کد مطلب: 5021
تاریخ درج مطلب: چهارشنبه ۱۰ آبان ۱۳۹۶
شيخ حسن كاشف الغطاء قدس‏ سره (م 1262)
ثمره ‏آگاهى از فقه اهل‏ سنت

من از دو نفر از آقايان زنجان نقل مى‏كنم: يكى آقاى حاج آقا جواد موسوى زنجانى و يكى هم آقاى حاج آقا ابوالفضل موسوى زنجانى كه اينها اخوان و از اجلاّى علماى زنجان و ساكن زنجان بودند. هر دو مطلبى را از پدرشان مرحوم آقاى حاج سيد محمد زنجانى نقل مى‏كردند. ايشان از آشيخ محمد حسن مامقانى نقل مى‏ كرد كه مى‏فرمود: قبلاً سنّت اماميّه اين گونه بود كه وقتى مى ‏خواستند فقه ياد بگيرند، به فقه عامّه هم مراجعه مى‏كردند و در كتبشان مى‏ آوردند. شيخ طوسى، علامه، حتّى محقق، نظرهاى آنها را نقل مى‏كنند. تا زمان شهيد اوّل اين گونه بود. از زمان شهيد اوّل به بعد ديگر احتياجى حسّ نكردند و فقه اماميّه از فقه عامّه جدا شد.
او مى‏گفت: به عقيده من بايد علماى ما فقه عامّه را هم بدانند؛ براى اينكه گاهى حوادثى پيش مى‏ آيد كه اگر كسى نداند، براى شيعه و خودش مشكل پيدا مى‏شود. لذا بايد براى روزهاى مبادا بدانندو به همين مناسبت اين قصه را نقل مى‏كرد:
در زمان صاحب جواهر يكى از شيعيان در قهوه‏خانه‏اى در بغداد در انظار عموم عايشه را سبّ مى‏كند. سنّي ها گزارش اين جريان را به قضات سنّى مى‏دهند و آنها حكم اعدام او را صادر مى‏كنند و چون در آن وقت آنجا جزء حكومت عثمانى بود، بايد حكم اعدام به استانبول كه مركز عثمانى و شيخ الاسلام در آنجا بود، برسد و او امضا كند. به آنجا گزارش مى‏دهند، او هم مى‏گويد: چون آن شخص شيعه بوده، اجراى حكم بايد در حضور يكى از علماى شيعه باشد.
استاندار بغداد با فرماندار نجف تماس مى‏گيرد و مى‏گويد: شما آشيخ حسن را به بغداد بفرستيد. آشيخ حسن درجه اوّل دو نفر بودند: يكى صاحب جواهر، ديگرى شيخ حسن كاشف الغطاء (پسر كوچك شيخ جعفر كاشف الغطاء) البته شيخ خضر شلاّل هم از نظر علمى تراز اول بود، لكن شيخ حسن را خواسته بودند و شيخ حسن تراز اول، همين دو نفر بودند.
فرماندار به صاحب جواهر مراجعه مى‏كند و مى‏گويد كه از ما خواسته‏ اند كه يكى از آقايان درجه اول به بغداد مراجعه كند. ايشان با آشيخ حسن كاشف الغطاء مشورت مى‏كند كه چنين شده است. كاشف الغطاء مى‏گويد: تعيين شده كه چه كسى برود؟ من و شما هر دو آشيخ حسن هستيم. آيا موضوع مشخص است؟ صاحب جواهر گفته بود: نه، موضوع مشخص نيست. كاشف الغطاء مى‏گويد: شما رئيس اسلام هستيد، اگر خداى نكرده لطمه ‏اى بخوريد، فقط متوجه شخص شما نيست، همه آسيب مى‏بينند؛ ولى من اين طور نيستم. من اگر لطمه بخورم، به شخص خودم خورده و چون موضوع مشخص نيست، احتياط اين است كه من بروم، نه شما.
كاشف الغطاء مى‏رود و كسى هم او را همراهى مى‏كند. وارد كاظمين مى‏شوند. با بعضى از شيعيان تماس مى‏گيرند و مى‏گويند كه ماجرا حكم اعدام كسى است به سبّ عايشه.
ايشان از آنجا به بغداد مى‏رود. به مجرّد ورود ايشان، جلسه تشكيل مى‏شود. ايشان كه وارد مى‏شود، سنّيها همه جاها را گرفته بودند و اتاق پر بود. پايين مجلس دم در مى‏ نشيند. حكم اعدام را روى ورقه‏اى مى‏نويسند و شروع به امضا كردن مى‏كنند. استاندار هم در آنجا بوده. ايشان از استاندار مى‏خواهد كه به آن متّهم بگوييد كه پيش من بيايد.
متّهم مى‏ آيد و شيخ حسن صيغه توبه را كاملاً به او ياد مى‏دهد. بعد مى‏گويد كه توبه كن. او هم توبه مى‏كند. در نقل حاج آقا جواد و شايد در نقل حاج آقا ابوالفضل هم بود كه ايشان توسّلى به حضرت اميرالمؤمنين عليه ‏السلام پيدا مى‏كند. شايد همان وقتى كه مى‏بيند آنها امضا مى‏كنند، براى اينكه از اين مخمصه نجات پيدا كند، توسّل پيدا مى‏كند. در اينجا در نقل حاج آقا ابوالفضل و حاج آقا جواد اختلافى وجود دارد. البتّه نقل متقن، نقل حاج آقا ابوالفضل است. به نظرم نقل شد كه در آن جُنگ همين جور نوشته شده. به حسبِ نقلِ حاج آقا جواد، در آن توسّل به ذهنش مى ‏آيد كه ابن جُنيد توبه مرتدّ فطرى را قبول مى‏كند. ولى حاج آقا ابوالفضل اين جور نقل نمى‏كرد. ايشان مى‏گفت: ابن جنيد شرط مى‏داند كه حكم حاكم بايد بعد از استتابه باشد. برق ديگرى به ذهن او مى‏زند كه نظريات ابن جنيد در خيلى مواقع با نظريات ابوحنيفه يكى است. در همين حال، مثل اينكه كسى او را تشجيع مى‏كند كه اين را بگويد. مى‏گويد: نظر به اينكه مذهب رسمى مملكت و مذهب خليفه، حنفى است و فتواى ابوحنيفه اين است كه بايد مرتد استتابه بشود و بعد حكم صادر گردد، و چون حكم صادر شده قبل از استتابه بوده، لذا ارزش فقهى ندارد.
قضات انكار مى‏كنند و ايشان بجِدّ مى‏گويد همين است كه من مى‏گويم. ايشان مى‏گويد: برويد كتاب بياوريد. كتاب مى‏آورند، مى‏بينند كه ابوحنيفه استتابه را شرط مى‏داند. استاندار خيلى تند مى‏شود و به آنها مى‏گويد: حيا نمى ‏كنيد؟ شما از دولت پول مى‏گيريد و مذهب خودتان را هم بلد نيستيد؟ بايد بيايند به شما ياد بدهند؟ به آشيخ حسن مى‏گويد: آقا بفرماييد بالا، آنجا دمِ در مناسب شما نيست. آشيخ حسن آن ورقه را كه براى امضا آورده بودند، پاره مى‏كند و در كوچه مى ‏اندازد و مى‏گويد: «و قَدِمْنا إلى ما عَمِلُوا مِن عَمَلٍ فَجَعَلْناهُ هَبآءاً مَنْثورا» و پيش استاندار مى‏آيد. استاندار او را بغل دست خودش مى‏ نشاند و احترام زيادى مى‏كند و مى‏گويد: خواهش مى‏كنيم كه شما تشريف داشته باشيد. بايد از شما استفاده كنيم.
شيخ حسن مى‏گويد: نه بيشتر از اين نمى‏توانم بمانم. و به نظرم مى‏گويد: اگر چه ما از نظر قضايى فائق شديم، ولى چون آن شيعه در حضور يك مشت عوام عايشه را سبّ كرده است اينها نخواهند گذاشت كه او سالم بماند. لذا به استاندار مى‏گويد كه او را به من بدهيد تا در اختيار من باشد و او را از آنجا خارج مى‏كند و به او مى‏ گويد: شما در آنجا نمانيد. آنجا براى شما خطر دارد و خلاصه او را نجات مى‏دهد.
(30/3/1387 ش)
جرعه ای از دریا  ، جلد اول


ارسال نظر
نام
ایمیل
متن
ارسال
تازه ها
پربازدید
مقالات مربرط
تطورّات مرجعیت در سده اخیر
دربارۀ کتاب «شرح الرسالة» از سید مرتضی| رضا مختاری
تکملۀ مأخذشناسى آيت الله‏ ميرزا جواد آقا تهرانى | هادی ربانی
آيت الله روحاني، نياز امروز و فرداي حوزه هـا | رضا مختاري
پژوهش های در دست انجام
نابغه ای در علوم عقلیه و نقلیه
گُلِ بى خار
علامه سید ناصر حسین هندی
گزیدۀ مهمترین مقالات دربارۀ شیخ بهایی
کتابخانه آیه الله چهارسوقی
گزارشی از کتاب گزیده دانشوران و رجال اصفهان
میرزا صادق مجتهد تبریزی از منظر تراجم نگاران
اعمال خالده و خدمات اجتماعى حضرت آیت الله چهارسوقی
ولايت فقهاى جامع الشرايط
مقدمۀ اصول دین
گزارش انتقادی از منابع شرح‌ حال شیخ بهایی
مجموعۀ جباعی
فوائدی پراکنده از شیخ بهایی در آثار سیدنعمةاللـه جزائری
شرح حال آیةاللـه آقاى حاج شيخ آقا بزرگ طهرانى| علامه روضاتی
روضاتی نامه| محمد حسین تسبیحی (رها)
مقدمه بحر المعارف
اتقان و پختگى در نگارش
اساسنامه موسسه کتابشناسی شیعه
کتابیات 1 | محسن صادقی
حدیث نصر
رضا مختاری
دسترسی به متن کتابهای نرم افزار مکتبه اهل بیت علیهم السلام
عبد الحسین طالعی
جرعه ای از دریا جلد اول| مقالات آیت الله شبیری زنجانی
قربان مخدومی
ترجمه های صحیفۀ سجادیه به زبانهای غیر فارسی / سید امیر حسین اصغری
اجازه سید حسین موسوی خوانساری به میرزای قمی و تذکر یک اشتباه | محسن صادقی
همایش بزرگداشت علامه سید هبة الدین شهرستانی در دانشگاه کوفه + تکمیلی
علی اکبر زمانی نژاد
نامۀ آية‏اللّه‏ العظمى مرعشى نجفى به استاد سعيد نفيسى / عبد الحسین طالعی
یادداشتی به قلم آیت الله خویی درباره تشرف شیخ محمد شوشتری کوفی
آیت الله سید محمد نبوی عالم سرشناس دزفول دعوت حق را لبیک گفت
اسرار الصلاة شهيد ثانى رحمه‏الله | علی اکبر زمانی نژاد
فهرست نسخه های خطی کتابخانه مجلس شورای اسلامی 31 / از ابوالفضل حافظیان بابلی
احسان الله شكراللهی طالقانی
ابوالفضل حافظیان
بازدید مقام معظم رهبری از غرفه موسسه کتاب شناسی شیعه در نمایشگاه مشکات
مشروع ‏الموسوعة الكبيرة حول‏ التراث المكتوب للشيعة أوالوسيلة إلى تصانيف الشيعة
نامه هایی از و به مرحوم دکتر سید جعفر شهیدی / به مناسب سالروز درگذشت دکتر شهیدی
سندی منتشر نشده از آیت الله خویی در دفاع ازانقلاب اسلامی مربوط به 48 سال پیش
گزارشی از عملکرد 6 ماهه موسسه کتاب شناسی شیعه
تحقیق و انتشار نهج‌البلاغه از روی کُهَن‌ترین نسخه‌های موجود
به مناسبت در گذشت دکتر محمود فاضل
سندی نو یافته به خط مبارک شهید ثانی (ره) درباره خاندان شهید اول و علمای جبل عامل
بزرگترین کتاب‌شناس قرن اخیر +تصاویر
نمایش فایل های ویدئویی
ابتدای سایت | Back to top