزگار پى برد.

درج اين فائدت كه بر برگ نخست نسخه آئينه حق ‏نماى مكتبة العلوم كراچى آمده در اينجا مناسب آمد:

بسم الله الرحمن الرحيم

مخفى نماند كه هرچه از نقل و ابرامِ اقوال و نقل قصص و حكايات بعضى از واردين اين ديار و غير آن در كتاب آئينه حق ‏نما نوشته شده همه صحيح و درست است و مقرون به صدق و ثواب [كذا] و حقيقت از سيماى عبارت و مضامين حقّه او واضح و لائح است، و بر ناظر اينكه اتّصاف به انصاف داشته باشد به مضمون «المؤمن ينظر بنور الله» حقيقت آن پوشيده نخواهد بود «واللّهُ يَهدِى مَن يَشاءُ إلى صِراطٍ مُسْتَقيمٍ»[13] كلّ مَن كان يحسن الظنّ بنا ينبغي أن يحسن الظنّ بالكتاب المزبور، «ومَن لا يَكْفِيه اليسيرُ لا يَكْفِيه الكثيرُ»، «وما علينا إلاّ البلاغ»، «فمن هلك هلك عن بيّنة ويحيى [مَن حىَّ] عن بيّنة».

 

زمان تأليف

مؤلّف در مواردى چند به سال تأليف كه 1231ق است تصريح مى‏كند.[14]

در ص 78 در شرح حال سيّد على طباطبائى صاحب رياض المسائل مى‏نويسد: در همين سال تأليف ـ كه يكهزار و دوصد و سى يك هجرى است ـ خبر وحشت اثر واقعه هائله فوت آن جناب به استماع رسيده كه در ماه محرّم اين سال به رياض جنان ارتحال فرمود.

سيّد مهدى فرزند سيّد دلدار على در زمان تأليف زنده بوده (ص114) در هامش بعض نسخ در حاشيه‏ اى با خاتمه «منه» آمده كه: واحسرتا كه بعد اختتام اين چند اوراق آن يگانه آفاق در سنه 1231 به تاريخ 28 ذى حجّة الحرام... رخت از اين دار فنا به عالم بقا بربست (ص115).

در ص203 از صاحب قوانين با جمله دعائيه «دام لطفه» ياد مى‏كند، صاحب قوانين در غرّه ربيع الآخر 1231 در گذشته است.

در ص846 در شرح حال آقا سيّد محمّدحسين داماد سيد مهدى شهرستانى مى‏نويسد كه او در ماه رمضان سنه 1231 به عزم زيارت عتبات عاليات سفر فرمود.

در پايان كتاب هم (ص912) در شرح حال شيخ اسماعيل نجفى نوشته كه او در ماه ذى‏قعده سنه 1231 از اين شهر روانه عتبات عاليات گرديده.

 

منابع مؤلّف

مصنّف، رساله ذهبيّه سيد دلدار على[15] و تعليقه وى در اثبات تصوّف فيض كاشانى[16] و رساله ايقاظ النائمين بعض تلامذه وى[17] و 38 نامه[18] و وقفنامه حويلى نوّاب حسن رضاخان[19] و منشور فتح‏على شاه قاجار[20] و اجازات مشايخ سيّد دلدارعلى (سيّد بحرالعلوم و سيّد على طباطبائى صاحب رياض المسائل و سيّد مهدى شهرستانى و سيّد مهدى اصفهانى شهيد)[21] را در اين كتاب مندرج ساخته است.

وى آثار سيد دلدار على را در اختيار داشته است.

مآخذ ديگر از اين قرارند:

1. ابواب الجنان؛ 2. اثنا عشريه شيخ حُر؛ 3. اجازه سيّد دلدارعلى به فرزندش سيّد محمّد سلطان العلماء (بخشهاى بسيارى از آن را نقل كرده است)؛ 4. اجوبة المسائل المهنّائيه (رساله سؤال و جواب علاّمه حلّى)؛ 5. احتجاج طبرسى؛ 6. إرشاد الأذهان؛ 7. اعتقادات صدوق؛ 8. بيان شهيد اوّل؛ 9. تاريخ و سفرنامه حزين (سوانح عمرى)؛ 10.  تذكرة الشعراء نصرآبادى؛ 11. تذكرة الشعراء واله داغستانى؛ 12. تذكرة الفقهاء؛ 13.  ترجمه مفتاح الفلاح آغا جمال خوانسارى؛ 14. تصحيح اعتقادات مفيد؛ 15. تفسير بيضاوى؛ 16.رسالة تنبيه الغافلين؛ 17.درّه بحرالعلوم؛ 18. دروس شهيد اوّل؛ 19. ذكرى شهيد اوّل؛ 20. جامع المقاصد (شرح قواعد شيخ على)؛ 21. جعفريه محقّق كركى؛ 22. شرح جعفريه؛ 23. شرح صغير؛ 24. شرح قصيده ملاّ محمّد طاهر قمى؛ 25. شرح كافيه رضى؛ 26. شفا؛ 27. صحاح جوهرى؛ 28. عين الحياة؛ 29. فوائد طوسيه؛ 30. فواتح ميبدى (شرح ديوان منسوب به اميرالمؤمنين على عليه‏السلام)؛ 31. قاموس فيروزآبادى؛ 32. قواعد الأحكام؛ 33. كافى؛ 34. كشّاف؛ 35. كشف اللثام (شرح قواعد)؛ 36. كشف الغطاء (در سال تأليف «1231» اين كتاب به آنجا  رسيده است، ص460)؛ 37.گوهر مراد؛ 38.لوامع صاحبقرانى؛ 39.مجمع البيان (تفسير طبرسى)؛ 40. مدارك الأحكام؛ 41. مرآة الاحوال؛ 42. مرشد العوام؛ 43. مسالك الأفهام؛ 44. مصابيح الأحكام؛ 45. معتبر؛ 46. معتصم الشيعه؛ 47. مفاتيح الشرائع ؛ 48. مفتاح الفلاح ؛ 49. مقاصد العليه (شرح الفيه) ؛ 50. الموجز الحاوى ؛ 51. نهايه ابن اثير ؛ 52. وافيه فاضل تونى؛ 53. وديعة البديعة؛ 54. وسائل الشيعه سيّد محسن  اعرجى.

در شرح حال وحيد بهبهانى (ص57) از برخى از آثار وى (شرح مفاتيح؛ تحفة الحسينيه؛ حاشيه مدارك) كه در آن بلده (لكهنو) موجود بوده ‏اند خبر مى‏دهد.

 

نسخه‏ هاى مورد استفاده

1. نسخه عكسى كتابخانه دفتر تبليغات اسلامى ـ قم، به شماره 1084 ـ 1085 (فهرست، ج2، ص320 ـ 321) از روى دستنويسى به خطّ شيخ غلام حسين بن شيخ لعل محمّد بن شيخ دلاورعلى متوطّن قصبه سلون كه در تاريخ 20 ذى‏قعده 1234 كتابت شده بوده است. اين تصوير از كتب اهدائى حاج محمّد كلاهى است به كتابخانه.

در ابتدا معلوم من نشد كه اصل نسخه در كدام كتابخانه نگهدارى مى‏شود. در هامِش نسخه در شرح حال سيّد محمّد سلطان العلماء فرزند سيّد دلدارعلى حاشيه‏ اى به خطّ مفتى سيّد محمّد قلى والد ماجد صاحب عَبِقات الأنوار است[22] و همين موجب اين پندار شد شايد نسخه ياد شده روزى در كتابخانه آن دانشور عالى مقام جاى داشته بوده است، ولى در فهرست آن كتابخانه كه هنوز انتشار نيافته و بحمدالله به نظر نگارنده اين سطور رسيده از چنين نسخه ‏اى نشانى نيست.

تصوير موجود اين نسخه در برخى صفحات بسيار كم‏رنگ است و قرائت آن مشكل، و در برخى صفحات قابل خواندن نيست، و جاى بسيارى از عناوين نسخه در تصوير سفيد مانده است.

از غرائب اتّفاقات و نوادر حوادث كه پس از اتمام تصحيح اين كتاب مستطاب رخ داد اين بود كه راقم سطور درباره تعدادى نسخه خطّى مورد مشاوره و نظرخواهى قرار گرفت و با كمال تعجّب دريافت كه يكى از نسخه‏ها، اصل همين نسخه مورد اشارت است كه سالها پيش در كتابخانه ناصريه لكهنو بوده و حتّى مهر و وقفنامه مفتى محمّدقلى و در ذيل آن مهر فرزند علامه‏اش ميرحامدحسين صاحب عبقات الأنوار را بر برگ نخست داشت.[23] كه در تصوير نسخه سهواً و يا عمداً نيامده است.

زيارت اصل نسخه، علاوه بر سعادت ديدار يكى از مآثر و آثار تشيّع در شبه‏ قاره، مرا بى‏گُمان ساخت كه سفيد ماندن عناوين سابق ‏الذكر در تصوير ناشى از رنگ مركّب سرخ به كار رفته در كتابت آنها بوده است.

نگارنده تمام مواضع رنگ پريدگى و نقصان تصوير دستنوشت ياد شده را بر پايه اصل آن قرائت و تكميل كرد. فلله الحمد على ذلك.

رمز نسخه را «م» قرار داده‏ايم.

2. نسخه كتابخانه مكتبة العلوم ـ كراچى. در شناسه‏اى كه بر برگ نخست نسخه نوشته شده تاريخ كتابت آن را 18 رجب 1267 مذكور داشته، ولى در تصوير متن آن چنين تاريخى مشاهده نشد. بنا به گفته دوست گرامى جناب آقاى شيخ طاهر عبّاس اعوان پاكستانى، كه تصوير نسخه را تهيه كردند، هنوز كتابهاى آن كتابخانه فهرست نشده است، و ايشان اين نسخه را در آنجا به طور اتّفاقى مشاهده كرده‏اند.

مشابهات اين نسخه با نسخه قبلى بسيار است.

از اين نسخه با رمز «ع» ياد كرده‏ايم.

3. نسخه كتابخانه مولانا آزاد، دانشگاه عليگر هند، به شماره 1/29703 subhanallah در 306 گ و 15 سطر. از همين نسخه تصويرى در مركز نور ـ دهلى نو، به شماره 1134 نگهدارى مى‏شود. برگ پايانى نسخه افتاده ولى در صفحه آخر آن به خطّى جديد مصنّف را نجف على ـ كه بقطع اشتباه است ـ[24] و نام كاتب را باقرعلى و تاريخ كتابت را 1243 ه ق ذكر كرده‏اند.2

از اين نسخه با رمز «ل» ياد كرده‏ايم.[25]

4. نسخه كتابخانه آصَفيه ـ حَيْدرآباد دكن، به شماره 173، فنّ تراجِم (فهرست مشروح بعض كتب نفيسه قلميه مخزونه كتب‏خانه آصفيه، ص319).

نسخه از پايان افتادگى دارد و تا ص717 همين چاپ را شامل است. اين نسخه را دكتر مهدى خواجه‏پيرى به صورت نسخه برگردان (فاكسميله) انتشار داده است.

اين نسخه را با رمز «ف» ياد كرده‏ايم.

اين نسخ چهارگانه در رده بندى اعتبارى نسخ بيش و كم در يك پايه محسوب مى‏شوند و نسخه‏هاى ميانه حالى به شمار مى‏آيند.

5. نسخه كتابخانه رضا ـ رامپور هند، به شماره 521، شماره كتاب 2261 (فهرست نسخه‏ هاى خطّى فارسى كتابخانه رضا ـ رامپور، ج3، ص131).

اين نسخه به خطّ باقرعلى مشهور به مرزا آغاجان بن مرزا احمدعلى عراقى است كه در سال 1243 ه ق كتابت شده است.

اين نسخه در رده‏بندى اعتبارى نسخ پس از نسخ چهارگانه پيشگفته قرار مى‏گيرد.

رمز نسخه را «ه» قرار داده‏ايم.

6. نسخه كتابخانه ممتاز العلماء (نواده سيّد دلدار على) ـ لكهنو به شماره 708 صفحه نخست نسخه به سرلوحى رنگين مزيّن است. اين نسخه در رده ‏بندى اعتبارى نسخ پس از نسخ پنجگانه پيشگفته قرار مى‏گيرد.

اين نسخه  مانند نسخه بعدى تا ص 761 (پايان رساله ذهبيه سيّد دلدارعلى) همين چاپ پيش رو را شامل مى‏گردد.

ناگفته نبايد نِهاد اوصاف غازى الدين حَيْدر كه خطبه كتاب ما (ص 23) مصدّر به نام اوست در اين دستنوشت به گونه‏اى ديگر آمده است كه ما را مى‏تواند به پاره‏اى از چگونگى‏هاى اجتماعى آن روزگار و تأثّر نسخه‏نويسان از تقلّبات سياسى زمانه رهنمون گردد:

يكى آنكه آنجا كه از «وزارت» و «مسند وزارت» سخن رفته است كاتب آن را به «سلطنت» و «أريكه سلطنت» بدل ساخته.

ديگر آنكه به جاى فقره «الوزير بن الوزير بن الوزير، نوّاب مستطاب، معلّى_'feألقاب، فلَكْ‏جناب، نَوّاب رِفعه‏الدولة رفيع الملك» اين فقْره آمده: «السلطان ابن الوزير حضرت قدرقدرت، ظلّ سبحانى، خليفه بارگاه ربّانى، فريدون‏جاه، كيوان‏بارگاه، أعنى‏السلطان الخاقان‏شاه».

همانگونه كه در پانوشت صفحه پيشگفته يادآور شده‏ايم، نَوّابان اَوَدْ اگر چه از همان آغاز بِاِستقلال  حكم مى ‏راندند در ظاهر خويش را كارگزاران پادشاهان گُورَكانى دهلى فرا مى‏نمودند، ليك غازى ‏الدين حَيْدر در سال 1234 ق آشكارا بركوسِ استقلال كوفت و خويش را پادشاه أوَدْ خواند و در 18 ذى‏حجّه 1235 بر تخت شاهى نشست.

آنسان كه گذشت كتاب حاضر به سال 1231ق تأليف شده است پس مى‏توان حدس زد كه دستنوشت مورد گفتگوى ما لختى پس از دگرگونى‏هاى سياسى سابق‏الذكر استكتاب گرديده است و ملاحظات سياسى منطقه و پسند ناگزير ارباب قدرت در نحوه ايراد تعابير القاب در استكتاب آن ملحوظ گرديده.

به اين نسخه به رمز «ز» اشارت داشته‏ايم.

7. نسخه كتابخانه رضا ـ رامپور، به شماره 522، شماره كتاب 2262 (فهرست نسخه‏هاى خطّى فارسى كتابخانه رضا ـ رامپور، ج3، ص131).

اغلاط اين نسخه فراوان است و مانند نسخه قبلى تا ص761 همين چاپ را شامل مى‏گردد. الباقى كتاب نانوشته مانده است.

از اين نسخه با رمز «ن» ياد كرده‏ايم.

8. نسخه كتابخانه دانشگاه تهران، به شماره 2764 (فهرست، ج10، ص1625).

به زعم راقم سطور اين نسخه از روى نسخه «ه» نگاشته شده و اغلاط آن بسيار فراوان است و تا ص 558 همين چاپ را شامل مى‏گردد.

تملّكى بدين عبارت بر برگ نخست آن آمده:

كان لغيرى والآن مالي وسيكون كما كان، اشتريت بثمن عالٍ وقيمة غالٍ اثنين قران؛ وكان ذلك في يوم الإثنين الثاني عشر من شهر ذي حجّة الحرام سنة 1316. وأنا المتمسّك بحبل الولي محمّد مهدي بن علي الحسني الحسيني الطباطبائى. سنة 1316.

در ذيل آن مهر او با اين نقش آمده: «مهدى بن على الحسينى».

به اين نسخه با رمز «ش» اشاره كرده‏ايم.

از كتاب آئينه حق ‏نما دو نسخه ديگر نيز مى‏شناسيم:

1. دستنوشت محفوظ در ديوان هند در لندن (اينديا آفيس) 1259 (ط) (تذكره نويسى فارسى در هند و پاكستان، ص764؛ مغولان در هند، ص689).

2. نسخه كتابخانه خدابخش ـ پتنه (بانكى‏پور) تكمله ثانى، شماره 2062. بى‏كا، بى‏تا (محبوب الألقاب في تعريف الكتب والكتّاب، خدابخش‏خان، ص 34 ـ 35).

با وجود پيگيرى‏ هاى بسيار و هزينه فراوان در آمد و شد كه فاضل ارجمند آقاى سيّد مراد رضا رضوى هندى در راه تحصيل اين نسخه متحمّل شدند، مع الأسف مسؤولان آن كتابخانه درخواست ما را مبنى بر تهيه تصويرى از دستنوشت مذكور اجابت نفرمودند؛ و باكى نيست؛ چه، پندارى در اين باره به بعض گنجوران هموطن خودمان اقتدا كرده ‏اند كه نسخه ‏هاى محفوظ از براى استفاده عموم را از خصوص محقّقان نيز دريغ مى‏دارند. تو گوئى آسمان همه‏جا به يك رنگ است!

 

شيوه تصحيح

نِكاتى درباره شيوه تصحيح شايان ذكر است: در كَلِماتى همچون خائب، شائع، ضائع، قائل، جائز، فائز، مائل، سائل، رسائل، فضائل، نتائج، اوائل، نصائح، عقائد، فوائد، نالائق، نائره و... از نسخه «ع» كه غالباً با همزه (يا: ياى كوچك دم بريده‏اى كه النهايه به همزه مى‏ماند) كتابت شده و همين ضبط ترجيح دارد تبعيّت شده است. البته در اين امر در برخى كلمات همچون ستايش، مضايقه، معايب از نسخه «ع» كه با همزه كتابت شده است پيروى نشد.

«اى» در پايان برخى كلمات در نسخه «ع» به صورت همزه كوچك (بل در واقع همان ياى دم بريده پيشگفته) نوشته شده است، آن را به صورت «اى» درآورده‏ايم. ساير نسخ اصلاً فاقد آن بوده‏اند، در مواردى كه نسخه «ع» هم بِسان ديگر نسخ فاقد آن بوده است «اى» را در دو قلاّب نِهاده‏ايم.

اختلاف نسخى را كه نشانگر دو خوانش از كلمه است، نه تفاوتهاى رسم الخطّى، گزارش كرده‏ايم.

استاد محقّق مدقِّق جناب آقاى جويا جهانبخش در اين باره نوشته‏ اند:

مصحّح براى كامياب شدن در زمينه «امانت»، على الخُصوص بايد زبان را از خط تميز دهد؛  و به ‏طورِ نمونه، بداند كه «بِد» و «به» (در «بدان» و «به آن») ـ اگرچه از يك ريشه و به يك معنا هستند ـ دو ريختِ زبانى محسوب مى‏شوند و ناهمسانيشان را نبايد و نمى‏ توان رسم ‏الخطّى تلقّى كرد.

اين موضوع، حسّاس و خطير، و از جهتِ ظرافت، «مَزالِّ اَقدام» است؛ و حتّى بعضى مصحِّحان بزرگ و نامور نيز بدان متفطّن نبوده يا در بابِ آن فرو لغزيده‏اند. بطبْعْ، هر قدر آگاهيهاىِ زبانى و متن شناختىِ مصحِّح و دقّتِ او، بيشتر باشد، در اين زمينه كمتر دچار لغزش مى‏شود[26].

وى درباره ضرورت ارائه اختلاف نسخ مى‏نويسد:

ارائه سياهه اختلافِ نسخ، بدان خاطرست كه خواننده نكته‏سنج و پژوهنده، نمايه‏اى از عملكردِ مُصحِّح پيشِ رو داشته باشد و بتواند گزينش او را بسنجد و در بابِ آن داورى كند و ببيند كه وى تا چه اندازه در گزينش ضبطِ اصيل موفَّق بوده است.

با چُنين منطقى، طبعاً، غالبِ اهلِ نظر مُصحِّح را از درج و گزارشِ اغلاطِ فاحش و مسلَّم نسخِ خطّى و تباهيهاىِ آشكار مُعاف مى‏ دارند، بلكه به واسطه درج و گزارشِ آن بر او خُرده مى‏گيرند.

از ديگر سو، دو نكته را نبايد از ياد بُرد:

يكى آن كه تشخيصِ مُصحِّح همانگونه كه در شناختِ صحيح و غلطِ متن خطاپذيرست و ازين رو كارنامه خود را برخواننده باريكْ‏بين عرضه مى‏كند، در شناختِ اختلافاتِ كاملاً بيهوده نسخ نيز گاه به خطا مى‏رود؛ اى بسا ضبطهاىِ اصيل و صحيح و مهم كه برخى مُصحِّحان، غلط فاحشِ ناسخان پنداشتند و محقّقانِ بعدى صحَّت و اَصالتِ آنها را نشان دادند.

ديگر آن كه فائده اصلىِ درجِ اختلافاتِ نسخ ـ چُنان كه آمد ـ ايجاد امكانِ ارزيابى عملكردِ مُصحِّح است؛ ليك فوائدِ ديگرى نيز برين كار مترتّب مى‏باشد؛ مانندِ مهيّا ساختنِ نماي ه‏اى براىِ مطالعه دگرگوني هائى كه در عرصه‏ هاىِ زبان و كتابت و... به هم رسيده.

بنابراين مواردست كه گفته شده يك سياهه اختلافِ نسخ ـ يا به تعبيرِ ديگر: سازواره انتقادىِ خوب ـ ، آن است كه خواننده را تقريباً از رجوع به نسخه‏ هاى خطّى و چاپىِ موردِ استفاده مُصحِّح بى‏نياز كند.[27]

 

شكر و سپاس

در پايان سپاس ويژه دارم از مرجع دينى بزرگوار حضرت آيت‏ الله سيّد موسى شبيرى زنجانى (دام ظلّه الوارف) كه از سر لطف بيش از 300 صفحه از كتاب را مطالعه نمودند و از اين رهگذر بر من منّتى عظيم نِهادند؛ هرچند كه آن اوراقِ مزيّن به حواشى ايشان پيش از آنكه به دست نگارنده برسد نزد حضرتشان مفقود شد و عموم خوانندگان از فوائد مندرج در افادات آن محقّق والامقام محروم ماندند.

گشايش گره از چند ماده تاريخ در شرح حالهاى وحيد بهبهانى و سيّد بحرالعلوم و سيّد على طباطبائى صاحب رياض المسائل به دست با كفايت ايشان صورت بست و راقم در اين باره وامدار رهنمودهاى آن مرجع گرامى و مدقّق سامى است.

و نيز خود را مرهون لطف دوست ذوفنونم جناب علاّمه جويا جهانبخش مى‏دانم؛ چه با وجود كسالت مزاج و مشاغل بسيار كتاب را از ابتدا تا انتها مطالعه كردند و مانند هميشه وامدار تذكّراتِ بجا و اصلاحاتِ مفيد آن جنابم. ايشان برخى حواشى بر كتاب نگاشته‏اند كه به نامشان ثبت شده است. «گردنم زير بار منّت اوست».

و همچُنين تشكّر مى‏كنم از جناب آقاى دكتر مهدى خواجه ‏پيرى سرپرست مركز ميكرو فيلم نور ـ دهلى نو كه در سفرى كه به قم داشتند تصوير نسخه ‏هاى كتابخانه آصَفيه و كتابخانه مولانا آزاد دانشگاه عليگر هند را برايم آوردند.[28]

و نيز از دوستان فاضل گراميم جناب آقاى سيّد مراد رضا رضوى هندى كه تصوير دو نسخه كتابخانه رضا رامپور هند به وساطت ايشان فراهم گرديد و جناب آقاى شيخ طاهر عبّاس اعوان پاكستانى كه تصوير نسخه مكتبة العلوم كراچى را تهيه كردند. و جناب آقاى دكتر شيخ فتح الله نجارزادگان كه نسخه دانشگاه تهران را تحصيل كردند.

و از برادران فاضل گراميم جناب آقايان شيخ محمّدرضا فاضلى و شيخ روح ‏الله فاضلى كه در مقابله اكثر نسخ ياريم دادند، و از دوست فاضل ارجمند جناب آقاى شيخ مهدى سهرابى كه بخشهايى از نسخه «ل» را مقابله كردند، و از همسرم كه در مقابله بخشهايى از نسخه «ن» كمك‏ كارم بودند، هم سپاسگزارم.

همچنين از دوست فاضل گرامى جناب آقاى سيّد شجاعت حسين رضوى هندى كه در رفع پاره‏اى از ابهامات كتاب مرهون الطافشان بوده‏ام.

سطر پايانى را به ذكر جميل حضرت استاد محقّق مدقّق شيخ رضا مختارى مدير مؤسّسه كتابشناسى شيعه به پايان مى‏برم؛ چه تحقيق اين كتاب به پيشنهاد ايشان صورت پذيرفت و جنابشان در تمامى مراحل كار از هيچ‏گونه مساعدتى دريغ نورزيدند.

 



[1] . اين اجازه در بخش ملحقات كتاب اوراق الذهب به تصحيح راقم سطور چاپ شده و مطلب مذكور در ص 488 آمده است.

 

[2] . الرمح المصقول، ويراسته نگارنده، در شمار محدودى آماده چاپ است.

 

[3] . تذكرة العلماء (چاپ بخشى از آن به همراه ورثة الأنبياء)، ص239.

 

[4] . غفران مآب لقب پس از وفات سيّد دلدار على است.

 

[5] . تكمله نجوم السماء، ج1، ص235، موارد ديگرى كه بدان نيز استناد كرده: ج1، ص36، 38، 41،422، 424،426، 427، 434 ـ 438، 460، 441، 443.

 

[6] . نجوم السماء، ص370، موارد ديگر كه بدان استناد كرده: ص326، 340، 371، 372، 375.

 

[7] . الذريعة، ج1، ص52.

 

[8] . مغولان در هند، ص689، وى چنين نوشته: «آئينه حق‏نما در ذكر دانشوران شيعه همروزگار غازى الدين حيدر فرمانرواى أوَدْ كه اين اثر به او پيشكش شده است».

 

[9] . تذكره ‏نويسى فارسى در هند و پاكستان، ص764، وى اين چنين مى‏نويسد: «آئينه حق‏نما تأليف ؟ به سال 1231 ه به نام غازى الدين حيدر، شاه أوَدْ، در ذكر ادبا و فضلاى شيعه خصوصاً سيّد دلدار على و استادان و شاگردان وى و بعضى اشخاص ديگر كه در لكهنو در زمان وى مى‏زيسته‏اند».

 

[10] . دانشنامه ادب فارسى در شبه قاره، ج4، بخش يكم، ص44 در مدخل «آئينه حق نما» آورده است: «تذكره ادبا و دانشمندان شيعه أوَدْ به قلم نويسنده‏اى ناشناس. اين نويسنده كه از شاگردان سيّد دلدار على نقوى غفران مآب م 1235 ق بود، در اين اثر بيشتر به زندگى همروزگارانش ـ آنها كه در زمان آصَف الدوله (1189 ـ 1212 ق) چهارمين حاكم أوَدْ ـ پرداخته، و بويژه درباره سيّد دلدارعلى، استاد و شاگردانش آگاهى‏هايى با جزئيات بيشتر به دست داده است.

 

[11] . شايان يادآورى است كه مقصود و ممشاى سيّد دلدارعلى در ارتباط با حكومتگران همانا از باب ارشاد و تسديد ايشان بوده است، البته تا جائى كه مقدور چو اوئى مى‏توانسته است بود. براى نمونه رك: ص 486 ـ 490 و 483.

 

[12] . ص3 و 20 ـ 22.

 

[13] . البقرة 2: 213؛ النور (24): 6.

 

[14] . رك: ص159، 460، 541.

 

[15] .ص753 ـ 761.

 

[16] . ص501 ـ 521.

 

[17] . ص724 ـ 742.

 

[18] . رك: نمايه كتابها و رساله‏ها و مراسلات.

 

[19] . ص 413 ـ 417.

 

[20] . ص 349 ـ 355.

 

[21] . ص 274ـ280 و 289 ـ 292 و 296 ـ 300 و 306 ـ 307.

 

[22] . وى حاشيه‏ اى نيز در ذيل شرح حال خودش، كه در شمار تلامذه سيّد دلدار على از او ياد شده، نگاشته است.

 

[23] . وقفنامه مفتى محمّد قلى بدين قرار است: «اين كتاب آئينه حق ‏نما را وقف خاصّ اولادى نمودم. راقم سيّد محمّد قلى». نقش مهر وى: «سيّد محمّد قليخان بهادر 1253» مهر ديگرى از او بر برگ نخست: «سيّد محمّد قلى موسوى 1221» نقش مهر ميرحامد حسين: «حامد حسين 1275».

 

[24] . در مطلع انوار، ص676 در شرح حال نجف‏على فيض آبادى در شمار تأليفاتش آئينه حق ‏نما را ياد كرده است، بى‏گمان آن آئينه اين آئينه نيست. شرح حال وى بتفصيل در همين كتاب آمده و در مطلع انوار مطالبى از همين كتاب اخذ گرديده است.

 

[25]2 . تصوير ديگرى از همان كتابخانه توسّط آقاى دكتر مهدى خواجه پيرى تحصيل گرديده بود كه در شناسه آن، نسخه را به شماره 10/29763  subhanallahمعرّفى كرده‏اند ولى پس از بررسى معلوم شد كه اين تصوير همان دستنوشت پيشگفته است، و يا نسخه ديگرى در كار نيست، و يا در تطبيق نسخه و شناسه اشتباهى رخ داده است.

در فهرست مركز ميكروفيلم نور ش1134 نسخه را داراى 418 گ و 17 سطر معرفى كرده و نام مؤلف آن را عبدالباسط بن رستم على بن على اصغر قنوجى، و در شناسه عبدالباسط بن رستم على (همين مقدار بى نام جدّ او و نسبتش به قنوج) دانسته‏اند.

شايان ياد كرد است كه موضوع كتاب نيز در شناسه مذكور فقه دانسته شده كه البته خطا است.

اين عبدالباسط مذكور از عالمان اهل سنّت است كه در سال 1223 وفات يافته است. شرح حالش در نزهة الخواطر، ج7، ص240 آمده و در زمره تأليفات وى آئينه حق نما ذكر نشده تا بگوئيم «اشتراك لفظ دائم رهزن است».

 

[26] . راهنماى تصحيح متون، ص 31.

 

[27] . راهنماى تصحيح متون، ص 54 ـ 55.

 

[28] . همزمان تصوير نسخه دانشگاه عليگر هند را سركار خانم دكتر ژاله تاج‏الدينى از كرمان برايم ارسال كردند. از مرحمت ايشان هم سپاسگزارم.

 

 

 

علاقمندان  می توانند این کتاب را از  محل موسسه کتابشناسی شیعه به آدرس : قم خیابان صفائیه ( شهداء ) کوچه ممتاز ، فرعی ۸ شماره ۸ - تلفن :۰۲۵۳۷۷۴۲۸۵۰

 

 

 

و یا از کتابفروشی  کلبه شروق تهیه نمایند . آدرس : قم ابتدای خیابان شهداء ( صفائیه )  تلفن : ۰۲۵۳۷۸۳۸۱۴۴

 

 

 


ارسال نظر
نام
ایمیل
متن
ارسال
تازه ها
پربازدید
مقالات مربرط
سالگشت رحلت استاد کبیر آیت الله سید محمد فشارکی (م 1316)
مرثیه‌ای در سوگ علامه مجلسی که زمان رحلتش نوشته شده|رسول جعفریان
آيت الله آخوند شخصيت محبوب همدان است/ علم و تقوا دلیل کاهش رغبت آقای آخوند به دنیا
وقف‌نامه‌ای از انیس‌الدوله همسر ناصرالدین شاه قاجار
در برف پيري| مجموعه‌اي از مقالات دكتر احمد مهدوي دامغاني
غنا و موسیقی |به كوشش رضا مختارى و محسن صادقى
اخلاق؛ مهمترین درس شهید ثانی که در حوزه رو به فراموشی است|علی اکبر زمانی نژاد
خاطرات فصوص
خاطراتي از علامه طباطبايي
آخوند ملاّعباس تربتی قدس سره فضیلت فراموش نشدنی| احمد مهدوی ‌دامغانی
شخصیت شناسی علامه سید محمد قلی (والد صاحب عبقات)| ناصرالدین انصاری قمی
شمایل فعلی قبور ائمه بقیع را چه کسی ساخت؟/ مزار عالمی که زیارتش حاجت‌ می‌دهد+تصاویر
ترجمه فارسی اندرزهای آقای سیستانی (مدّ ظلّه) در پاسخ به نامه جمعی از جوانان متدین
در سوگ بزرگ استاد بزرگوار؛ غلامحسین دبیران|علی اکبر صفری
انتشار شماره 5-6 نشریه «بساتین»
نرم‌افزار مجموعه آثار آیت‌الله العظمی بروجردی تولید شد
نمایشگاه مجازی رحلت آیت الله العظمی بروجردی در آیینه مطبوعات
پرداخت ادبی به امامت؛ ابتکار علامه امینی
سالروز رحلت سيد جمال الدين اسد آبادى قدس ‏سره (م 1314)
درباره آثار شیخ صدوق|حسن انصاری
نامدگان و رفتگان |علی اشرف فتحی
عید فطر و زکات فطره در سیره علما
خاستگاه فقهی اختلاف نظر مراجع در اثبات رؤیت هلال رمضان و شوال
بیست و هفتم رمضان سالگشت شهادت سید حسن مدرس
تصحیح روز و سال درگذشت آقا جمال خوانساری
رضا مختاری
دسترسی به متن کتابهای نرم افزار مکتبه اهل بیت علیهم السلام
عبد الحسین طالعی
جرعه ای از دریا جلد اول| مقالات آیت الله شبیری زنجانی
قربان مخدومی
ترجمه های صحیفۀ سجادیه به زبانهای غیر فارسی / سید امیر حسین اصغری
همایش بزرگداشت علامه سید هبة الدین شهرستانی در دانشگاه کوفه + تکمیلی
اجازه سید حسین موسوی خوانساری به میرزای قمی و تذکر یک اشتباه | محسن صادقی
نامۀ آية‏اللّه‏ العظمى مرعشى نجفى به استاد سعيد نفيسى / عبد الحسین طالعی
علی اکبر زمانی نژاد
یادداشتی به قلم آیت الله خویی درباره تشرف شیخ محمد شوشتری کوفی
آیت الله سید محمد نبوی عالم سرشناس دزفول دعوت حق را لبیک گفت
اسرار الصلاة شهيد ثانى رحمه‏الله | علی اکبر زمانی نژاد
فهرست نسخه های خطی کتابخانه مجلس شورای اسلامی 31 / از ابوالفضل حافظیان بابلی
احسان الله شكراللهی طالقانی
بازدید مقام معظم رهبری از غرفه موسسه کتاب شناسی شیعه در نمایشگاه مشکات
مشروع ‏الموسوعة الكبيرة حول‏ التراث المكتوب للشيعة أوالوسيلة إلى تصانيف الشيعة
ابوالفضل حافظیان
نامه هایی از و به مرحوم دکتر سید جعفر شهیدی / به مناسب سالروز درگذشت دکتر شهیدی
سندی منتشر نشده از آیت الله خویی در دفاع ازانقلاب اسلامی مربوط به 48 سال پیش
گزارشی از عملکرد 6 ماهه موسسه کتاب شناسی شیعه
تحقیق و انتشار نهج‌البلاغه از روی کُهَن‌ترین نسخه‌های موجود
به مناسبت در گذشت دکتر محمود فاضل
سندی نو یافته به خط مبارک شهید ثانی (ره) درباره خاندان شهید اول و علمای جبل عامل
رونمايي از جلد اول کتاب «اطلس تاریخ اسلام»
نمایش فایل های ویدئویی
ابتدای سایت | Back to top