کد مطلب: 4034
تاریخ درج مطلب: دوشنبه ۱۲ خرداد ۱۳۹۳
بیان الأدعیاء/ عبد الله بن محمد ابن کتیله حسینی (اواخر قرن هشتم هجری)؛ تصحیح موری موتو
از آثار بسیار جالب توجهی که متخصصان انساب سادات آل ابی طالب (نسب شناسان سادات) به جا گذاشته اند رساله ای است با نام بیان الادعیاء که در بیان مدعیان دروغین نسب شریف در اواخر قرن هشتم هجری نگاشته شده است.

از آثار بسیار جالب توجهی که متخصصان انساب سادات آل ابی طالب (نسب شناسان سادات) به جا گذاشته اند رساله ای است با نام بیان الادعیاء که در بیان مدعیان دروغین نسب شریف در اواخر قرن هشتم هجری نگاشته شده است. این رساله فقط نام و نسب حدود هشتاد نفر مدعی را درج نمی کند، بلکه برای یکایک آنها، اساس محکومیت نسب مورد ادعایشان را ـ از طریق اقتباس هایی از نسب نامه های پیشین ـ قید می کند. به لطف این ویژگی منحصر به فرد، این رساله به ما کمک می کند تا بفهمیم نسب شناسان چگونه نسب باطل را از نسب صحیح تشخیص می داده اند. افزون بر آن، همان گونه که در زیر به آن اشاره خواهد شد، این متن جهت تبیین تاریخ نسب شناسی سادات دارای فوائدی است.

نگارنده سطور این متن را حدود ده سال پیش تصحیح نموده، در یکی از ضمیمه های رساله دکتری خود همراه با پیشگفتار ژاپنی ارائه داده بود.[1] اما متن آن همچنان در گوشه ای در خمول مانده بود. اینک مایه خرسندی است که موقعیتی پیش آمده تا این متن جالب را به رسم ارمغان به پیشگاه جناب حجة الاسلام والمسلمین سید احمد حسینی اشکوری، نسخه شناس بزرگوار، تقدیم نمایم. اذعان دارم که کیفیت کار، به رغم راهنمایی های گوناگون ایشان در طول سالیان معاشرت، قوی نیست؛ حتی ممکن است خنده آور باشد. اما در تجدید نظر متن و نوشتن پیشگفتار جدید به زبان فارسی، تلاش شده است تا حداکثر آنچه در توان این شاگرد کوچک باشد ارائه شود. امید است که خنده ایشان مثل همیشه خنده ای پدرانه باشد.

در این پیشگفتار به اضافه مطالب مورد نیاز جهت تبیین هویت و محتوای کلی متن، چند ویژگی محتوایی آن نیز مورد بحث قرار خواهد گرفت، زیرا موقعیت و اهمیت متن را در تاریخ نسب شناسی سادات روشن می سازد. البته معرفی نسخه های مورد استفاده و توضیحی مختصر از روش تصحیح نیز پس از آن خواهد آمد.

محتوای کلی رساله

متن بیان الادعیاء بسیار ساده است؛ زیرا از فقره هایی تشکیل شده که هر یک از آن فقره ها حاوی نسب مدعی و بیان دلیل محکومیت آن می باشد. وقتی نسب های مورد ذکر در متن را مقایسه می کنیم، چون طول این نسب ها با هم خیلی متفاوت است، مثلا بعضی شامل نه نام و بعضی دیگر شامل پانزده نام، متوجه می شویم که صاحبان انساب در زمانهای متفاوت زندگی می کرده اند. همچنین از اسم مکان های مذکور برای بعضی از آنها بر می آید که این مدعیان سیادت، در مکان هایی مختلف و دور از هم زندگی می کرده اند. احتمال می رود مؤلف، اطلاعات مربوط به مدعیان را از منابع مختلف و پراکنده ای جمع کرده است.

در اکثر موارد معلوم نمی شود که در چه زمانی و توسط چه کسی حکم دروغین بودن نسب مدعی مذکور داده شده باشد. گویا هویت محکوم کننده از مورد به مورد و از معاصران مدعی تا خود مؤلف رساله فرق می کند. با این حال به نظر می رسد این خود مؤلف بوده که برای هر یک از این نسب های دروغین، دلیل آن را از نسب‏نامه‏های مختلف آورده است. البته، مؤلف در چند مورد، حکم نسب شناسان پیشین را در زمینه مذکور، از آثار آنان نقل می کند. در اینجا قابل توجه آن که: این گونه نسب شناسان (کسانی که مؤلف حکم آنها را نقل می کند) بدون استثنا کسانی هستند که در قرون هفتم و هشتم در عراق به طور عام و مراکز تشیع آنجا به طور خاص می زیسته اند.

مؤلف رساله

متن مورد نظر ما به عنوان یک اثر مستقل و توسط یک مؤلف مشخص تألیف شده است و این موضوع، نه فقط از ساختار کلی متن، بلکه از عبارت‏هایی مانند «قال جامعه» ([٢٨/XXX])[2]، «النسابة الجامع» ([٤٩/XXXVIII])، «نقلت» [٣٠/XXXII][٣٤/XLIX])، و «أقول» ([١٧/XXIII][٥٢/XLI]) که در جای‏جای متن دیده می‏شود و بدون شک به مؤلف برمی‏گردد، مشخص می شود.

نام مؤلف از فقره زیر روشن می شود:

قال السیّد ابن عدنان فی مشجّره بخطّه عند علی بن حمزة: یُدعا میموناً ما کان یصل إلی النساء. یقول أضعف عباد الله تعالی عبد الله بن کتیلة الحسینی النسابة: فعلی هذه [کذا] القول یکون یوسف دعی مبطل.[3]

نظر به عبارت تواضع‏آمیزی که به کار رفته، می‏توان ابن کتیله حسینی مذکور را به عنوان مؤلف متن شناخت. جای دیگری در متن، مؤلف را به صورت کامل‏تری چنین معرفی کرده است: «عبد الله بن {علی بن} محمّد بن کتیلة الحسینی».[4] البته در ادامه روشن ساخته که در سال ٧٩٣ در حال نگاشتن رساله بوده است.[5]

«ابن کتیله» کیست؟

به نظر نگارنده با توجه به وجود شخصی به نام «علم الدین عبد الله بن محمد بن علی بن ناصر بن محمد بن ... ابن کتیلة» می‏توان اطلاعاتی درباره ابن کتیله به دست آورد.

پدر این علم الدین، مجد الدین محمد، استاد «ابن عنبه حسنی» (نسب‏شناس معروف قرن هشتم و نهم [ت‏٨٢٨]) در علم نحو بود. ابن عنبه در دوران جوانی خود در عراق با وی رفت و آمد داشته است، [6] و در نتیجه با علم‏الدین آشنا بوده است.

ابن عنبه درباره علم الدین می‏نویسد:

وکان للسید مجد الدین ابنان أحدهما علم الدین عبد الله سافر فی حیاة أبیه إلی بلاد الترک وأقام هناک وأولد ثم وقع إلی سمرقند أیام الأمیر الأعظم تیمور کورکان ورأیته هناک وله ابن اسمه أحمد ویکنی أبا هاشم ویلقب شمس الدین، وتوفی السید عبد الله بکش من بلاد سمرقند وانتقل ابنه أبو هاشم إلی العراق.[7]

ابن عنبه در اثر دیگر خود بحر الأنساب علم الدین را «نسابه» وصف می‏کند.[8] عبد الرزاق کمونة حسینی و شهاب الدین مرعشی نجفی، ترجمه علم الدین را در فرهنگ نسب شناسان خود درج نموده اند.[9] این موارد حداقل بر نسب‏شناس بودن علم الدین دلالت می‏کند، گرچه نمی‏توان او را از نسب شناسان درجه یک و شناخته شده شمرد.

علاوه بر این، گزارش ابن عنبه که علم الدین در زمان حکمرانی تیمور گورکانی ـ میانه سال‏های ٧٧١ تا ٨٠٧ ق ـ در سمرقند و صاحب اولاد بوده است، با تاریخ ٧٩٣ که در متن رساله قید شده است و نشانگر دوره فعالیت های علمی مؤلف است سازگاری دارد.[10]

اساس باطل دانستن انساب: اعتبار نسب شناسان دوره تکامل رشته نسب شناسی سادات (قرون چهارم و پنجم)

وقتی از خود مدعیان صرف نظر کنیم، در متن بیان الادعیاء عمدتاً از دو دسته افراد نام برده می شود:

١. نسب شناسانی که آثار آنان به عنوان دلیل محکومیت مورد استناد قرار گرفته است.

٢. نسب شناسانی که به عنوان محکوم کننده بعضی مدعیان به آنان اشاره می‏شود.

چون ترکیب هر کدام از این دو دسته نسب شناسان جهت تبیین تاریخ نسب شناسی سادات و موقعیت متن ما در قرینه آن خالی از فایده نیست، به بحث مختصری از آن می پردازیم.

نسب‏شناسانی که آثار آنان به مثابه دلیل محکومیت مورد استفاده قرار گرفته است، به ترتیب تعداد ذکر نام آنان عبارتند از:

١ ـ ابو الحسن عمری (ت حدود ٤٦٠): ٢٤ بار

٢ ـ شیخ الشرف عبیدلی (ت ٤٣٧): ٢١ بار

٣ ـ سید ابن عدنان: ١٢ یا ١٣ بار

٤ ـ شرف الدین محمد ابن عبد الحمید (قرن هفتم ـ هشتم): ٤ بار

٥ ـ ابن خدّاع (ت پس از ٣٦١): ٣ بار

٦ ـ ابو الغنائم دمشقی (ت ٤٣٨): ٣ بار[11]

٧ ـ ابن طباطبا (ت ٤٤٩ یا ت بعد از ٤٨٢): ٢ بار[12]

٨ ـ احمد ابن طاووس حسنی (قرن هفتم ـ هشتم): ١ بار[13]

٩ ـ اُشنانی (قرن چهارم): ١ بار

١٠ـ ابو طالب جوّانی (قرن ششم): ١ بار

١١ـ بخاری: ١ بار

١٢ـ ابو عمرو: ١ بار.

شرح حال یکایک این نسب شناسان از حوصله بحث ما بیرون است و از آن صرف نظر می‏کنیم، [14] ولی این نکته شایان توجه است که نسب شناسان قرن چهارم و پنجم، یعنی قرن‏های رشد و تکامل نسب شناسی سادات آل ابی طالب، در این لیست غلبه دارند.[15] بر فرض صحت نظر فوق از سوی نگارنده، مبنی بر آن که فقرات مناسب از نسب‏نامه‏ها توسط خود مؤلف به عنوان دلایل اقتباس شده است، این امر دلالت دارد بر آن که نسب شناسان دوره تکامل، در اواخر قرن هشتم نیز هم‏چنان از اعتبار ویژه‏ای برخوردار بوده‏اند.

از میان کتب مورد استفاده، تهذیب الانساب و نهایة الاعقاب اثر شیخ الشرف عبیدلی با ١٨ بار تکرار و المجدی فی انساب آل ابی طالب اثر ابوالحسن عمری با ١٥ بار ذکر عنوان، مقام اول و دوم را به عنوان پر استفاده‏ترین منبع دارا هستند.[16]

نسب شناسان محکوم کننده انساب باطل: رابطه متن با مکتب عراق

این دسته نسب‏شناسان به ترتیب تعداد ذکر نام آنان عبارتند از:

١ ـ شرف الدین محمد ابن عبد الحمید (قرن هفتم ـ هشتم): ١٢ یا ١٣ بار

٢ ـ ابن المرتضی (ت پیش از ٦٦٤): ٣ یا ٤ بار

٣ ـ غیاث الدین ابن طاووس (ت ٦٩٣): ٣ بار

٤ ـ رضی الدین ابن قتاده (ت ٦٨١): ١ بار

٥ ـ احمد ابن مهنا عبیدلی (ت پس از ٦٨١): ١ بار[17]

نکته شایان ذکر این است که تمامی اینان از نیمه دوم قرن هفتم تا اوائل قرن هشتم در عراق به طور عام و به خصوص در مراکز تشیع آنجا فعال بوده‏اند.

نگارنده در رساله دکتری خود دوره ای را که حدوداً مطابق با قرن ششم تا هشتم است به عنوان دوره محلی شدن جریانات علمی نسب‏شناسی سادات دانسته، از میان جریان‏ها یا مکتب‏ها، مکتب عراق را به مثابه مهمترین مکتب محلی آن زمان دانسته است.

مراکز مهم مکتب عراق شهرهای حله، نجف، کربلا و کوفه، یعنی مراکز تشیع عراق در آن زمان بود.[18] می‏توان گفت که تمامی نسب‏شناسانی که به عنوان محکوم کننده به آنان اشاره شده است، اعضای این مکتب به شمار می‏روند.

به نظر می‏رسد این امر نشانگر تعلق مؤلف متن (ابن کتیله) به همین مکتب، یعنی مکتب عراق باشد که با نظر فوق، یعنی یکی دانستن ابن کتیله و علم الدین بن مجد الدین ـ که این اخیر نیز برخاسته از عراق است ـ سازگاری دارد.

هم چنین این نکته که اکثر منابع مورد استفاده ابن کتیله به موقع اشاره به حکم نسب شناسان عراقی، به گفته خود او به خط آن نسب‏شناسان بوده است (مثلاً، [٢٨/XXX][٣٠/XXXII][٥٠/XXXIX]) می‏تواند مؤید آن باشد که نسب شناسان مورد بحث و ابن کتیله به یک محیط علمی مشترک تعلق داشته‏اند؛ پس می‏توان این متن را نیز اثری باقی مانده از سنت علمی مکتب عراق دانست.

نشانه های اعتبار فرا منطقه‏ای مکتب عراق

البته، آنچه که نگارنده را وادار نمود متن بیان الادعیاء را در اینجا منتشر کند، سوای جالب بودن موضوع آن، ارزش علمی آن است که آن را مورد توجه پژوهشگران قرار می دهد. برای مثال دوین دویس (Devin DeWeese) و عاشربیک مؤمنوف (Ashirbek Muminov) در قرینه پژوهش مشترک شان درباره نسب‏نامه های سادات و اولیای آسیای مرکزی، متن ما را از قدیمترین نمونه های ذکر ـ و البته نفی ـ انسابی شناخته اند که در اسطوره های مربوط به پخش اسلام در آن منطقه نقش مهمی ایفا می کند ([٢١/XLVI][٢٢/XLVII]؛ «مدعی» مذکور در مورد اول، کسی به جز شیخ احمد یسوی [ت ٥٦٢] نیست).[19] احتمال می‏رود که چنین مواردی باز هم در متن نهفته باشد که ذکر مدعی به خصوصی در قرینه ای اهمیت خاصی پیدا کند.

اما آنچه که این متن را برای نگارنده بسیار با ارزش می‏سازد، این است که این متن، با به دست دادن اطلاعاتی در مورد فعالیت های دو نسب‏شناس مکتب عراق، به ما کمک می‏کند که وضعیت کلی نسب‏شناسی سادات را در اوائل و اواخر قرن هشتم تا حدی روشن کنیم. اینک ضروری است در این مورد توضیحاتی ارائه شود.

نگارنده در یکی از پژوهش‏های قبلی خود به بررسی فرایند رشد و تکامل نسب‏شناسی سادات در قرون چهارم و پنجم پرداخته، تشکیل شبکه علمی فرامنطقه‏ای میان نسب شناسان را به عنوان مهمترین شاخص آن فرایند دانسته بود. در آن دوره اطلاعات محلی در مورد سادات مناطق مختلف به وسیله آن شبکه علمی در میان نسب‏شناسانی که خود آنان نیز از مناطق گوناگون برخاسته بودند پخش شد، و به ایجاد دانش مشترک و فرا منطقه‏ای انساب سادات آل‏ابی‏طالب منجر شد.[20]

اما در دوره بعدی، یعنی ـ به تعبیر نگارنده ـ دوره محلی شدن جریانات علمی نسب‏شناسی سادات (حدوداً قرن‏های ششم تا هشتم)، ما شاهد تضعیف نسبی این شبکه فرامنطقه‏ای و ایجاد جریان‏ها یا مکتب‏های محلی هستیم. علاقه نسب‏شناسان هیچ وقت به منطقه خاصی محدود نمی‏شود، ولی شبکه علمی که از آن برخوردار بودند رو به محدود شدن می‏گذارد و به تعبیر دیگر، دانش فراگیری که در دوره پیشین به وسیله شبکه فرامنطقه‏ای ایجاد شده بود، در این دوره به دست مکتب‏های محلی سپرده می شود.[21]

از میان این مکتب‏های محلی، مکتب عراق از اهمیت ویژه ای برخوردار بوده است، به صورتی که ما هیچ کجای دیگر به اندازه عراق شاهد حضور مداوم تعداد زیادی از نسب شناسان سادات نیستیم. کسانی که به عنوان محکوم کننده در متن بیان الادعیاء اسامی شان برده می‏شود فقط بخشی از نسب‏شناسان شناخته شده از مکتب عراق آن زمان هستند. البته، عراق و به ویژه شهرهای بغداد، کوفه و بصره، در دوره پیشین نیز نقش مرکزی را در شبکه تبادل اطلاعات ایفا می کردند و خیلی از نسب‏شناسان معتبر از آنجا به وجود آمده بودند. اینک، با تحول اساسی در وضعیت کلی نسب شناسی سادت، چیزی که مناسب است به عنوان یک مکتب محلی توصیف شود به وجود آمده است.

البته، باید توجه داشت که مهمترین منابع جهت تبیین اوضاع نسب‏شناسی سادات در قرنهای هفتم و هشتم، آثار ابن عنبه است که خود او نیز زاده مکتب عراق است. بنابراین در اینجا محدودیت شایانی در منابع وجود دارد که بی‏شک تصویر کلی را به نفع مکتب عراق رقم می زند. اما باز هم شواهد و قرائنی وجود دارد که اشاره به اهمیت و اعتبار مکتب عراق ـ حتی در مناطق دور از عراق ـ دارد. متن مورد بحث ما نیز از این جمله است.

نخست به بحث در مورد «شرف الدین محمد ابن عبد الحمید» بپردازیم که اسم او به عنوان محکوم کننده نسب باطل مکرر ذکر می شود.[22]

شرف الدین که در دو جای متن با لقب «التقی» نیز خوانده می شود ([-/XXXIII][-/XXXVII]) به وسیله یکی از اعضای خاندان معروف نسب‏شناسان کوفه و نجف، یعنی خاندان عبد الله تقی، به نام «شرف الدین ابو الفضل محمد بن تقی الدین ابی عبد الله الحسین بن عبد الحمید بن محمد بن عبد الحمید بن عبد الله التقی» قابل شناسایی است. از آنجا که عبد الحمید اول و دوم که در سلسله نسب وی دیده می‏شوند از نسب‏شناسان بسیار مشهور این خاندان بودند، این‏که فقط نام «عبد الحمید» در نسب مختصر شرف الدین ابو الفضل ذکر شود طبیعی به نظر می آید.[23]

خوشبختانه، ابن عنبه اطلاعات زیر را در مورد شرف الدین ابو الفضل به دست می دهد:

فمن ولد تقی الدین أبی عبد الله الحسین بن عبد الحمید الثانی السید الجلیل النسابة شرف الدین أبو الفضل محمد بن تقی الدین أبی عبد الله الحسین المذکور، سافر إلی بلاد القرم وأعقب من ابنه تاج الدین عبد الحمید، وله ولد رأیته بسمرقند ثم انتقل إلی العراق.[24]

این فقره سه نکته را در بردارد که اجازه می دهد شرف الدین ابو الفضل را با همان شرف الدین مذکور در بیان الادعیاء یکی بدانیم:

اول: دیدار ابن ‏عنبه با نوه شرف‏الدین ابو الفضل در سمرقند که احتمالاً در دوران حکمرانی تیمور صورت گرفته است[25] با تاریخ ٧٠٩ که در اقتباس از «جریده» شرف الدین در متن بیان الادعیاء دیده می‏‏شود ([٤٤/LIX]) از لحاظ زمانی سازگار است.

دوم: «تاج الدین»، لقب عبدالحمید پسر شرف الدین ابو الفضل، در یکی از نسخه‏های بیان الادعیاء نیز به عنوان لقب پسرشرف الدین ذکر می شود (پاورقی٩، ص.1001).

سوم: این سخن که شرف‏الدین ابو الفضل به «بلاد القرم» (کریمه) مسافرت نمود، با آن که در بیان الادعیاء «جریدة‏السرای» به شرف الدین نسبت داده می‏شود ([٣٤/XLIX]) از لحاظ جغرافیایی همخوانی دارد.[26]

همچنین در جایی دیگر در منبعی معاصر نام «النسابة العالم شرف الدین محمد بن عبد الحمید الحسینی» دیده می شود که باید با دو شرف الدین مذکور یکی باشد. این شرف الدین که گویا ابن فوطی (ت ٧٢٣) وی را شخصاً می‏شناخته است، احتمالاً در سال ٧٠٧ یا کمی پیشتر در کنار رضی الدین ابوالقاسم علی ابن طاووس (ت ٧١١)، نقیب بغداد ـ پسر رضی‏الدین ابن طاووس معروف (ت ٦٦٤) ـ حضور داشته است.[27]

نکته حایز اهمیت این که متن بیان الادعیاء به ما نشان می‏دهد، شرف الدین محمد ابن عبد الحمید که عضو نه چندان شناخته شده‏ای از خاندان معروف مکتب عراق بوده است، چه فعالیت هایی بیرون از عراق داشته است.

بیان الادعیاء، افزون بر آن که از حضور شرف الدین در مناطقی دور دست چون خوارزم گزارش دارد، «جریدة الموصل» ([٢٤/-]) و «جریدة السرای» ([٣٤/XLIX]) را به شرف‏الدین نسبت می دهد، همچنین آشکار می کند که شرف‏الدین «جریده»‏ای نیز داشته است که محتوای آن به شهر سیواس آناتولی مربوط می‏شده است ([٤٤/LIX]).[28] «جریده» در اصطلاح نسب‏شناسان سادات معمولاً به معنی دفتر ثبت سادات محلی به کار می‏رود که زیر نظر نقیب (رئیس و سرپرست سادات) در مکان خاصی جمع آوری و نگهداری می‏شده است. ما موردی نیز می‏شناسیم که جمع‏آوری جریده‏ها به دست نسب‏شناس معتبر بیگانه سپرده شده است.[29]

هیچ بعید نیست ـ و برداشت نگارنده نیز فعلاً همین است ـ که «جریده» در اینجا مطابق کاربرد اصطلاحی نسب‏شناسان به معنی دفتر ثبت رسمی یا احیاناً نیمه رسمی به کار رفته باشد که در مکان های مزبور به درخواست نقیب یا سادات محلی توسط شرف الدین جمع‏آوری شده باشد.[30] بدیهی است در چنین صورتی جمع‏آوری این «جریده»‏ها نشانگر اعتبار شرف‏الدین یا خاندان وی ویا مکتب عراق در مناطق دور دست ـ حتی در کرانه شمالی دریای خزر ـ تلقی می‏شود.

البته از آن رو که اشاره به این جریده‏ها بسیار گذراست، نمی‏توان این امکان را نیز نفی کرد که این «جریده»‏ها، بر خلاف عنوان خود، آثار خصوصی و تألیفی شرف‏الدین بوده باشد، به این گونه که برای مثال شرف‏الدین در مسافرت خود به مکان‏های مختلف، درباره نسب سادات آنجا تحقیقاتی شخصی انجام داده، نتیجه آن را در جزوه‏ای که خود او «جریده» نامیده بود، ثبت کرده است؛ اما در چنین صورتی نیز اشاره به این «جریده»‏ها می‏تواند به عنوان شاهدی ـ گرچه با اهمیت کمتر ـ برای اعتبار و قدرت فرامنطقه‏ای مکتب عراق به شمار رود. زیرا این «جریده»ها نشان‏گر آن است که شرف‏الدین نه تنها به آن مناطق دوردست مسافرت کرده است، بلکه در آن مکان‏ها ـ قاعدتاً با اجازه و همکاری سادات محلی ـ به تحقیق انساب نیز پرداخته است و نتیجه چنان تحقیقاتی در میان (بعضی) نسب‏شناسان مکتب عراق به عنوان دانش مشترک ذخیره شده است.

نکته دیگری که قابل توجه است، به مؤلف احتمالی این متن، «علم الدین ابن کتیله»، مربوط می‏شود. همانطور که در بالا نوشته شد، ابن عنبه درباره علم الدین ابن کتیله گزارش می‏دهد که وی در زمان حیات پدرش به «سرزمین اتراک» (بلاد الترک) رفت وآنجا اقامت کرده، تشکیل خانواده داد. سپس در دوران حکمرانی تیمور گورکان به سمرقند رسید و سر انجام در شهر کش (شهر سبز) وفات یافت. برداشت طبیعی از این گزارش البته این خواهد بود که وی در حیات پدرش به طور کل به «سرزمین اتراک» و ماوراء‏النهر مهاجرت کرده است. در عین حال خود ابن عنبه در مورد پدر علم‏الدین (یعنی مجدالدین نحوی) می نویسد که چندی بعد از سال ٧٧٥ وفات یافته است.[31]

در نتیجه اگر ابن کتیله در سال ٧٩٣ بیان الادعیاء را می‏نگاشته است، ما باید «سرزمین اتراک» یا ماوراء‏النهر را مکان احتمالی نگارش این متن بدانیم. ذکر و نفی نسب شیخ احمد یسوی و بلگا خان نامی در این متن ([٢١/XLVI][٢٢/XLVII]) نیز این احتمال را تقویت می‏نماید. دویس و مؤمنوف که به وسیله نگارنده از ذکر این دو نسب در متن ما مطلع شدند، روشن ساختند که نسب دوم نیز (به اضافه نسب اول) در آسیای مرکزی شناخته می‏شده است.[32]

نگارنده در رساله دکتری خود فصلی کوتاه را به بحث درباره شرح حال ابن‏عنبه و جایگاه او در تاریخ نسب‏شناسی سادات اختصاص داده است.[33] آنچه که از آثار وی بر می‏آید این است که این نسب‏شناس وارث دانش و اعتبار مکتب عراق بوده است که بعد از گذراندن دوران جوانی در عراق در پی یافتن میدان فعالیت وسیع‏تر ویا به اصطلاح «بازار» بزرگتر رو به فلات ایران و ماوراء النهر آورد.

وی در آنجا آثار متعددی را به حامیان مختلف خود اهدا نمود که البته محتوای آنها با هم مشابه است. این که او سه اثر جداگانه باقی گذاشته است که همه عنوان مشترک «عمدة الطالب فی أنساب (نسب) آل أبی طالب» دارد، یعنی الکبری، الوسطی و الصغری، نشانگر محبوبیتی است که آثار وی در ایران و ماوراء‏النهر آن زمان پیدا کرده بود.

نگارنده بر این عقیده است که اینگونه فعالیت‏ها نه فقط به خاطر اعتبار بالای مکتب عراق بود، بلکه کمبودی که در ایران و ماوراءالنهر در زمینه نسب شناسی سادات، مخصوصاً در تولید نسب‏نامه‏های جامع، وجود داشت، باعث وجود آمدن چنین آثاری شد. به عبارت دیگر می‏توان در وجود ابن عنبه، یک نسب شناس را دید که از مکتب عراق برخاست و دانش موروثی آن مکتب را در بازار بزرگ و تشنه کشورهای شرقی ارائه داد.

به نظر می رسد متن بیان الادعیاء نیز، چنانچه تشخیص نگارنده درباره علم الدین ابن کتیله درست باشد، دلالت بر پدیده‏ای مشابه در زمان معاصر با ابن عنبه دارد؛ و باز چنانچه نظر نگارنده درست باشد، می‏توان گفت که روی کار آمدن تیمور نمی‏تواند با این پدیده بی‏ارتباط باشد. زیرا به تعبیر ابن عنبه، ورود علم الدین به سمرقند «أیام الأمیر الأعظم تیمور کورکان» صورت گرفته است و خود ابن عنبه نیز یکی از «عمدة الطالب»های سه گانه را که در واقع بزرگترین آنهاست (الکبری) و قبل از دو عمدة الطالب دیگر نوشته شده است، به آن فرمانروا اهدا نموده است.[34]

نسخه های مورد استفاده

نگارنده تاکنون فقط دو نسخه از بیان الادعیاء را شناسایی کرده است که اکنون مورد استفاده قرار می گیرد.

١) نسخه شماره Or. 1406 ، کتابخانه بریتانیا (British Library)، از برگ ١٩ر تا ٢٨پ:

این نسخه، مجموعه یا دفتر یادداشتی است که «علی بن قاسم بن حمزة بن علی بن محسن حسینی موسوی نجفی» نسب‏شناس قرن نهم از آل محسن مقیم نجف، پاره‏های متن مورد علاقه خود را در آن استنساخ کرده است.

بیشتر پاره‏های موجود این مجموعه با نسب و تاریخ سادات سر و کار دارد. همانطوری که در نوشته دیگری به بحث درباره آن پرداخته ام، احتمالاً شکل‏گیری این نسخه به تدریج از اواسط تا نیمه دوم دهه شصت قرن نهم، در عراق و احتمالاً در شهر نجف صورت گرفته است، در حالی که موسوی نجفی پاره های متن را به آن اضافه می‏کرده است.[35] اکثر پاره‏های متنی که در این نسخه جمع‏آوری شده، به طور ناقص استنساخ شده‏است. ولی متن بیان‏الادعیاء با همراه داشتن آغاز و پایان، دارای شکل کاملی از یک اثر تألیفی می‏باشد.

عنوان رساله، در آغاز متن به شکل توصیفی «رسالة علی [کذا] ذکر بعض من ادّعی السیادة وانتسب إلی آل رسول الله...» ذکر شده است، در حالی که در پایان، شکل منسجم تر «کتاب بیان الأدعیاء» ذکر شده است که نگارنده آن را به عنوان متن مصحح خود اتخاذ نمود.

در جای جای این نسخه، مخصوصاً در حواشی صفحه‏ها، جملات و عباراتی وجود دارد که ظاهراً بی‏ارتباط با متن اصلی بیان الادعیاء است.[36] با آنکه بعضی از این پاره‏ها بسیار جالب توجه و مفید است، از گنجاندن آنها در متن تصحیح شده زیر خودداری کردیم.

٢) نسخه شماره ٢٧٠٠، کتابخانه مدرسه عالی سپهسالار (مطهری)، از صفحه ١ تا صفحه ١٣:[37]

نسخه ٢٧٠٠ مدرسه سپهسالار مجموعه‏ای است در نسب‏شناسی سادات که سوای این متن حاوی دو نسب‏نامه مهم قرن چهارم و پنجم، یعنی سر السلسلة العلویة ابو نصر بخاری (ت بعد از ٣٥٨) و منتقلة الطالبیة ابو اسماعیل طباطبائی (ت بعد از ٤٨٢)، می باشد.[38]

متن مورد بحث ما که در اول نسخه استنساخ شده، فاقد آغاز (احتمالاً به مقدار یک برگ) است و به این سبب فاقد خطبه آغازین می باشد؛ همچنین استنساخ متن گویا تا پایان انجام نگرفته است.

بنابراین عنوان اثر در هیچ جای متن ذکر نشده است. تنها اشاره‏ای به شبه عنوان آن در لیست محتویات نسخه که در ظهریه قید شده، دیده می شود و این متن را «کتاب الأدعیاء والنسب الباطلة [کذا]» معرفی می نماید. تاریخ کتابت این نسخه، ١٢٨٥ ق است و ناسخ آن، خود را «ابو القاسم الشریف» معرفی می‏نماید.

متأسفانه باید گفت که کیفیت هر دو نسخه اصلاً عالی نیست. نسخه سپهسالار به اضافه آن که بسیار جدید است توسط ناسخی استنساخ شده است که اصطلاح بنیادین «انقرض» و «درج» را نیز نمی توانسته است بفهمد و به شکل درست بنویسد. نسخه بریتانیا نیز، با آنکه با تفاوت زیادی نسخه اقدم شناخته می‏شود و تنها حدود هفتاد سال پس از تألیف رساله استنساخ شده است، نه تنها دست خط نسبتاً شکسته‏ای دارد بلکه از لحاظ انسجام متن نیز خالی از اشکال نیست. خوانندگان این امر را از خطبه آغازین متن تصحیح شده که فقط بر اساس نسخه بریتانیا ارائه شده است به آسانی در خواهند یافت.

البته خیلی از ضعف‏ها و نقصان‏های موجود در متن ـ که خواننده هر دو نسخه، خود به خود تمایل پیدا می‏کند تا آن‏ها را به گردن خود نسخ بیندازد ـ ممکن است از اول در نسخه اصل موجود بوده باشد. بر اساس وضعیت متن موجود در نسخه‏های مورد استفاده، به نظر بعید می رسد که نسخه اصل، از لحاظ ادبی و گرامری از کیفیت بالایی برخوردار بوده باشد.

به هر حال، از مقایسه دو نسخه بریتانیا و سپهسالار بر می‏آید که گویا متعلق به دو روایت جداگانه و مستقل از هم است.[39] بدین روی با توجه به وضعیت مذکور متن در هر دو نسخه، تصمیم گرفته شد که تصحیح متن بدون آن که به یکی از دو نسخه ترجیح کلی داده شود، انجام گیرد. 

معمای نسخه Or. 1406  کتابخانه بریتانیا

به اضافه کیفیت نه چندان جالب متن موجود، نسخهOr. 1406  کتابخانه بریتانیا ویژگی‏های معماگونه ای نیز دارد که نگارنده را از آن باز داشت که آن را نسخه ارجح بشناسد و اساس تصحیح قرار بدهد. اکنون در پایان این پیشگفتار به توضیح آن می‏پردازیم.

تصویر ١: نسخه کتابخانه بریتانیا (گ. ١٩پ)

(c) The British Library Board. All Rights Reserved (Or. 1406).

تصویر ١، نسخه کتابخانه بریتانیا را نشان می دهد که در آن بیان مدعیان از شماره [-/I] (از وسط) تا [-/III] ارائه شده است.

این که سبک مخصوص و جالبی جهت ارائه نسب مدعیان و دلیل محکومیت آن به کار رفته است، با یک نگاه قابل درک است. در این نسخه، متن رساله به پاره‏های متعددی تقسیم شده است که روی صفحه‏ها به طور نامنظم پخش شده‏است و اگر خواننده بخواهد از متن سر در بیاورد، باید خود او پاره های درست را انتخاب کرده، به هم وصل کند.

به عنوان مثال: بیان نسب مدعی شماره [-/II]، یعنی معد بن محمد بن زیاد نامی، در نصف فوقانی و دست راست صفحه، به طور عمودی و به گونه‏ای که از بالا به پایین خوانده می‏شود نوشته شده است. اما ذکر دلیل محکومیت این نسب کجاست؟ خواننده باید کمی جستجو کند تا پاره متن درست را از میان قسمت هایی که با یک «قال» کشیده و قرمز رنگ آغاز می‏شود انتخاب کند. در اینجا انتخاب درست، قسمتی است که دست چپ صفحه با آغاز «قال علی بن محمد بن علی العمری النسّابة» قرار دارد.

بعضی اوقات نیز پاره‏های درستی که با هم مرتبط است، از دوتا بیشتر است. مثلاً بیان مدعی شماره [-/III] از سه پاره متن که در نصف زیرین صفحه قرار گرفته است، تشکیل شده است.

پاره‏های متن مرتبط معمولاً در یک صفحه قرار دارد.[40] بنابراین پیدا کردن پاره‏های درست و اتصال آن‏ها به هم کار چندان سختی نیست؛ حتی مجال مناسبی برای نوعی سرگرمی نیز ایجاد می‏کند. اما ناسخ نسخه، «علی بن قاسم حسینی موسوی نجفی»، چرا چنین سبک عجیب و غریبی را انتخاب کرده است؟ متأسفانه تاکنون هیچ پاسخ قانع کننده‏ای به ذهن نگارنده خطور نکرده است. تقسیم کردن متن به پاره‏ها البته برای از هم تشخیص دادن قسمتهای مختلف مفید است. ولی باز مشخص نیست چرا لازم بوده که آن پاره‏ها به شکل نامنظم پخش شود.

به نظر نگارنده ممکن است هیچ مقصود جدی در کار نبوده است و به اصطلاح از روی هوس، و شاید هم جهت زیبایی ظاهری، چنین سبکی را انتخاب کرده باشد. بر فرض وجود داشتن مقصودی مشخص، شاید در نظر داشته باشد تا این متن را برای تمرین در اثبات بطلان انساب به کار ببرد و برای آن لازم بود که «سؤال» و «پاسخ» از هم دور قرار گیرد.

نگارنده نمی تواند توضیحی قانع کننده‏تر از این ارائه دهد. از خوانندگان محترم تقاضا می‏شود نگارنده را از توضیحاتی که به ذهنشان می‏رسد، محروم نگذارند.

مطلب دیگر در مورد نسخه کتابخانه بریتانیا آن که: گویا استنساخ متن به ترتیب صفحه‏ها انجام نگرفته است. یعنی ناسخ استنساخ را از برگ ١٩ر به ٢٣ر رسانیده، سپس به ٢٥پ رفته، دوباره به ٢٣پ برگشته و بعد ٢٤ر را استنساخ کرده است. آنگاه، دوباره به ٢٦ر رفته، تا ٢٨ر ادامه داده، باز به ٢٤پ برگشته و بعد ٢٥ر را دنبال آن آورده و عاقبت به ٢٨پ رفته، به کار خود خاتمه بخشیده است.[41]

این نظر درباره ترتیب استنساخ بر این فرض بنا شده است که ترتیب مطالب موجود در اساس استنساخ با ترتیب موجود در نسخه سپهسالار اساساً یکی بوده باشد. نسخه سپهسالار برخلاف نسخه بریتانیا به شکل معمولی و سطر به سطر نوشته شده است، و مطالب مندرج در آن ترتیب مشخصی دارد. نظر مذکور از مقایسه با این ترتیب که در نسخه سپهسالار مشاهده می شود به دست آمد.[42]

البته، ما مؤیدی دیگر نیز داریم که نشان می‏دهد در استنساخ نسخه بریتانیا واقعاً پرشی اتفاق افتاده است. قسمت عمده بیان مدعی شماره [٢١/XLVI]، شیخ احمد یسوی، در برگ ٢٥پ نوشته شده است، در حالی که آخرین جمله آن که قسمت دوم از ارائه دلیل محکومیت را تشکیل می دهد در برگ ٢٣ر دیده می شود. البته خود این مورد نیز از معما خالی نیست، زیرا آنچه که در برگ ٢٣ر نوشته شده است، بر خلاف انتظاری که می رود، نه آغاز بلکه پایان مطلب است. ولی، به هر حال، این که قسمت‏های یک مطلب در دو صفحه و به دور از هم نوشته شده است، نشان می‏دهد که در استنساخ پرشی صورت گرفته است.

نگارنده در چرایی این وضعیت، جواب قانع کننده‏ای ندارد. حتی نمی‏داند این پرش عمداً صورت گرفته است یا نتیجه سهوی از سوی موسوی نجفی بوده است. در این مورد نیز راهنمایی‏های خوانندگان فاضل باعث امتنان فراوان خواهد بود.

نکاتی درباره شیوه تصحیح

١) علامت اختصاری برای نسخه کتابخانه بریتانیا «بل»، و نسخه مدرسه سپهسالار «سس» قرار داده شد. در تصحیح متن، به هیچ کدام از این دو نسخه، ترجیح مشخص و کلی عطا نشده است.

٢){ } قسمت‏هایی را نشان می‏دهد که فقط در نسخه بریتانیا موجود است. ( ) قسمت‏هایی را که فقط در نسخه سپهسالار موجود است و [ ] قسمت‏هایی را که توسط مصحح و مطابق نظر او اضافه شده است، نشان می‏دهد.

٣) علامت «*» بعد از یک کلمه عدم اطمینان مصحح در قرائت آن کلمه را نشان می دهد. [*] یک کلمه احتمالی را نشان می‏دهد که مصحح حتی نتوانسته است قرائت پیشنهادی خود را ارائه دهد.

٤) مدعیان مطابق ترتیب ذکر آنان در هر دو نسخه مثل [١/IV] شماره‏گذاری شده‏اند. اعداد عربی، ترتیب نسخه سپهسالار و اعداد رومی ترتیب تقریبی نسخه بریتانیا را نشان می دهد که اصولاً از بالای صفحه به پایین و از راست به چپ شماره گذاری شده‏است. خط تیره دلالت بر فاقد بودن ذکر مدعی مورد نظر در آن نسخه دارد.

٥) شماره برگ نسخه بریتانیا به خاطر ترتیب خاص استنساخ آن (مذکور در بالا) در متن زیر نیز قید شده است.

٦) در هر دو نسخه در مورد فرق گرامری «بن» و «ابن» دقت نشده است و این کلمه اغلب «بن» نوشته شده است. از جهت دیگر در اصطلاحات نسب شناسی سادات قرار دادن «ابن» بجای «بن» می تواند دلالت بر شک در آن حلقه از سلسله نسب داشته باشد. بنابراین از اضافه کردن الف به «بن»های موجود در سلسله نسب مدعیان، البته در جاهایی که گرامر آن را اقتضا می کند (مثلاً، «محمّد بن أبی الحسن علی» ویا مواردی در سر سطر)، خودداری شد.

٧) به خصوص در نسخه بریتانیا، کلمات یا عبارات نسبتاً زیادی در بالا یا زیر نام افراد نوشته شده است (در نسخه بریتانیا اغلب به قرمز) تا یادداشت‏هایی باشد بر احوال آنان. در متن زیر موقعیت این یادداشت‏ها را با استفاده از انواع خط زیر مشخص کردیم: «  » زیر نام در بل؛ «  » بالای نام در بل؛ «  » زیر نام در سس؛ «      » بالای نام در سس؛ «  » بالای نام در بل و سس؛ «  » زیر نام در بل و سس.

٨) در هر دو نسخه جمله‏های دعایی بعضاً به شکل اختصاری (مثلاً، «علیهم» به منظور «علیه/ ـهما/ ـهم السلام») و بعضاً به شکل کامل نوشته شده ‏است و در صورت کامل بودن شکل آنها در گذاشتن فرق بین مفرد، مثنی، و جمع در ضمیر اهمال شده است. چون رعایت شکل اصلی کار تصحیح را بسیار پیچیده می‏کرد (شکل موجود در دو نسخه لزوماً باهم متفق نیست) در متن زیر همه جمله های دعایی به شکل اختصاری امروزی (عم، رحه، رضه) نوشته شده‏ است.

  1. غلط‏های کوچک و واضح که به نظر مصحح اصلاح کردن آن به محتوای متن تأثیری نمی‏گذاشت، مثلاً «زین العابدین بن علی» (سهو واضحی که امکان ندارد مؤلف باور کند که «زین العابدین» پسر «علی» باشد) ویا «یُدعا میمون» یا «تسعاً وخمسین ولداً» (اشتباه گرامری)، جهت پرهیز از شلوغی متن، بدون ذکر در پاورقی اصلاح گردید. البته، مصحح سعی نموده است تا در استفاده از چنین اختیاراتی محتاط باشد. بنابراین جملات و عبارات گنگ را ـ که در متن اصلاً کم نیست ـ مطابق نظر خود به شکل قابل فهم‏تری تبدیل نکرد.
  2. ***
  3. متن رساله
  4. {بسم الله الرحمن الرحیم حسبی خالقی.
  5. الحمد لله الذی شرّف الإنسان وعلّمه البیان وأعزّه بالإیمان وعظّمه بالإسلام. فقال سبحانه وتعالی: )وَلَقَدْ کَرَّمْنا بَنِی آدَمَ وَحَمَلْناهُمْ فِی الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَرَزَقْناهُم مِنَ الطَّیِّبَـاتِ( وجعلناهم قبائل یتآلفون وشعوباً یتعارفون.[43] وأَمْنَنَ علیهم سبحانه وتعالی فی کتابه العزیز: )أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاکُمْ مِنْ ذَکَرٍ وَأُنثَی وَجَعَلْنَاکُمْ شُعُوباً وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أتْقَاکُمْ(.[44]
  6. وبعد، فهذه رسالة علی [کذا] ذکر بعض من ادّعی السیادة وانتسب إلی آل رسول الله صلّی الله علیه وآله وصحبه[45] وسلّم، ولم یکن منهم ولم یکن له اعرف* ضارف* فیهم، لکنّه انتحل دعواه واتّبع هواه وخسر آخرته ودنیاه[46] أو ادُّعی له أو انتُحل لأجله میلاً إلی الحطام الدنی والمَدعی الونی. فقد ٮهٮناها* فی هذه الرسالة التی جلّت* عنها أکثر کتب النسّابین ما یدلّک علی الصریح والظنین والبریء والسقیم. ونبتدئ أوّلاً بعون الله وقوّته، وذکرنا عند کلّ طعن اسم الطاعن واسم کتابه لیکون العهدة علیه فی جوابه.
  7. فنقول أوّل ما نبتدئ إن شاء الله تعالی بذکر الأنساب التی وضعها ابن البخاری[47] بمدینة حلب. ویُعلم أنّ الدعی لا بدّ أن یوصل نسبه المطعون إلی نسب صحیح صریح فیکون ذلک النسب غثّاً وسمیناً وصحیحاً وسقیماً [48]، ولا بدّ له من همی* ومُقْرِر یُقْرِرُه حتّی یخرج المدرة[49] من بین الحبّ الحصید.
  8. فأقول متوکّلاً علی الله تعالی ومعوّلاً علی کرمه العمیم وفضله الجسیم:
  9. [-/I] عبید بن علی بن الضیاء بن محمّد بن عبد الله بن محمّد بن إسماعیل بن إبراهیم بن إسماعیل بن جعفر دعی بـIـن[50] أحمد بن [١٩ر] علی العُریضی بن جعفر الصادق بن محمّد الباقر بن زین العابدین علی بن الحسین الشهید بن علی بن أبی طالب عم. قال شیخ الشرف فی تهذیب الأعقاب ونهایة الأنساب: العَقِب من أحمد بن علی العریضی فی عبد الله وعلی ومحمّد لا غیر والحسین انقرض، [51] ولم یُذکر له ولد اسمه جعفر، والله أعلم.
  10. [-/II] معدّ بن محمّد بن زیاد بن إسحاق بن محمّد بن محمّد الضریر دعی بـIـن الحسین الخبّاز بن الحسن بن الحسن الفارس بن یحیی بن الحسن [بن] أحمد الکوفی بن عمر الخلیل بن یحیی بن زید الشهید المصلوب بن الإمام زین العابدین علی بن الحسین السبط بن الإمام علی بن أبی طالب عم. قال علی بن محمّد بن علی العُمَری النسّابة فی الجزء السادس من مبسوط نسب الطالبیّین قوله: [وَلَدَ] الحسین الخبّاز بن الحسن الأصمّ السوداوی فاطمة وأبا غالب مهدیّاً وأبا السعادات عبد الباقی لا غیر، ولم یکن له ولد اسمه محمّد الضریر، والله أعلم.
  11. [-/III] یوسف بن محمّد بن جعفر بن مسلم دعی بـIـن[52] ض[53] الحسین بن موسی الکاظم بن جعفر الصادق بن محمّد الباقر بن زین العابدین علی بن الحسین الشهید بن [علی بن] أبی طالب عم. قال العمری فی مبسوطه الموسوم بالمجدی بعد ذکر أولاد موسی بن جعفر عم: والحسین بن موسی لأمّ ولد وولدین وبنات انقرضوا.[54] وکذلک السیّد ابن عدنان النسّابة کتب عند الحسین وأولاده علامة الإنقراض فی مشجّره الکبیر. قال شیخ الشرف النسّابة فی تهذیب الأنساب ونهایة الأعقاب:} الحسین بن موسی لا بقیّة[55] له، [56] {والله أعلم} [١٩پ].
  12. [١/IV] عبد الصمد بن ناصر بن عبد الرحیم بن علی بن محمّد بن هبة الله بن الحسین بن علی (بن محمّد بن الحسین بن علی) بن طاهر بـIـن[57] الحسین ض بن موسی الکاظم بن جعفر الصادق[58] (عم). قال: تقدّم[59] القول ببطلان نسب من انتسب إلی الحسین بن موسی الکاظم من قول شیخ الشرف فی تهذیب الأنساب.[60]
  13. [٢/V] محمّد بن (الـ)ـمهذّب بن یوسف بن علی بن {عمر بن} عیسی بن علی بن الحسین بن زید بن الحسین بن محمّد بن الحسین دعی بـIـن محمّد البطحانی بن القاسم الشجری[61] بن الحسن بن زید بن الحسن السبط بن علی بن أبی طالب عم. قال العمری فی کتابه الموسوم بالمجدی: وعقب محمّد البطحانی الیوم من علی وهارون وعیسی وموسی و(الـ)ـقاسم وإبراهیم، [62] ولم یکن له ولد اسمه الحسین. وفی کتاب آل الرسول لأبی الغنائم عبد الله بن الحسین الدمشقی النسّابة کذلک. وفی کتاب تهذیب الأنساب لشیخ الشرف النسّابة کذلک.[63] وفی کتاب المُعْقِبین لأبی (الـ)ـقاسم الحسین {بن} خدّاع {المصری}، وهو الخبر الأوّل.
  14. [٣/VI] لیث[64] بن أبی علی بن محمّد بن علی بن أبی طاهر بن حمزة بن میمون الصوفی بن الحسین دعی بن الأسود بـIـن {فی صحّ}[65] عبد الله (بن) الحسین بن الحسن الأفطس (بن) علی {بن}[66] الباهر (بن) زین العابدین علی بن الحسین بن علی بن (أبی) طالب عم. قال السیّد أبو الحسن محمّد بن محمّد العبیدلی النسّابة (فی) کتاب غایة[67] الأنساب ونهایة الأعقاب: أمّا (عبد) الله (بن) الحسین بن الحسن الأفطس أعقب من محمّد السکران[68] وحده، لُقِّب السکران[69] لکثرة صلاته[70]، {والله أعلم بهم منّی}.
  15. [٤/VII] محمّد بن عبد الله بن محمّد بن جعفر بن علی دعی بـIـن ناصرک بن محمّد بن الحسن بن جعفر[71] بن الناصر {للحقّ} الکبیر أبی محمّد الحسن بن علی بن {الحسن بن علی بن} عمر الأشرف بن زین العابدین علی {بن} الحسین بن علی بن أبی طالب عم، {والله أعلم بهم منّی}. قال أبو طالب یحیی[72] الجوانی[73] النسّابة[74] {فی} مبسوطه: (و)ولد أبو الحسن محمّد بن الحسن بن جعفر بن الناصر للحقّ (أبا حرب) محمّداً وأبا طالب أحمد یعرف بناصرک له أبو الحسین خلیفة مئناث[75]، ولم یکن له ولد اسمه علی، {والله أعلم.
  16. [-/VIII] قاسم بن أبی إبراهیم هو إبراهیم المولٮن* محمّد بـIـن[76] موسی بن جعفر بن محمّد بن إسماعیل بن أحمد بن محمّد بن أحمد بن محمّد بن أحمد بن محمّد بن القاسم بن حمزة بن موسی الکاظم. قال البخاری رحه: اتّفق الجمهور من النسّابین أنّه أبو إبراهیم محمّد فی صحّ، والله أعلم} [٢٠ر].
  17. [٥/IX] عبد الله بن محمّد {بن عبد الله بن محمّد} دعی بـIـن أبی طالب علی بن الحسین بن أبی طاهر علی بن أبی (الحسن) محمّد بن أبی محمّد الحسن الأزرق بن محمّد بن أبی جعفر محمّد بن یحیی (بن) الحسین بن زید الشهید بن (زین) العابدین {علی} بن الحسین بن علی بن أبی طالب (عم)، {والله أعلم}. قال الشریف علی بن محمّد بن علی العمری النسّابة فی الجزء السادس من مبسوط نسب الطالبیّین[77]: وولد[78] أبو طالب هذا أبا الفتح عبد الله {الأغرّ} أمّه[79] بغدادیّة، ولم یکن له ولد اسمه محمّد، {والله أعلم.
  18. [٦/X] محمّد} بن غنائم[80] بن {الـ}ـمعمّر بن الحسین بن عبد الله دعی {مُبطِل} بـIـن عبد العزیز بن جعفر الکذّاب بن علی الهادی بن محمّد الجواد بن علی الرضا بن موسی الکاظم بن جعفر الصادق بن محمّد الباقر بن زین العابدین علی بن الحسین بن {أمیر المؤمنین} علی بن أبی طالب عم، {والله أعلم}. قال أبو عمرو النسّابة فی مشجّره بخطّه: أعقب عبد العزیز بن جعفر الکذّاب من[81] علی وحده، ثمّ انقرض[82] أولاد علی بن عبد العزیز، أبو منصور محمّد انقرض[83] وأبو البرکات الحسین درج. قال ابن عدنان النسّابة فی مشجّرة بنی جعفر الکذّاب: أولاد عبد العزیز بن جعفر الکذّاب علی ومحمّد وأمّ الحسین، وقال غیره: وخدیجة، ولم یکن له ولد اسمه عبد الله، {والله أعلم}.
  19. [٧/XI] یوسف بن محمّد بن جعفر بن محمّد بن مسلم دعی بـIـن الحسین بن هارون بن جعفر الکذّاب بن علی الهادی بن محمّد الجواد بن علی الرضا بن موسی الکاظم بن جعفر الصادق بن محمّد الباقر بن زین العابدین علی بن الحسین {السبط} بن علی بن أبی طالب عم، {والله أعلم بهم منّی}. قال ابن عدنان النسّابة فی مشجّره بخطّه: درج الحسین بن هارون بن جعفر الکذّاب. رواه عن أبی عمرو النسّابة، ولم یکن له ولد اسمه مسلم.
  20. [٨/XII] محمّد بن علی بن حیدرة بن إدریس بن حمزة بـIـن محمّد الأشقر بن عبید الله بن علی بن جعفر الکذّاب بن علی الهادی بن محمّد الجواد بن علی الرضا بن موسی الکاظم بن جعفر الصادق بن محمّد الهادی الباقر بن زین العابدین علی بن الحسین بن [علی بن] أبی طالب[84] عم. الذی وُجد من أولاد محمّد الأشقر فی مشجّر ابن عدنان النسّابة، عیسی ویحیی ومحمّد نقیب[85] الحائر وعبد الله وعلی. وکذلک فی کتاب[86] المجدی للعمری النسّابة، فلم یُذکر هناک أیضاً لمحمّد الأشقر سوی ثلاثة أولاد وهم محمّد نقیب الحائر وعیسی ویحیی.[87] وبالاتّفاق لم یکن لمحمّد الأشقر ولد اسمه حمزة، {والله أعلم بهم منّی} [٢٠پ].
  21. [٩/XIII] محمّد بن علی بن محمّد بن هبة الله بن میمون بن أحمد بن میمون دعی بـIـن علی بن إسماعیل بن جعفر بن عبد الله بن الحسین الأصغر بن زین العابدین علی بن الحسین {السبط} بن علی بن أبی طالب عم. قال الفاضل شیخ الشرف النسّابة فی تهذیب الأعقاب ونهایة الأنساب: أعقب علی بن إسماعیل المنقذی[88] من محمّد وحده، [89] ولم یکن له ولد اسمه میمون، {والله أعلم}.
  22. [١٠/XIV] علی بن محمّد بن حیدر{ة} بن علی بن محمود بن حیدر{ة} بن محمّد بن علی بن محمّد بن علی بـIـن الحسین بن موسی الکاظم بن جعفر الصادق {بن محمّد الباقر بن زین العابدین علی بن الحسین السبط بن علی بن أبی طالب} عم. قد تکرّر القول بأنّ[90] الحسین بن موسی الکاظم لم یُعْقِب بإجماع النسّابین، {والله أعلم}.
  23. [١١/XV] إسحاق بن جعفر بن الحسین بن عبد الله بن عبد العظیم بن عبد الله بن معزّ[91] الملک بن إسحاق بن الحسین (بن) جعفر بن المحسن بن علی بن الحسین {المبترف} بن إسماعیل بـIـن جعفر بن محمّد المعروف بابن الحنفیّة بن علی بن أبی طالب عم. قال محمّد بن محمّد بن {علی} النسّابة فی کتابه (المشرق) الموسوم بغایة[92] الأنساب ونهایة[93] الأعقاب: العقب من جعفر بن محمّد بن الحنفیّة من[94] رجل واحد، وهو عبد (الله) بن جعفر لا غیر، {والله أعلم}.
  24. [١٢/XVI] محمّد بن إبراهیم بن محمّد (بن) علی بن زید بن أبی علی بن محمّد بن أبی القاسم بن جعفر بن الحسین بن (إبراهیم بن) إسماعیل دعی بـIـن محمّد بن عمر بن علی بن عمر الأشرف بن زین العابدین علی بن الحسین السبط {بن علی بن أبی طالب} عم. قال علی بن محمّد بن علی العمری النسّابة فی الجزء السادس من مبسوط نسب الطالبیّین[95]: أعقب محمّد بن عمر بن علی بن عمر الأشرف من[96] عمر الأصغر وعلی والحسین، ولم یکن له ولد اسمه إسماعیل، {والله أعلم} [٢١ر].
  25. [١٣/XVII] أبو إسحاق إبراهیم بن محمّد بن علی بن محمّد بن یحیی بن علی بن الحسین[97] دعی بـIـن علی الرضا بن موسی الکاظم {بن جعفر الصادق بن محمّد الباقر بن زین العابدین علی بن الحسین بن علی بن أبی طالب} عم. قال أبو الحسن العمری (النسّابة) فی مبسوطه الموسوم بالمجدی: وولد أبو الحسن علی بن موسی الکاظم ویلقَّب الرضا، بعد کلام طویل، موسی ومحمّداً وفاطمة،[98] ولم یکن له ولد اسمه الحسین بإجماع النسّابین، {والله أعلم}.
  26. [١٤/XVIII] شرف الدین محمّد بن محمّد بن محمّد {بن محمّد} بن الحسن بن علی بن محمود بن عبد الله بن المرتضی بن موسی دعی بـIـن القاسم. قال شیخ الشرف فی تهذیب الأنساب: فأمّا[99] القاسم بن محمّد فمن ولده[100] یحیی بن القاسم وعبد الله بن القاسم وعلی بن القاسم،[101] ولم یُذکر له ولد اسمه موسی بن [القاسم بن] محمّد بن جعفر الصادق {بن محمّد الباقر بن زین العابدین علی بن الحسین السبط بن علی بن أبی طالب} عم، {والله أعلم[102]}. کتب[103] (النقیب) شرف الدین محمّد بن عبد الحمید النسّابة بأنّ[104] موسی هذا لیس للقاسم بن محمّد ولد اسمه موسی، ولا شکّ أنّه دعی کذّاب[105]، {والله أعلم بالصواب.
  27. [-/XIX] محمّد بن حسن بن جعفر بن علی بن رضی دعی بـIـن إدریس بن جعفر بن الإمام علی الهادی عم. قال شیخ الشرف الزیدی أبو الغنائم النسّابة: لم یکن لإدریس غیر أبی القاسم وحده. ولم یثبته غیره من النسّابین، والله أعلم وأحکم. قال العمری محمّد عن شیخه حمید الدین الهمدانی[106]: أعقب إدریس من القاسم وعبد الله، [107] ولم یکن له ولد اسمه الرضی، والله أعلم.
  28. [١٥/XX] الخازن بمشهد الکاظم عم}. أبو عبد الله الحسین بن عبد الله بن محمّد بن أبی {الـ}ـأزهر المبارک بن أبی البرکات بن أبی جعفر (بن) محمّد بن أبی العبّاس أحمد بن أبی بکر محمّد بن أحمد بن عبد الله بن محمود دعی بـIـن محمّد بن موسی {بن} الإمام {محمّد} الجواد بن الإمام علی الرضا {بن الإمام موسی الکاظم بن الإمام جعفر الصادق بن الإمام محمّد الباقر بن الإمام زین العابدین علی بن الحسین بن أمیر المؤمنین علی بن أبی طالب} عم. قال السیّد {ابن} عدنان النسّابة: درج محمّد بن موسی بن محمّد الجواد ولیس له عقب وورثه أختاه زینب ومیمونة. ذکر ذلک فی مشجّره، {والله أعلم} [٢١پ].
  29. [١٦/XXI] علی بن أحمد[108] بن منصور بن عبد الله بن محمّد بن السموع بن دارع {بن دارم} دعی بـIـن أبی القاسم محمّد بن إدریس بن جعفر الکذّاب بن علی الهادی بن محمّد الجواد {بن علی الرضا بن موسی الکاظم بن جعفر الصادق بن محمّد الباقر بن زین العابدین علی بن الحسین السبط بن علی بن أبی طالب} عم. وقفت[109] علی مشجّر(ة) السیّد ابن عدنان النسّابة بخطّه وقد ذکر أولاد أبی القاسم محمّد بن {الـ}ـإدریس بن جعفر الکذّاب وهم أبو العبّاس عبد الله وأبو الفاتک* جعفر ومحمّد انقرض[110] ومحمّد وموسی وعبد الرحمن وعبّاس وأبو القاسم[111] الحسین، ولم یُذکر له ولد اسمه دارم، ولا شکّ فی بطلان هذا النسب، {والله أعلم.
  30. [-/XXII] علی بن أحمد حقینة بـIـن علی بن الحسین الأصغر بن علی بن الحسین الشهید عم. قال أبو الحسن العمری فی مبسوطه: العقب من علی الأصغر فیما سوی أحمد حقینة المذکور، والله أعلم.}
  31. [١٧/XXIII] حسن بن علی بن محمّد بن علی بن حمزة بن علی بن أحمد بن علی بن محمّد بن أبی بکر[112] بن علی أبی الحسن بـIـن محمّد المحلّ[113] بن یحیی بن محمّد (بن)[114] المقتول بن حمزة بن (أیّوب بن) علی بن (أحمد بن) محمّد المحرق بن الحسن بن إبراهیم الکوفی بن أبی الحسن علی بن عبید الله الأعرج بن الحسین الأصغر بن زین العابدین علی {بن} الحسین السبط {بن علی بن أبی طالب} عم. قال السیّد ابن عدنان فی مشجّره: أبو الحسن[115] حدّثنی طقطقة*[116] وهو مبطل، وقطع بینه وبین محمّد المحلّ [٢٢ر].[117] قابلت هذا[118] النسب الشریف بحضرة[119] والدی حسین بن قتادة المدنی[120] وجدته*[121] نسباً صحیحاً کالشمس[122] بعیداً عن اللبس[123]، کتبه الفقیر إلی رحمة الله[124] (تعالی) محمّد بن (الـ)ـحسین المذکور فی رجب سنة ثمان وسبعین[125] وستّمائة. صحّ وألحِق بحمد الله فظهر[126] اتّصاله عریّاً من شوب خالیاً من {کلّ} عیب، کتبه الفقیر إلی رحمة الله تعالی أحمد بن المهنّا الحسینی[127] حامداً ومصلّیاً. أقول: قد بیّن السیّد غیاث[128] (الدین) عبد الکریم بن طاووس[129] خطأ السیّدین التقیّین الدیّنین[130] وأبطل هذا النسب بکلام لطیف وأدب حسن، فقال رضه: نظرت فی المشجّرة التی فیها نسب بنی عبید الله (بن) الحسین الأصغر، فوجدت هذا الاتّصال من محمّد المحلّ لیس فیه طعن ولا لبس، والسادة النقباء المدنیّون یتمّمون[131] ذلک تفضّلاً[132] منهم ومنه، عصمهم الله من الخطأ، وکتب عبد الکریم بن أحمد بن موسی بن طاووس[133] الحسنی[134] النسّابة فی شعبان سنة ثمان وسبعین وستّمائة [٢٢پ].
  32. {[-/XXIV] علی دعی بـIـن حمزة بن محمّد بن الحسین بن علی بن الحسین بن علی بن محمّد بن علی بن علی بن الحسین[135] بن علی بن علی بن الإمام الحسین عم. قال السیّد ابن عدنان النسّابة: العقب من محمّد بن حمزة بن محمّد بن الحسین بن علی بن الحسین بن علی المذکور، ولم یذکر له ابن عدنان ولا ابن طباطبا النسّابة ولداً اسمه علی، والله أعلم وأحکم.
  33. [-/XXV] ناصر بن الحسین بن حرب بن الحسن بن خلیفة الداعی دعی مبطل فی دعواه بن القاسم بـIـن مهدی بن إسماعیل بن القاسم بن أحمد بن علی بن إسماعیل بن الحسن بن زید بن الحسن بن علی بن أبی طالب عم. قال النسّابة رحه: العقب من علی بن إسماعیل فی عبد الله والحسن ومحمّد، ولم یکن له ولد اسمه أحمد، والله أعلم} [٢٢ر].
  34. [١٨/XXVI] أحمد بن القاسم بن یوسف بن محمود بن جعفر بن محمّد بن یوسف دعی بـIـن علی میمون[136] بن حمزة بن عبید الله بن الحسین بن إبراهیم بن علی بن عبید الله الأعرج بن الحسین الأصغر بن زین العابدین علی {بن الحسین السبط بن علی بن أبی طالب} عم. قال السیّد ابن عدنان فی مشجّره بخطّه عند[137] علی بن حمزة: یُدعا میموناً ما کان یصل إلی النساء[138]. یقول أضعف عباد[139] الله تعالی عبد[140] الله بن کتیلة[141] الحسینی النسّابة: (فعلی هذه [کذا] القول یکون یوسف دعی مبطل. قال الشریف العمری النسّابة) فی مبسوطه الموسوم بالمجدی: فأمّا حمزة فأولد أبا القاسم {محمّداً} المعروف بمیمون[142] وأولد میمون حسیناً وقاسماً وعبید الله بمصر[143]، فمن[144] قال إنّ میموناً لا یصل إلی النساء[145] فقد[146] کذب أو ظنّ لأنّ میموناً المخنّث[147] الذی لم یلد[148] {له ولد} اسمه علی بن حمزة بن عبید الله بن الحسین بن إبراهیم بن علی بن عبید الله بن الحسین الأصغر، ولیس هذا میمون ذلک، {والله أعلم.
  35. [-/XXVII] ناصر الدین بن جعفر بن موسی بـIـن إبراهیم بن إسماعیل بن الحسین بن جعفر بن محمّد بن عبد الله بن محمّد بن الحسن الدکّة بن الحسین الأصغر بن علی بن الحسین الشهید عم. قال السیّد أحمد ابن طاووس الحسنی: هذا النسب أورده ابن عدنان فی مشجّره کتاب الأعقاب، والله أعلم بالصواب} [٢٢پ].
  36. [١٩/XXVIII] محمّد بن الحسن بن الحسین بن القاسم بن منصور بن محمّد بن أبی جعفر[149] الحسن بن علی بن الحسن بـIـن[150] دعی[151] {کذّاب}[152] علی الورد دواب بنی[153] علی بن محمّد بن أحمد بن عیسی مؤتم الأشبال بن زید الشهید بن زین العابدین علی بن الحسین السبط {بن علی بن أبی طالب} عم. قال محمّد بن محمّد بن علی النسّابة فی تهذیب الأنساب ونهایة الأعقاب: العقب من[154] محمّد الفقیه النسّابة {بن} أحمد بن عیسی مؤتم الأشبال بن زید الشهید فی علی بن محمّد الذی ادّعی نسبه علی الوردی بنی[155] وکذب فی دعواه.[156] قال العمری النسّابة[157] فی مبسوطه الموسوم بالمجدی: وقلت للشریف النقیب الشیخ[158] أبی الحسن زید بن کتیلة النسّابة عند قراءتی[159] علیه: ما تقول[160] فی علی بن محمّد صاحب البصرة[161] الذی یدفعه[162] الناس ویزعمون أنّ ولده عامّة[163]؟ فقال: هو علوی، کذلک وجدت شیوخی یقولون وینفیه من لا بصیرة[164] له. قلت: إنّ امرءً یقال له علی بن محمّد ادّعی هذا الورد بنی*[165] نسبه. فضحک وقال: ان أقرء أنا علیک إن کنت لا أدری[166] أنّ هذا الرجل علوی.[167] ففی هذا النسب خلاف، والله أعلم بحقیقة الحال.
  37. [٢٠/XXIX] نسب الشیخ سیدی[168] أحمد الکبیر.[169] أحمد بن أبی الحسن بن محمّد بن یحیی بن خادم بن علی بن ثابت بن علی بن أبی الحسن بن مهدی دعی بـIـن قاسم بن (الإمام) موسی الکاظم بن جعفر الصادق {بن محمّد الباقر بن زین العابدین علی بن الحسین السبط بن الإمام علی بن أبی طالب}(عم). القاسم بن موسی الکاظم لم یعقب بإجماع النسّابین. ذکر ذلک العمری فی المجدی[170] وابن عدنان فی مشجّره والزیدی والأُشنانی[171] وغیرهم [٢٣ر].
  38. [٢١/XLVI] نسب الشیخ أحمد خواجه[172] (الـ)ـیسوی.[173] أحمد خواجه بن إبراهیم شیخ بن افتخار شیخ بن عمر شیخ بن عثمان شیخ بن حسین شیخ بن إسماعیل شیخ بن موسی شیخ بن هارون شیخ بن إسحاق باب بن عبد الرحمن بن عبد الغفّار بن عبد الجبّار بن عبد الفتّاح[174] بـIـن محمّد بن علی بن أبی طالب عم المعروف بابن الحنفیّة[175]. (لیس لمحمّد [بن] الحنفیّة) ولد اسمه عبد الفتّاح بإجماع النسّابین وسنذکر أولاد محمّد (بن) الحنفیّة [٢٥پ]. قال شیخ الشرف النسّابة فی تهذیب الأعقاب[176]: العقب من ولد محمّد بن أمیر المؤمنین علی بن أبی طالب (عم) من جعفر وعلی وعون وإبراهیم شعرة لا غیر[177] [٢٣ر].
  39. [٢٢/XLVII][178] (نسب) شیخ ترکستان بیاکا خان[179]. بیاکا خان[180] بن حسن خان بن عبد الخالق خان بن (نایل خان بن کراسلان خان بن) قتلغ أرسلان خان بن قرا أرسلان خان (بن) أحمد خان بن قرا خان بن إلیاس خان بن إسماعیل خان بن قلیج أرسلان خان بن قرا خان بن حعدی تیکین[181] بن منصور خمیر[182] بن أولیا قرا خان بن اربوز[183] قرا خان بن قلیج قرا خان بن عبد الرحیم بن قرا بغرا خان[184] بن عبد الغفّار بن عبد الجبّار بن عبد الفتّاح دعی بـIـن (بن) محمّد المعروف بابن الحنفیّة بن علی بن أبی طالب عم. (قد) تقدّم القول أنّه لیس لمحمّد بن الحنفیّة ولد اسمه عبد الفتّاح، وهذا نسب باطل مردود. أولاد محمّد بن الحنفیّة رضه منقولاً من کتاب المجدی أربعة وعشرون ولداً: الحسن وجعفر الأکبر وعلی الأکبر وعلی الأصغر (وعبد الرحمن وطالب وعون الأصغر وعبد الله الأکبر وعبد الله الأصغر) وحمزة وإبراهیم والقاسم وجعفر الأصغر، وأمّا البنات بریکة[185] وأمّ سلمة وحادر وعلیّة وأسماء وأمّ القاسم وحمامة وأمّ أبیها[186] ورقیّة وریطة.[187] قال شیخ الشرف النسّابة فی تهذیب الأعقاب: المعقب من ولد محمّد بن أمیر المؤمنین (علی بن أبی طالب) عم فی وقتنا من جعفر وعلی وعون وإبراهیم شعرة.[188]
  40. [٢٣/XLVIII] نسب الشیخ موسی الدٮری[189] بخوارزم. موسی بن المحلّی بن المقلّد بن محمّد بن إبراهیم بن إسماعیل بن یوسف بن أحمد بن علی بن باقر بن محمود بن علی بن عیسی (بن) أشرف بن عقیل بن سالم دعی بـIـن محمّد بن علی بن جعفر الصادق {بن محمّد الباقر بن زین العابدین علی بن الحسین السبط بن أمیر المؤمنین} عم [٢٥پ]. قال ابن خدّاع النسّابة فی الجزء الثانی من کتاب المعقبین: المعقب من ولد محمّد (بن) علی بن جعفر الصادق عم أربعة نفر، وهم عیسی بن محمّد ویحیی بن محمّد والحسن بن محمّد وجعفر بن محمّد لا غیر، ولم یکن له ولد اسمه سالم [٢٦ر].
  41. ([٢٤/-] ثبت الجوشقی. أحمد بن حسین بن محمّد بن حسین بن حیدر بن زید بن علی بن یحیی بن حسین بن هارون بن محمّد بن القاسم بن الحسین [بن] زید بن الحسین بـIـن الإمام الصادق عم. الحسن بن علی بن محمّد بن علی بن موسی بن جعفر بن محمّد بن علی بن الحسین بن علی بن أبی طالب عم. الإمام العسکری، الإمام الهادی، الإمام الجواد والکاظم، الإمام الرضا، الباقر، الإمام زین العابدین، الإمام أمیر المؤمنین عم. قال النقیب شرف الدین عبد الله النسّابة فی جریدة الموصل تحت الحسن: کاذب[190] ٮعرحٮوٯ لابن جواد ما* الإمام العسکری عم، لم یکن له ولد اسمه الحسن وعقبه من جواد بالحجّة صاحب الزمان المنتظر علیه أفضل الکم [کذا] جمیل لا سواه بإجماع کافّة[191] النُسّاب.
  42. [٢٥/-] یوسف بن محمّد بن عبد الله بن محمود بن مهدی بـIـن علی بن مسلم بن أبی علی محمّد بن محمّد الأشبر [کذا: الصحیح - الأشتر] بن عبد الله [کذا: الصحیح - عبید الله] بن علی بن عبد الله [کذا: الصحیح - عبید الله] الأعرج بن الحسین بن[192] الأصغر بن الإمام زین العابدین علی عم. ما کان لعلی بن مسلم ولد اسمه مهدی و[ما] ذکره أحد من النسّابین فی مبسوط ولا فی مشجّر وهو کاذب فی دعواه. قد ذکر سیّد ابن عدنان النسّابة فی مشجّره بخطّه أولاد علی بن مسلم وهم محمّد ومفضّل ومبارک وکتبه [کذا: الصحیح - کتب] عبده [کذا: الصحیح: عند] مبارک: إعلم أنّه دعی مبطل کذّاب، ولم یُذکر له ولد اسمه مهدی.
  43. [٢٦/-] حسن بن جعفر بن علی بن محمّد بن أتمّ* المؤمنین بن قوام الشرف الشجاع بن عزّ الشرف العی[193] بـIـن المسموم محمّد بن محمّد بن زید الشهید بن علی بن حسین السبط عم. قال ابن خدّاع النسّابة فی الجزء الثانی من کتاب المعقبین: والمعقب من ولد محمّد بن زید بن علی بن الحسین عم رجل واحد وهو جعفر بن محمّد. محمّد بن محمّد بن زید الشهید کان صاحب أبی السرایا[194] بعد محمّد بن إبراهیم ومات دارجاً من غیر عقب. فی ذلک من خطّ النقیب ابن عبد الحمید النسّابة. قال العمری النسّابة فی مبسوطه المجدی: وولد محمّد بن زید أحد عشر ولداً[195] وبماهم [کذا]، ثم قال: فهؤلاء بنو محمّد بن زید بن علی بن الحسین، لم یعقب منهم غیر جعفر وحده[196].
  44. [٢٧/-] بیت عبّاس بالجزیزة [کذا]. محمّد المهدی بن عبّاس بن عبد الرحمن بن عثمان بن محمّد بن عباّس بن عبد سیر* بن شرفشاه بن عبد الجلیل بن طلساه* بن المجاهد بن عبد الله بن الحرٮد* بن پادشاه بن المرتضی بن أبی جعفر بن أحمد الطوسی بن زید بن محمّد بن یحیی بن عیسی دعی بـIـن الحسین بن[197] الأصغر بن زین العابدین علی بن الحسین السبط عم. ما کان للحسین الأصغر ولد اسمه [عیسی] ولا ذکره [أحد] من النسّابین فی مشجّرة ولا فی مبسوطة. عقب الحسین الأصغر من خمسة رجال، من عبد الله، عبد الله، الحسن، سلیمان، علی، ولیس له عقب من غیر هؤلاء الخمسة بإجماع کافّة[198] النسّابین. هذا قول شیخ الشرف فی تهذیب الأعقاب.[199])
  45. الأدعیاء بالموصل {المخرج*}.
  46. [٢٨/XXX] علی بن إبراهیم {الحجازی} بن علی بن أبی الکرم بن عبّاس بن علی بن أبی طالب بن حمزة الناصب الحنبلی[200] بـIـن میمون بن الحسین[201] بن علی بن عبد الله بن إبراهیم بن عبد الله بن محمّد بن یحیی بن عبد الله بن الحسن بن الحسن بن علی بن أبی طالب عم. قال جامعه: وقفت[202] علی مشجّرة[203] بخطّ السیّد السعید غیاث[204] الدین ابن طاووس[205] الحسنی[206] النسّابة رضه[207]، وقد طعن فی حمزة وفی أبیه وما أثبت نسبهما.
  47. [٢٩/XXXI] محمّد بن البدیع بن علی بن محمّد بن أبی المعالی بن برکات بن أحمد بن محمّد بن حمزة بـIـن[208] میمون {ض} بن یوسف بن محمّد بن یحیی بن عبد الله بن موسی بن عبد الله بن الحسن بن الحسن بن علی بن أبی طالب عم. قال العمری النسّابة فی مشجّره (بخطّه): میمون انقرض عقبه.
  48. [٣٠/XXXII] محمّد بن الحسین بن (الـ)ـحسن بن علی بن یحیی بن عبد الله بن الحسن بن جعفر {درج} بن (الحسن بـIـن جعفر بن الحسن بن الحسن بن عبد الله بن جعفر بن) عبد الله بن موسی بن عبد الله بن الحسن (بن الحسن) بن علی بن أبی طالب عم. قال السیّد النقیب شرف الدین محمّد بن عبد الحمید النسّابة: محمّد هذا حضر عندی[209] وسألته عن نسبه، فقال: أبی من بیت معیّة[210]، (وعرض[211] علیّ هذا النسب، فرأیته باطلاً لا أصل[212] له، ثمّ إنّ بیت معیّة[213]) من غیر عقب جعفر بن الحسن، وجعفر بن الحسن درج ولم یعقب[214]. نقلت هذه الأحرف من مشجّره بخطّه وتألیفه ولم یسمّها.
  49. {[-/XXXIII] عبید الله بـIـن[215] محمّد بن یحیی بن عبید الله الأعرج بن الحسین الأصغر بن علی بن الحسین بن علی بن أبی طالب عم. قال السیّد التقی النسّابة ابن عبد الحمید: عبید الله هذا انتقل من بغداد إلی ترمذ علی زمن المنصور، وقال: نقلت عن ابن طباطبا أنّه متولّد فی بیت محمّد الرشید أبی المنصور ووهبه لأمّ المنصور اسمها سلامان بنت بشر بن بویه سنة ثلاث وثلاثین ومائة، والله أعلم وأحکم} [٢٣پ].
  50. [٣١/XXXIV] بیت الأرموی[216]. علی بن الحاجّ[217] محمّد بن جعفر بن محمّد {بن محمّد} بن أحمد بـIـن محمّد {أبی الطیّب*} بن محمّد بن الحسین {أبی عبد الله} بن محمّد {لأمّ ولد} بن إبراهیم {المجاب} بن محمّد بن موسی الکاظم عم. قال السیّد النقیب شرف الدین محمّد بن عبد الحمید النسّابة: أحمد[218] هذا لم {یکن} یُذکر فی (الـ)ـمشجّرات ولا فی کتاب مبسوط ولا ریب أنّه کاذب[219]. وقفت[220] علی مشجّر[221] بنی الکاظم بخطّ السیّد ابن عدنان النسّابة، ولم یذکر لمحمّد بن محمّد بن الحسین شیتی[222] سوی بنت[223] واحدة ببغداد، فهو مئناث[224]، ولم یکن له ولد اسمه أحمد.
  51. [٣٢/XXXV] بخوارزم. محمود بن محمّد بن أحمد بن علی بن حسن بن حسین بن قریش[225] بن عبد الله بن جعفر بن محمّد بن موسی الکاظم (عم). قال العمری (النسّابة) {فی مبسوطه}: انقرض[226] جعفر بن محمّد بن موسی الکاظم عم.
  52. ذکر الأدعیاء بمدینة[227] السرای علی (عهد) السیّد شرف الدین محمّد بن عبد الحمید النسّابة {النقیب} رحه وذکرهم لأنّهم کانوا فی زمانه.
  53. [٣٣/XXXVI] حسن بن علی بن محمّد[228] بن إبراهیم بن أبی الحسن بن طالب بن حیدر {دعی کذّاب ٮارسوای*} بن جعفر بـIـن[229] هارون بن موسی الکاظم (عم). {هارون بن موسی الکاظم عم أعقب من أحمد بن هارون لا غیر.} قال العمری النسّابة فی مبسوطه: ولد هارون بن موسی الکاظم ثمانیة، لم یعقب منهم غیر أحمد وحده[230].
  54. {[-/XXXVII] نسب أبی طالب علی مٮٯٮل الأوقاف بآمل. أبو طالب علی[231] بن محمّد بن الحسین العالم بن الحسن بن الحسین بن محمّد الأعلم ض بن عبید الله بن محمّد بن عبد الرحمن الشجری. قال السیّد التقی الصالح النقیب العالم شرف الدین محمّد بن عبد الحمید النسّابة: أبو طالب علی مٮٯٮل* الأوقاف بآمل دعی کذّاب مبطل فی دعواه وله بقیّة إلی یومنا ببلدة أستراباد من بلاد طبرستان، والله أعلم وأحکم. قال النسّابة رحه: عقب محمّد الأعلم من صالح ویحیی لا غیر، ولم یکن له ولد اسمه الحسین بن محمّد الأعلم[232]} [٢٤ر].
  55. [٣٤/XLIX] محمود {السرایی} بن {الـ}ـقاسم بن یحیی بن أحمد بن الحسین[233] بن الحارث بن برهان بن منصور بن طیّب بن عبدالله بن الشیشب[234] {دعی} بـIـن الحسین بن موسی الثانی بن إبراهیم المرتضی بن الإمام موسی الکاظم بن الإمام جعفر الصادق عم. کُتب هذا النسب من خطّ السیّد النقیب العلّامة النسّابة محمّد بن عبد الحمید رحه وکتب علی اسم محمود {دعی} وعلی اسم الشیشب[235] أیضاً دعی وقطع الشیشب[236] عن الحسین [*][237] کذلک، وأنا أیضاً کذلک[238] نقلته. نُقلت هذه الأنساب من جریدة السرای[239] التی هی بخطّ السیّد النقیب شرف الدین محمّد بن عبد الحمید النسّابة.
  56. {[-/L] محمّد وحده بن جعفر السمرقندی وقع ٮادرکان*، له ولد اسمه أبو الغیث وسمی* اسمه محمّد، والله أعلم، فی سنة ستمائة وخمس[240] بن موسی بن عیسی بن إبراهیم بن یوسف بن محمّد بـIـن أحمد بن إبراهیم بن علی بن أحمد بـIـن إبراهیم المرتضی بن الکاظم.}
  57. [٣٥/LI] محمّد بن الجلال[241] {الـ}ـسرّاج بالسرای[242]. قال: إنّ أبی من بغداد وإنّه علوی، (و) قد کذب فی[243] دعواه.
  58. ([٣٦/-] علی بن محمود. قال إنّه حسینی. کاذب فی دعواه.)
  59. [٣٧/LII] أحمد بن محمّد بن یوسف بن نصر بن فتوح بن أبی الحسن بن إبراهیم. قال إنّه[244] حسینی. کاذب فی دعواه لأنّه من بنی رٮٮد[245] حماسة*[246] الرحبة.
  60. [٣٨/LIII] مرتضی {جلال الدین} بن محمّد {بسمرقند} بن محمّد {بائع* بسمرقند} بن محمّد بن محمود {من [*] بخارا} بن محمّد بخاری. کتب فی (الـ)ـجریدة أنّه دعی کاذب مفتر.
  61. [٣٩/LIV] بیت مرتضی من همدان دعی کذّاب[247] (بن مجتبی بن حسن بن قطب الدین محمّد بن فخر[248] الدین أبی البرکات المحدّث)[249] منصور بن الضریر[250]. کان یدّعی السیادة[251] وطعن السیّد {ابن} عبد الحمید (فیه) فی جریدته وقال إنّه سوادی من حماسة الرحبة[252] أیضاً. قال فی جریدته[253] إنّه دعی من الحماسة[254]. داود صاحب الحمام حمام اخی کون[255] سوادی من الرحبة مطعون.
  62. [٤٠/LV] عقیل. قال: أبی من بنی[256] حسن. ثمّ قال: جدّی محمّد (بن) القاسم بن موسی بن جعفر عم، {و} قال اسمی معمّر، {فقد} کذب من وجوه {شتّی}، منها أنّ القاسم ما أعقب بإجماع کافّة النسابین[257] [٢٦ر].
  63. [٤١/LVI] یقال[258] بالجریدة[259]. الحسن بن علی بن الحسین بن علی بن الحسن بن (الحسین بن علی بن الحسن بن محمّد بن الحسین بن) محمّد بن الحسین بن سعد[260] بن یعقوب بن إسحاق بن إبراهیم بن یحیی بن سلیمان بن داود (دعی) بـIـن[261] أحمد درج[262] بن موسی الکاظم عم. لیس لأحمد بن موسی عقب. {و}قال العمری فی المجدی: وولد موسی الکاظم فیما رواه الأُشنانی[263] تسعة وخمسین ولداً. ثمّ قال بعد کلام طویل: وأسماء الرجال سلیمان وعبد الرحمن والفضل وأحمد وعبید والقاسم ویحیی وداود، ولم یعقبوا.[264]
  64. [٤٢/LVII] زید بن علی بن الحسین بن سالم بن محمّد بن الحسن بن یحیی بن (محمّد بن یحیی بن) جعفر {دعی} بـIـن محمّد بن جعفر بن الحسن المثنّی {بن} الحسن السبط بن علی بن أبی طالب عم. أعقب جعفر بن الحسن المثنّی من رجل واحد[265]، وهو الحسن بن جعفر بن الحسن المثنّی لا غیر، من تهذیب الأعقاب لشیخ الشرف.[266]
  65. [٤٣/LVIII] أحمد[267] بن محمّد بن أحمد بن (محمّد بن أحمد بن) علی بن منصور بن (علی بن منصور بن) علی بن الحسن بن محمّد المعمّر بن أحمد الأغرّ بن جعفر الحجّة بن یحیی النسّابة بن أحمد بـIـن[268] زین العابدین علی بن الحسین السبط {بن الإمام علی بن أبی طالب} عم. {لم یکن} لعلی بن الحسین ولد اسمه أحمد، ولا ریب فی بطلان هذا النسب. قال العمری[269] فی المجدی: فولد[270] علی بن الحسین بن علی بن أبی طالب (عم) تسع بنات، وعدّهنّ، وأحد عشر ذکراً[271] وهم محمّد الباقر والحسن وعبد الله والحسین الأکبر والقاسم والحسین الأصغر وزید وعمر(و) وسلیمان[272] وعبد الرحمن وعلی، [273] ولم یکن له ولد اسمه أحمد.
  66.  
  67. ذکر (ٮٮ) سادات سیواس الروم، {والله أعلم بحالهم منّی} [٢٦پ].
  68. [٤٤/LIX] ذکر السیّد النقیب العلّامة النسّابة شرف الدین محمّد بن عبد الحمید فی جریدته[274] السادة الصرحاء[275] النسب، ثمّ ذکر بعدهم المطعونین وقال: {[*][*][*][*]}[276] الذین لم یثبَت لهم نسب ولا وجدتُ[277] لهم فی کتب الأنساب شیئاً، فما ادّعوه فدفعتهم عن النسب، والله ولی العصمة {والتوفیق} والإعانة[278].
  69.  

حشار[279]

السمرقندی[280]

جعفر السراری

المعلّم

القوام

الجلاجل[281]

دعی

دعی

   

دعی

دعی

{ما} ثبت له

ما ثبت له

ما ثبت له

ما ثبت له

ما ثبت له

ما ثبت له

نسب

نسب

نسب

نسب

نسب

نسب[282]

 
  1.  
  2. وکتب فی أواخر جمادی الأول [کذا][283] سنة تسع وسبعمائة. حرّره[284] عبد الله بن {علی بن} محمّد بن کتیلة الحسینی النسّابة سنة ثلاث {و}تسعین وسبعمائة.
  3. {نقل ذلک وأوقفت علی خطّه اسط وتشجّره وکذا ومشجّر السیّد العبیدی وأوقفت علی مشجّر العبیدی[285] المروحوم [کذا: الصحیح - المرحوم] عمّی والدی* السیّد عزّ الدین ابن حمزة قدّس الله سرّه. وکتب علی بن قاسم بن حمزة بن علی محسن بن محسن الحسینی الموسوی النجفی النسّابة، وبالله العصمة والتوفیق عما یزیغ عنه البصر، إنّه لطیف خبیر، وذلک فی رابع وعشرین من شهر صفر ختم بالخیر والظفر سنة ستّ وستّین وثمانمائة هجریّة نبویّة سلام الله علی مشرّفها. }[286] [٢٧ر].
  4. [٤٥/LX] دعی حلیل [کذا] بن علی بن إسماعیل بن یوسف بن إسحاق بن داود بن سلیمان بن یحیی بن محمّد (بن) الحسین بن[287] محمّد بـIـن[288] الحسن بن عبد الله الأشتر بن محمّد النفس الزکیّة بـIـن زین العابدین بـIـن أبی محمّد عبد الله[289] المحض بن الحسن المثنّی بن الحسن السبط (بن) علی بن أبی طالب عم. لیس لعبد الله الأشتر ولد اسمه (الـ)ـحسن، وإنّما عقبه[290] (من) محمّد وحده، وهذا نسب مردود مضطرب غایة الإضطراب من وجوه، منها أنّه لیس لأبی محمّد عبد الله المحض ولد اسمه زین العابدین، ومنها أنّه جُعل محمّد النفس الزکیّة ابن زین العابدین، فعلی من انتحله لعنة الله. النفس الزکیّة محمّد بن عبد الله المحض (بن) الحسن المثنّی. قال النقیب شرف الدین محمّد بن عبد الحمید فی مشجّره بخطّه: قُتل عبد الله (بن)[291] الأشتر بکابل وحُمل رأسه إلی المنصور، ولم یکن له عقب.[292]
  5.  
  6. [٤٦/LXI][293] محمّد بن[294] علی بن محمّد بن علی بن محمّد بن جعفر بن عبد الله بن طاهر بن یحیی (بن) الحسن بـIـن[295] الإمام الرضا علی بن موسی الکاظم بن جعفر الصادق {بن محمّد الباقر بن علی زین العابدین بن الحسین شهید کربلاء قتیل الطفّ بن علی بن أبی طالب} عم. لیس للإمام[296] علی بن موسی ولد اسمه {أحمد}. أولاد الإمام علی بن موسی عم محمّد الجواد (له) عقب وموسی لیس له عقب. قال العمری فی المجدی: وولد أبو الحسن علی بن موسی الکاظم موسی ومحمّداً وفاطمة.[297]
  7. [٤٧/LXII] (و)محمّد بن مطهّر بن محمّد بن عثمان بن علی بن خالد بن (الـ)ـولید بن مالک بن یوسف {فی صحّ} بـIـن موسی بن إبراهیم بن موسی بن جعفر بن إبراهیم {بن} موسی الکاظم. (جمیع أولاد موسی بن إبراهیم) قطعهم السیّد {ابن} عدنان النسّابة. والسیّد شرف الدین ابن عبد الحمید[298] النسّابة قطع یوسف وکتب[299] علیه: فی صحّ. قال السیّد محمّد بن محمّد بن علی النسّابة فی تهذیب الأنساب ونهایة الأعقاب: من ولد جعفر بن إبراهیم بالرملة وانقرضوا[300] {جمیع أولاد موسی بن إبراهیم}[301] [٢٧پ].
  8. [٤٨/LXIII] عبد الرحمن بن محمّد بن محمّد بن منصور {بن} أحمد {الـ}ـطاهر بـIـن[302] بـIـن محمّد بن الإمام موسی الکاظم بن جعفر (الصادق) {بن محمّد بن علی بن الحسین بن علی بن أبی طالب}(عم). أولاد محمّد[303] بن موسی إبراهیم المجاب ومحمّد {زاهد*} وجعفر {انقرض} لا غیر. لیس لمحمّد بن موسی الکاظم ولد اسمه أحمد بإجماع کافّة النسّابین[304]. وقال العمری فی المجدی کذلک.[305]
  9. {[-/LXIV] شمس الدین علی بن یحیی بن محمّد بن الحسین بن علی بن محمّد بن الحسین بن یحیی بن زید [بن] علی بن الحسین بن علی بن أبی طالب. أعقب زید الشهید من ثلاثة، الحسین (و)محمّد وعیسی. یحیی مات دارجاً. قال شیخ الشرف فی تهذیب الأعقاب: لیس له عقب، والعقب من ولد زید بن علی من ثلاثة نفر، الحسین وعیسی ومحمّد.[306]
  10. [-/LXV][307] محمّد بن[308] علی بن محمّد بن علی بن محمّد بن جعفر بن عبد الله بن طاهر بن یحیی بن الحسن بـIـن الإمام الرضا بن الإمام موسی الکاظم بن الإمام جعفر الصادق بن محمّد الباقر بن زین العابدین علی بن الحسین بن أمیر المؤمنین علی بن أبی طالب عم. أعقب الإمام علی بن موسی من محمّد الجواد لا غیر، وهذا النسب باطل مردود. مذکور کذلک فی جمیع کتب الأنساب.
  11. [-/LXVI] أحمد بن عبد الرحیم بن عبد الله بن محمّد بن أبی الحسن علی بن الأنجب بن أبی البقاء بن تقی بن زید بن عبد الله بن إسحاق بـIـن إبراهیم طباطبا بن إسماعیل الدیباج بن إبراهیم الغمر بن الحسن المثنّی بن الحسن السبط بن علی بن أبی طالب عم. قال شیخ الشرف النسّابة فی تهذیب الأعقاب: أولاد إبراهیم طباطبا خمسة، القاسم والحسین وأحمد وعبد الله ومحمّد.[309] قال السیّد ابن النسّابة: لم یکن لإبراهیم طباطبا ولد اسمه إسحاق، والله أعلم. وأمّا سُمِّی بطباطبا لأنّ أباه[310] خیّره بین قمیص وقبا، فقال: طباطبا [٢٨ر].
  12. [-/LXVII] أشتر بن محمّد بن الحسن بن علی بن محمود بن حیدر بن عبد الله بن هاشم بن المرتضی بن موسی بـIـن قاسم بن محمّد الدیباج بن الإمام جعفر الصادق بن محمّد الباقر بن زین العابدین علی بن الحسین بن علی بن أبی طالب. قال شیخ الشرف مؤلّف تهذیب الأعقاب: وأمّا القاسم بن محمّد بن جعفر الصادق أعقب من ثلاثة نفر، یحیی وعبد الله وعلی، ولم یکن له ولد اسمه موسی[311] [٢٨پ].{
  13. [٤٩/XXXVIII] محمّد {بن} الحسن بـIـن علی بن محمّد بن علی بن نمیر بـIـن الأنور بن مفضّل بن محمّد بن أبی الحسن علی بن أحمد بن عیسی بن یحیی بن الحسین بن زید بن علی بن الحسین بن علی بن أبی طالب عم. فطعن[312] فیه السیّد العالم الفاضل شمس الدین ابن المرتضی النسّابة[313]. وقد ذکر النسّابة الجامع أنّه وقف علی مشجّرة بنی زید بخطّ علی بن محمّد بن هبة الله بن عبد السمیع النسّابة[314] وقد ذکر عند نمیر[315] أنّه ادّعی النسب وما صحّ ولا شکّ أنّه دعی زنیم.
  14. [٥٠/XXXIX] حمزة بن محسن بن الحسین بن إبراهیم {بن}[316] محمّد بن إبراهیم بن محمّد الکابلی[317] بـIـن عبد الله (بن)[318] الأشتر بن محمّد النفس الزکیّة [بن] عبد الله المحض بن الحسن المثنّی بن الحسن السبط بن علی بن أبی طالب عم. (وجدته فی نسخة الأصل بخطّ ابن المرتضی النسّابة رحه ولیس بهذه النسخة اسم فأذکره.) قال السیّد غیاث[319] الدین ابن طاووس النسّابة: محمّد هذا دفعه[320] {عن} النسب شیخ الشرف العبیدلی النسّابة، {والله أعلم}. {محمّد هذا} حُمل طفلاً[321] من کابل[322] فأنکره أهله. قال السیّد النقیب شرف الدین محمّد بن عبد الحمید النسّابة: قُتل[323] عبد الله الأشتر بکابل وحُمل رأسه إلی المنصور، ولم یُذکر له عقب.
  15. [٥١/XL] شرفشاه[324] بن الحسن بن علی بن محمّد بن زید بن محمّد بن عبد الله بـIـن محمّد بن الحسن بن عبد الله الضریر بن الحسن بن علی عابد (بن) الحسن المثلّث بن الحسن المثنّی بن الحسن السبط بن علی بن أبی طالب عم. قال ابن المرتضی النسّابة: صار محمّد بن الحسن إلی بلد القیروان[325] [کذا]، قتل[326]، ولم یبق له عقب. فمن انتسب إلیه فهو کاذب.
  16.  
           
   
 
     
 
     
  1. أدعیاء خوارزم
  2. [٥٢/XLI] خواجه حسن {بخوارزم} بن محمود {بخوارزم} بن محمّد[327] {بخوارزم} بن علی بن حیدر بن حسن بن محمّد بن علی بن مرتضی بن هند بن عبد الله بن قاسم بن إبراهیم[328] البغدادی بن إدریس بن جعفر الکذّاب بـIـن الحسن العسکری بن علی الهادی عم. أقول {متوکّلاً علی الله: [*] إدریس} جعفر الکذّاب ابن علی الهادی والحسن العسکری أیضاً[329] ابن علی الهادی، {والله أعلم} [٢٤پ].
  3. ومن أدعیاء خوارزم فی زمن السیّد شرف الدین محمّد بن عبد الحمید النسّابة وهذا النقل عنه[330]:

[٥٣/XLII] محمّد بن نور الدین بن حمید الدین بن أمیر جعفر بن أمیر محمّد بن أحمد بن عبد الله الصادق[331] بن میر عیسی بن یوسف بن حیدر بن أبی جعفر محمّد بن أبی تراب بـIـن زید الشهید بن زین العابدین[332] علی بن الحسین بن علی بن أبی طالب عم. لیس لزید الشهید ولد اسمه أبو تراب، وهذا {الـ}ـنسب مردود مطعون وعلی من انتحله وزره[333]. قال العمری فی مبسوطه الموسوم بالمجدی: فولد زید بن علی بن الحسین بن علی بن أبی طالب عم یحیی والحسین ومحمّد وعلی، [334] ولم یکن له ولد اسمه أبو تراب {والله أعلم بهم منّی.

[-/XLIII] جعفر لم یعقب ومحمّد قد* عق* [*] عقبه* بمرند* بن[335] محمّد بن جعفر بسمرقند دعی کذّاب* بن موسی بن عیسی بن إبراهیم ....[336] بن یوسف بن محمّد بن أحمد بن إبراهیم بن علی بن أحمد بـIـن إبراهیم بن موسی الکاظم عم. قال النسّابة: لم یصحّ له عقب. قال العمری فی مبسوطه: لم یکن لأحمد بن إبراهیم بن علی بن أحمد بن موسی الکاظم عقب، والله أعلم وأحکم.}

[٥٤/XLIV] الأدعیاء المقیمون[337] الذین کانوا فی دار السیادة ثمّ تفرّقوا[338] ومات أکثرهم: حیدر، مهدی، أولاد[339] مهدی القاضی، إسماعیل أمیر، علی الکاتب، میر علی کلاه دوز وأخواه[340]، میر سعید، أبو حاجّ[341] الأقطع.

[٥٥/XLV] محمّد بن حسن بن جعفر بن عمران بن محمود بن حیدر بن سلیمان[342] بن موسی {بخوارزم} بن یوسف بن زکریّاء بن إلیاس بـIـن (بخوارزم) محمّد الدیباج بن الإمام جعفر الصادق عم. لیس لمحمّد الدیباج (ولد) اسمه إلیاس. قال شیخ الشرف فی تهذیب الأعقاب: والعقب من ولد محمّد بن جعفر الصادق {بن محمّد الباقر بن علی بن الحسین بن علی بن أبی طالب عم} فی علی والقاسم والحسین[343] لا غیر، {والله أعلم بهم منّی}. (و)أولاد {محمّد} الدیباج[344]: موسی (ح)[345] والحسین الأکبر (له عقب والقاسم له عقب وعلی) والحسین الأصغر (ح) وجعفر (ح) وعبد الله ح[346] والقاسم (له عقب) وعلی وإسماعیل (ح ح) ح وعبد الله ح {ح} وإسحاق ح ح[347]وحسین {ح}[348]انقرض[349] ویحیی انقرض[350] [٢٥ر].

([٥٦/-] عزّ الدین حسین بن فخر الدین بن شهاب الدین أحمد بن محمّد بن صالح بن إسماعیل بن أبی منصور بن علی بن أبی الفوارس بن الحسن بن محمّد بن المعمّر بن أبی جعفر الأغرّ بـIـن جعفر الحجّة بـIـن یحیی النسّابة بـIـن أحمد بن محمّد بن أبی القاسم بن أحمد بـIـن زین العابدین علی بن الحسین بن علی بن أبی طالب عم. یحیی النسّابة بن الحسن بن جعفر الحجّة بن عبد الله بن الحسین بن علی بن الحسین الشهید بن علی بن أبی طالب عم. قال شیخ الشرف فی تهذیب الأعقاب: العقب من ولد الحسین بن علی بن أبی طالب عم فی رجل، علی بن الحسین، ومنه فی ستّة رجال، محمّد الباقر وعبد الله وعمر وزید والحسین الأصغر[351] والحارث الأعمی فی الصحیح.

[٥٧/-] أبو القمقام بن[352] محمّد بن معبد بن الحسن بن أحمد بن إسماعیل بن محمّد بن یوسف بن إبراهیم بن موسی الجون بن عبد الله المحض بن الحسن المثنّی بن الحسن السبط بن علی بن أبی طالب عم. وقد ذکر من أثق به من السادات الأجلّاء الدمامین [کذا]. أیضاً وقف علی دیوان النسب الذی ألّفه العد [کذا: الصحیح – السیّد؟] العلّامة النسّابة شمس الدین ابن الرضی بن المرتضی الموسوی وهو بخطّه، وقد کتب عند ذی الفقار أبی القمقام[353] المحدّث ما صورته: قال الهاشمی النسّابة هذا صبی حضر بغداد أعمی یذکر أنّه ولد محمّد بن معبد، ثمّ حضر قوم من الأهل الأوّل وشهدوا أنّه وُلِد عندهم وله أخ وما خیاط وأمّه حاٮٮه وأنّه عامّی لم یدّع النسب قطّ وهو دعی کاذب. هذا صورة خطّ ابن المرتضی النسّابة حرفاً حرفاً وقد قطعه عن محمّد بن معبد.

[٥٨/-] أبو محمّد حسن بن سلطان بن محمّد بن عبد الله الخوارزمی بن محمّد بن موسی بـIـن الحسن بن أبی إدریس الحسین بن علی بن الحسن [بن] جعفر بن الإمام موسی الکاظم عم. قال العمری النسّابة فی کتابه الموسوم بمجدی [کذا]: الحسن بن أبی إدریس الحسین أعقب من علی بن الحسین لا غیر.[354]

الأدعیاء بمدینة خوارزم

[٥٩/-] إسماعیل بن أمیرشاه بن إبراهیم بن علی بن العظّام بن منهاج بن محمّد بن محمّد بن الحسین بن علی بن جعفر بن محمّد بـIـن مهدی. هکذا وجدته بخطّ السیّد النقیب شرف الدین ابن عبد الحمید النسّابة.

[٦٠/-] ابن إسحاق بن موسی بن إسحاق بن إبراهیم بن موسی بن إبراهیم بن الإمام موسی الکاظم عم.

[٦١/-] علی بن سعید بن سعد بن علی بن عقبة بن ناصر بن عطیّة بن دوسه*. قال السیّد النقیب شرف الدین محمّد بن عبد الله بن الحمید النسّابة: ابن سعید کاذب فی دعواه.

[٦٢/-] أدخل أحمد بن محمّد بن عبد العزیز بن الحسن بن ذی الفقار بن علی بن الحسین بن جعفر بن زین العابدین بن محمّد بن علی بن أبی المجاهد أحمد بـIـن الحسین بن علی بن أبی طالب عم. أولاد الحسین عم علی الأکبر وعلی الأصغر وجعفر وعبد الله. قال السیّد النقیب شرف الدین محمّد بن الحسین بن عبد الحمید النسّابة: غیر خافٍ[355] أنّ العقب من الحسین عم من علی بن الحسین لا سواه، ولم یکن [له] ولد اسمه أحمد. قال شیخ[356] الشرف فی تهذیب الأعقاب: العقب من الحسین بن علی بن أبی طالب عم من رجل.[357])

{تمّ. هذه [کذا] کتاب بیان الأدعیاء علیهم اللعنة [358] إلی یوم الدین، والسلام علی من اتّبع الهدی وخشی عواقب الردی وأطاع الملک الأعلی والعاقبة للتقوی. حرّرها علی بن قاسم بن حمزة الحسینی الموسوی النجفی النسّابة والحمد لولیّه وصلاته علی محمّد وآله الطاهر [کذا] وسلامه.}

 

* نگارنده لازم می بیند از استاد سامر طرابلسی (دانشگاه کارولینای شمالی در اشویل) بابت همکاری ارزنده ایشان در آماده سازی متن عربی صمیمانه تشکر کند. نیز از آقای علیرضا اباذری و آقای سهراب یکه زارع سپاسگزاری می شود که آقای اباذری ویرایش فارسی نگارنده را تقبل کردند و آقای یکه زارع در دسترسی به منبعی مهم به نگارنده یاری کردند. البته، انتشار این نوشته در این جشن نامه صرفا با همکاری همه جانبه استاد رسول جعفریان ممکن گردید.

[1]. کازوئو موریموتو، «سادات، نسب شناسان، نقیبان: پژوهشی در نسب‏نامه‏های سادات/اشراف از نیمه دوم قرن دهم تا نیمه اول قرن پانزدهم میلادی» (به ژاپنی)، رساله دکتری دانشگاه توکیو، ٢٠٠٤، صص. ٥٢١-٥٦٣. نگارنده در حال آماده سازی کتابی به زبان انگلیسی بر اساس این رساله می باشد.

[2]. در ارجاع به متن بیان الادعیاء، از شماره هایی که به یکایک مدعیان داده شده است و در متن تصحیح شده زیر نیز ارائه می شود (توضیح آن در زیر خواهد رفت) استفاده شده است.

[3]. [١٨/XXVI]. برای تفاوتهایی که در دو نسخه مورد استفاده دیده می شود به پاورقی های موجود در متن زیر مراجعه شود. «عبد الله» در یکی از دو نسخه «عبید الله» نوشته شده است.

[4]. [٤٤/LIX]. قسمت «علی بن» فقط در یکی از دو نسخه دیده می شود.

[5]. همانجا.

[6]. ابن عنبة، عمدة الطالب فی أنساب آل أبی طالب، تصحیح محمد حسن آل الطالقانی، چاپ دوم، نجف: المطبعة الحیدریة، ص. ٢٧٢ (این اثر به اصطلاح عمدة الطالب الوسطی است)؛ همو، عمدة الطالب فی النسب [کذا] آل أبی طالب، نسخه شماره ١٨١، کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران، گ. ١٦٠ر (به اصطلاح عمدة الطالب الکبری). عراق بودن محل رفت و آمد ابن عنبه با مجد الدین بر اساس منبع دوم قابل تشخیص است. ضمناً، آن که «عنبة» در نام نسب شناس مورد نظر اینجا ضبط درستی است و تصحیف «عتبة» یا «عنبسة» نیست گویا توسط ترقیمه نسخه ٩١٦٠ کتابخانه مجلس قابل تأیید می باشد. این نسخه حاوی عمدة الطالب به اصطلاح الصغری است و به احتمال قوی به خط خود مؤلف می باشد (با آنکه در ظهریه نسخه، عنوان «عمدة الطالب شمسی» نوشته شده است، مشخصات متن با آنچه که از پیش راجع به عمدة الطالب الصغری گفته می شده است موافق است. البته، فهرستنگار کتابخانه مجلس، محمد حسین حکیم، درست تشخیص داده است که این اثر همان الصغری باشد. وی کاتب نسخه را نیز «ظاهراً مؤلف» دانسته است. ر.ک. فهرست نسخه های خطی کتابخانه مجلس شورای اسلامی، ج. ٢/٢٩، تهران: کتابخانه مجلس، ١٣٩٠ ش، صص. ٨١٩-٨٢١. نگارنده در باره این نسخه در جای دیگر مفصلتر بحث خواهد نمود). با اینکه نقطه گذاری بر کلمه مورد نظر در ترقیمه نسخه (به شکل «عٮٮه» نوشته شده) نیز فقط به شکل ناقص انجام گرفته است، تک نقطه فوقانی حرف نون پر واضح  قابل تشخیص می باشد. 

[7]. ابن عنبة، عمدة الطالب (الوسطی)، صص. ٢٧٢-٢٧٣.

[8]. ابن عنبة، بحر الأنساب، نسخه شماره ٣٩-تأریخ، دار الکتب القومیة (مصر)، گ. ٩١ر. نیز ر.ک. ابن عنبة، عمدة الطالب الصغری فی نسب آل أبی طالب، تصحیح مهدی الرجائی، قم: مکتبة آیة الله المرعشی النجفی، ١٤٣٠ هـ، ص. ١٥٧. به نظر نگارنده کتاب اخیر می بایست بحر الأنساب و نه عمدة الطالب الصغری عنوان گذاری بشود. در این باره در جای دیگر مفصلتر بحث خواهم نمود.

[9]. عبد الرزاق کمونة الحسینی، منیة الراغبین فی طبقات النسابین، نجف: مطبعة النعمان، ١٣٩٢ هـ، صص. ٣٧٢-٣٧٣؛ شهاب الدین المرعشی النجفی، «کشف الارتیاب فی ترجمة صاحب لباب الأنساب والأعقاب والألقاب»، در ابن فندق، لباب الأنساب والألقاب والأعقاب، ٢ بخش، تصحیح مهدی الرجائی، قم: مکتبة آیة الله المرعشی النجفی، ١٤١٠ هـ، صص. ٨٠-٨١. البته، اساس تشخیص نسب شناس بودن علم الدین در هر دو اثر چندان روشن نیست.

[10]. ملاقات ابن عنبه با علم الدین در سمرقند نمی تواند قبل از سال ٧٧٥ صورت گرفته باشد. ابن عنبه بعد از گذراندن دوران جوانی خود در تحصیل علوم، در سال ٧٧٥ (یا ٧٧٦ در بعضی منابع) وطن خود عراق را ترک نمود و سپس ایران و ماوراء النهر را میدان اصلی فعالیتهای خود قرار داد (ابن عنبة، عمدة الطالب [الکبری]، گگ. ٩٤ر، ١٦٠ر؛ همو، بحر الأنساب، ١٢٥ر). ضمناً، مطابق گزارش ابن عنبه، مجد الدین، پدر علم الدین، موقع حرکت ابن عنبه از عراق پیرمردی نزدیک به هشتاد ساله بود و ابن عنبه کمی بعد از آن خبر وفات او را دریافت کرد (ابن عنبة، عمدة الطالب [الکبری]، گ. ١٦٠ر).

[11]. شامل یک مورد که فقط «الزیدی» نوشته شده است و به طور قطع نمی توان گفت که منظور همین ابو الغنائم زیدی دمشقی باشد.

[12]. نسب شناسانی که تعبیر مبهم «ابن طباطبا» می تواند بر آنان دلالت داشته باشد، به نظر نگارنده، شاید ابو عبد الله طباطبائی (ابن طباطبا)، نسب شناس مشهور بغداد، ویا ابو اسماعیل طباطبائی (ابن طباطبا)، نسب شناس معتبر اصفهان باشند. تاریخ وفات نخست برای ابو عبد الله و دوم برای ابو اسماعیل است. برای شرح حال این دو طباطبائی ر.ک. ابو عبد الله طباطبائی: موریموتو، «شکل گیری» (مشخصات مقاله در پاورقی 1 صفحه بعد ارائه خواهد شد)، ص. ٢٦٩ (جدول)؛ همو، «سادات، نسب شناسان، نقیبان»، صص. ٩٣-٩٥؛ کمونة، منیة الراغبین، صص. ٢٤٤-٢٤٥؛ المرعشی، «کشف الارتیاب»، صص. ٤٧-٤٨؛ ابو اسماعیل طباطبائی: موریموتو، «شکل گیری»، همانجا؛ همو، «سادات»، صص. ١٠٣-١٠٦؛ کمونة، منیة، صص. ٢٣٣-٢٣٤؛ المرعشی، «کشف»، ص. ٤٧.

[13]. از خاندان مشهور آل طاووس سه نفر با اسم احمد شناخته شده اند: جمال الدین احمد بن موسی (ت ٦٧٣)، قوام الدین احمد بن حسن (ت ٧٠٤) و قوام الدین احمد بن علی (نیمه اول قرن هشتم). با اینکه مشهورترین این سه جمال الدین است، نمی توان نفی کلی نمود که مقصود در اینجا یکی از دو قوام الدین باشد. برای شرح حال این سه احمد ر.ک. إتان کلبرگ؛ علی قرائی و رسول جعفریان (ترجمه)، کتابخانه ابن طاووس و احوال و آثار او، قم: کتابخانه آیة الله مرعشی نجفی، ١٣٧١ ش، صص. ٣٧-٣٨ (جمال)، ٣٧ (قوام اول)، ٣٩ (قوام دوم).

[14]. برای شرح حال یکایک نسب شناسان، ر.ک (١) عمری: موریموتو، «شکل گیری»، ص. ٢٦٩ (جدول)؛ همو، «سادات، نسب شناسان، نقیبان»، صص. ٩٥-١٠١؛ کمونة، منیة الراغبین، صص. ٢٥٤-٢٥٧؛ المرعشی، «کشف الارتیاب»، صص. ٤٣-٤٤؛ (٢) شیخ الشرف: موریموتو، «شکل گیری»، همانجا؛ همو، «سادات»، صص. ٨٣-٨٨؛ المرعشی، «کشف»، صص. ٤٤-٤٥؛ (٥) ابن خداع: موریموتو، «شکل گیری»، همانجا؛ همو، «سادات»، صص. ٨٠-٨٣؛ کمونة، منیة، ص. ٢٠٣؛ المرعشی، «کشف»، ص. ٣٩؛ (٦) دمشقی: موریموتو، «شکل گیری»، همانجا؛ همو، «سادات»، صص. ٨٨-٩٣؛ کمونة، منیة، صص. ٢٤٧-٢٤٩؛ المرعشی، «کشف»، صص. ٥١-٥٢؛ (٩) اشنانی: موریموتو، «سادات»، ص. ٧٨؛ کمونة، منیة، ص. ١٨٨؛ المرعشی، «کشف»، ص. ٣٨؛ (١٠) ابو طالب جوانی: موریموتو، «سادت»، ص. ٤٤٦؛ کمونة، منیة، ص. ٣٢٠. هویت و احوال (٤) شرف الدین محمد ابن عبد الحمید در زیر مورد بحث قرار خواهد گرفت. هویت (٣) ابن عدنان، (١١) بخاری و (١٢) ابو عمرو نا معلوم مانده است (از آنجا که اقتباس از ابن عدنان در [٨/XII] و [-/XXIV] با فرزندان فردی که، به ترتیب، متعلق به نسل دوازدهم و سیزدهم باشد [در این سیستم نسل اول پسران حضرت علی شناخته می‏شود] مربوط می‏شود، احتمال می‏رود که ابن‏عدنان بعد از نیمه دوم قرن پنجم فعال بوده باشد؛ اقتباس از بخاری در [-/VIII] مربوط به رابطه بین نسل پانزدهم و شانزدهم است که امکان تشخیص این بخاری را با نسب‏شناس مشهور قرن چهارم، ابو نصر بخاری، محال می سازد؛ اقتباس بلافاصله از ابو عمرو مربوط به فرزندان فردی از نسل دهم و یک اقتباس با واسطه از طریق ابن عدنان نیز که در متن دیده می شود مربوط به فرزندان فردی از نسل یازدهم است. با اینکه یک نسب شناس مهم قرن چهارم، ابن المنتاب، کنیه ابو عمرو داشته است کمی مشکل به نظر می رسد که این ابو عمرو را با ابن المنتاب یکی بدانیم).   

[15]. در مورد فرایند رشد و تکامل نسب شناسی سادات ر.ک. کازوئو موریموتو، «شکل‏گیری علم انساب آل ابی طالب در قرون چهارم و پنجم هجری»، مجله دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه فردوسی مشهد ٤/٣-٢٩ (١٣٧٥ ش)، صص. ٢٦١-٢٩٦. این مقاله بعد از تغییراتی (حتی ساختاری) به انگلیسی نیز منتشر شده است:

Kazuo Morimoto, “The Formation and Development of the Science of Talibid Genealogies in the 10th & 11th Century Middle East,” Oriente Moderno n.s. 18 (1999), pp. 541–570.

[16]. هر دو اثر به شکل چاپی قابل دسترسی است: أبو الحسن العمری، المجدی فی أنساب الطالبیین، تصحیح أحمد المهدوی الدامغانی، قم: مکتبة آیة الله المرعشی النجفی، ١٤٠٩ هـ؛ شیخ الشرف العبیدلی، تهذیب الأنساب ونهایة الأعقاب، تصحیح محمد کاظم المحمودی، قم: مکتبة آیة الله المرعشی النجفی، ١٤١٣ هـ.

[17]. برای شرح حال این نسب شناسان ر.ک. (٢) ابن المرتضی: موریموتو، «سادات، نسب شناسان، نقیبان»، صص. ٣٣١-٣٣٣، ٤٤٨؛ کمونة، منیة الراغبین، صص. ٣٤٠-٣٤١؛ (٣) غیاث الدین ابن طاووس: کلبرگ، کتابخانه ابن طاووس، ص. ٣٧؛ (٤) ابن قتاده: موریموتو، «سادات»، صص. ١٤٠-١٤٢؛ کمونة، منیة، صص. ٣٧٧-٣٧٨؛ (٥) احمد ابن مهنا: موریموتو، «سادات»، صص. ١٤٢-١٤٥؛ کمونة، منیة، صص. ٣٦٨-٣٦٩؛ المرعشی، «کشف الارتیاب»، ص. ٧٨. هویت و احوال (١) شرف الدین محمد ابن عبد الحمید در زیر مورد بحث قرار خواهد گرفت.

[18]. موریموتو، «سادات، نسب شناسان، نقیبان»، صص. ١١٦-١٦٣.

[19]. Devin DeWeese and Ashirbek Muminov (ed.), Islamization and Sacred Lineages in Central Asia: The Legacy of Ishaq Bab in Narrative and Genealogical Traditions, Volume 1, Opening the Way for Islam: The Ishaq Bab Narrative, 14th-19th Centuries, Almaty and Bloomington: Daik-Press, forthcoming, pp. 270–281.

نگارنده جهت همکاری استاد دویس و مؤمنف که قسمتی از نمونه چاپی را در اختیار وی قرار دادند صمیمانه تشکر می‏نماید. ارجاع به این اثر بر اساس آن نمونه چاپی صورت می‏گیرد.

[20]. ر.ک. مقاله های مندرج در پاورقی 1، ص. 964.

[21]. موریموتو، «سادات، نسب شناسان، نقیبان»، صص. ١١٦-١٧٩. در این صفحات، به اضافه وضعیت عراق، وضعیت خراسان و مصر نیز، ولو به طور مختصر، مورد بحث قرار گرفته است.

[22]. البته، به عنوان صاحب آثاری هم ذکر می شود که به عنوان دلیل محکومیت نسب مدعیان به کار رفته  است.

[23]. در باره خاندان عبد الله تقی، ر.ک. موریموتو، «سادات، نسب شناسان، نقیبان»، صص. ١١٩-١٢٩؛ جعفر الشیخ باقر آل محبوبه، ماضی النجف وحاضرها، ٣ ج.، بیروت: دار الاضواء، چاپ سوم، ١٤٠٦هـ، ج. ١، صص. ٢٩٤-٢٩٦.

[24]. ابن عنبة، عمدة الطالب (الوسطی)، ص. ٢٧٧.

[25]. نگارنده از فقره مربوط به علم الدین ابن کتیله که در بالا از عمدة الطالب (الوسطی) اقتباس شد چنین برداشت می نماید که اقامت ابن عنبه در سمرقند در دوران حکمرانی خود تیمور صورت گرفته باشد. البته، اگر هم این دیدار دقیقاً در آن دوران صورت نگرفته باشد، قضیه خیلی تفاوت نخواهد کرد.

[26]. البته فاصله بین شبه جزیره کریمه و حوضه پایینی رود ولگا که سرای، پایتخت خانات قپچاق، قرار داشت کم نیست و منظور موقعیت نسبی هر دو منطقه نسبت به عراق در جنوب است. به اضافه از نیمه اول قرن هفتم به بعد هر دو منطقه جزء قلمرو خانات قپچاق شمرده می شد.

[27]. ابن الفوطی، مجمع الآداب فی معجم الألقاب، ٦ ج.، تصحیح محمد الکاظم، تهران: وزارة الثقافة والإرشاد الإسلامی، ١٤١٥ هـ، ج. ٣، صص. ٣٧٥-٣٧٦. برای اطلاعاتی درمورد رضی الدین ابن طاووس پسر ر.ک. کلبرگ، کتابخانه ابن طاووس، ص. ٣٩.

[28]. آن کس که در [٢٤/-] «جریدة الموصل» به وی نسبت داده می شود البته به شکل «شرف الدین عبد الله النسّابة» ذکر شده است. نگارنده این ضبط موجود در متن را تصحیفی می شناسد و منظور آن را شرف الدین ابن عبد الحمید تلقی می نماید.

[29]. جمع آوری جریده نو مستلزم تحقیق در انساب سادات محلی بود. احتمالاً نسب شناس بیگانه از آنجا که از افراد ذی نفع محلی شمرده نمی شد برای آن کار مناسب تلقی می شد. موردی که به آن اشاره شده است «جمع آوری جریده ها» است که توسط شیخ الشرف دینوری (ت بعد از ٤٨٠) انجام گرفت. نگارنده قبلاً آن تعبیر را به معنی جمع آوری جریده های موجود به عنوان منبع پژوهش متوجه شده بود (مثلاً، «شکل گیری»، ص. ٢٧٠)، ولی الآن مایل است آن نظر را پس بگیرد. در این مورد در فرصت دیگر بحث خواهد شد.

[30]. از توضیح ساختار «جریده» مربوط به سیواس که در [٤٤/LIX] دیده می شود و می گوید در آن اول انساب مورد قبول شرف الدین درج می شد و سپس ذکر انساب مردود ارائه می شد بر می آید که ساختار این «جریده»ها با نسب‏نامه‏های عادی بسیار متفاوت بوده است. نیز نگاه کنید به سبک خاصی که در آنجا موقع درج اسامی مردود شدگان به کار رفته است و گویا شکل موجود در اصل را نگاه داشته باشد. به اضافه، باید توجه داد که شرف الدین در این فقره تاریخ نگارش (یا تاریخ ثبت؟) نیز گذاشته بود.

[31]. ر.ک. پاورقی ٤، ص. 962.

[32]. ر.ک. پاورقی ١، ص. 966 و نیز پاورقیهای ١١، ص. 988 و 1، ص. 989.

[33]. موریموتو، «سادات، نسب شناسان، نقیبان»، صص. ١٨٠-١٩٤.

[34]. برای ترتیب تألیف الکبری و الوسطی، ر.ک. موریموتو، «سادات، نسب شناسان، نقیبان»، ص. ٤٧، پاورقی ٧٣ (یا مثلاً عمدة الطالب [الوسطی]، ص. ٨١ با عمدة الطالب [الکبری]، گگ. ٤٣پ-٤٥پ مقایسه شود). برای ترتیب بین الوسطی و الصغری، فعلاً ر.ک. حکیم، فهرست، ج. ٢/٢٩، صص. ٨١٩-٨٢٠.

[35]. برای شرح این نسخه، ر.ک.

Kazuo Morimoto, “The Notebook of a Sayyid/Sharīf Genealogist: MS. British Library Or. 1406,” in Daniela Bredi et al. (ed.), Scritti in onore di Biancamaria Scarcia Amoretti, Rome: Dipartimento di Studi Orientali, Università di Roma (La Sapienza) and Edizioni Q, 2008, vol. 3, pp. 823–836; idem, “The Earliest ،Alid Genealogy for the Safavids: New Evidence for the Pre-dynastic Claim to Sayyid Status,” Iranian Studies 43-4 (2010), pp. 447–469.

ترجمه فارسی: کازویو موریموتو؛ حبیب اله اسماعیلی (ترجمه)، «دفتری در نسب شناسی سادات: معرفی نسخه ای خطی از موزه کتاب خانه ملی بریتانیا»، کتاب ماه، تاریخ و جغرافیا ١٣٢ (١٣٨٨ ش)، صص. ٩٨-١٠٣ (این ترجمه متأسفانه بدون اطلاع مؤلف به چاپ رسید)؛ کازوئو موریموتو؛ علی خاکپور (ترجمه)، «اولین نشان از سیادت صفویان در کتب انساب: مدرکی جدید برای ادعای پیشصفوی سیادت صفویان»، پیام بهارستان ١١ (دوره دوم، سال سوم) (١٣٩٠ ش)، صص. ٢٦٣-٢٤١.

[36]. اساس این قضاوت مقایسه با نسخه دیگر اثر (نسخه سپهسالار) و تفاوتهای محتوایی و سبکی موجود میان پاره های مورد نظر و متن اصلی بیان الادعیاء می باشد.

[37]. عکس این نسخه در مرکز احیاء میراث اسلامی با شماره ١/٥٨٢ نگهداری می شود. ر.ک. جعفر حسینی اشکوری و صادق حسینی اشکوری، فهرست نسخه های عکسی مرکز احیاء میراث اسلامی، ج. ٢، [قم]: [مرکز احیاء میراث اسلامی]، ١٣٨٠ ش، صص. ١٧١-١٧٢.

[38]. به اضافه، صص. ٦٣-٦٤ نسخه، اقتباسی از «عمدة الأنساب» را که راجع به عبد العظیم حسنی است ارائه می دهد. 

[39]. مثلاً، بیان مدعیان از شماره [-/LXIV] تا شماره [-/LXVII] فقط در نسخه بریتانیا دیده می شود در حالی که بیان مدعیان از شماره [٥٦/-] تا شماره [٦٢/-] فقط در نسخه سپهسالار موجود است. این نشان می دهد که این دو نسخه در یک سلسله روایت قرار نمی گیرد.

[40]. فقط دو مورد استثنا وجود دارد. مورد اول شماره [٢٣/XLVIII] است که نسب و دلیل در صفحه های مقابل هم، یعنی به ترتیب در گ. ٢٥پ و گ. ٢٦ر، نوشته شده است. مورد دیگر شماره [٢١/XLVI] است که در زیر در قرینه دیگر به آن اشاره خواهد شد.

[41]. یعنی: ١٩ر-٢٣ر > ٢٥پ > ٢٣پ-٢٤ر > ٢٦ر-٢٨ر > ٢٤پ-٢٥ر > ٢٨پ.

[42]. در عین حال، باید اضافه کرد که نگارنده عقیده دارد استنساخ نسخه بریتانیا بعد از آنکه صفحات (یا کراسه ها) به ترتیب کنونی چیده شد، انجام گرفته است. در این باره ر.ک.

Morimoto, “The Notebook,” p. 828.

[43]. تا «الطیبات»، آیه ٧٠، سوره الإسراء. عبارت بعد از آن، با اینکه با آیه ١٣، سوره الحجرات (آیه مورد اقتباس در جمله بعدی) شباهت دارد در قرآن پیدا نمی‌شود.

[44]. آیه ١٣، سوره الحجرات.

[45]. وصحبه: در حاشیه، ولی به خط خود ناسخ اضافه شده است.

[46]. وخسر آخرته ودنیاه: در حاشیه به خط خود ناسخ نوشته شده است. چون هیچ علامتی دیده نمی‌شود که نشان دهد این عبارت کجای متن قرار داده شود، مطابق نظر مصحح اینجا گذاشته شد.

[47]. مصحح نتوانسته است هویت این شخص را مشخص نماید. از آنجا که اولین مدعی ([-/I]) متعلق به نسل شانزدهم است تشخیص این «ابن البخاری» با ابو نصر بخاری (قرن چهارم) بسیار بعید به نظر می‌رسد. ر.ک. پاورقی 4، ص. 963.

[48]. غثّاً وسمیناً وصحیحاً وسقیماً: در نسخه چنین است. بعید نیست «و»ی اول و سوم تصحیف «أو» باشد.

[49]. در حاشیه، یادداشت «المدرة أی الحجر» دیده می‌شود.

[50]. این علامت نشان می‌دهد که اشکال نسب در اینجاست.

[51]. تهذیب الأنساب، ص. ١٨٠ (مطابقت معنایی و با تفاوتهایی. از جمله، عبد الله: عبید الله). از متن تهذیب نمی‌توان حکم انقراض نسل حسین داد.

[52]. با نقطه ها، به شکل علامت خاص نوشته شده است. ر.ک. تصویر ١.

[53]. علامت اختصاری «منقرض».

[54]. المجدی، ص. ١٠٧ (وولدین: أولد بنین).

[55]. سس – نصیر.

[56]. تهذیب الأنساب، ص. ١٦٦. حکم «لا بقیّة له» در تهذیب دیده نمی‌شود.

[57]. سس - بنI.

[58]. سس – الکاظم.

[59]. سس – بعدم.

[60]. به پاورقی 7 صفحه قبل مراجعه شود.

[61]. بل – بالای این کلمه که البته صحیح است یادداشت «قال العمری: الثابت* أنّه سجری*/سجوی*» اضافه شده است.

[62]. المجدی، ص. ٢٣.

[63]. تهذیب الأنساب، ص. ١٠٦.

[64]. بل - بیت.

[65]. معنی اصطلاح «فی صحّ» به گونه های مختلف توضیح داده شده است. آنچه که به نظر مصحح مناسب قرینه اینجا می‌آید توضیحی است که می‌گوید: «إذا کُتبت فی عرض الإسم فلا یخلوا إما أن تکون قبله أو بعده أو فوقه. فالأوّل یدلّ علی أنّ الشکّ فی اتّصال ولده به». ابن عنبة، عمدة الطالب (الوسطی)، ص. ٣٧٢ (از «رسالة فی بیان اصطلاحات النسّابة» که در آخر کتاب ضمیمه شده است).

[66]. زائد.

[67]. سس - غایات.

[68]. سس – السکوان.

[69]. سس – السکوان.

[70]. لکثرة صلاته: سس – لکسرة صلاة.

[71]. الحسن بن جعفر: سس – الحسین بن الجعفر.

[72]. سس – الحی.

[73]. «الحوالی» در هر دو نسخه. تصحیح قیاسی.

[74]. سس – أنسابه.

[75]. بل – میینات. سس – منتـسـاب. تصحیح قیاسی.

[76]. بل – با نقطه‌ها به شکل علامت خاص نوشته شده است. (ر.ک. پاورقی 3، ص. 979).

[77]. سس – الطالبین.

[78]. سس – فولد.

[79]. سس – أمّ.

[80]. بل - عـٮان.

[81]. سس – بن.

[82]. سس – القرص.

[83]. سس – القرص.

[84]. از «بن علی الرضا» تا اینجا: سس - إلی الأرض.

[85]. سس – تغیب.

[86]. فی کتاب: سس – کتابه.

[87]. المجدی، ص. ١٣٥ (محمّد الأشقر بن عبد الله).

[88]. سس – المتعدّی.

[89]. تهذیب الأنساب، ص. ٢٤٠ (با تفاوتهایی در جمله بندی).

[90]. بل – بابن.

[91]. بل – صفی*.

[92]. سس - بغایات.

[93]. سس - نهایات.

[94]. سس – بن.

[95]. سس – الطالبین.

[96]. سس – عن.

[97]. بل - دو خط کوتاه نقطه چین قرمز رنگ در بالای اسم «الحسین» با فاصله چند از یک دیگر قرار دارد.

[98]. المجدی، ص. ١٢٨.

[99]. بل – وأمّا*.

[100]. سس - ولد.

[101]. تهذیب الأنساب، ص. ١٨١ (با تفاوتهای جزئی).

[102]. بل - در زیر «علیهم السلام، والله أعلم» عبارت «موسی لا شکّ أنّه دعی کذّاب» نوشته شده است.

[103]. بل – ومن کتب.

[104]. سس – باذا*.

[105]. سس – کاذب.

[106]. هویت این فرد نزد مصحح نامعلوم مانده است.

[107]. فقره مطابق درالمجدی، صص. ١٣٤-١٣٦ یافت نشد.

[108]. علی بن أحمد: سس - أحمد بن علی.

[109]. سس – وقعت.

[110]. سس – القرض.

[111]. سس – الغسان.

[112]. أبی بکر: بل – محمّد.

[113]. محمّد المحلّ: بل – طاهر وأبو ماجد محمود وأبو البرکات الحسن وأبو الحسن علی محمّد المحلّ.

[114]. زاید به نظر می‌آید. ر.ک. العمری، المجدی، ص. ١٩٨.

[115]. فی مشجّره أبو الحسن: بل – أبو الحسن فی مشجّره.

[116]. سس – طعطعه.

[117]. بل – آغاز جمله بعدی، یعنی «قابلت هذا النسب الشریف بحضرة والدی» دو بار، در گگ. ٢٢ر و ٢٢پ نوشته شده است.

[118]. سس – هذه.

[119]. سس – وجدت.

[120]. بل – الدی.

[121]. بل – فوجده.

[122]. سس – کالسمن.

[123]. سس – ابلس.

[124]. بل – ربّه.

[125]. سس – فقط «ــعین» واضح دیده می‌شود. امکان دارد «تسعین» هم خوانده شود.

[126]. بل – وظهر.

[127]. أحمد بن المهنّا الحسینی: سس – ابن الحسین.

[128]. سس - عٮّاب.

[129]. سس – الطاوس.

[130]. السیّدین التقیّین الدیّنین: سس – السید بن نعیتین* المدنیین.

[131]. سس – تبمّمون*.

[132]. بل – بفصلاً.

[133]. سس – الطاوس.

[134]. سس – الحسینی. بل – بن الحسین. تصحیح قیاسی.

[135]. بل – الحسن.

[136]. علی میمون: سس – علی بن میمون.

[137]. سس – عنه.

[138]. بل – نسابة.

[139]. بل – عبد.

[140]. بل – عبید.

[141]. سس – الکتیانی*.

[142]. سس – به میمون.

[143]. عبید الله بمصر: سس – عبد الله عصر. فقره مطابق در المجدی، صص. ١٩٧-٢٠١ یافت نشد.

[144]. سس - ٮمن.

[145]. بل – النسابة.

[146]. سس – حروفی چند، به شکل «قون*»، در بالای «فقد» قرار دارد.

[147]. سس – المخبث.

[148]. کذا در هر دو نسخه (بل – بدون نقطه).

[149]. أبی جعفر: در بل در بالای «محمّد» قبلی قرار دارد.

[150]. سس – با اینکه «بن» بزرگتر از معمول نوشته شده است فاقد علامت «I» است.

[151]. سس – وعن.

[152]. دعی کذّاب: در بل این دو کلمه بالای «علی الورد ...» قرار دارد و جلوی «دعی» علامت مانندی به شکل «» نیز دیده می‌شود.

[153]. الورد دواب بنی: بل – الورد ٮٮی*.

[154]. سس - ٮٮن.

[155]. الوردی بنی: بل – الورد ٮٮی*.

[156]. شیخ الشرف العبیدلی، تهذیب الأنساب، ص. ٢١٥ (با تفاوتهایی).

[157]. سس – أنسابه.

[158]. للشریف النقیب الشیخ: بل – للشیخ الشریف النقیب.

[159]. سس – ٮواٮی.

[160]. سس – یقول.

[161]. سس – البصیر.

[162]. بل - یدوحه*.

[163]. بل – عامریة. سس – عامدبه. تصحیح قیاسی.

[164]. بل – نصرة.

[165]. سس – الوذربنی.

[166]. سس - لادوی.

[167]. المجدی، ص. ١٨٩ (با تفاوتهایی: از جمله، الورد بنی*: الورزنینی؛ ان أقرء: یجب أن أقرء). ابن کتیله مذکور در اینجا در المجدی، ص. ١٨٣ نیز به عنوان استاد عمری ذکر می‌شود (در هر دو مورد به عنوان أبو الحسین).

[168]. سس – سیّد برمی. «برمی» در بالای «سیّد»، به طوری نوشته شده است که شکل این ترکیب در مجموع شبیه «سیّدی» است.

[169]. نسب مذکور در جمله بعدی با نسب شناخته شده شیخ احمد رفاعی (ت ٥٧٨) شباهت دارد. ر.ک. مثلاً، تاج الدین ابن زهرة، غایة الاختصار فی البیوتات العلویّة المحفوظة من الغبار، تصحیح محمّد صادق بحر العلوم، نجف: المطبعة الحیدریّة، ١٣٨٢هـ، صص. ٧١-٧٢.

[170]. المجدی، ص. ١٠٧.

[171]. سس - الاٮشای.

[172]. أحمد خواجه: بل – خواجه أحمد.

[173]. مطابق نظر دوین دویس و عاشربیک مؤمنوف این فقره نسخه بل را قدیمترین نسخه خطی شناخته شده می‌سازد که در آن نسب شیخ احمد یسوی ذکر شده باشد. ر.ک.

Devin DeWeese and Ashirbek Muminov (ed.), Islamization and Sacred Lineages in Central Asia, pp. 272, 280.

[174]. بل – الغفّار.

[175]. سس – الحنفی.

[176]. تهذیب الأعقاب: سس – التهذیب ٮرلاعقاب.

[177]. تهذیب الأنساب، ص. ٢٦٤ (با مطابقت معنایی).

[178]. دویس و مؤمنوف در صص. ٢٧٠-٢٨١ اثر مذکور (Islamization)، به بحث مفصل این فقره و فقره پیشین (راجع به شیخ احمد یسوی) پرداخته اند که در موضوع کتاب آنان از اهمیت ویژه ای برخوردار است. در اثنای آن، قرائت اصح و شکل اصلی اسامی مذکور در سلسله نسب این فقره نیز بر اساس منابع بومی آسیای مرکزی پیشنهاد شده است. با آنکه پیشنهادهای آنان بس قانع کننده به نظر می‌آید، مصحح صرفاً در مواقعی که صورت موجود در نسخه های خطی بیان الادعیاء اجازه بدهد قرائت پیشنهادی آن دو پژوهشگر را بپزیرد، آن را در متن منعکس ساخته است.

[179]. ترکستان بیاکا خان: سس – ترکستانی یباکا خان.

[180]. سس – یباکا خان.

[181]. حعدی تیکین: سس - صعد بن نیکین. مطابق نظر دویس و مؤمنوف، صحیح «جغری تیکین» است (Islamization, p. 274).

[182]. بل – حمیر. سس – حمین. مطابق نظر دویس و مؤمنوف تصحیح گردید.

[183]. سس – ارید.

[184]. سس – قرا بقرا خان.

[185]. بل – برکیّة.

[186]. سس - أمٮٮها.

[187]. العمری، المجدی، ص. ٢٢٣ (حادر: حمادة؛ حمامة: جمانة).

[188]. تهذیب الأنساب، ص. ٢٦٤ (با مطابقت معنایی).

[189]. بل – الرٮدی*.

[190]. «کادت» در نسخه.

[191]. «کافیة» در نسخه.

[192]. زائد.

[193]. «العمی»، «الٯی»، ویا «الٯمی» هم ممکن است باشد. در اصل «القمی» بوده است؟

[194]. «لی السواما» در نسخه.

[195]. عشر ولداً: «غیر ولذا» در نسخه.

[196]. «وجده» در نسخه. المجدی، صص. ١٨٣-١٨٤ (جعفر: جعفر الشاعر).

[197]. زائد.

[198]. «کافیة» در نسخه.

[199]. تهذیب الأنساب، ص. ٢٢١ (با مطابقت معنایی). قول شیخ الشرف در واقع تا «سلیمان، علی» است.

[200]. سس – الحٮٮلی. بل – جینلی. تصحیح قیاسی بر اساس العمری، المجدی، ص. ٦٠.

[201]. بل – الحسن.

[202]. سس – وتعقب.

[203]. بل – مشجّر.

[204]. سس – عتاب.

[205]. سس – کاوس.

[206]. سس – الحسینی.

[207]. رضه: بل –  رحمه.

[208]. بل –  با نقطه‌ها به شکل علامت خاص نوشته شده است (تقریباً، به سبک علامت مذکور در پاورقی 3، ص.  979).

[209]. محمّد هذا حضر عندی: سس – محمدا حصر هدا.

[210]. سس – معینة.

[211]. سس – عوض.

[212]. سس – اضل.

[213]. سس – معینة.

[214]. ولم یعقب: سس – من غیر عقب ٮعٯٮ*.

[215]. با دو نقطه به شکل علامت خاص نوشته شده است (تقریباً، به سبک علامت مذکور در پاورقی 3، ص.  979). به اضافه، حرف ب به قرمز نوشته شده است.

[216]. بل – الرحوی*/الدحوی*.

[217]. بل – در بالای اسم علی، به عنوان وصف علی نوشته شده است.

[218]. سس – أحد.

[219]. سس – کادت.

[220]. سس – وقعت.

[221]. سس – مشجرة.

[222]. سس – شیلبی*. بل – شدی. تصحیح قیاسی بر اساس العبیدلی، تهذیب الأنساب، ص. ١٦٧.

[223]. سس – بیت.

[224]. بل – مبین.

[225]. سس – یونس.

[226]. سس – العرض.

[227]. بل – بمدٯٮه.

[228]. علی بن محمّد: بل – محمّد بن علی. در بل، علامت «ح» در بالای «علی» و علامت «حه» مانندی (ه به شکل باز نوشته شده است) در بالای «محمّد» نوشته شده است.

[229]. در هر دو نسخه با نقطه‌ها به شکل علامت خاص نوشته شده است (تقریباً، به سبک علامت مذکور در پاورقی 3، ص.  979).

[230]. سس – واحده.

[231]. یک «بـــــن» کشیده «أبو طالب» را به «علی» دیگر وصل نموده است (یعنی علی دیگر را به عنوان پسر ابو طالب نشان داده) و راجع به این علی دیگر عبارت «تُوفّی علی بن أبی طالب فی ربیع الأوّل سنة إحدی وثلاثین وخمسمائة، لا عقب له» نوشته شده است. همچنین یادداشتی درباره خود ابو طالب نیز چنین آمده است: «توفّی یوم الجمعة فی التاسع فی صفر إحدی وثلاثین وخمسمائة».

[232]. عبارت یادداشت مانندی نیز در نزدیکی این فقره نوشته شده است: «علی ض، محمّد، خلیفة، حسین، مهدی بنو أبی طالب مٮٯٮل* الأوقاف المذکور بن محمّد بن الحسین بن الحسن بن الحسین بن محمّد الأعلم».  البته اسم پسران ابو طالب با اسم ابو طالب به شکل نمودار پیوند داده شده است که مصحح به شکل جمله معمولی در آورده است.

[233]. بل – الحسن.

[234]. سس - الشبیب.

[235]. سس – انشت.

[236]. سس – الششب.

[237]. بل – ٮعقل. سس – ٯصٮل.

[238]. سس – له کذلک.

[239]. بل – الشرای.

[240]. شروع دومین قسمت با خط زیر، یعنی «وقع» تا اینجا، درست زیر اسم جعفر قرار دارد. اما این نسب طوری نوشته شده است که امکان آن را نیز باقی می‌گذارد که این عبارت به محمد، پدر جفعر، یا به احمد دوم در نسب ارتباط داده شود.

[241]. سس – حدان.

[242]. بل – بالسٮرای.

[243]. سس – من.

[244]. قال إنّه: بل – قال بن مجتبی بن حسن بن قطب الدین بن فخر الدین أبی البرکات المحدّث إنّه. گویا فقره ای از [٣٩/LIV] به اشتباه اینجا گذاشته شده است.

[245]. بنی رٮٮد: سس – بینی وینبک.

[246]. بل – حمانیه*. سس – حاسبة*. نظر به دو مورد در [٣٩/LIV] که در بل ضبط «حماسه» نسبتاً واضح دیده می‌شود این شکل اتخاذ گردید.

[247]. سس – کاذب.

[248]. «فی» در نسخه.

[249]. بل - قسمت بین ( ) در [٣٧/LII] دیده می‌شود که گویا اشتباه باشد. به پاورقی 13صفحه قبل مراجعه شود.

[250]. سس – الصدیر.

[251]. سس – السیاوه.

[252]. من حماسة الرحبة: سس – بن الحمد وحٮا*.

[253]. بل - جریده.

[254]. سس – الحمد.

[255]. بل – احی* کول*.

[256]. سس – بیت.

[257]. سس – النسّابة.

[258]. بل – ٮٯال. سس – فقال.

[259]. سس - بالحرٮره.

[260]. سس -  سعید.

[261]. بل – با نقطه‌ها به شکل علامت خاص نوشته شده است (تقریباً، به سبک علامت مذکور در پاورقی 3، ص.  979).

[262]. سس – ورح.

[263]. سس –  الاشانی.

[264]. المجدی، صص. ١٠٦-١٠٧ (عبید: عقیل).

[265]. سس – وأحمد.

[266]. تهذیب الأنساب، صص. ٨٥-٨٦ (با مطابقت معنایی). «لا غیر» از صاحب رساله است.

[267]. سس – فی أحمد.

[268]. بل – با نقطه‌ها به شکل علامت خاص نوشته شده است (تقریباً، به سبک علامت مذکور در پاورقی 3، ص.  979).

[269]. سس – العمر بن.

[270]. سس – قوله.

[271]. سس – وکذا.

[272]. بل – سلمان.

[273]. المجدی، ص. ٩٣.

[274]. بل – جریده.

[275]. سس – الصوف الصحیحی.

[276]. به سبب تراشیده شدن سطح کاغذ ناخواناست.

[277]. بل – وجد.

[278]. والإعانة: بل - لما عاره.

[279]. بل – حاد.

[280]. سس – الثمرقندی.

[281]. بل – الحلاحله.

[282]. در هر دو نسخه از «حشار» تا اینجا به این شکل نوشته شده است. تنها تفاوت موجود بین بل و سس این است که در نسخه اخیر «دعی» و «ما ثبت له» همیشه در یک سطر، به شکل «دعی ما ثبت له نسب»، نوشته می‌شود.

[283]. بل – الآخر.

[284]. بل – حره. سس – جرت. تصحیح قیاسی.

[285]. در بالای «مشجرّ العبیدی» علامتی گذاشته شده است تا اشاره بکند که به فقره زیر (که در عین صفحه قرار دارد و با علامت همشکل مشخص شده است) به عنوان یاددشات (عین پاورقی امروزی) مراجعه شود: «مشجّر العبیدی الذی بنسخة السیّد المرحوم سلطان القمّی الحافظ لکلام الله تعالی وبعض علوم أحداه [کذا: الصحیح - أجداده] الطاهرین عم وأنا ما رأیته لکن رأیت من عرّفنی خطّه وقال لی: هذا خطّ السیّد سلطان العجم القمّی. وعمّی المرحوم السیّد عزّ الدین ابن حمزة بن علی بن محسن الحسینی رآه للسیّد سلطان وعرف خطّه وعرّفنی به، والله أعلم بالصواب منّی، وکتب علی بن قاسم الحسینی».

[286]. بین { } البته الحاق بعدی توسط ناسخ بل، علی بن قاسم حسینی موسوی نجفی، است. نظر به اهمیت محتوای آن جهت شناسایی هویت ناسخ در اینجا ارائه شد.

[287]. سس - بـIـن.

[288]. سس – بن بـIـن.

[289]. عبد الله: بل – بن عبد الله.

[290]. سس - عقیبه.

[291]. زائد.

[292]. در بل جمله آخر، یعنی «قال النقیب شرف الدین» به بعد، پیش از جمله قبلی، یعنی «لیس لعبد الله» به بعد، نوشته شده است.

[293]. بیان این مدعی در بل با اندک تفاوتی دو بار تکرار می‌شود. مورد دوم [-/LXV] است.

[294]. در بل این کلمه «بــــن» بین محمد و علی با استفاده از دو «بـــ» اضافی که به «ــن» مشترک وصل شده است به سه شاخه منشعب شده است و «حسین من مشهد طوس» و فاطمة به عنوان برادر و خواهر محمد درج شده اند. به علاوه درست بعد از اسم فاطمة چند تا حرف (گویا یک کلمه) دیده می‌شود، ولی مصحح نتوانسته است آن را بخواند. در سس، عبارت «فاطمة بنت حسین من مرقد طوس» درست زیر «محمّد بن علی بن محمّد بن» دیده می‌شود.

[295]. در هر دو نسخه، با نقطه‌ها به شکل علامت خاص نوشته شده است (تقریباً، به سبک علامت مذکور در پاورقی 3، ص.  979).

[296]. سس – الإمام.

[297]. المجدی، ص. ١٢٨.

[298]. سس – بالای «الحمید»، «لله» نوشته شده است.

[299]. سس – کتبه.

[300]. بالرملة وانقرضوا: سس – بالدمله العرضوا.

[301]. با متن العبیدلی، تهذیب الأنساب، صص. ١٥٦-١٥٧ مطابقت ندارد.

[302]. در هر دو نسخه، با نقطه‌ها به شکل علامت خاص نوشته شده است (تقریباً، به سبک علامت مذکور در پاورقی 3، ص.  979).

[303]. بل – موسی محمّد.

[304]. کافّة النسّابین: سس – کافیة النسابة.

[305]. المجدی، ص.  ١٢٠.

[306]. تهذیب الأنساب، ص. ١٩٠ (با اندک تفاوت لفظی).

[307]. بیان این مدعی قبلاً نیز آمده است ([٤٦/LXI]).

[308]. در بل، عین آنکه در پاورقی ٩ صفحه قبل توضیح داده شد اینجا نیز صورت گرفته است.

[309]. تهذیب الأنساب، ص. ٦٤ (الحسین: الحسن).

[310]. بل – أبیه.

[311]. تهذیب الأنساب، ص. ١٨١ (مطابقت معنایی).

[312]. سس – وطعن.

[313]. سس – انتسابه.

[314]. از نام او مشخص می‌شود که وی عضو بنو کلبون، شاخه ای از بنی عباس، و در واقع پسر ابو تمّام محمد بن ابی المکارم هبة الله است (تاریخ وفات پدر ٥٧٦ می‌باشد). خاندان بنو کلبون نسب شناسان زیادی را پرورش داده است. برای شرح حال ابو تمام محمد، ر.ک. الصفدی، وافی بالوفیات، ج. ٥، تصحیح س. دیدرینغ، شتوتغارت: فرانز شتاینر، ١٤١١ هـ/١٩٩١ م، ص. ١٥٢.

[315]. سس – غیر.

[316]. با خط نقطه چین قرمز رنگ و گویا با الف اول («ابن») نوشته شده است. در سس نیز، به جای کلمه «بن»، یک «ه» مانندی به قرمز نوشته شده است.

[317]. بل – کایله.

[318]. زائد.

[319]. سس – عنان.

[320]. سس – وقعه.

[321]. سس – ٯلیلا.

[322]. سس – کامل.

[323]. بل – قیل.

[324]. سس – شرف.

[325]. سس – العروان.

[326]. بل – ٯٮل. سس – قیل.

[327]. در بل از اسم «محمّد» خطی کشیده شده است و یادداشت زیر نوشته شده است: «محمّد هذا دلّال یعرف بابن رحٮداٮ* من مشهد الحسین عم. هذا صورة ما ذکره السیّد شرف الدین عبد الحمید النسّابة. من مشجّرة ألّفها باسم ولده السیّد تاج الدین بن عبد الحمید رحه».

[328]. در بل از اسم «إبراهیم» خطی کشیده شده است و یادداشت زیر نوشته شده است: «أولاد دراس [کذا] بن جعفر الکذّاب. قال ابن عدنان فی مشجّره: عبد الله وأحمد والهاشم وإسحاق ومحسن وعبد الواحد وإسماعیل ومحمّد وصالح ویوسف وعیسی، ولم یُذکر له ولد اسمه إبراهیم البغدادی، والله أعلم».

[329]. سس – ارحا.

[330]. بل – عله (با هـ ی باز).

[331]. عبد الله الصادق: سس – عبد الصادق.

[332]. سس – العابد.

[333]. انتحله وزره: بل – انتحل ورر ده*.

[334]. المجدی، صص. ١٤٨-١٥٩ (علی: عیسی).

[335]. اسم جعفر و محمد به شکل نمودار با اسم پدر آنان محمد وصل داده شده است. مصحح آن را به شکل جمله معمولی در آورده است.

[336]. به همین شکل چند تا نقطه جلوی کلمه «بن» گذاشته شده است.

[337]. بل – المتیمون.

[338]. سس – تعرقوا.

[339]. سس – أو.

[340]. «أخویه» در هر دو نسخه.

[341]. أبو حاجّ: سس – الزجّاج.

[342]. بل – سلمان.

[343]. تهذیب الأنساب، ص. ١٨١ (با تفاوتهای لفظی).

[344]. سس – الزمٮاح.

[345]. به منظور «ج»، برای «درج»؟

[346]. در بل در بالای، و در سس در زیر «عبد الله» گذاشته شده است.

[347]. احتمالاً یکی از این دو تا «ح» علامت کمکی املائی است که تأیید می‌کند حرف سوم در «اسحق» (در اصل چنین است)  به جز «ح» نیست.

[348]. به نظر می‌رسد وجود «ح» در اینجا نیز به منوال پاورقی قبلی قابل توضیح باشد.

[349]. سس – العرض.

[350]. سس – العرض.

[351]. تا اینجا با تهذیب الأنساب، ص. ١٤٧ مطابقت دارد (با تفاوتهای لفظی).

[352]. این «بن» بزرگ، ولی بدون علامت «I»، نوشته شده است.

[353]. «الصمصام» در نسخه.

[354]. المجدی، ص. ١١٠ (باید «بن الحسین» آخر متن «والحسن» خوانده شود تا مطابقت باشد).

[355]. «حاف» در نسخه.

[356]. «الشیخ» در نسخه.

[357]. تهذیب الأنساب، ص. ١٤٧.

[358]. علیهم اللعنة: روی این عبارت دو خط موازی (=) کشیده شده است تا آن را محو کند.

جشن نامه استاد اشکوری


ارسال نظر
نام
ایمیل
متن
ارسال
تازه ها
پربازدید
مقالات مربرط
اتقان و پختگى در نگارش
اساسنامه موسسه کتابشناسی شیعه
کتابیات 1 | محسن صادقی
حدیث نصر
درنگی برکرامتی از « میرزاطاهرتنکابنی» | علی حسن بگی
معرفی کتاب :زندگانی آیة الله چهارسوقی
شناخت نامه آیت الله حاج شیخ محمد حسین احمدی گلپایگانی|علی حسن بگی
معرفی "احوال و آثار بهاء الدین عاملی معروف به شیخ بهایی"
مروری اجمالی بر تطور فقه فتوایی
سیّد جعفر کشفی دارابی بروجردی (1189-1267ق) : سید حجّت کشفی
اشتباه تنقيح المقال درباره مدفن فخرالمحققين
ميرزا محمد تقى شيرازى قدس‏ سره (م 1338)
ذکر شریف "یا فاطمه" سلام الله علیها
آيه‏ اللّه‏ ميرزا محمد حسين نائينى قدس ‏سره (م 1355)
ناراحتى حضرت زهرا عليهاالسلام
ابعاد شخصيت شيخ انصارى
یادنامه مرحوم حضرت آیت الله محمد واعظ زاده خراسانی
انتشار شماره 11- 12 کتاب شیعه
شماره ششم کتاب شیعه منتشر شد .
حكيم جهانگيرخان قشقايى قدس ‏سره (م 1328)
سید صدرالدین صدر
شيخ محمد فاضل شربيانى قدس‏ سره (م 1322)
الصحف المطهره منتشر شد
سرگذشت ميرزا صادق آقا به قلم واعظ خيابانى
‌فضل بن شاذان در «‌الكافی»
رضا مختاری
دسترسی به متن کتابهای نرم افزار مکتبه اهل بیت علیهم السلام
عبد الحسین طالعی
جرعه ای از دریا جلد اول| مقالات آیت الله شبیری زنجانی
قربان مخدومی
ترجمه های صحیفۀ سجادیه به زبانهای غیر فارسی / سید امیر حسین اصغری
اجازه سید حسین موسوی خوانساری به میرزای قمی و تذکر یک اشتباه | محسن صادقی
همایش بزرگداشت علامه سید هبة الدین شهرستانی در دانشگاه کوفه + تکمیلی
نامۀ آية‏اللّه‏ العظمى مرعشى نجفى به استاد سعيد نفيسى / عبد الحسین طالعی
علی اکبر زمانی نژاد
یادداشتی به قلم آیت الله خویی درباره تشرف شیخ محمد شوشتری کوفی
آیت الله سید محمد نبوی عالم سرشناس دزفول دعوت حق را لبیک گفت
اسرار الصلاة شهيد ثانى رحمه‏الله | علی اکبر زمانی نژاد
فهرست نسخه های خطی کتابخانه مجلس شورای اسلامی 31 / از ابوالفضل حافظیان بابلی
احسان الله شكراللهی طالقانی
ابوالفضل حافظیان
بازدید مقام معظم رهبری از غرفه موسسه کتاب شناسی شیعه در نمایشگاه مشکات
مشروع ‏الموسوعة الكبيرة حول‏ التراث المكتوب للشيعة أوالوسيلة إلى تصانيف الشيعة
نامه هایی از و به مرحوم دکتر سید جعفر شهیدی / به مناسب سالروز درگذشت دکتر شهیدی
سندی منتشر نشده از آیت الله خویی در دفاع ازانقلاب اسلامی مربوط به 48 سال پیش
گزارشی از عملکرد 6 ماهه موسسه کتاب شناسی شیعه
تحقیق و انتشار نهج‌البلاغه از روی کُهَن‌ترین نسخه‌های موجود
به مناسبت در گذشت دکتر محمود فاضل
سندی نو یافته به خط مبارک شهید ثانی (ره) درباره خاندان شهید اول و علمای جبل عامل
بزرگترین کتاب‌شناس قرن اخیر +تصاویر
نمایش فایل های ویدئویی
ابتدای سایت | Back to top