کد مطلب: 5011
تاریخ درج مطلب: سه شنبه ۲۵ مهر ۱۳۹۶
قرآن، كتاب عقل
گفتگو با دكتر ديناني - كريم فيضي - بخش دوم

بسياري از بزرگان اهل ادب، در معني «تفسير»، از «كشف قناع» سخن گفته‌اند و منظورشان، پرده‌برداشتن از روي آن چيزي است كه تو گويي نوعي حجاب يا پرده بر رويش كشيده شده است. به طور كلي در «تفسير»، پرده برداشتن و آشكاركردن چهره امر مورد تفسير مراد و مقصود است؛ ولي در «تأويل»، آنچه اهميت دارد، اين است كه امر مورد تأويل به اصل خود بازگردانده شود و جايگاه اصلي آن معلوم گردد. البته در تأويل، تفسير نيز تحقق مي‌پذيرد؛ زيرا در بازگرداندن به اصل، پرده‌برداشتن و آشكاركردن چهره واقعي آنچه مورد تأويل قرار مي‌گيرد نيز تحقق پيدا مي‌كند، ولي در تفسير چه بسا بازگشت به اصل صورت نپذيرد، اما ابهام زدوده شود و چهره معني از زير پرده به ‌در آيد؛ بنابراين هر تأويلي، نوعي تفسير نيز شناخته مي‌شود، ولي هر تفسيري تأويل نيست و ممكن است بازگشت به اصل در آن صورت نپذيرفته باشد.
كار تفسير همواره از آنچه تأويل خوانده مي‌شود، آسان‌تر است؛ زيرا همان‌گونه كه يادآور شديم، اساس كار تفسير، زدودن ابهام و برداشتن پرده از روي چهره معني شناخته مي‌شود. كساني كه با قواعد و موازين زبان و لغت آشنايي دارند، مي‌توانند ابهام‌زدايي كنند و در آشكاركردن معني توفيق به‌دست آورند، ولي در تأويل اين كار به‌‌ آساني ميسر نيست، زيرا جمله‌اي كه از زبان يك گوينده به گوش مي‌رسد، از سرّ سويدا و نهانخانه درون گوينده سرچشمه گرفته است.
اكنون اگر بپذيريم كه تأويل جز بازگرداندن يك امر به اصل خود چيز ديگري نيست، چگونه مي‌توانيم آنچه از سرّ سويدا و نهانخانه درون يك گوينده به گوش ما رسيده است، دوباره آن را به جايگاه اصلي‌اش بازگردانيم؟ هيچ فردي از افراد بشر، به سرّ سويداي فرد ديگري راه ندارد و از نهانخانه درون اشخاص نمي‌تواند آگاهي داشته باشد. تنها خداوند سبحان است كه به همه امور ـ از اعلي تا اسفل ـ احاطه و اشراف دارد و هيچ چيزي از او پنهان نيست. در حيطه علم و آگاهي حق تبارك و تعالي، از نهانخانه و سرّ سويدا سخن به ميان نمي‌آيد و چيزي كه «مجهول» يا «مبهم» بوده باشد، وجود ندارد. در مورد خداوند تبارك و تعالي، ثبوت عين اثبات است و اثبات نيز عين ثبوت شناخته مي‌شود. يگانگي ثبوت و اثبات در مورد حق ‌تعالي به معني اين است كه براي او ذهن و عين از يكديگر جدا نيستند و عاقل و معقول متحد و يگانه شناخته مي‌شوند. ظاهر خداوند سبحان عين باطن، و باطن او عين ظاهر اوست و هيچ‌گونه فاصله و دوگانگي در ساحت مقدس حق راه ندارد.
وحدت مطلق
در اينجا ممكن است گفته شود: در مورد حق ـ تبارك و تعالي ـ كه از وحدت مطلق سخن گفته مي‌شود و چون ميان ظاهر و باطن او فاصله و دوگانگي وجود ندارد، از ظاهر و باطن در كلام او نيز نبايد سخن گفت و آنچه اشخاص از ظاهر سخن حق‌تعالي ادراك مي‌كنند، همان است كه اهل باطن به آن دسترسي پيدا مي‌كنند! در پاسخ به اين سخن بايد گفت: درست است كه ظاهر حق تبارك و تعالي عين باطن و باطن او عين ظاهرش است، ولي مراتب فهم و ادراك انسان يكسان نيست و آنچه در مرتبه عقل او معقول شناخته مي‌شود، در مرتبه خيال و حس او نمي‌گنجد. حواس ظاهري انسان جز به آنچه محسوس است، نمي‌رسند. نيروي خيال نيز به درك صورت‌ها دست مي‌يابد و آنچه داراي شكل و صورت نيست، از حيطه ادراك خيال بيرون مي‌ماند. و هم انسان كه با معاني جزئيه سر و كار دارد، از ادراك امر كلي ناتوان است. البته عقل در عالم كليات به سير و سفر مي‌پردازد و از ادراك امور معقول برخوردار است.
بنابراين، هر مرتبه از مراتب ادراك انسان غير از مرتبه ديگر است و احكامي كه بر يك مرتبه بار مي‌گردد، بر مرتبه ديگر بار نمي‌گردد. كسي كه در مرتبه محسوسات فرو مانده است، به عالم معقولات راه ندارد و شخصي كه همواره در قيد شكل گرفتار شده و به آنچه ماوراي صورت است، نمي‌انديشد. چنين كسي از معني بدون شكل خبر ندارد. خيال پرده عقل است و عالم خيال به همه وسعت و گسترش شگفت‌انگيزي كه دارد، مرز عالم عقل شناخته مي‌شود. كسي كه به تفاوت‌هاي بنيادي در مراتب ادراك انسان آگاهي دارد، به‌درستي مي‌داند كه افراد بشر در يك درجه از ادراك نيستند. انسان در هر مرتبه از مراتب ادراك كه قرار گرفته باشد، نمي‌تواند بيش از آنچه در آئينه ادراكش انعكاس پيدا مي‌كند، ببيند. بيرون آمدن از ذهن، بدون استمداد از ذهن امكان‌پذير نيست. ذهن به واسطه ذهن از خود فرا مي‌رود و آنجا كه ذهن فعال نباشد، نمي‌توان از آنچه بيرون رفتن از ذهن خوانده مي‌شود، سخن به ميان آورد.
اكنون اگر بپذيريم كه انسان در حد مرتبه ادراك خود سخن مي‌گويد و براساس موازين صورت‌هاي ذهني خويش مي‌انديشد، ناچار بايد اعتراف كنيم كه وقتي او به تفسير يا تأويل يك جمله يا يك متن مي‌پردازد، آن تفسير يا تأويل از رنگ انديشه‌هاي مفسر و تأويل‌كننده منزه و مبرا نيست. يك متن هميشه يك متن است و مادام كه مورد مشاهده و توجه قرار نگيرد و خوانده نشود، سخني نمي‌گويد و البته هنگامي كه مورد مشاهده و توجه قرار مي‌گيرد و خوانده مي‌شود، به ‌اندازه فهم و ادراك مشاهده‌كننده و خواننده خود و به زبان او سخن مي‌گويد.
نويسنده و گوينده در نوشته و سخن خود ظاهر مي‌شود و البته هر گونه سخن و نوشته نيز در مرتبه و حد خواننده و شنونده خود به ظهور مي‌رسد. عالم، متن واحد و يگانه‌اي است كه اشخاص با آن روبرو مي‌شوند و در آن زندگي مي‌كنند؛ ولي عالم هيچ فردي از افراد انسان با عالم فرد ديگر يكسان نيست. با توجه بيشتر به اين مسئله مي‌توان دريافت كه نه تنها عالم يك فرد همواره غير از عالم فرد ديگر شناخته مي‌شود، بلكه يك فرد انسان در طول زندگي دراز و پرماجراي خود، عوالم گوناگون داشته و آنچه به طور مثال در عالم رؤيا ديده است، غير از آن چيزهايي است كه در عالم بيداري با آن روبرو گشته است.
همان‌گونه كه عالم يك متن است و هر فردي از افراد بشر بر اساس نوع تفكر و سنخ انديشه خودش با آن روبرو مي‌شود، كتاب آسماني و الهي «قرآن كريم» نيز يك متن است و هر كسي كه به خواندن و قرائت آن مبادرت مي‌كند، بيش از اندازه فهم و ميزان ادراك خود از مضمون و محتواي بي‌پايان آن به دست نمي‌آورد. كسي كه غواصّ نيست و فن شنا نمي‌داند، نمي‌تواند در يك اقيانوس غوطه‌ور گردد. براي اين‌گونه اشخاص، در ساحل اقيانوس نشستن و در حد امكان از آب امواج خروشاني كه در ساحل شكسته مي‌شوند بهره‌بردن، به صواب نزديك‌تر شناخته مي‌شود! هيچ غواص ماهر و شناگر بزرگي نيز پيدا نمي‌شود كه بتواند به همه يك درياي بي‌كران احاطه پيدا كند و اعماق بي‌پايان آن را مورد بررسي قرار دهد. آنجا كه يك غواص به محدود بودن توانايي خود در فن شنا آگاهي دارد، نبايد در اقيانوس به شناگري بپردازد كه از هر جهت بي‌كرانه است و ژرفاي آن نيز بي‌پايان و بدون پايان است. همان‌گونه كه يادآور شديم، گوينده بيش از هر چيز ديگر در سخن خود ظاهر مي‌شود.
جاي هيچ‌گونه ترديد نيست كه قرآن كريم، كلام خداوند سبحان است. خداوند تبارك و تعالي همان‌گونه كه در عالم ظهور پيدا كرده است، در كتاب كريم خود نيز ظاهر مي‌گردد. عالم كتاب تكويني خداست و قرآن كريم كتاب تدويني او شناخته مي‌شود؛ هر آنچه در كتاب تكويني حق‌تعالي به وجود عيني و خارجي موجود است، در كتاب تدويني او يعني قرآن مجيد نيز به وجود كتبي و علمي موجود است.
ملك و ملكوت
جهان هستي كه غير حق تبارك و تعالي بوده و ماسوي‌الله خوانده مي‌شود، داراي مراتب متفاوت بوده و از ملك تا ملكوت را شامل مي‌گردد. آنچه در معرض مشاهده انسان قرار مي‌گيرد و محسوس به شمار مي‌آيد، «عالم ملك» خوانده مي‌شود؛ ولي آنچه از مرحله محسوس بودن فراتر است و به وادي معقولات و ديار مرسلات تعلق دارد، تحت عنوان «عالم ملكوت» مطرح مي‌گردد. همان‌گونه كه جهان هستي به دو قسم «ملك» و «ملكوت» تقسيم مي‌پذيرد، قرآن كريم نيز داراي ملك و ملكوت است و ظاهر و باطن دارد. اهل ظاهر جز به ظاهر قرآن كريم نمي‌انديشند و به آن دسترسي ندارند؛ ولي ارباب معرفت و كساني كه اهل معني شناخته مي‌شوند، به آنچه باطن و ملكوت قرآن خوانده مي‌شود، راه پيدا مي‌كنند و از آن بهره‌مند مي‌شوند.
هرگاه از باطن قرآن كريم سخن گفته مي‌شود، به اين مسئله بايد توجه داشت كه آن باطن نيز باطن دارد و تعداد آن باطن‌ها بيش از آن است كه به‌آساني بتوان از شمار آنها سخن به ميان آورد. باطن ملك، ملكوت است و باطن ملكوت، لاهوت است و از جبروت و مافوق جبروت نيز مي‌توان سخن به ميان آورد. در ترتب تصاعدي عوالم، از محسوس تا معقول، آنچه تحقق پيدا مي‌كند، از كثرت به وحدت رفتن است. البته همانگونه كه انسان از كثرت به وحدت سير و سفر صعودي دارد، از وحدت به ‌سوي كثرت نيز تنزل پيدا مي‌كند و از عالم معقول به جهان محسوس فرود مي‌آيد. اگر نزول انسان از وحدت به كثرت تحقق پيدا نمي‌كرد، صعود از كثرت به وحدت هم تحقق‌پذير نمي‌گشت.
ادامه دارد

اطلاعات


ارسال نظر
نام
ایمیل
متن
ارسال
تازه ها
پربازدید
مقالات مربرط
اعمال خالده و خدمات اجتماعى حضرت آیت الله چهارسوقی
ولايت فقهاى جامع الشرايط
مقدمۀ اصول دین
گزارش انتقادی از منابع شرح‌ حال شیخ بهایی
مجموعۀ جباعی
فوائدی پراکنده از شیخ بهایی در آثار سیدنعمةاللـه جزائری
شرح حال آیةاللـه آقاى حاج شيخ آقا بزرگ طهرانى| علامه روضاتی
روضاتی نامه| محمد حسین تسبیحی (رها)
مقدمه بحر المعارف
اتقان و پختگى در نگارش
اساسنامه موسسه کتابشناسی شیعه
کتابیات 1 | محسن صادقی
حدیث نصر
درنگی برکرامتی از « میرزاطاهرتنکابنی» | علی حسن بگی
معرفی کتاب :زندگانی آیة الله چهارسوقی
شناخت نامه آیت الله حاج شیخ محمد حسین احمدی گلپایگانی|علی حسن بگی
معرفی "احوال و آثار بهاء الدین عاملی معروف به شیخ بهایی"
مروری اجمالی بر تطور فقه فتوایی
سیّد جعفر کشفی دارابی بروجردی (1189-1267ق) : سید حجّت کشفی
اشتباه تنقيح المقال درباره مدفن فخرالمحققين
ميرزا محمد تقى شيرازى قدس‏ سره (م 1338)
ذکر شریف "یا فاطمه" سلام الله علیها
آيه‏ اللّه‏ ميرزا محمد حسين نائينى قدس ‏سره (م 1355)
ناراحتى حضرت زهرا عليهاالسلام
ابعاد شخصيت شيخ انصارى
رضا مختاری
دسترسی به متن کتابهای نرم افزار مکتبه اهل بیت علیهم السلام
عبد الحسین طالعی
جرعه ای از دریا جلد اول| مقالات آیت الله شبیری زنجانی
قربان مخدومی
ترجمه های صحیفۀ سجادیه به زبانهای غیر فارسی / سید امیر حسین اصغری
اجازه سید حسین موسوی خوانساری به میرزای قمی و تذکر یک اشتباه | محسن صادقی
همایش بزرگداشت علامه سید هبة الدین شهرستانی در دانشگاه کوفه + تکمیلی
علی اکبر زمانی نژاد
نامۀ آية‏اللّه‏ العظمى مرعشى نجفى به استاد سعيد نفيسى / عبد الحسین طالعی
یادداشتی به قلم آیت الله خویی درباره تشرف شیخ محمد شوشتری کوفی
آیت الله سید محمد نبوی عالم سرشناس دزفول دعوت حق را لبیک گفت
اسرار الصلاة شهيد ثانى رحمه‏الله | علی اکبر زمانی نژاد
فهرست نسخه های خطی کتابخانه مجلس شورای اسلامی 31 / از ابوالفضل حافظیان بابلی
احسان الله شكراللهی طالقانی
ابوالفضل حافظیان
بازدید مقام معظم رهبری از غرفه موسسه کتاب شناسی شیعه در نمایشگاه مشکات
مشروع ‏الموسوعة الكبيرة حول‏ التراث المكتوب للشيعة أوالوسيلة إلى تصانيف الشيعة
نامه هایی از و به مرحوم دکتر سید جعفر شهیدی / به مناسب سالروز درگذشت دکتر شهیدی
سندی منتشر نشده از آیت الله خویی در دفاع ازانقلاب اسلامی مربوط به 48 سال پیش
گزارشی از عملکرد 6 ماهه موسسه کتاب شناسی شیعه
تحقیق و انتشار نهج‌البلاغه از روی کُهَن‌ترین نسخه‌های موجود
به مناسبت در گذشت دکتر محمود فاضل
سندی نو یافته به خط مبارک شهید ثانی (ره) درباره خاندان شهید اول و علمای جبل عامل
بزرگترین کتاب‌شناس قرن اخیر +تصاویر
نمایش فایل های ویدئویی
ابتدای سایت | Back to top